فرشتۀ ثبت افکار و اعمال+گزارش 6 ساعته
نویسندۀ پیگیر و سرسخت در ابتدای مسیر نوشتن باید نقش فرشتۀ ثبت اعمال را ایفا کند.
تمرین نوشتن نه با تخیل دربارۀ چیزهای عجیبوغریب، که با نگارش حدیث نفس و چیزهای ظاهراً ملالآور زندگی روزمره پا میگیرد…
نویسندۀ پیگیر و سرسخت در ابتدای مسیر نوشتن باید نقش فرشتۀ ثبت اعمال را ایفا کند.
تمرین نوشتن نه با تخیل دربارۀ چیزهای عجیبوغریب، که با نگارش حدیث نفس و چیزهای ظاهراً ملالآور زندگی روزمره پا میگیرد…
من جامعهشناس و پژوهشگر نیستم، موارد زیر را بهعنوان یک جوان ایرانی، پس از مشاهدۀ خودم و اطرافیانم نوشتهام. بهتدریج دربارۀ هر یک از موارد
شاید بزرگترین ترس زندگی من هم همین باشد؛ روزی که آگاهانه تصمیم بگیرم شاعر شوم…
نقل است که انیشتین معمولاً طی شبانهروز دوازده ساعت میخوابید و در توجیه خواب مفصلش میگفت: اذهان بزرگ به خوابهای بزرگ نیاز دارند…
نوشتن از نوشتن و خواندن دربارۀ نوشتن را دوست دارم، چون بیش از هر چیزی دیگری مرا به بیشتر نوشتن وامیدارد…
دیدن آدمهای حرفهای که کارشان را عمیقاً میفهمند خوشحالم میکند…
هر طور هم حساب کنیم، بیدار شدن در ساعت 5 صبح یک مزیت رقابتی مهم و تعیینکننده در پیشرفت و موفقیت فردی است…
الان چند روزی است که «سبکبارن ساحلها» مثل خورده افتاده به جانم و رهایم نمیکند…
وقتی دنبال ایدۀ تازهای میگردم، یا میخواهم دربارۀ موضوع مهمی تصمیمگیری کنم و نیاز به روشهای خلاقانه دارم از این روشن بهره میگیرم…
آن توصیه که قدیمی به جوانها و نوجوانها میگوید؛ با بزرگتر از خودت نگرد؛ چقدر حرف ناپخته و بدی است. اگر مقصود نگشتن با دوست بد است که بدی بزرگ و کوچک ندارد…
بل گفته بعد از هیتلر بسیار از واژهها معنی اصیل و شریف خودشان را از دست دادند، کلماتی مثل آزادی و عدالت لوث شدند و دیگر تداعیهای قبلی را نداشتند…
همین یک چراغ که روشن نگه داشتهای، حسی از قدرت و اختیار به تو میدهد؛ حتی اگر فکر میکنی همه چیز از دست تو در رفته…
وقتی هیچ ایدهای برای نوشتن ندارم، میروم سراغ متون خوب فارسی و نیم ساعتی را به کلمهبرداری میگذرانم…
وقتی هر آنچه بلدم و در ذهن پختهام را منتشر میکنم، احساس میکنم ذهنم پاکشده؛ پس برای یادگیری چیزهای جدید مشتاقتر میشوم…
مدتها بود با خودم کلنجار میرفتم که آیا درباره موضوعی که امروز میخواهم عنوان کنم، بنویسم یا نه…
مطلقاً قابلپذیرش نیست که کسی کمبود وقت و مشکلات زندگی را بهانۀ مطالعه نکردن کند. چنین آدمی با گفتن جملۀ بالا بیکفایتی و کندیذهن خودش را عیان میکند…