دسته‌بندی: شعر

از دست سومت

از فصلِ‌ پنجم سال که بنویسی از چهارمین ضلع مثلث یا از ضلع پنجمِ مربع از پلک‌های بلندِ‌ چشمی در میان چشمانت یا ماجرای روز

ادامه »

مومیایی کلمات

می‌کوشی و می‌کوشی واژه‌ها مومی شوند در دست‌هایت سرانجام درمی‌یابی اما مومی هستی در دست کلمات    

ادامه »

عاقبت نویسنده

برخی را هم خیالبافی درباره‌ی فرجامِ چیزها به نوشتن می‌کشاند.  امیرحسین افراسیابی سرود: «پائیز زیباست اما این برگِ فروافتاده را باد به کجا خواهد برد؟*»

ادامه »

نثر شاعرانه در داستان

نثر داستان هم می‌تواند شاعرانه باشد، به شرط آن‌که شعر را بشناسی و شاعرانگی‌ات با فضای داستان سازگار باشد. یکی از راه‌های رسیدن به لحن

ادامه »

نویسنده‌ی هزارچشم

با برخی نمونه‌های کوچک، بسیاری از نکات بزرگ را می‌توان گفت. شعرِ «تفاسیر*» از مرید البرغوثی از همین نمونه‌هاست:  «شاعری نشسته در کافه‌ای‌، شعر می‌نویسد 

ادامه »

احساس چیزها

بیا خیال کنیم اشیا به هم حسادت می‌کنند؛‌ لیوان به فنجان، کتاب به گوشی، انبردست به پیچ‌گوشتی. حسدشان را چگونه به زبان می‌آورند؟  سنگ زیر

ادامه »

چی فکر می‌کردیم چی شد

این ضرب‌المثل به گوشتان خورده که «چی فکر می‌کردیم چی شد»، شعر «غول» از غلامعلی رضوی اجرایی شاعرانه از همین سخن است: «می‌خواستم غولی باشم

ادامه »

با من کاری بکن

ابتدا این شعر شاداب وجدی را بخوانیم: «من مردی را می‌شناسم که خطوط همه‌ی کتیبه‌ها را می‌خواند و همه‌ی زبان‌های زنده و مرده را می‌داند

ادامه »

خخخخخخخ

به بسامد بالای حرف «خ» در واژگان شعر زیر بنگریم: خوابیدار خوابیدار در خاکریز خودسوز خود خو کرده به خوشه‌های خشم و خروش خروس خسته

ادامه »

بیت‌های محبوب من

هر وقت از شعر کلاسیک فارسی دور میفتم احساس خسران می‌کنم. اما ما شعر کهن فارسی را می‌خوانیم که درس زندگی بیاموزیم؟ یا می‌خوانیم که

ادامه »

بیداری تلخ

همین‌که شیفته‌ی شعرهای مسعود احمدی شدم و کنجکاوانه نامش را گوگلیدم دیدم همین یک‌سال پیش جهان را ترک گفته و چه تلخ، در اثر تصادف

ادامه »

شعرهایی که می‌خوانم

اگر اتفاق خاصی مانع نشود روزی یکی-دو دفتر شعر می‌خوانم. اسم کتاب‌ها را همراه با یکی‌-دو سطر از هر کدام اینجا فهرست می‌کنم:   ۲۰

ادامه »