گزارش نیک ۱۰۵: امروز چه کارهای مفیدی انجام دادید؟
«مینویسم چون بلد نیستم با خودم کنار بیایم. یعنی: بلد نیستم با روانم کنار بیایم.» -کلاریسی لیسپکتور، ضربان، ص۱۸ در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر
«مینویسم چون بلد نیستم با خودم کنار بیایم. یعنی: بلد نیستم با روانم کنار بیایم.» -کلاریسی لیسپکتور، ضربان، ص۱۸ در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر
در این صفحه چنین مطالبی میبینید: -تعریف ژورنالینگ (Journaling) -اصول و مسائل ژورنال نویسی (روزنویسی) -انواع روزنویسی و روشهای خلاقانه در خودروایتگری -دانلود کتابهایی که
«تنها هنگام پیادهروی است که کار میکنم، دشت و صحرا اتاق مطالعهی من است.» -ژان ژاک روسو، پرترهی من در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر
«اگر چه باد خزان ریخت لاله و گل را هنوز نرگسِ شهلای این چمن باقیست» -آزاد بلگرامی در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی
سخنران: شاهین کلانتری جایی برای طرح دغدغههای شما در نویسندگی آموزش+پرسشوپاسخ حضور برای همه آزاد و رایگان است همهی روزهای هفته، ساعت ۱۷ لینک ورود
«من از آن روز که تصمیم گرفتم هنر را مشغولیت اول خودم قرار دهم، همانطور زندگی کردم که هنر از من میخواست. من هنر را
«چگونه میخواهید هراس مدام مرا با گلهای بیگناه اطلسی آشتی دهید؟» -احمدرضا احمدی در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای نیکو
«یادداشت روزانه کوششی برای تبدیل زندگی به مادهی خام اثر هنری است، که گاه خود به آفریدهای خلاق تبدیل میشود.» در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»،
«زیبایی زندگی تو در آن نیست که به دست آوردهای، در راهی است که رفتهای.» –هرمز انصاری در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی
«ملتها در قلب شاعران متولد میشوند و در دست سیاستمداران از بین میروند.» –اقبال لاهوری در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از
«ذهنهای خلاق از هر نوع آموزش بدی جان سالم به در میبرند.» -آنا فرويد در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای
«خیلی فرق است که آدم خودش کلید بیندازد و داخل خانهاش شود یا اینکه در بزند و منتظر باشد یارش در را باز کند. خیلی
«نويسندهی خوب زندگی را لمس میكند، نويسندهی ميانمايه فوری دستی بر پيكرش میكشد، نويسندهی بد به او تجاوز میكند و در هجوم حشرات رهايش میكند.»
«چون بدین زودی کفن میبافت او را دست چرخ کاشکی در بافتن، من تار او را پودمی» -خاقانی در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز
اصلا چطور شده بود؟ شاید آن زمان یهو دلم برایش سوخت. یادم هست، چشمهایش را به من دوخته و بیحرکت جلوی پایم نشسته بود. ناله
اول خیابانها را کُشت. بعد صداها را. بعد آدمها یاد گرفتند از هم بترسند، طوری که انگار هر آغوشی یک اسلحهی پر بود. من از
یه رگ آبی از مچ اومده تا تپه ونوسش. دستش را توی دستم جابهجا میکنم. با شستم محکم میکشم رو رگِ آبی. کف دستش سفید
«بی چراست گل میشکفد چون میشکفد اندیشهٔ خود نمیدارد نمیپرسد آیا میبینندش» -آنگِلوس سیلِزیوس در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای
«من آدم خوشبينی هستم. نمیدانم اين موضوع ناشی از طبيعت من است يا تربيتم. بخشی از خوشبينبودن، بالاگرفتنِ سر بهسمت خورشيد و پيشرفتن است. لحظات
«زندگی مانند موسيقی است؛ بايد با گوش، حس و غريزه تنظيم شود، نه با قاعده و قانون.» -ساموئل باتل در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر