سخنرانی من در همایش متمم
سخنرانی کردن را دوست دارم، نه به خاطر شهرت و چیزهایی از این قبیل، به خاطر حس غریبی که حین تماشای تکتک حضار تجربه میکنم.
سخنرانی کردن را دوست دارم، نه به خاطر شهرت و چیزهایی از این قبیل، به خاطر حس غریبی که حین تماشای تکتک حضار تجربه میکنم.
رسیدن به ایدههای بکر و نو برای وبلاگ هیچ راه میانبری جز مطالعۀ جدی و مستمر ندارد. با تماشای کلیپهای «تد» کسی نویسنده نشده…
فکر میکنی چند نفر از ما حوصله میکنیم یک تا دو ساعت فقط کاغذ سیاه کنیم تا گرممان شود؟
ذهن ما دائماً در پی این است که به بهانهای از نوشتن طفره برود؛ آنلاین بودن سیستمی که با آن در حال تایپ هستیم، وسوسهای بزرگ است که جریان خلاقیت ما را مختل میکند…
البته کلی در گفتن جملۀ بالا اغراق کرده تا اهمیت سکوت را نشان بدهد؛ وگرنه من فکر نمیکنم در سکوت آدمی که کتابخوان نیست دستاورد خاصی داشته باشد…
سعی کنید جذابیتتان را بهعنوان کسی که سپری کردن وقت با او خیلی لذتبخش است به خلاقیت نشان دهید…
ریچارد بویاتزیس روانشناس میگوید: صحبت کردن دربارۀ اهداف و رؤیاهای مثبت، مراکز مغزی شمارا فعال میکند و امکانات جدیدی را پیدا میکنید…
گاهی اوقات همهچیز طبق برنامهریزی ما پیش نمیرود، به خاطر پرخوابی، یک کار اداری وقتگیر یا هزار و یک دلیل دیگر نیمۀ اول روزمان هدر میرود؛ حس میکنیم زمان از کف رفته و هیچ کار و درست و درمانی نکردهایم…
کتاب چاپ میکنی و قصه مینویسی برای کیفِ خودت. همین فیلم میسازی برای کیفِ خودت و بعد برای نشاندادنش و اینکه بدانند چگونه کارهای دیگر هم میشود کرد و چیزهای دیگری هم میشود گفت. حتی تالار نمایش اجاره میکنی و آن را نمایش میدهی، و کیف میکنی که «آب در خوابگه مورچگان» ریختهای…
نویسنده در این کتاب با ده کلمۀ «خلق، رهبر، خواندن، نوشتن، لو شون، انقلاب، ناهمگونی، تودهها، مشابهسازی، شیرهمالی» از چین معاصر مینویسد و تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن…
برایم نوشتهای گاهی دستودلت به نوشتن هیچچیزی نمیرود؛ و حس میکنی سر مویی ذوقی برایت نمانده تا یک جملۀ درستودرمان بنویسی…
گشتن توی کتابفروشی دوستم امید از لذتبخشترین کارهایی است که به سینما و پارک و کنسرت ترجیح میدهم. توی کتابفروشی امید هیچ خبری از کتابهای نو و تازهچاپ نیست. دنیایی است از کتابهای کهنه و دستدوم…
فروید مخالفان کمی ندارد، در بین روانشناسها بسیارند و در این زمینه مقالهها و کتابهای بیشماری موجود است؛ اما در دنیای ادبیات هم فروید مخالفان سرسختی دارد؛ از ولادیمیر نابوکف که بگذریم، من نظر آلدوس هاکسی را موجز و هوشمندانه میدانم…