نامههایی از دوستانم
این صفحه را برای نامههای دوستانم در کارگاه تمرین نوشتن ساختهام. هدف این است که در این نامهها با نثر هم بیشتر آشنا شویم. (نامههایتان
این صفحه را برای نامههای دوستانم در کارگاه تمرین نوشتن ساختهام. هدف این است که در این نامهها با نثر هم بیشتر آشنا شویم. (نامههایتان
گاهی نامههای کوچکی برای کوشان* مینویسم و میاندازم توی جعبهیی چوبی. این یکی از آن نامههاست: کوشان عزیز نوشتن را هم به یکی از بهانهی
سیاوش عزیز شاید تو هم مثل برخی از دوستانم مرا به حرفهای امیدبخش و نگاه مثبتم بشناسی اما باور کن به همان اندازه یا بیشتر
سیاوش عزیز زمانی کتابی خواندم که برخی ایدههای آن اثر زیادی رویم گذاشت. هنگام مطالعه دلم میخواست چیزهای مختلفی را در زندگیام تغییر بدهم؛ حتی
سیاوش عزیز گفتی فلانی به تو حسادت میکند. اول فکر کردم پرت میگویی. اما بیشتر که گفتی دیدم درست میگویی، فلانی به تو حسادت میکند،
سیاوش عزیز امیدوارم خوب و خوش باشی. بروم سر اصل مطلب. ماجرا از این قرار است که از هر طرف که میروم باز به وبلاگنویسی
داود نوشته: بنده خیلی کتاب میخوانم برای اینکه نویسندۀ خوبی بشوم؛ ولی احساس میکنم هیچ تاثیری ندارد. نمیدانم! شاید روش مطالعۀ من درست نباشد. اگر
من هر چند روز یکبار برای دوستانم نامهای میفرستم. توی این نامهها هر از گاهی از چیزهای تازهای که آموختهام میگویم، و اغلب اوقات نیز گزیدهای از بهترین نقلقولهایی را که خواندهام میفرستم.
شما هم برای دریافت این ایمیلها میتوانید فرم زیر را پر کنید…
نامه 1 اگر در خرابه زندگی میکنی، اقل کم ویرانه را با نق و ناله ویرانتر نکن؛ عسل پیشکش، زهر به کام کسی نچشان. بله،
هر از گاهی بعضی کامنتها غافلگیرم میکنند، برخی هم وادارم میکنند به بازاندیشی دربارۀ بسیاری چیزها. بخشی از این نظرات از سوی نسلهای جدیدتر است،
به گمانم اصیلترین شیوۀ نوشتن، نامهنگاری است.
طرف نقل، اگر درست و به جا انتخاب شود، کیفیت فکر و نوشته، چه بسا بیش از چیزی باشد که نویسنده در خودش میدیده…
در پس هر اتفاق تلخی، لزوماً نه شیرینی هست و نه تلخیِ مکرر.
اما من و تو، میتوانیم «شیرینی» را انتخاب کنیم…