دسته‌بندی: پاره‌ها

رمق نوشتنت را نگیر

امروز از این‌ها می‌نویسم: رمق نوشتن ✱ دم سحر با یک ایده بیدار شدم. ایده‌ی نمایشنامه. نمایشنامه‌یی با دو شخصیت. ذوق‌زده بودم. جایی ننوشتمش. گفتم

ادامه »

فهرست کلمات دلگشا

لابلای کارها نشستم فهرستی از کلمات دلگشا نوشتم، گفتم بگذار ببینم نوشتن این فهرست تغییری در حس‌وحالم ایجاد می‌کند؟ شادی. آرامش. آینده. خوشی. حال خوب.

ادامه »

برای نقل در آینده

گاهی گمان می‌کنم هیچ چیز به‌اندازه‌ی اتفاقی بد حالم را خوب نمی‌کند. نه، این گرایشی خودآزارانه نیست. اتفاقات ناخوشایند محرک‌اند، هُلم می‌دهند. وادارم می‌کنند سریع‌تر

ادامه »

پاره‌ها

بین این پاره‌ها ارتباط و اتصالی وجود ندارد.   «زندگی هیچ نیست مگر گم‌کردن خویش در میانه‌ی هجوم وهم.» از فاتا مورگانا ۲۰۰۵ پرسشی همیشگی:

ادامه »

خب که چی؟

بین این پاره‌ها ارتباط و اتصالی وجود ندارد. از تکان‌دهنده‌ترین جمله‌ها: «برای آنکه پدیده‌ها همان که هســتند بمانند می‌باید آنها را تغییر داد. اگر آنها

ادامه »