رمق نوشتنت را نگیر
امروز از اینها مینویسم: رمق نوشتن ✱ دم سحر با یک ایده بیدار شدم. ایدهی نمایشنامه. نمایشنامهیی با دو شخصیت. ذوقزده بودم. جایی ننوشتمش. گفتم
امروز از اینها مینویسم: رمق نوشتن ✱ دم سحر با یک ایده بیدار شدم. ایدهی نمایشنامه. نمایشنامهیی با دو شخصیت. ذوقزده بودم. جایی ننوشتمش. گفتم
لابلای کارها نشستم فهرستی از کلمات دلگشا نوشتم، گفتم بگذار ببینم نوشتن این فهرست تغییری در حسوحالم ایجاد میکند؟ شادی. آرامش. آینده. خوشی. حال خوب.
گاهی گمان میکنم هیچ چیز بهاندازهی اتفاقی بد حالم را خوب نمیکند. نه، این گرایشی خودآزارانه نیست. اتفاقات ناخوشایند محرکاند، هُلم میدهند. وادارم میکنند سریعتر