وبگاه شاهین کلانتری

نوشتن برای تغییر، تغییر برای نوشتن

وبگاه شاهین کلانتری

نوشتن برای تغییر، تغییر برای نوشتن

برگزیده‌ها:

این صفحه را ساخته‌ام تا دوستانم در کلاس نویسندگی خلاق...

4 تیر 1405

یکی از مزایای آزادنویسی و برون‌ریزی ذهنی آشکار ساختن افکار...

4 تیر 1405

امروز به دوستی پیشنهاد کردم «سنگ صبور» را بخاند ‌تا...

3 تیر 1405

دانلود کتاب نویسنده‌ساز از شاهین کلانتری دانلود کتاب شاهراه تأثیرگذاری...

27 خرداد 1405

سخنران: شاهین کلانتری نشانی وبگاه اختصاصی وبینار نویسنده‌ساز: Nevisandesaz.ir جایی...

24 خرداد 1405

در این صفحه فهرستی می‌بینید از داستان‌های کوتاه و تازه‌ای...

23 خرداد 1405

یک وقتی هم متنفر بودم از فهرست کارهای روزانه. استرسم...

22 خرداد 1405

اینجا برگزیده‌ای می‌بینید از کاریکلماتورهای همسفران من. واژه‌ی کاریکلماتور ترکیبی...

20 خرداد 1405

اگر از همسفران ثابت‌قدم مدرسه نویسندگی و وبینارهای روزانه‌ی نویسنده‌ساز...

30 اردیبهشت 1405

می‌خواهم از حرکت بی‌پایان خودم در قلمرو آموختن برایت بگویم....

20 تیر 1402

تازه‌ها:

«هر انسانی داستانی دارد که اگر آن را بشنوی، دیگر...

20 تیر 1405

«بله، حاضر نیست از نوشتن دور بماند، دست برنخواهد داشت،...

19 تیر 1405

«چشم آدم چشمه‌ی عشق است.» —رضا براهنی در سلسله‌‌پست‌های روزانه‌ی...

18 تیر 1405

«کلمه اخذ تصمیمی است میان مرگ و زندگی.» -فرانتس کافکا...

17 تیر 1405

«طاق‌باز خوابیده بودیم و خیره بودیم به همه‌ی ستاره‌ها گل...

15 تیر 1405

«عیب بزرگ شیشه تهی‌بودن‌ست از آن در عمر خویش دل...

14 تیر 1405

«وقتی تو را دوست دارم، آن‌چه دوست دارم چیست؟ نه...

13 تیر 1405

«بعضی‌ها فکر می‌کنند برای ما خیلی اهمیت دارد که ما...

12 تیر 1405

«کتابی را برای خواندن انتخاب کنید که به جای شما...

10 تیر 1405

«در جایی که دروغگویی، نه تنها هرازگاهی، بلکه نهادینه می‌گردد؛...

9 تیر 1405

«یک بار ریک (ریچارد لینک‌لیتر) یک حرفی به‌م زد، ۲۳...

8 تیر 1405

من اصلاً فکر نمی‌کردم آن رابطهٔ تمام‌شده، هر جا بروم...

8 تیر 1405

باید از بیمارستان روانی فرار می‌کردم، میگفتن اسکیزوفرنی دارم. بهم...

8 تیر 1405

شما تا به حال شرمنده شده‌اید؟ به یاد دارم هیچ‌گاه...

8 تیر 1405

نمی‌شناختمش. حتی اسمش رو نشنیده بودم. همه چی بعد از...

8 تیر 1405

ساعت ۶ صبح یک اردیبهشت سال صفر. چراغ‌ها را روشن...

8 تیر 1405

تا حالا شده یه کاری کنین که هیچ‌جوره نشه جبرانش...

8 تیر 1405

انداختم موکت را تا نبینم پنگوئن‌ها را. گذشته و می‌گذرد...

8 تیر 1405

به نظرت گوشت انسان چه‌ طعمی داره؟ هر شب به...

8 تیر 1405

تا حالا چشم خوردید؟ الان ۲ تا تخم‌مرغ می‌اندازم بشکند...

8 تیر 1405

از یک هفته قبلش شروع شده بود. هر روز هزاران...

8 تیر 1405

آدم وقتی نصف عمرشو تو بیابون گذرونده باشه، ازچیزی نمی‌ترسه....

8 تیر 1405

شما تا حالا گربه داشتید؟ من متنفرم ازشون. توی چشم‌هاشون...

8 تیر 1405

تا حالا حس کردی چیزی لای بیضه‌هایت بِلولد؟ از کِش...

8 تیر 1405

دو روزه تو فکر اینم که باید قدرشناس باشم که...

8 تیر 1405

دلم می‌خواهد بگویم نه. ولی واقعیت… واقعیت این است که…...

8 تیر 1405

خالی ببندیم؟ چاخان بگیم؟ ما؟ آخه داشم فکر می‌کنی تو...

8 تیر 1405

یه روز دیگه خسته شدم. نمی‌دونستم دارم راست می‌رم یا...

8 تیر 1405

نه… هیچ وقت اینجوری تصورش نکرده بودم. مادرم همیشه می‌گفت:...

8 تیر 1405

نه شادم نه غمگین، فقط دلم براش تنگ‌ شده. درسته...

8 تیر 1405

اینکه باورم نداری تنها بخاطر آزاله‌ست که زبون نداره نه؟...

8 تیر 1405

به ضرب و زور عیالم افتادم به ترک. رفیق‌رفقایم می‌گفتند:...

8 تیر 1405

کم کاری کردم. من آدم بزرگیم به از این بزرگترش...

8 تیر 1405

«آن‌که خواهد ماند خواهد خواند مبارک باد آن‌چه اکنون می‌درخشد...

6 تیر 1405

«آه! می‌گويند چون بگذشت روزی بگذرد هرچيز با آن روز....

5 تیر 1405

این صفحه را ساخته‌ام تا دوستانم در کلاس نویسندگی خلاق...

4 تیر 1405

«وقتی که پرندگان سبک‌خیز واژه‌ها از شاخه‌ی زبان تو پرواز...

4 تیر 1405

یکی از مزایای آزادنویسی و برون‌ریزی ذهنی آشکار ساختن افکار...

4 تیر 1405

جملنده:

وقتی حرفه‌ای می‌شوی که مانع نوشتن را به محرک نوشتن تبدیل کنی.

وقتی حرفه‌ای می‌شوی که مانع نوشتن را به محرک نوشتن تبدیل کنی.

نوشتن شیرین‌ترین کاری‌ست که می‌توانم برای رؤیاهایم انجام بدهم.

نوشتن شیرین‌ترین کاری‌ست که می‌توانم برای رؤیاهایم انجام بدهم.

زخم چیزی‌ست که نمی‌نویسی.

زخم چیزی‌ست که نمی‌نویسی.

نوشتن خزعبل بهتر از خاندن آن است.

نوشتن خزعبل بهتر از خاندن آن است.

می‌نویسم چون با نوشتن خودم را بهتر خسته می‌کنم.

می‌نویسم چون با نوشتن خودم را بهتر خسته می‌کنم.

با صراحتت مرا بساز.

با صراحتت مرا بساز.

حالت بد است چون توقع داری باید حالت خوب باشد.

حالت بد است چون توقع داری باید حالت خوب باشد.

تعریف آدم قوی: او با حال بد هم می‌تواند خوب کار کند، کارهای خوب بکند.

تعریف آدم قوی: او با حال بد هم می‌تواند خوب کار کند، کارهای خوب بکند.

شاید تنها حسرتم در پایان عمر: چرا بیشتر پیاده‌روی نکردم؟

شاید تنها حسرتم در پایان عمر: چرا بیشتر پیاده‌روی نکردم؟

تنهایی چراغ جادو است.

تنهایی چراغ جادو است.

به هر خری می‌توان به چشم منبع الهام نگریست.

به هر خری می‌توان به چشم منبع الهام نگریست.

از چه می‌گریزی؟ از همان بنویس.

از چه می‌گریزی؟ از همان بنویس.

هر واژه ایده‌ای بی‌انتهاست.

هر واژه ایده‌ای بی‌انتهاست.

بهانه‌ی ننوشتن را سوژه‌ی نوشتن کن.

بهانه‌ی ننوشتن را سوژه‌ی نوشتن کن.

اصرار بر نوشتن همیشه سر از جای خوبی در می‌آورد.

اصرار بر نوشتن همیشه سر از جای خوبی در می‌آورد.

بنویس به عشقِ کلمات محبوبت.

بنویس به عشقِ کلمات محبوبت.

نوشتن دستی‌ست که تو را به خودت می‌رساند.

نوشتن دستی‌ست که تو را به خودت می‌رساند.

باید عرق بریزی تا بفهمی باید برای چه کاری عرق بریزی.

باید عرق بریزی تا بفهمی باید برای چه کاری عرق بریزی.

همیشه در حال نوشتن یک کتاب باش، حتا اگر تنها خاننده‌ی آن خودت باشی.

همیشه در حال نوشتن یک کتاب باش، حتا اگر تنها خاننده‌ی آن خودت باشی.

نوشتن فرصتی برای بهترشدن است.

نوشتن فرصتی برای بهترشدن است.

کار موردعلاقه‌ی تو کاری‌ست که مشتاقی بیشتر و بیشتر و بیشتر درباره‌ی آن بیاموزی.

کار موردعلاقه‌ی تو کاری‌ست که مشتاقی بیشتر و بیشتر و بیشتر درباره‌ی آن بیاموزی.

هر تصمیم ایده‌ای برای نوشتن است.

هر تصمیم ایده‌ای برای نوشتن است.

بی‌نوشتن بی‌شخصیتم.

بی‌نوشتن بی‌شخصیتم.

نوشتن یعنی کوهنوردی در اتاق.

نوشتن یعنی کوهنوردی در اتاق.

بگذار نوشتن مشوقت باشد.

بگذار نوشتن مشوقت باشد.

فقط وقتی می‌نویسی می‌فهمی چقدر محتاج نوشتن بوده‌ای.

فقط وقتی می‌نویسی می‌فهمی چقدر محتاج نوشتن بوده‌ای.

نوشتن ملات زندگی من است.

نوشتن ملات زندگی من است.

نوشتن شهامت شروع هر کاری را به تو می‌دهد، به‌شرطی که شهامت شروع نوشتن را داشته باشی.

نوشتن شهامت شروع هر کاری را به تو می‌دهد، به‌شرطی که شهامت شروع نوشتن را داشته باشی.

یادگیری نوعی انتقام است.

یادگیری نوعی انتقام است.

اگر بنا بود کلمه باشم «مهربانی« را برمی‌گزیدم.

اگر بنا بود کلمه باشم «مهربانی« را برمی‌گزیدم.

نوشتن عادتی‌ عادت‌زداست.

نوشتن عادتی‌ عادت‌زداست.

خبرگی در خیرگی‌ست.

خبرگی در خیرگی‌ست.

نوشتن هنرِ حال‌کردن با ضدِحال است.

نوشتن هنرِ حال‌کردن با ضدِحال است.

ایده‌های اجرانشده، در سرمان کپک می‌‌زنند.

ایده‌های اجرانشده، در سرمان کپک می‌‌زنند.

حس بد محرک خوب نوشتن است.

حس بد محرک خوب نوشتن است.

به واژه‌های بسیار قول داده‌ام در نوشته‌هایم ازشان استفاده کنم.

به واژه‌های بسیار قول داده‌ام در نوشته‌هایم ازشان استفاده کنم.

با نوشتن سایه‌ات رنگین‌کمانی می‌شود.

با نوشتن سایه‌ات رنگین‌کمانی می‌شود.

گاه با بزرگ‌ترین تغییر زندگی‌ات تنها یک پرسش فاصله داری.

گاه با بزرگ‌ترین تغییر زندگی‌ات تنها یک پرسش فاصله داری.

دلبسته‌ی نوشتن باش، نه نوشته‌هایت.

دلبسته‌ی نوشتن باش، نه نوشته‌هایت.

پیاده‌روی، آزادنویسیِ تن است. نوشتن، پیاده‌رویِ ذهن.

پیاده‌روی، آزادنویسیِ تن است. نوشتن، پیاده‌رویِ ذهن.

اگر روزی برسد که در انتهای کلاسم، نسبت به ابتدای آن، انرژی بیشتری نداشته باشم، تدریس را برای همیشه رها می‌کنم، برای ادامه‌ی نویسندگی هم چنین معیاری دارم.

اگر روزی برسد که در انتهای کلاسم، نسبت به ابتدای آن، انرژی بیشتری نداشته باشم، تدریس را برای همیشه رها می‌کنم، برای ادامه‌ی نویسندگی هم چنین معیاری دارم.

از سنجه‌هایم در نوشتن برای انتشار: «آیا این متن عشق به چیزی، کاری یا کسی را برمی‌انگیزد؟»

از سنجه‌هایم در نوشتن برای انتشار: «آیا این متن عشق به چیزی، کاری یا کسی را برمی‌انگیزد؟»

دوستِ خوب، با تو دردِ دل می‌کند، اما هرگز ذهنت را سطل آشغال نمی‌پندارد.

دوستِ خوب، با تو دردِ دل می‌کند، اما هرگز ذهنت را سطل آشغال نمی‌پندارد.

شیوه‌ی خطم همخان است با تلفظم. پس «خواهر» را «خاهر» می‌نویسم و «خواندن» را «خاندن» می‌نویسم و «قطعاً» را «قطعن» و…

شیوه‌ی خطم همخان است با تلفظم. پس «خواهر» را «خاهر» می‌نویسم و «خواندن» را «خاندن» می‌نویسم و «قطعاً» را «قطعن» و…

هر روز دستِ‌ کم یک دفتر شعر می‌خانم.  

هر روز دستِ‌ کم یک دفتر شعر می‌خانم.  

کتاب جدیدم فرهنگ لغتی کوچک است که می‌کوشد بر شوقِ‌ واژه‌اندوزی بیفزاید. تاریخ انتشار: تابستان ۱۴۰۵

کتاب جدیدم فرهنگ لغتی کوچک است که می‌کوشد بر شوقِ‌ واژه‌اندوزی بیفزاید. تاریخ انتشار: تابستان ۱۴۰۵

مسحور فارسی‌ام و عاشقانه محصور آن.

مسحور فارسی‌ام و عاشقانه محصور آن.

خوش دارم خودم را مروّج «نوشتآرامی» معرفی کنم؛ نوشتآرامی یعنی نوشتن برای آرامش. «نوشتآرامی» خوش‌آیندتر از «نوشتاردرمانی» است.

خوش دارم خودم را مروّج «نوشتآرامی» معرفی کنم؛ نوشتآرامی یعنی نوشتن برای آرامش. «نوشتآرامی» خوش‌آیندتر از «نوشتاردرمانی» است.

بیشتر روزها ۱۶ ساعت کار می‌کنم، با همان حس‌وحالِ بازی‌های دوران کودکی.

بیشتر روزها ۱۶ ساعت کار می‌کنم، با همان حس‌وحالِ بازی‌های دوران کودکی.

والت دیزنی گفته بود انیمیشن نمی‌سازد که پول دربیاورد، پول درمیاورد که انیمیشن بسازد. من هم نسبت به تدریس چنین احساسی دارم.

والت دیزنی گفته بود انیمیشن نمی‌سازد که پول دربیاورد، پول درمیاورد که انیمیشن بسازد. من هم نسبت به تدریس چنین احساسی دارم.

می‌نویسم تا بنویسانم.

می‌نویسم تا بنویسانم.

دوره‌های تازه: