گزارش نیک ۶۰: امروز چه کارهای مفیدی انجام دادید؟
«هر انسانی داستانی دارد که اگر آن را بشنوی، دیگر نمیتوانی از او متنفر باشی.» —اروین یالوم در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی
«هر انسانی داستانی دارد که اگر آن را بشنوی، دیگر نمیتوانی از او متنفر باشی.» —اروین یالوم در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی
«بله، حاضر نیست از نوشتن دور بماند، دست برنخواهد داشت، از هیچ چیز دست برنمیدارد، از زندگی، از عشق، از من، نه.» —یان آندرهآ، همان
«چشم آدم چشمهی عشق است.» —رضا براهنی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای نیکو و سودمندی که برای خودمان و
«کلمه اخذ تصمیمی است میان مرگ و زندگی.» -فرانتس کافکا گوستاو یانوش، گفتوگو با کافکا، فرامرز بهزاد، تهران، خوارزمی، ۱۳۵۲ در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»،
«گویم او را به خود فشارم، بیتاب گویم لب بر لبش گذارم، پر شور ترسم چو دود گریزد ترسم دندان او، چو برف شود آب»
«طاقباز خوابیده بودیم و خیره بودیم به همهی ستارهها گل انداخته بود حرف آینده و کار و بودنمان من از او پرسیدم دوست داری چی
«عیب بزرگ شیشه تهیبودنست از آن در عمر خویش دل تهی از غم نکردهایم» -طالب آملی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم
«وقتی تو را دوست دارم، آنچه دوست دارم چیست؟ نه جسمی است، نه تنی است، نه زیبایی گذران، نه درخشش روشنایی، نه آوازهای دلکش، نه
«بعضیها فکر میکنند برای ما خیلی اهمیت دارد که ما ادبیات خودمان را به زبانهای دیگر معرفی کنیم، ولی آن اهمیتی را که دیگران در
«اگر بعد از خواندن یک شعر جهان برای بیست و چهار ساعت شبیه آن شعر شود یا بیشتر مرا مطمئن می کند که شعر خوبی
«کتابی را برای خواندن انتخاب کنید که به جای شما فکر نکند، بلکه شما را به فکر کردن وادارد.» -هارپر لی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش
«در جایی که دروغگویی، نه تنها هرازگاهی، بلکه نهادینه میگردد؛ کسی که به سادگی از آنچه هست میگوید، پیشاپیش کنشگری را آغازیده، حتی اگر بههیچرو
«یک بار ریک (ریچارد لینکلیتر) یک حرفی بهم زد، ۲۳ سالم برد و ریور فینیکس تازه مرده بود، گفت اگر بتوانی از پس خود ویرانگری
«دوستان شاد شوند از غم پنهانی ما جمع گردد دل یاران ز پریشانی ما ما که ویرانشدگانیم بدین دلشادیم که جهانی شده آباد ز ویرانی
«آنکه خواهد ماند خواهد خواند مبارک باد آنچه اکنون میدرخشد و مبارک باد نسیمی که از ستارههای دور بر گیسوهات مینشیند» -شاپور بنیاد، قطعات، ص۱۱۶
«آه! میگويند چون بگذشت روزی بگذرد هرچيز با آن روز. … پيشِ چشمِ من وليکن نگذرد چيزی بدونِ سوز میکشم تصويرِ آن را يادِ من
این صفحه را ساختهام تا دوستانم در کلاس نویسندگی خلاق دربارهی حس و حالشان از حضور در این دوره برایم بنویسند و بگویند پیش از
«وقتی که پرندگان سبکخیز واژهها از شاخهی زبان تو پرواز میکنند وقتی که خندههایت، غوغای شور و نور در قلب شبگرفتهی این تنگنای سرد رنگینکمان
یکی از مزایای آزادنویسی و برونریزی ذهنی آشکار ساختن افکار مبهم، غلط و پریشان ماست. غالباً دقایق اولیه برنامۀ نوشتاری ما به برونریزی سریع و بی تکلف همین افکار مغشوش میگذرد…
«کدام وقت پیروزی سخن را جشن خواهیم گرفت و کبوتران خاک را به سوی آسمان رها خواهیم کرد کدام وقت نام شعر را خواهیم برد