نویسنده: شاهین کلانتری

مادرم

مجموعاً ده دقیقه نشد که با دیدن فضا و حس و حال حاکم بر آن تصمیم گرفتم که تا پایان عمر هرگز پایم را به‌عنوان دانشجو توی هیچ دانشگاهی نگذارم…

ادامه »

یک توصیه مهم به دهه هشتادی‌ها

‌آن توصیه که قدیمی به جوان‌ها و نوجوان‌ها می‌گوید؛ با بزرگ‌تر از خودت نگرد؛ چقدر حرف ناپخته و بدی است. اگر مقصود نگشتن با دوست بد است که بدی بزرگ و کوچک ندارد…

ادامه »

چگونه به ذهنم نظم می‌دهم؟

وقتی هر آنچه بلدم و در ذهن پخته‌ام را منتشر می‌کنم، احساس می‌کنم ذهنم پاک‌شده؛ پس برای یادگیری چیزهای جدید مشتاق‌تر می‌شوم…

ادامه »

زشت‌ترین جملۀ دنیا

مطلقاً قابل‌پذیرش نیست که کسی کمبود وقت و مشکلات زندگی را بهانۀ مطالعه نکردن کند. چنین آدمی با گفتن جملۀ بالا بی‌کفایتی و کندی‌ذهن خودش را عیان می‌کند…

ادامه »

مصطفی ملکیان، دامنۀ واژگان، فن بیان و چند چیز دیگر…

خوب حرف زدن نیازی به کلاس فن بیان ندارد؛ گیرم کلاس فن بیان هم رفتی وقتی کلمه‌‌ای نداری چه فایده. انگار بروی گران‌ترین قاشق و چنگال ممکن را بخری اما هیچ اقدامی برای تهیه غذا نکنی و توقع سیر شدن هم داشته باشی…

ادامه »

آدم‌های چای کیسه‌ای چگونه‌اند؟

استعاره‌ها خون تازه‌ای به مفاهیم می‌دهند و چه‌بسا استعارۀ خوبی که می‌سازیم در همه‌گیر کردن حرفی‌ که سال‌های سال مورد غفلت بوده چنان مؤثر عمل کند که آن را به مفهومی جاودانه تبدیل کند…

ادامه »

اگر استعداد داستان‌نویسی نداریم…

نمونۀ بارز غیرداستانی‌نویسانی که به‌خوبی از داستان‌گویی بهره می‌برد مالکوم گلدول است، به‌تازگی کتاب نقطه عطف گلدول با ترجمۀ خوبی از سوی نشر روزبهان منتشرشده…

ادامه »