این صفحه را ساختهام تا دوستانم در کلاس نویسندگی خلاق...
دانلود کتاب نویسندهساز از شاهین کلانتری دانلود کتاب شاهراه تأثیرگذاری...
سخنران: شاهین کلانتری نشانی وبگاه اختصاصی وبینار نویسندهساز: Nevisandesaz.ir جایی...
یک وقتی هم متنفر بودم از فهرست کارهای روزانه. استرسم...
اینجا برگزیدهای میبینید از کاریکلماتورهای همسفران من. واژهی کاریکلماتور ترکیبی...
اگر از همسفران ثابتقدم مدرسه نویسندگی و وبینارهای روزانهی نویسندهساز...
مبینا ملائی سردبیر وبگاه مدرسه نویسندگی است و این روزها...
«هر انسانی داستانی دارد که اگر آن را بشنوی، دیگر...
«بله، حاضر نیست از نوشتن دور بماند، دست برنخواهد داشت،...
«چشم آدم چشمهی عشق است.» —رضا براهنی در سلسلهپستهای روزانهی...
«کلمه اخذ تصمیمی است میان مرگ و زندگی.» -فرانتس کافکا...
«گویم او را به خود فشارم، بیتاب گویم لب بر...
«طاقباز خوابیده بودیم و خیره بودیم به همهی ستارهها گل...
«عیب بزرگ شیشه تهیبودنست از آن در عمر خویش دل...
«وقتی تو را دوست دارم، آنچه دوست دارم چیست؟ نه...
«بعضیها فکر میکنند برای ما خیلی اهمیت دارد که ما...
«اگر بعد از خواندن یک شعر جهان برای بیست و...
«کتابی را برای خواندن انتخاب کنید که به جای شما...
«در جایی که دروغگویی، نه تنها هرازگاهی، بلکه نهادینه میگردد؛...
«یک بار ریک (ریچارد لینکلیتر) یک حرفی بهم زد، ۲۳...
من اصلاً فکر نمیکردم آن رابطهٔ تمامشده، هر جا بروم...
باید از بیمارستان روانی فرار میکردم، میگفتن اسکیزوفرنی دارم. بهم...
شما تا به حال شرمنده شدهاید؟ به یاد دارم هیچگاه...
نمیشناختمش. حتی اسمش رو نشنیده بودم. همه چی بعد از...
ساعت ۶ صبح یک اردیبهشت سال صفر. چراغها را روشن...
اون شب دیروقت از سرکار برگشته بودم. تحقیقاتمون روی شهر...
تا حالا شده یه کاری کنین که هیچجوره نشه جبرانش...
انداختم موکت را تا نبینم پنگوئنها را. گذشته و میگذرد...
تا حالا چشم خوردید؟ الان ۲ تا تخممرغ میاندازم بشکند...
هر آدمی ممکنه یه روز روی یه صندلی بشینه و...
آدم وقتی نصف عمرشو تو بیابون گذرونده باشه، ازچیزی نمیترسه....
شما تا حالا گربه داشتید؟ من متنفرم ازشون. توی چشمهاشون...
ناگهان ستارهها به خطوطی خمیده بدل شدند. آسمان حالتی موجدار...
من؟ نه عمو جان. من و چه به برنامه. الان...
تا حالا حس کردی چیزی لای بیضههایت بِلولد؟ از کِش...
من وقتی بچه بودم بارها و بارها درختهایی را میدیدم...
دلم میخواهد بگویم نه. ولی واقعیت… واقعیت این است که…...
خالی ببندیم؟ چاخان بگیم؟ ما؟ آخه داشم فکر میکنی تو...
یه روز دیگه خسته شدم. نمیدونستم دارم راست میرم یا...
نه… هیچ وقت اینجوری تصورش نکرده بودم. مادرم همیشه میگفت:...
بودن در مقابل تو هیچ حس و حالی ندارد. منتظرم...
نه شادم نه غمگین، فقط دلم براش تنگ شده. درسته...
اینکه باورم نداری تنها بخاطر آزالهست که زبون نداره نه؟...
به ضرب و زور عیالم افتادم به ترک. رفیقرفقایم میگفتند:...
کم کاری کردم. من آدم بزرگیم به از این بزرگترش...
سایه. اسمش رو خودم انتخاب کردم. چون وقتی به دنیا...
تعریف و تمجید از خودم سوخت حرکتیمه. اگه این کارو...
«دوستان شاد شوند از غم پنهانی ما جمع گردد دل...
«آنکه خواهد ماند خواهد خواند مبارک باد آنچه اکنون میدرخشد...
«آه! میگويند چون بگذشت روزی بگذرد هرچيز با آن روز....
این صفحه را ساختهام تا دوستانم در کلاس نویسندگی خلاق...
«وقتی که پرندگان سبکخیز واژهها از شاخهی زبان تو پرواز...
وقتی حرفهای میشوی که مانع نوشتن را به محرک نوشتن تبدیل کنی.
وقتی حرفهای میشوی که مانع نوشتن را به محرک نوشتن تبدیل کنی.
نوشتن شیرینترین کاریست که میتوانم برای رؤیاهایم انجام بدهم.
نوشتن شیرینترین کاریست که میتوانم برای رؤیاهایم انجام بدهم.
زخم چیزیست که نمینویسی.
زخم چیزیست که نمینویسی.
نوشتن خزعبل بهتر از خاندن آن است.
نوشتن خزعبل بهتر از خاندن آن است.
مینویسم چون با نوشتن خودم را بهتر خسته میکنم.
مینویسم چون با نوشتن خودم را بهتر خسته میکنم.
با صراحتت مرا بساز.
با صراحتت مرا بساز.
حالت بد است چون توقع داری باید حالت خوب باشد.
حالت بد است چون توقع داری باید حالت خوب باشد.
تعریف آدم قوی: او با حال بد هم میتواند خوب کار کند، کارهای خوب بکند.
تعریف آدم قوی: او با حال بد هم میتواند خوب کار کند، کارهای خوب بکند.
شاید تنها حسرتم در پایان عمر: چرا بیشتر پیادهروی نکردم؟
شاید تنها حسرتم در پایان عمر: چرا بیشتر پیادهروی نکردم؟
تنهایی چراغ جادو است.
تنهایی چراغ جادو است.
به هر خری میتوان به چشم منبع الهام نگریست.
به هر خری میتوان به چشم منبع الهام نگریست.
از چه میگریزی؟ از همان بنویس.
از چه میگریزی؟ از همان بنویس.
هر واژه ایدهای بیانتهاست.
هر واژه ایدهای بیانتهاست.
بهانهی ننوشتن را سوژهی نوشتن کن.
بهانهی ننوشتن را سوژهی نوشتن کن.
اصرار بر نوشتن همیشه سر از جای خوبی در میآورد.
اصرار بر نوشتن همیشه سر از جای خوبی در میآورد.
بنویس به عشقِ کلمات محبوبت.
بنویس به عشقِ کلمات محبوبت.
نوشتن دستیست که تو را به خودت میرساند.
نوشتن دستیست که تو را به خودت میرساند.
باید عرق بریزی تا بفهمی باید برای چه کاری عرق بریزی.
باید عرق بریزی تا بفهمی باید برای چه کاری عرق بریزی.
همیشه در حال نوشتن یک کتاب باش، حتا اگر تنها خانندهی آن خودت باشی.
همیشه در حال نوشتن یک کتاب باش، حتا اگر تنها خانندهی آن خودت باشی.
نوشتن فرصتی برای بهترشدن است.
نوشتن فرصتی برای بهترشدن است.
کار موردعلاقهی تو کاریست که مشتاقی بیشتر و بیشتر و بیشتر دربارهی آن بیاموزی.
کار موردعلاقهی تو کاریست که مشتاقی بیشتر و بیشتر و بیشتر دربارهی آن بیاموزی.
هر تصمیم ایدهای برای نوشتن است.
هر تصمیم ایدهای برای نوشتن است.
بینوشتن بیشخصیتم.
بینوشتن بیشخصیتم.
نوشتن یعنی کوهنوردی در اتاق.
نوشتن یعنی کوهنوردی در اتاق.
بگذار نوشتن مشوقت باشد.
بگذار نوشتن مشوقت باشد.
فقط وقتی مینویسی میفهمی چقدر محتاج نوشتن بودهای.
فقط وقتی مینویسی میفهمی چقدر محتاج نوشتن بودهای.
نوشتن ملات زندگی من است.
نوشتن ملات زندگی من است.
نوشتن شهامت شروع هر کاری را به تو میدهد، بهشرطی که شهامت شروع نوشتن را داشته باشی.
نوشتن شهامت شروع هر کاری را به تو میدهد، بهشرطی که شهامت شروع نوشتن را داشته باشی.
یادگیری نوعی انتقام است.
یادگیری نوعی انتقام است.
اگر بنا بود کلمه باشم «مهربانی« را برمیگزیدم.
اگر بنا بود کلمه باشم «مهربانی« را برمیگزیدم.
نوشتن عادتی عادتزداست.
نوشتن عادتی عادتزداست.
خبرگی در خیرگیست.
خبرگی در خیرگیست.
نوشتن هنرِ حالکردن با ضدِحال است.
نوشتن هنرِ حالکردن با ضدِحال است.
ایدههای اجرانشده، در سرمان کپک میزنند.
ایدههای اجرانشده، در سرمان کپک میزنند.
حس بد محرک خوب نوشتن است.
حس بد محرک خوب نوشتن است.
به واژههای بسیار قول دادهام در نوشتههایم ازشان استفاده کنم.
به واژههای بسیار قول دادهام در نوشتههایم ازشان استفاده کنم.
با نوشتن سایهات رنگینکمانی میشود.
با نوشتن سایهات رنگینکمانی میشود.
گاه با بزرگترین تغییر زندگیات تنها یک پرسش فاصله داری.
گاه با بزرگترین تغییر زندگیات تنها یک پرسش فاصله داری.
دلبستهی نوشتن باش، نه نوشتههایت.
دلبستهی نوشتن باش، نه نوشتههایت.
پیادهروی، آزادنویسیِ تن است. نوشتن، پیادهرویِ ذهن.
پیادهروی، آزادنویسیِ تن است. نوشتن، پیادهرویِ ذهن.
اگر روزی برسد که در انتهای کلاسم، نسبت به ابتدای آن، انرژی بیشتری نداشته باشم، تدریس را برای همیشه رها میکنم، برای ادامهی نویسندگی هم چنین معیاری دارم.
اگر روزی برسد که در انتهای کلاسم، نسبت به ابتدای آن، انرژی بیشتری نداشته باشم، تدریس را برای همیشه رها میکنم، برای ادامهی نویسندگی هم چنین معیاری دارم.
از سنجههایم در نوشتن برای انتشار: «آیا این متن عشق به چیزی، کاری یا کسی را برمیانگیزد؟»
از سنجههایم در نوشتن برای انتشار: «آیا این متن عشق به چیزی، کاری یا کسی را برمیانگیزد؟»
دوستِ خوب، با تو دردِ دل میکند، اما هرگز ذهنت را سطل آشغال نمیپندارد.
دوستِ خوب، با تو دردِ دل میکند، اما هرگز ذهنت را سطل آشغال نمیپندارد.
شیوهی خطم همخان است با تلفظم. پس «خواهر» را «خاهر» مینویسم و «خواندن» را «خاندن» مینویسم و «قطعاً» را «قطعن» و…
شیوهی خطم همخان است با تلفظم. پس «خواهر» را «خاهر» مینویسم و «خواندن» را «خاندن» مینویسم و «قطعاً» را «قطعن» و…
هر روز دستِ کم یک دفتر شعر میخانم.
هر روز دستِ کم یک دفتر شعر میخانم.
کتاب جدیدم فرهنگ لغتی کوچک است که میکوشد بر شوقِ واژهاندوزی بیفزاید. تاریخ انتشار: تابستان ۱۴۰۵
کتاب جدیدم فرهنگ لغتی کوچک است که میکوشد بر شوقِ واژهاندوزی بیفزاید. تاریخ انتشار: تابستان ۱۴۰۵
مسحور فارسیام و عاشقانه محصور آن.
مسحور فارسیام و عاشقانه محصور آن.
خوش دارم خودم را مروّج «نوشتآرامی» معرفی کنم؛ نوشتآرامی یعنی نوشتن برای آرامش. «نوشتآرامی» خوشآیندتر از «نوشتاردرمانی» است.
خوش دارم خودم را مروّج «نوشتآرامی» معرفی کنم؛ نوشتآرامی یعنی نوشتن برای آرامش. «نوشتآرامی» خوشآیندتر از «نوشتاردرمانی» است.
بیشتر روزها ۱۶ ساعت کار میکنم، با همان حسوحالِ بازیهای دوران کودکی.
بیشتر روزها ۱۶ ساعت کار میکنم، با همان حسوحالِ بازیهای دوران کودکی.
والت دیزنی گفته بود انیمیشن نمیسازد که پول دربیاورد، پول درمیاورد که انیمیشن بسازد. من هم نسبت به تدریس چنین احساسی دارم.
والت دیزنی گفته بود انیمیشن نمیسازد که پول دربیاورد، پول درمیاورد که انیمیشن بسازد. من هم نسبت به تدریس چنین احساسی دارم.
مینویسم تا بنویسانم.
مینویسم تا بنویسانم.