دسته‌بندی: از تدریس

اغراق می‌کنم چرا؟

  گفت:‌ وقتی درمی‌یابم عاشق چیزی شده‌ام که آگاهانه اما پنداری ناگزیر دوست دارم درباره‌ی خوبی و زیبایی آن اغراق کنم. عاشقی اغراق است،‌ اما

ادامه »

رسیدن و آموزاندن

  برخی دستاوردهای کنونی‌ام (از جمله توان انجام آسان بعضی کارها) را زمانی هدفی دور از دسترس می‌پنداشتم. البته شاید این دستاوردها از منظری، ناچیز

ادامه »

واژه واژه مزه مزه

اما به این فکر نکرده بودم که می‌نویسم تا خوشبختی را مزه‌مزه کنم. ساعت از یازده گذشته. می‌خواهم بنویسم. بهانه چیست؟  به خوشی‌های روز فکر

ادامه »

پیشنهادهای من

وقتی به طور مدام در حوزه‌یی خاص به انتشار محتوا می‌پردازی چند شاخه‌ی اصلی در درخت رسانه‌ات نمود بیشتری می‌یابند. در این نوشتار می‌خواهم از

ادامه »

شرح درماندگی درمانگر است

برخی ایده‌هایم هنگام تدریس شکل می‌گیرند. مثلن در واپسین لحظات کارگاه اخیر تمرین نوشتن در توضیح موضوعی گفتم:‌ «شرح درماندگی درمانگر است.» این حرف را

ادامه »

روانکاوی که شیفته‌ی ادبیات است

«من می‌نویسم تا دریابم چه می‌اندیشم.»  (توماس آگدن، کتاب «کشف دوباره‌‌‌ی روانکاوی»، ترجمه‌ی مهسا موحد ابطحی، نشر ارجمند، ص ۲۵) توماس آگدن از روانکاوان شاخصی

ادامه »

معیار من

اگر روزی برسد که در انتهای کلاسم، نسبت به ابتدای آن، انرژی بیشتری نداشته باشم، تدریس را برای همیشه رها می‌کنم، برای ادامه‌ی نویسندگی هم

ادامه »

چرا نوشتن سخت‌تر می‌شود؟

برخلاف تصور، در نوشتن هر چه حرفه‌ای‌تر شوی کارت سخت‌تر می‌شود. شاید دلیلش افزایش گزینه‌هاست. تازه‌کار مجبور است به اندک داشته‌هایش بسنده کند اما نویسنده‌ی

ادامه »