چگونه دیگران را کتابخوان کنیم؟
در ایجاد عادتهای مثبت در خودمان لذت وصفناپذیری وجود دارد؛ اما کار لذتبخش و مفید دیگری هم هست که انجام آن گامی مؤثر در توسعۀ فردی خودمان و دیگران است: ایجاد عادتهای مثبت در دیگران…
در ایجاد عادتهای مثبت در خودمان لذت وصفناپذیری وجود دارد؛ اما کار لذتبخش و مفید دیگری هم هست که انجام آن گامی مؤثر در توسعۀ فردی خودمان و دیگران است: ایجاد عادتهای مثبت در دیگران…
به نظرم نوشتن در پاسخ سؤال زیر علاوه بر اینکه ما را در جریان یادگیری بیشتر و عمیقتر قرار میدهد، تمرینی فوقالعاده برای نوشتن است…
داشتم فکر میکردم راز نویسندگی چیست؟ اصلاً مگر رازی هم در کار است، تو باید بخوانی و بی اندیشی و سالهای سال بنویسی تا شاید خوب بنویسی…
باید خاکوخلی را که سالهای سال تربیت و تحصیل و جامعه روی ذهنمان نشانده کنار بزنیم. باید باورهای کهنه و کلیشهها را کنار بزنیم و مثل بیرون کشیدن الماس از دل سنگها…
از تمایز میگفتم، راحت است، عجالتاً باید آستین همت را بالا بزنی و راهت را اندک اندک از گله جدا کنی…
داشتم فکر میکردم که بسیار از آدمهای بینظیری که دوست دارم هم در دهه چهلسالگی عمرشان درگذشتهاند، از آنتوان چخوف تا جلال آل احمد…
میشاییل هانکه را که میشناسید، فیلمساز اتریشی؛ اولین فیلمش را در 44 سالگی ساخته و اکنونکه هفتادسالگی را رد کرده، فعالتر و پویاتر از همه با هر فیلمش سینمای هنری را یک گام جلوتر میبرد…
خاطرههای سمج را تا ننویسی نمیتوانی فراموش کنی؛ شاید هم باید بنویسی تا فراموش نکنی…
کتاب خواندن من مثل فیلم 21 گرم غیرخطی است؛ یعنی مثل یک داستان سرراست نیست که یک کتاب از اول شروع کنم و تا آخر بروم…
لب ساحل، لپتاپم را گذاشته بودم روی پایم و داشتم مینوشتم که پری دریاییِ چپرچلاقی لنگانلنگان از آب بیرون زد و ولو شد جلویم…
من صبحها زود بیدار میشدم؛ اما مشکل این بود که بعد از پنجاه صفحه مطالعه چشمم گرم میشد و هیچ مقاومتی در برابر وسوسۀ برگشتن به رختخواب نداشتم…
هر یک از این سه بهتنهایی میتواند پیشرفت چشمگیری در توسعۀ فردی ما ایجاد کنند…
هر اتفاقی میتواند فرصتی برای تمرین نوشتن باشد. یکی از این کارها نوشتن خلاصۀ فیلمهایی است که میبینیم. با این کار همزمان چند درس مهم میآموزیم…
دوستی با آدمهای خلاق را دوست دارم؛ امروز من و امین نوشتن اولین کتاب مشترکمان را به پایان رساندیم، کتابی در حوزۀ تکنولوژی که در شکل هم از دنیای دیجیتال تبعیت کرده…
این تمرینها علاوه بر اینکه گام کوچک و موثری برای نوشتن محسوب میشوند، فرصت کوتاهی برای فکر کردن ایجاد میکنند…
ما آدمها عاشق رُند کردنیم. از انتظار برای شنبه و سر برج گرفته تا سر سال و قرن بعد. این موضوع در مدل ذهنی ما ریشه دوانده و به طرز مهلکی باعث اتلاف وقت میشود…
تصور کنید آدم ولخرجی را که تا حوصلهاش سر میرود روانۀ انقلاب میشود و با هر چه ته جیبش هست کتاب میخرد. چنین فردی چه شاد باشد و چه غمگین راهش را کج میکند سمت کتابفروشی…