چگونه کنار دریا زندگی میکنم؟
آدمیزاد اگر میخواهد افق فکریاش گسترده شود، باید کنار دریا زندگی کند.
از بچگی فکر میکردم که زندگی جز در کنار دریا، تباهی است و وقت تلف کردن…
آدمیزاد اگر میخواهد افق فکریاش گسترده شود، باید کنار دریا زندگی کند.
از بچگی فکر میکردم که زندگی جز در کنار دریا، تباهی است و وقت تلف کردن…
دلواپسی برایم خوشآهنگ بود و دیالوگ درخشانی از فیلم ساراباند برگمان را به یادم میآورد، صحنهای که در آن ارلاند یوسفسون، نیمهشب به شکل غمانگیزی رو به لیوا اولمان چنین میگفت…
چند تا یادداشت کوتاه توی ویرگول نوشتهام، اگر دوست دارید آنها را مطالعه کنید…
با این پرسشنامه میتوانید میزان آمادگی خودتان را برای نوشتن یک کتاب غیرداستانی ارزیابی کنید.
در انتهای پرسشنامه، تکنیک مفید و خلاقانهای برای نوشتن کتاب معرفی میشود…
داشتم فکر میکردم که بسیار از آدمهای بینظیری که دوست دارم هم در دهه چهلسالگی عمرشان درگذشتهاند، از آنتوان چخوف تا جلال آل احمد…
گاهی اوقات همهچیز طبق برنامهریزی ما پیش نمیرود، به خاطر پرخوابی، یک کار اداری وقتگیر یا هزار و یک دلیل دیگر نیمۀ اول روزمان هدر میرود؛ حس میکنیم زمان از کف رفته و هیچ کار و درست و درمانی نکردهایم…
برایم نوشتهای گاهی دستودلت به نوشتن هیچچیزی نمیرود؛ و حس میکنی سر مویی ذوقی برایت نمانده تا یک جملۀ درستودرمان بنویسی…
عزیزترین دوست این روزهایم پیام داده که تصمیم گرفته یک هفته موبایلش را سر کار نبرد و نوشته…
گام اول: هنر خوب گوش دادن گام دوم: آیا باید گوشی هوشمند داشته باشیم؟ گام سوم: قوانین کاشت نهفتۀ رؤیا گام چهارم: تکرار کاری ملالآور به
«وقتی کنارم هستی به فکر کدوم حیوون میافتی؟ چشماتو ببند و فکر کن به حیوونا!» «میتونم بهت بگم اسبِ خوشقواره یا اسب کوچولو یا مادیان.
من هر وقت بی حوصله و کسل باشم میروم سراغ نوشتن. من زمانیکه خسته و مستاصل باشم میروم سراغ نوشتن. من در اوج درماندگی و
به گمانم فکر جسورانهی عجیبی بود، دنبال گرفتن سرنوشت یک درخت. چهار سال پیش بود که برای اولین بار رفتم کرمان. کنار یک پیادهرو، در
جلوی میز کارم فقط یک نوشته به چشم میخورد، آن هم دعای اشپیگل در فیلم چهرهی اینگمار برگمان است: خدایا مرا به عمل وادار همیشه از
من به تنوع اهمیت میدهم. به همین خاطر زمانی که کاریکاتور نمایشگاهی میکشیدم هرگز به سبک شخصیام نرسیدم. با ماندن در یک سبک مشخص احساس
عکس بالا را نوروز امسال در پاوه گرفتم. دیدن شهر پاوه و طبیعت بکر آن شگفت زده ام کرد. به نظرم جاده کوهستانی پاوه به
جایی که دوست دارم در آن زندگی کنم، دقیقاً در میان همین درخت هاست جایی که بیشتر وقت ها هوا ابری است. موبایلم را نمیبرم.