فهرست بهترین مجموعه داستانهای فارسی
این فهرست بهتدریج تکمیل میشود. سه قطره خون از صادق هدایت خیمهشببازی از صادق چوبک داستانهای کوتاه از مهشید امیرشاهی مد و مه از ابراهیم
این فهرست بهتدریج تکمیل میشود. سه قطره خون از صادق هدایت خیمهشببازی از صادق چوبک داستانهای کوتاه از مهشید امیرشاهی مد و مه از ابراهیم
مادری و فرزند خردسالش را تصور کنید که به دست یک تبهکار در اتاقی کوچک زندانی شدهاند. کودک که در همان اتاق زاده شده و
چه بهتر که قصهپردازی را با ماجرا و شخصیت بیاغازیم، اما گاهی هم میتوان با مضمون یا درونمایه پا به دنیای خیال نهاد. در نقشهی
با نوشتن داستان کوتاه: لذت اتمامِ نگارش یک اثر کامل را زودتر و بیشتر تجربه میکنیم. برخلاف نگارش رمان که زمانبر است و خاصه در
آدمی، خاطرهی آدمی است. -هنری برگسون به مراسم احضار روح خوش آمدید؛ ارواح خاطرات. گوی بلورین ما قلم و کاغذ است. کانونیترین خاطرهی شما کدام
فرزندت را گروگان گرفتهاند و در ازای آزادیاش پولی میطلبند که اگر کل اموال خیشاوندانت را هم بفروشی باز هم از پس پرداختش برنمیآیی. چنان
نه. اشتباه نکن. تعداد زبانهای مردهی دنیا خیلی بیش از اینهاست. با پایان هر رابطهی دیرنده، زبانی میمیرد. به «عزیزِ رفته از دست رفته» بیندیش
قصهنویسی ایده و انگیزه میطلبد. ایده و انگیزه هم مفتکی به چنگ نمیآید، لااقل همیشه. حالا چاره چیست؟ اینکه یک فهرست «ایدهزا» بسازی؛ و مجموعهیی
عصری اولین جلسهی حلقهی چخوف برگزار شد، با جمعی از همسفران زلالِ مدرسه نویسندگی. با قصهیی از خودِ چخوف آغازیدیم: «بوسه»؛ از آثار سرآمد
پیوند فصل یک پیوند فصل دو پیوند فصل سه پیوند فصل چهار فصل پنج: دو هفته گذشت و خبری نشد و من
گفت داستانی بنویس که تحقیق برای نگارش آن وادارت کند به انجام کاری که از آن طفره میروی. مثلن اگر سالهاست که میخواهی برنامهنویسی یاد
بخش اول: بیا فکر کنیم هر روزمان یک داستان است. گاه داستانی کوتاه و گاه داستانی بلند. ما شخصیت اصلی داستان هر روز از زندگیمان
با از دست دادن چه چیزی یا چه کسی شدیدترین احساسات را تجربه کردید (خشم، اضطراب، اندوه و…)؟ زخم کدام باختِ کهنه هر بُرد تازهیی
امروز در وبینار اهل نوشتن تصمیم گرفتیم با هم داستان کوتاه بنویسیم. جرقهی ما بر شکل دادن به ایدهی داستان: زنی یک روز صبح از
زنی تنها وارد کافه شد. در گوشۀ دنجی نشست. یک کتاب با چند برگۀ سفید روی میز گذاشت. قهوه با شکر کم سفارش داد و
نقل قولی که در ادامه میخوانید بخشی از سخنرانی ماریو بارگاس یوسا دربارۀ کارل پوپر است. من این تکه از سخنرانی یوسا را همیشه در
دربارۀ بازخورد دادن به نوشتهها قبلا این مطلب را نوشته بودم. حس کردم نقل این مطلب به تکمیل مقالۀ قبلی کمک میکند: یک نمایشنامهنویس تازهکار
داستان معمولی آدمهای معمولی داستان معمولی آدمهای غیرمعمولی داستان غیرمعمولی آدمهای معمولی داستان غیرمعمولی آدمهای غیرمعمولی به نوشتههای قبلیات فکر کن. بیشتر در کدام دسته
این یکی از تمرینهای سادهای است که در کلاس نویسندگی خلاق انجام میدهیم: داستان کوتاهی که دوست داریم انتخاب میکنیم. سپس از روی آن مینویسیم