ببین شکل چی هستی
-خودمو شکل یه رودخونه میبینم که سنگهای بسترش کلماتن. دوست دارم همیشه جوری زلال و جاری باشم که سنگای رنگارنگ درونم صیقلی بشن و به
-خودمو شکل یه رودخونه میبینم که سنگهای بسترش کلماتن. دوست دارم همیشه جوری زلال و جاری باشم که سنگای رنگارنگ درونم صیقلی بشن و به
«به چه میمانم من؟» پرسشی کارآیند در خودشناسی. شبیه کوهی؟ چرا؟ مانند درخت؟ یخچال؟ عابربانک؟ ابر؟ کتاب؟ خورشید؟ با تشبیه خودمان به هر چیزی، پارهیی
بین صدور نفت و صدور قالی فرق اساسی است. دومی صدور نقشهی روح آدمی است. -رضا براهنی ادبیات تبریست برای شکستن اقیانوس یخزدهی درون ما.
بی استعاره دستهای زبان چه خالیتر بود، استخوان جملهها به تنشان میچسبید و شوق سخن گفتن یکسره از میان میرفت. به زور استعاره است که
زهرا قاسمی زیر مطلب «چگونه نویسنده شویم» نوشته: «وبلاگنویسی واقعا یه موجود زندهست. مثل بچهی آدم میمونه. باید به فکرش بود و هر چی بزرگتر
نویسندهای میخواهد دربارۀ موضوعی که نسبت به آن بیتفاوت هم نیست، داستانی بنویسد. چون احساسهایی به نفع یا بر ضد آن دارد. موضوعی که نویسنده راجع به آن میخواهد بنویسد، حتماً مربوط به اجتماع و آدمهای دوروبر او هستند. حالا اگر نویسنده بیاید و موضوعی را که میخواهد بنویسد، به آدمها بدهد، حتماً عدهای بدشان میآید و عدهای هم خوششان میآید. بهاینترتیب آنها بدون آنکه به اصل مسئله توجه کنند، فوری شروع به قضاوت کردن و نتیجه گرفتن میکنند…