یادگاری دوستان من در دورۀ نویسندگی خلاق

📌یادگاری دوستان من در کلاس نویسندگی خلاق

این صفحه را ساخته‌ام تا دوستانم در کلاس نویسندگی خلاق دربار‌ه‌ی حس و حالشان از حضور در این دوره برایم بنویسند و بگویند پیش از این دوره به نوشتن چگونه نگاه می‌کردند و با ورود به این دوره به چه دیدگاهی رسیدند.

طی این دوره‌ها با دوستان نازنین و خوش‌ذوق بسیاری آشنا شده‌ام که همواره این جمله‌ی هنری دیوید تورو را برایم تداعی می‌کنند:

«دوستان امیدهای یکدیگر را عزیز می‌دارند و با رؤیاهای یکدیگر مهربان‌اند.»

۷۶مین دوره‌ی کلاس آنلاین نویسندگی خلاق ۱۰ مردادماه ۱۴۰۵ شروع می‌شود. برای کسب اطلاعات بیشتر روی همین جمله کلیک کنید.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

18 فروردین 1405

18 فروردین 1405

24 شهریور 1399

24 شهریور 1399

594 پاسخ

  1. یادگاری برای استاد📝
    یادم می آید در یکی از نخستین سال های معلمی ام که سال تحصیلی داشت به پایان می رسید و آردهایمان را بیخته و الکمان را آویخته بودیم، برای رهایی از چنگ بیکاری به دانش آموزان گفتم: «بچه ها توی سالی که گذشت چه آرزویی داشتید که بهش نرسیدید؟ اونو بنویسید.»
    هرکسی چیزی نوشته بود. همه خواندند تا نوبت رسید به کمرو ترین، کم حرف ترین و برچسب خورده ترینِ کلاس. مجبور بود بخواند. او نوشته بود: «آرزو داشتم شما یک بار مرا در آغوش بگیرید.» همین دو جمله و تمام.
    انگار برق مرا گرفت. رنگ پریده و مات نگاهش کردم و سکوت بود که فریاد می زد. آن روز به من درسی داده شد که تا همین الان همیشه در گوشم هشدار می دهد که همه را ببین، آن را که ته کلاس است بیشتر. می خواهم بگویم نگاه، کلام و حتی یک اشارهٔ معلم یا استاد نیز می تواند دنیای شاگردی را آباد یا ویران کند.
    در کلاس نویسندگی خلاق، شما معلمی بودید که فقط نوشتن را درس نمی دادید، بلکه روزمرگی های زندگی را با طعم و عطر واژه ها ، بازخوردها و زیباخوانی هایتان، مزه دار و معطر می کردید. اشاراتتان آبادگر بود و نگاهتان تحول انگیز . این کلاس با کلام اثر گذار شما بخشی از دنیایم را ساخت. اکنون آرزویم این است که بتوانم درس آموز خوبی باشم.
    من همیشه نوشتن را دوست داشته ام. پیش از این دوره، یا از سرِ تفنُن و عادت نگاهش می کردم یا نگاهش نمی کردم مگر اینکه مجبور می شدم، ولی امروز نوشتن بخشی از من است، جزئی مهم از معنای بودن و زندگی.
    وقتی نوشته های زیبای همسفران خلاقم، مائده و مینا و محمد، ساره و رویا و زینب، پرنیان و آتنا و کیان ، ترانه و النا و یاسمن و.. را می شنیدم که شما هنرمندانه می خواندید، در گستره آسمان خیال، پَر می گشودم و شادمانه می گفتم این همان جایی است که باید باشم.
    شما بسیار جدّی، هوشمندانه و دانشمندانه تدریس کردید. همه را دریافتید، آن را که تَهِ کلاس بود بیشتر. قد می کشیدید تا رشدش را ببینید و تا به ثمر نشستن درخت وجودش، تنهایش نمی گذاشتید.
    در کلاس نویسندگی خلاق، من نه تنها شیوهٔ نوشتن که تدریس خلاقانه و عاشقانه را نیز آموختم.
    بیان متفاوت و نگاه تأمل برانگیز شما به واژه ها جان می داد . در قطار کلام شما واژه ها سرِجایشان می نشستند و در پشت پنجره های هر کوپه از متن ها برای طنازی و داستان گویی و شعر سرایی و روز نگاریِ، دست تکان می دادند و این باور ِِشوقناک و ذوقمندِ توانستن را در من پدید می آوردند که هر چقدر هم پای قلمت می لنگد، بازهم
    «تا توانی می تراش و می خراش/ تا دم آخر دمی فارغ مباش»
    تابستان امسال برای من با ثبت نام در کلاس نویسندگی خلاق، گرمایی دیگرگون داشت، گرمایی که شراره هایش جان را نمی آزرد، بلکه جان افزا بود.
    اکنون می دانم اندکی از سطح گذشته ام. هرچند تا عمق، فاصله بسیار است ، اما امیدوارانه به ادامهٔ مسیر می نگرم، چون از شما آموختم متفاوت نوشتن، رمز موفقیت است و خوب نوشتن، حاصل همیشه در مسیر بودن.
    شما در کلاس نویسندگی خلاق، نور اندیشه را در ذهنم روشن کردید و فارغ از های و هوی کتاب های پُرگویِ ناقص گوی و متفاوت از هر معلمِ مدعی و مدرّسِ مبتدی، نوشتن را به ماندگارترین خاطرات تابستانم تبدیل کردید و پهلو زدید به این ابیات مولانا که:
    «گر شاخه‌ها دارد تَری / ور سَرو دارد سروری
    ور گل کند صد دلبری/ ای جان تو چیز دیگری»
    گفتید برایتان یادگاری بنویسیم و من می خواهم با تأثیر پذیری از سخنان و کتاب های شما آنچه را از خودتان آموختم اینجا به یادگار بنویسم تا هم حق شاگردی را ادا کرده باشم و درس را کامل و تمام پس داده باشم و هم آنانی که این نوشته را می خوانند با من هم صدا شوند که بهین کارِ زندگی گاهی می تواند همین نَفَس کشیدن در کلاس های نویسندگی خلاق باشد.
    ……………………..
    کتاب ارزشمند «شاهراه تأثیرگذاری»:
    «برای خلق محتوایی تأثیر گذار باید به فردی تأثیرگذار تبدیل شویم.»
    «منتظر ایده نمانیم، سوژه را حین نوشتن کشف کنیم.»
    «کتاب خواندن، ما را خوش شانس تر می کند.»
    ………………………
    کتاب ارزشمند «چرا باید زیادتر حرف بزنیم»:
    «حرف زدن، تمرکز می آورد و باعث می شود تداعی های هم سو و منسجم بیشتری داشته باشیم .»
    «مهم ترین دستاورد حرف زدن با خود و ضبط کردن آن، غلبه بر منتقد درونی است که مدام در حال سانسور کردن ماست.»
    «توجه به جزئیات، شما را به شکارچی ایده ها تبدیل می کند، خلاقیت یعنی توجه به جزئیات.»
    ………………………
    و اما کلاس نویسندگی خلاق:
    «نوشتن برای تغییر، یک انگیزه است، اوج نوشتن این است که بتوانیم زندگی و خودمان را بهتر بفهمیم و بشناسیم .»

    اکنون تغییری در من و نگاهم شکل گرفته که ریشه‌هایش را در هفتاد و پنجمین درختِ سرسبزِ بوستانِ نویسندگی خلاق باید جُست، تغییری که به افق های بلند رُستن و ثمر دادن، چشم دوخته است.

  2. من دوسال پیش این دوره رو شرکت کرده بودم و حالا بعد از دوسال بودن در مسیر نویسندگی می‌خاستم خودمو محک بزنم و به‌روز شم. با بودن تو این دوره خیلی از ابهاماتی که تو ذهنم شکل گرفته بود برطرف شد. مطالب تو ذهنم منسجم‌تر شد. به هزاران منبع جدید و عالی و فیلم دسترسی یافتم. ارتباطم با استاد عزیزم خیلی قوی‌تر شد. هزار تا ایده و تمرین خاص برای نوشتن پیدا کردم که بارها می‌تونم به عنوان قالب برای کانالم ازشون استفاده کنم. و هزاران ایده مثل ایده‌ی انتشار یک کتاب با عنوان رخدادک‌ها به ذهنم رسید. با آدمهای خاص و متفاوت آشنا شدم. از شوق گریه کردم. کلی با استاد خندیدم. انگیزه گرفتم. خودم و دانسته‌هامو به روز کردم. خودمو بهتر شناختم. خودمو مجبور به انجام تمرین‌های سخت کردم و به چالش کشیدم. کلی چیز یاد گرفتم و… تا صبح می‌تونم از دستاوردهای این دوره بگم. و می‌دونم هروقت به سایت دوره برگردم، می‌تونم با خوندن منابعش دوباره کلی چیز یاد بگیرم. با شنیدن ویس‌ها و خوندن نکاتی که نوشتم خودمو به‌روز نگه دارم. و با انجام تمرین‌هاش هی خودمو بهتر و بهتررر کنم. یعنی دستاوردهای این دوره تا بی‌نهایت ادامه داره😍و حتا اگر دوسال دیگه یه دوره جدید از نویسندگی خلاق شرکت کنم بارم جذابیت‌ها و دستاوردهای خودشو داره. این یک جور شگفتیه که استاد عزیزم ایجاد کرده😁استادمممم درست کرده استادمممم😂❤️خیلی خوشحالم بخاطر نوشتن و آشنایی با استاد و دوستان. خیلی افتخار می‌کنم که استاد درخشان و همدلی مثل شما دارم. من تو این دوران سخت یکی از بهترین گنج‌هایی که پیدا کردم و بهش دل خوش کردم شما و نوشتنین استاد🫀

  3. در شغل من نوشتن همیشه خلاصه شده بود به اینکه گزارش فنی بدم یا دفترچه محاسبات فنی را آماده کنم یا اینکه پاسخ نامه بدم.در کنار شغل ام که البته واقعا کار فنی را دوست دارم به هنر علاقمندم .کار هنری نیست که حداقل یکبار امتحان نکرده باشم.اما هیچ وقت در مخیله ام نمی گنجید که یک زمانی حتی کلاس نویسندگی شرکت کنم.برای کار ترجمه متون ادبی احتیاج داشتم که در مورد نویسندگی و ادبیات بدانم .من در اینترنت دنبال کلاس داستان نویسی می گشتم صرفا برای اینکه کار ترجمه را به عنوان سرگرمی در کنار شغل اصلی ام انجام بدم. بعد از شرکت در کلاس پرانرژی و پرمحتوای جناب کلانتری تصمیم دارم که وقت بیشتری را صرف نویسندگی کنم.امیدوارم تنشان سالم و دلشان خوش باشد

  4. تا قبل از شرکت در این کلاس دور خودم می‌چرخیدم اما الان… شاید خیلی زود باشد ولی حس می‌کنم دیگر شباهتی به آن کسی که اوایل تابستان بودم ندارم. ایده‌ پردازی و اجرا خیلی آسان‌تر شده. ممنونم که فرصت حضور در این کلاس را بهم دادید. ادامه می‌دم با ذوق بیشتر.

  5. استاد عزیزم.
    وقتی دنبال کلاس نویسندگی میگشتم به لینک پیج شما در گوگل برخورد کردم. راستش اصلا خوشبین نبودم و با دیدن جمله‌ی « مدرسه‌ی نویسندگی » شاید کمی بنظر م زیاده‌روی هم می‌آمد اما چهره‌ی خندان و بشاش شما در عکسها بنظرم چیزی بیشتر از یک نویسندگی ساده میتونست برام داشته باشه، همینطور هم شد.
    بعد از ۸جلسه در کلاس نویسندگی خلاق نمیگم الان تبدیل شدم به نویسند‌ه‌ای با اعتمادبنفس که در لحظه قلم بدست دور تا دور خونه میچرخم و مینویسم و همه حظِ دو عالم و میبرن، اما با شروع جلساتمون انگیزه‌ای قوی در من بوجود اومد.
    جو شاد جلسات که همراه با جدیتی زیرپوستی از استادی که ذوق آموختن داشت که خیلی وقته در کلاسها بخصوص در دسته‌ی آنلاینها دیده نمیشه.
    بدون در نظر گرفتن زمان کلاسها تمام انرژی و عشقتون رو با ما قسمت میکردید و بواقع من با کلاسهای شما دوباره یاد ذوقی که با نوشتن در من زنده میشد افتادم.
    بخاطرش بارها و بارها ازتون ممنونم🙏🏻✨🦋

  6. اگربخواهم فقط یک ویژگیِ برجسته از دوره‌ی نویسندگی خلاق بگویم تا دیگری را برای شرکت درآن مجاب کنم، جوِ دوستانه، راحت و البته فنیِ آن است. همسفرانِ دوره در جمعی به دور از تکلف وعذاب، دورهم جمع می‌شوند و به صحبت های مدرس گوش می‌سپارند. استاد انگار در اتاقش نشسته و با دوستانش میتینگِ نویسندگی برقرار کرده . همسفران را بگو، گویی در گروه خانوادگی‌شان، یک نفر دارد نکات و تجربیات ِ زیسته‌اش را در اختیارشان می‌گذارد. جالب است. به نظرم این مدل تدریس بازدهیِ بیشتری دارد. ایکاش در مدرسه هم این‌گونه بود.
    در این دوره فقط باید حواسمان باشد که جوری بنویسیم و مشق کنیم که به قول استاد « هم شما لذت ببرین، هم من».
    قبل از شرکت در دوره، من می‌نوشتم اما کم و سخت.
    ولی بعد پایان دوره، راحت و سریع و بی محابا و بی ترمز و بی توقع و بدون پیش‌داوریِ خودم و نوشته‌هایم یاد گرفتم بنویسم و نوشتن را جزئی از زندگی و زندگی را بُرشی از نوشته‌هایم بدانم.
    ممنونم

    1. سلام به دوست گرانقدرم خانم باوفا
      اول از همه باید بگم که کیف می‌کنم از خوندن همه‌ی نوشته‌های شما و چه خوب که هر روز می‌تونیم «گزارش نیک» شما رو هم بخونم.
      بی‌اندازه ممنونم از مهرتون و امیدوارم زندگیتون سرشار از شادی و درخشش باشه.

  7. از بخت یاری من است که از دوستان باستانی شاهین کلانتری عزیز هستم. از شرکت در دوره نویسندگی خلاق باز هم زیاد یاد گرفتم. شیوه آموزش واقعا عالیه و با نهایت صداقت و اطمینان اینو میگم، محتوایی که ارائه میشه خیلی خیلی ارزشمند و آموزنده است و از نظر سطح و حجم مطالب چند برابر هزینه ای که دادی دریافت میکنی . و این از منش بلند و محبت و فروتنی زیاد استاده که می خوان دوستان بیشتری بهرمند بشن از دوره ها .
    با آرزوی موفقیت روز افزون برای استاد شاهین کلانتری عزیز و دوستان همراه

    1. سلام فیروزه خانم گرانقدر
      همیشه از دیدن اسم زیبای شما دوست نازنینم خوشحال می‌شم.
      سعادتی بود که بعد سال‌ها باز در این دوره در خدمتتون بودم.
      امیدوارم زندگیتون همیشه پر از شادی و آرامش باشه.

  8. تاثیری که کلاس‌های استاد کلانتری در مسیر نوشتن شما می‌گذارد، در هیچ کلاس و کنار هیچ استادی تجربه نمی‌کنید.
    ایشان، نه تنها نویسنده‌ساز بلکه انسان‌ساز هستند. طوری شما را به درست‌ اندیشیدن می‌دوزند که بعد از آن روی هر واژه که می‌اندیشید و هر کلمه که می‌نویسید حساس می‌شوید. بازتاب آن روی سخن شما هم کم‌کم آشکار می‌شود.
    در زمانه‌ای که همه به فکر درآمد و جذب پول بیشتر هستند، ایشان اولویت زندگیشان را در مسیر نویسندگی، جذب و پرورش نویسندگانی قرار داده‌اند که ادبیات خلق می‌کنند و به فرهنگ ادبی کشور کمک می‌کنند.
    اگر بخواهم از ویژگی‌های این کلاس‌ها که خودم تحربه کردم هم اضافه کنم این است که، ماده‌ی خام درونتان و نویسنده‌ی درونتان را چنان بیرون می‌کشند و شکلش می‌دهند که شما از ابتدا تا پایان دوره، تبدیل به دو انسان متفاوت می‌شوید.
    تجربه‌ی بسیار ارشمندیست…

    1. سلام سمیرا جان
      تو یکی از درخشان‌ترین انسان‌هایی هستی که شناختم.
      تلاش بی‌وقفه تو رو باید تمام‌قد تحسین کرد.
      خوشحالم که می‌بینم روزبه‌روز بهتر و بهتر می‌نویسی.
      و کیف می‌کنم از دیدن همت و جدیت تو در برگزاری جلسات کتابخوانی.
      برقرار و برفراز باشی دوست همیشه‌خوب من.

  9. یادگاریِ دوره نویسندگی خلاق
    نوشتن از نوجوانی با من بود، اما سهمم فقط دل‌نوشته بود و هیچ‌وقت آن‌طور که باید پیش نمی‌رفت. تا اینکه با مدرسه نویسندگی و استاد کلانتری عزیز آشنا شدم.
    اولین قدم مستمرم، گوش دادن به پادکست‌های استاد بود. همین عادت به من کمک کرد هر روز بنویسم و از دل‌نوشته‌نویسی، آرام‌آرام به مرحله اندیشیدن در نوشتن برسم. البته نه در حد تولید اندیشه. هنوز تا آن نقطه راه زیادی در پیش دارم.
    جنگ اسفند ۱۴۰۴ باعث شد بیشتر در خانه بمانم و تقریباً هر روز در وبینارهای استاد شرکت کنم. شیوه آموزش ایشان و نداشتن تعصب نسبت به سبک و سیاق شخصی، مرا برای ادامه مسیر مصمم‌تر کرد.
    با راهنمایی تیم پشتیبانی متوجه شدم دوره پایه مدرسه، همین دوره نویسندگی خلاق است و واژه «خلاق» بیش از هر چیز مرا به سمت آن کشاند.
    چند ویژگی این دوره برای من بسیار ارزشمند بوده است. نخست اینکه در آموزه‌های استاد خبری از کلیشه نیست. هر موضوع با تمرین‌هایی متنوع و خلاقانه ارائه می‌شود. شاید گاهی احساس تکرار ایجاد شود، اما تکراری که نه دل‌زده می‌کند، بلکه انگیزه ادامه دادن را بیشتر می‌کند.
    یکی از مهم‌ترین دستاوردهای من در این دوره، پیدا کردن جسارت نوشتن بود. شاید در طول دوره چندان فعال نبودم، اما همین که ترغیب شدم پیوسته بنویسم و در من اشتیاق شرکت در دوره‌هایی مانند داستان، کاریکلماتور و شعر شکل گرفت، برایم ارزش بسیاری دارد. این دوره شهامت ادامه دادن را در من بیشتر و بیشتر کرد. نه فقط برای نوشتن یا نویسنده شدن، بلکه برای نو دیدن و متفاوت دیدن.
    ویژگی ارزشمند دیگر، دسترسی به منابع غنی ادبیات است که استاد با سخاوت همیشگی در اختیار قرار می‌دهند.
    برای من، دوره نویسندگی خلاق صرفاً یک کلاس نبود، آغاز یک مسیر یادگیریِ مستمر بود، مسیری که امیدوارم سال‌ها ادامه پیدا کند.

    1. خانم سعادت نازنین
      نام شما به‌واقع برازنده‌ی شخصیت شماست.
      برای من سعادت بزرگیه که دوست شریف و خوش‌قریحه‌ای مثل شما دارم.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید و کیفور از نوشتن و خوندن.

  10. روز اول که دوره ‌ی نویسندگی خلاق را شروع کردم، در اولین تمرین که مربوط به معرفی خود بود، خود را یک ننویسنده معرفی کردم. امروز که مدت زیادی از آن روز نگذشته، خود را یک دانشجوی نویسندگی می‌دانم و دیر نیست روزی که به یک نویسنده چیره دست تبدیل شوم.

  11. کلاس «نویسندگی خلاق» آقای شاهین کلانتری را، صد در صد پیشنهاد می‌کنم. در هر مرحله‌ای از نوشتن.
    مضمون یکی از پرسش‌های فرم ثبت‌نام در این کلاس، چنین چیزی بود:
    «انتظار داری به چه برسی پس از یک سال نوشتن؟» (یا بعد از گذراندن این کلاس. همچین چیزی.)
    نوشتم:
    «ماهرانه و سریع‌تر بنویسم.
    و بتوانم داستانی را که الآن با بیست دور ویرایش تمام می‌کنم، با پانزده دور ویرایش به پایان برسانم.»
    من، پس از شرکت در دوره‌ی «نویسندگی خلاق ۷۴»، رسیدم، به فراتر از آنچه می‌خواستم. یکیش آشنایی با جمعی با ذوق و دوست‌داشتنی.
    اما،
    آقای کلانتری جادوگر نیست. استاد است. واقعا هست، حقا که هست.
    پس برای رسیدن به فراتر از آنچه می‌خواهی، تو هم باید شاگرد باشی.
    هرچند که، آقای کلانتری رفیق است. واقعا هست. حقا که هست.

    1. سلام لیلی نازنین و خلاق
      پیام خوشگلت رو بی‌اندازه دوست دارم.
      و امیدوارم که نذاری هیچ چیزی مانع تداومت در نوشتن بشه.
      با تمام وجود درخشش روزافزونت رو آرزو می‌کنم.

  12. «سلام، وقت بخیر.
    در حال حاضر تا وصل شدن اینترنت، کلاس‌ها به تعویق افتاده.»

    وقتی برای شرکت در کلاس نویسندگی خلاق، اسم و فامیلم را پیامک کردم، جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ بود.

    جوابی که گرفتم این بود که کلاس‌ها فعلاً تشکیل نمی‌شوند و پیشنهاد شرکت در وبینارهای نویسنده‌ساز را دادند.

    قرار بود نویسندگی خلاق، شروع من باشد، اما یادگیری و نوشتن را با نویسندگی خلاق شروع نکردم.

    از آن زمان تا امروز، در پنج دوره داستان کوتاه، دو دوره کاریکلماتور، یک دوره زندگی‌نامه‌نویسی و یک دوره شعر شرکت کرده‌ام.

    طبق تجربه‌ی من، اگر در ابتدا نمی‌توانید در بیشتر دوره‌های مدرسه‌ی نویسندگی شرکت کنید، نویسندگی خلاق می‌تواند دوره‌ای جامع برای ورود به دنیای نوشتن و رشد در این مسیر باشد.

    من بارها از جناب کلانتری بابت حضورشان، سبک تدریسشان و عشقی که به همسفرانشان دارند، تقدیر کرده‌ام و این‌بار هم در اینجا از صمیم قلب، عشق و تشکرم را به ایشان تقدیم می‌کنم.

    پایدار باشید، استاد عزیزم.
    راهتان ادامه‌دار و همسفرانتان بی‌شمار. 🙏🏻❤️
    دوستدار شما غزاله فائق – دوره‌ی ۷۴.

    1. سلام غزاله نازنین
      تو از بهترین دوستان منی.
      پر از شوق و خلاقیت و مهری. این ویژگی‌ها رو به‌کمال داری.
      برای زیباترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم رفیق.

  13. یادگاری:
    به نظرم اگر قرار باشد شاگرد کسی باشی، باید به استادت ایمان داشته باشی، ایمان به دانشی که دارد و مهم‌تر از آن، به توانایی‌اش در انتقال آن.
    استاد خوب فقط درس نمی‌دهد، بلد است چطور نقاط قوت و ضعف شاگردش را بگوید، بدون اینکه ناامیدش کند یا باعث غرورش شود. کاری می‌کند که شاگرد با امید، انگیزه و اشتیاق راهش را ادامه دهد.
    من خوش‌شانس بودم که چنین استادی را پیدا کردم. ممنونم که بخشی از مسیر یادگیری من شدید.

  14. استاد عزیز نویسندگی خلاق
    امیدوارم همیشه بنویسید تا بنویسانید. و من، همیشه شاگرد شما بمانم. این آرزوی نیکم برای شما نیست، برای خودم است. می‌بینید چه شاگرد خودخاهی دارید؟‌
    -چه انتظاری از دوره داری؟
    -می‌خام یاد بگیرم روی کاغذ فکر کنم. می‌خام از نوشتن عادت بسازم.
    این گفتگوی ما، پیش از شروع دوره‌ی هفتاد و سوم بود. خیلی ذوق داشتم و فکر می‌کردم، اگر قبول نشوم چه؟
    بعد دوره آغاز شد. با هم دیالوگ نوشتیم. همان اولین تمرین، به همه‌ی عضله‌های نوشتنم فشار آورد. خیال می‌کردم بدترین تمرین ممکن را نوشته‌ام. اینطور نبود. پیش از جلسه‌ی بازخورد تمرینم را فرستاده بودید تمرینجا. آن لحظه در تکاپوی رسیدن به گالری بودم، نوتیف را دیدم و ذوق کردم. وقتی تمرین طراحی را تمام کردم و رسیدم خانه، جلسه‌ی دوم نویسندگی خلاق بود. بازخوردتان را نیم‌شنیده پریدم توی جلسه‌ی دوم. با ذوق گفته بودید، دیدی فرستادم توی گروه؟
    بهتان گفتم از نوشتن دیالوگ لذت می‌برم. گفتم می‌خاهم دیالوگ‌های بهتری بنویسم. یادتان هست؟ پیشنهاد داده بودید، نمایشنامه بخانم. پرسیده بودید، در کتابخانه‌ام چه نمایشنامه‌هایی دارم. با شنیدن تنسی ویلیامز گفته بودید این‌ها نه، نمایشنامه‌ی خوب. لطف و مهربانی آن روزتان را هیچوقت فراموش نمی‌کنم. نمایشنامه‌هایی که به لطف شما، خاندم را هم. حافظه‌ی آن کتاب‌ها پر از ذوق بود.
    بعدترش جنگ زد توی ذوق همه‌ی‌مان. ارتباطمان با دنیا قطع شد. نای نوشتن نداشتیم، نویسندگی خلاق هم. چه خوب که نداشتیم. اما شما باز هم بودید و نمی‌گذاشتید، جدا شویم از نوشتن. وبینارها بودند هر روز. می‌خاندیم و می‌خندیدیم و غصه می‌خوردیم، همه با هم. دوستان نیک بسیاری یافتم در مدرسه.
    از پا نیفتادیم، مدت‌ها بعد، از سر گرفتیم نویسندگی خلاق را. از پیرنگ‌ها گفتیم. شما حتی یک فیلمنامه‌ی «همینطوری» هم نوشتید. شبیه فیلم‌های کیمیایی بود پیرنگتان. گونه‌های زبان را شناختیم و به جمله‌ها دقت کردیم. هر جلسه‌ی بازخورد پر بود از نوشته‌های خوب و نکته‌های موشکافانه‌ی شما. نوشته‌هایی که بانویسی می‌شدند و با هر بازنویسی بهتر می‌شدند. می‌شد از همه‌‌یشان لذت برد.
    از شما پرسیده بودم برای بهتر نامه نوشتن چه کنیم؟ گفته بودید، بنویس لنا. اصلن همین گزارش نیک‌هات رو نامه بنویس. همان هم شد که به خودم آمدم و دیدم، هر روز یک نامه می‌نویسم. همان اول راه، سرگردان شدم. نامه مخاطب می‌خاست. نامه بی‌مخاطب نامه نمی‌شد. برای شما نوشتمشان. سربه‌سرتان گذاشتم توی نامه‌ها. هیچوقت هم نگفتم چقدر خوشحالم که استادی چون شما دارم. استادی که می‌شود با او شوخی کرد. می‌توان سربه‌سرش گذاشت و نامه‌های نیک نوشت. می‌توان یک نفس از او پرسید و هربار پاسخ‌های جورواجور و مفید گرفت. می‌توان به وسعت نگاه او اعتماد کرد و هر سبک نوشتن را آزمود.
    حالا به لنای پیش از دوره نگاه می‌کنم. یاد گرفته روی کاغذ فکر کند؟ کمی. کمی هم کم‌تمرین است و تنبل. باید بیشتر بنویسد. از نوشتن عادت ساخته است؟ تا حد زیادی. راستش را بگویم همیشه خسته‌ است و کم‌صبر. می‌تواند هر کاری را نیمه‌ی راه رها کند. عادت ساختن و حفظ عادت، برایش کم از فتح اورست ندارد. اما حالا استاد نیکی دارد و دوستانی، که او را در مسیر نوشتن نگه می‌دارند. مبینای عزیزی که ترغیبش می‌کند، کانال تلگرام داشته باشد. آنا و سحری که با او نامه‌نگاری می‌کنند و به حرفش می‌آورند. غزاله‌ای که برایش نامه‌ی کاغذی می‌فرستد و کارت پستالش را هم خودش نقاشی می‌کند. و یک عالمه دوست عزیز دیگر که لنا می‌خاندشان و می‌ستایدشان. همه‌ی این‌ها به لطف شما اتفاق افتادند که روزی تصمیم گرفتید، بنویسید و بنویسانید.
    نویسنده‌ی خوبی هم شدم؟ به گمانم، هنوز نه. شاید هم هیچوقت نشوم. اما یاد گرفتم جسورانه بنویسم و تیزنگرانه بازبنویسم. آن جمله را از چه کسی نقل می‌کردید؟ وقتی مستیم بنویسیم و وقتی هوشیاریم، بازنویسی کنیم؟ کم‌کم یاد می‌گیرم و انجام می‌دهمش.
    با اینهمه دوره‌ی نویسندگی خلاق،‌ یک ایراد بزرگ داشت، یادم ندادید چطور بنویسم، قدردانی‌ام را از شما. کلمه‌هایم هنوز، کوچک‌اند و کم‌بضاعت، در مقابل این لطف و مهر مدام. خودتان می‌توانید حدس بزنید، چقدر سپاسگزارم؟

    دوستدار شما، لنا

    1. لنا جان
      تو یکی از عزیزترین دوستان من هستی.
      من کیف می‌کنم از دیدن جدیت تو، از خوندن نوشته‌های بسیار خلاقانه‌ت و رشد چشم‌گیرت.
      همینجوری با قدرت برو جلو که حقیقتن هنرمندی.

  15. سلام استاد کلانتری عزیز
    یادگاری نوشتن رو خیلی دوست دارم. زمانی که لینک رو باز کردمو دیدم دوستان چقدر باذوق نوشتن دلم خواست بزارم برای یه زمان مناسب‌. الان خیلی از آخرین نظر گذشته. می‌نویسم با تاخیر.
    من همیشه نوشته‌هام مورد تحسین بود. برعکس اینکه خوشحال بشم، پیش خودم فکر می‌کردم نکنه اینایی که می‌نویسم اصلا نوشته نیست. و خیلی مشتاق بودم یک نفر اهل فن به نوشته‌هام نظر بده.
    همیشه مثل سایه کنار مدرسه بودم. چند باری کمپ‌های ایده پزی رو شرکت کردم. که بهترین اتفاقش یادگرفتن علائم نگارشی صحیح و نیم‌فاصله‌ها بود.
    با جریان کانال زدن بچه‌های نویسندگی، کانال زدم.
    یادمه یکی از دوستام می‌گفت اگه نوشته‌هات رو بدزدند چی؟
    یاد استاد کلانتری می‌افتادم که چقدر به این موضوع می‌خندید.
    بهش گفتم اولا معلوم نیست اینایی که من می‌نویسم چرت نباشن. دوما اگر کسی بتونه اثری برای دزدیدن خلق کنه، بار بعدی از اون بهترش رو می‌نویسه.
    دوره‌ی نویسندگی خلاق توی شرایط عجیبی بود.
    روز قبل از مصاحبه فهمیدم باردارم. حال جسمی وحشتناکی داشتم.
    روز مصاحبه خونه‌ی مادرم دعوت بودیم. یکی یه دونه برادرم خانواده‌ی دختری که قرار بود باهاش ازدواج کنه رو برای اولین بار دعوت کرده بود.
    و حالا سر شام رفتم مصاحبه رو انجام بدم و هیچ جوره حاضر نبودم وقت دیگه‌ای رو معین کنم.
    همون مصاحبه شیرین برای من بس بود که در همه‌ی شرایط پیگیر کلاسم باشم.
    توی آموزشگاه بودم و بازخورد گوش می‌دادم.
    ویار وحشتناک داشتم و می‌نوشتم.
    و نتیجه‌ اینکه الان حس می‌کنم ذهنم، خطم، فکرم یک صیقل مناسبی خورده. و خوشحالم.
    برعکس خود تخریبی شدیدی که دارم این اولین از خودمتشکری من هست، بابت شرکت در این کلاس. و در نهایت ممنون استاد کلانتری هستم که همیشه برای من منبع انرژی مثبت بوده و هست. مانا باشید.

    1. معصومه خانم نازنین
      بی‌اندازه لذت بردم از این پیام مهرآمیز شما.
      همیشه کیف می‌کنم از خوندن نوشته‌هاتون.
      شاعرانگی جاری در شعر و نثرتون رو تحسین می‌کنم.

  16. استاد گرامی، شما را سال‌هاست که می‌شناسم. اگر اشتباه نکنم سال 1397 بود که برای نخستین‌بار با وب‌سایتتان آشنا شدم. آن زمان‌ها تازه به مقطع ارشد راه یافته بودم و آن‌قدر از رشته‌ام متنفر بودم که فقط ذوق نویسندگی مرا سرپا نگه می‌داشت. می‌خواستم در کلاس‌هایتان ثبت‌نام کنم ولی بین نویسندگی و فیلمنامه‌‌نویسی، مبهوت شهرت دروغین موسسه N شدم و فیلمنامه‌نویسی را برگزیدم. اما کار من با وب‌سایتتان تمام نشد. هرزگاهی از روی کنجکاوی و شاید هم آتوگرفتن به وب‌سایتتان سر می‌زدم تا ببینم چقدر در کارتان جدی هستید. آن‌قدر وب‌سایت‌های مختلف در این زمینه می‌آمدند و می‌رفتند که گمان می‌کردم روی دیوار شما هم نمی‌شود یادگاری نوشت و سرانجام روزی با جست‌وجوی دامنه‌تان با خطا مواجه خواهم شد. در ذهنم شما و بقیه آموزگاران را در یک مسابقه دوی ماراتن می‌دیدم. مشتاق بودم تا ببینم بالاخره شما تا کجا ادامه می‌دهید و برنده مسابقه کیست. باز هم اگر اشتباه نکنم آن زمان‌ها وب‌سایتتان در کلمه «کلاس نویسندگی» در جایگاه چهارم یا پنجم قرار داشت، اما هر روز نتایج جست‌وجو و نمایش وب‌سایتتان بهتر و بهتر می‌شد. با هر بار بهترشدن وب‌سایتتان از ته قلب خوشحال می‌شدم و حتی در دغدغه‌مندی و پایداری بارها شما و وب‌سایتتان را برای بقیه مثال می‌زدم. سرانجام بعد از 6 سال تصمیم گرفتم دیگر فقط تماشاگر نباشم. در قدم اول یواش‌یواش به وبینارهای نویسنده‌ساز آمدم. مثل همیشه ساکت ماندم و فقط تماشا کردم. آن‌قدر فضای نویسنده‌ساز و حرف‌های شما برایم جالب بود که طولی نکشید تا شاگرد کلاس نویسندگی خلاقتان شوم. البته ترجیحم این بود که کلاس حضوری‌تان را شرکت کنم، اما متاسفانه به دلایلی موفق نشدم. در کل شما برایم الگوی یک انسان بااستقامت، خوش‌ذوق و روشن‌فکر هستید. خوشحالم که بعد از تجربه‌های ناموفقم در عرصه‌های دیگر، می‌توانم نویسندگی را که عشق همیشگی‌ام بوده با شما ادامه دهم. ممنون که فرصتی در اختیارمان نهادید تا با شما سخن بگوییم. برایتان بهترین‌ها را آرزومندم و امیدوارم روزی از نزدیک ملاقاتتان کنم.

    حبیبی (استاکر هفت‌ساله مدرسه نویسندگی)

    1. سلام زهرا جان
      چقدر این پیامت برام عزیز و دوست‌داشتنی بود. روایت کوتاه و الهام‌بخشی نوشتی. دمت گرم.
      بسیار نازنینی و کیف می‌کنم از خوندن نوشته‌هات در «گزارش نیک».
      و چه خوشحالم که در سمپوزیوم نویسندگی روی ماهت رو می‌بینم.

  17. سلام به استاد گرامی که حضور تو کلاستون همون نقطه‌ی عطفی شد که باید برام اتفاق میفتاد و افتاد. به گذشته که فکر می‌کنم می‌ببینم قبل از کلاساتون هیچ اتفاقی برام نیفتاد. یه روتین عادی و روال زندگی اما حالا و هر لحظه با هر دوره یه راهی جلوم گذاشته می‌شه که نمی‌تونم عادی ازش بگذرم. نمی‌تونم چون شما تونستین در کنار تلاشام منو همراهی کنین. همه‌ی چیزی که یه نویسنده می‌خواد رو دارم کم‌کم و آهسته و حلزون‌وار به دست میارم. دارم بهش می‌رسم اما هنوز کلی راه دارم. هنوز کلی کلاس هس که توش شرکت کنم. به این راحتیا نیومدم که به این راحتیا از کلاساتون جدا بشم. این دوره هم در کنار دوره‌های دیگه شد بهترین اتفاق. شد همون چیزی که دنبالش بودم و حالا دارم به دستش میارم. حضور شما استاد عزیز باعث شد توی راهی قدم بردارم که هیچی ازش نمی‌دونستم ولی حالا احساس می‌کنم راهم همونه که باید. همونه که فکر می‌کردم هیچ وقت بهش نمی‌رسم اما بلخره تونستم. ادامه دادن رو از شما یاد گرفتم. پس ادامه می‌دم تا بهترین‌ها رو رقم بزنم.
    مرسی از همراهی‌تون که همیشه راهی رو نشون می‌دین که هیچ‌کس نمی‌بینه.

    1. سلام الهام نازنین، دوست خوب و خلاق من
      تو که از بهترین‌هایی و من مدت‌هاست که سعادت دوستی با تو رو دارم. و کیفورم از دیدن رشد چشمگیر قلمت در این یکی دو سال.
      حضورت در این دوره به من احساس ناب آشنایی می‌داد. حالا بیش از همیشه مشتاق پیگیری نوشته‌های خلاقانه‌ی تو هستم.

  18. اول از همه، روزی که به پشتیبانی پیام دادم، هنوز هزینه‌ی شرکت در کلاس رو نداشتم و منتظر حقوقم بودم، ولی با این‌حال، به من اجازه‌ی ورود به کلاس رو دادن و بهم اعتماد کردن، و این اولین چیزی بود که من رو خیلی خوشحال کرد و ذوق اولین جلسه‌ رو چندین برابر کرد.
    (در ضمن اون مصاحبه اولیه من رو ترسوند، با خودم میگفتم نکنه همین اول کاری رد بشم؟ 🙂 ولی خب بعدش باعث شد بیشتر ذوق کنم. )
    سرکلاس به طرز عجیبی بهم خوش میگذشت، فرقی نداشت برام که کجا باشم و درحال چه کاری، همیشه سعی میکردم سرکلاس حضور داشته باشم با اینکه جلسات ضبط میشد.
    ابتدای دوره من از شغلم متنفر بودم و تنها چیزی که بهم امیدواری میداد تا ادامه بدم، همین کلاسها بود، توی راه مینوشتم و نوشتن برام جدی‌تر از قبل شد.
    با اینکه وسط کلاس‌ها یهو زد و جنگ شد و کار و زندگی و همه چیز رو هوا رفت، بازم به نوشتن ادامه دادم تا اینکه وقتی به آقای کلانتری پیام تبریک عید رو دادم، لینک وبینار نویسنده‌ساز رو دادن، در واقع اون لینک، فقط یه لینک نبود، برای من دری نورانی بود که توی زندگیم باز شده بود و گرده‌های امید رو به زندگیم راه داده بود.
    وقتی دوباره کلاسها از سر گرفته شد، مثل قبل تمرینات رو یکبار بازنویسی نمیکردم، سعی میکردم چند بار بخونم و بازنویسی کنم. (البته از جلسات گازخورد هم میترسیدم یکم.)
    روش تدریس استاد رو خیلی دوست دارم، مخصوصاً وقتایی که یه مطلب میگه که زنجیره‌وار به مطالب قبلی وصله، خیلی ذوق میکنم بابت این ترتیب موضوعات، انگار که مثل کارآگاه‌ها یه تابلو زدن و نشستن ربط موضوعات رو با نخ قرمز بهم مشخص کردن.
    از اینکه جزوه و فیلم و … همه چی برای یادگیری فراهم بود و دسترسی هم آسون بود خیلی کیف کردم، جزوه انقدر روونه که ویس جلسات هم نباشه میتونه کار رو دربیاره، از طرفی، کاریکاتورهای توی جزوه، قشنگ فریاد میزنه که این جزوه متعلق به کیه و من عاشق این ردپای افراد توی کارهاشونم.
    خیلی کم پیش میاد که من موقع یادگیری چیزی بگم “آهااااا” جلسه‌ی دیالوگ‌نویسی، پیرنگ و رخدادک، برای من پر از “آهاااا” بود.
    خیلی راضی‌ام از اینکه بعد از سه سال انتظار، بالاخره تونستم دوره رو شرکت کنم.
    تا قبل از پیوستن به این دوره، من سعی کرده بودم که آموزش درست ببینم، اما کلاس‌ اشتباه با مدرس اشتباه رو شرکت کرده بودم و فقط اندازه‌ی آشنایی با اصطلاحات دنیای داستان‌نویسی یاد گرفته بودم، قبل از کلاسهای نویسندگی خلاق، من 7 تا رمان نوشتم که الان دلم میخواد همه‌شون رو چندین بار بازنویسی کنم، اصلاً به جز رمان و چندتا داستان کوتاه، نمیتونستم انواع دیگه‌ی نوشتن رو امتحان کنم، اما الان بیشتر از داستان و رمان، رخدادک، استعاره و متن‌های کوتاه توی رسانه‌ی شخصیم میذارم.
    از طرفی، قبل از کلاس نویسندگی خلاق، من رسانه‌ی شخصیم، صفحه‌ی واتپدم بود، ولی الان توی تلگرام و ویرگول فعالیت میکنم.
    دیگه چی موند که بگم؟
    هیجان جلسات گازخورد، هم میترسیدم، هم شوق و ذوق داشتم.
    ناراحتم از اینکه دوره داره تموم میشه، ولی به خودم میگم هرپایانی، یه آغاز دوباره‌س، از طرفی هم میترسم تا زمانی که چک‌م پاس بشه، از کلاسها عقب بمونم 🙂 ولی خب، میدونم که بازم ادامه میدم، اما حال و هوای کلاس نویسندگی خلاق یه چیز دیگه بود.
    🖋نویسندگی🚀خلاق🚀. همینطور که میبینید، وسط و آخر دوره توسط موشک‌ها به چند پاره داره تقسیم میشه ولی هنوز سرجاشه 😂(طنز تلخ 🙂

    1. فاطمه نازنین
      اول از همه باید بگم که من سماجت و کنجکاوی تو رو بی‌اندازه تحسین می‌کنم. و می‌دونم که این ویژگی‌ها در کنار خلاقیت چشمگیرت قطعن آینده‌ی روشنی برای تو می‌سازه.
      امیدوارم خیلی زود اخبار موفقیت‌‌های بزرگ تو رو بشنوم.

      1. خیلی ممنونم استاد، حضور در کلاسهای شما یه نقطه عطف بزرگ در زندگیم بعنوان یه نویسنده بود

  19. دو هفته به پایان دوره مانده و من از الان قراره دلتنگش بشم؛ اما یه دلتنگی توام با اشتیاق.

    این دوره برام یه‌جور تلنگری بود. البته همچین حرفی رو هزاران بار گفتند، اما برای من یه سکوی پرتابی بود نه به جلو، بلکه به عقب. از اون دوره‌هایی که باعث شد دوباره به عقب برگردم و با بازنگری بر آموخته‌های این دوره از اول آجرهایی نویسندگی رو بنا کنم. چیزهای پایه‌ی نویسندگی که ما بدیهی می‌دونیم، اما برای ساختن ساختمون نویسندگی نیازه. میشه گفت یه‌جور بتن‌ریزی که پایه‌های ساختمون نویسندگی رو محکم می‌کنه.
    البته آموخته‌هایی که نه فقط به‌درد تازه‌کارها، بلکه برای کسانی که فکر می‌کنند چون یکی دو رمان نوشتند و چند مقاله و داستان کوتاه، برای خودشون یه‌پا نویسنده شدن و دیگه نیازی به آموزش ندارن هم، توصیه میشه. برای من یکی از اتفاقات ناراحت‌کننده اما خرسندبخش این دوره، ریختن توهم همه‌چیزدانی بود که فکر می‌کرد چون چندتا کتاب نویسندگی خونده می‌تونه رمانی بنویسه که با چندهزار تیراژ چاپ بشه.
    و جدای از همه‌ی اتفاقات خوبه شرکت در این دوره (و به نظرم تنها همین مورد کافی‌ِ که شک نکنی در ثبت‌نام کردن)، آموزش استاد بی‌نظیری همچون آقای کلانتری‌ِ که نکات نویسندگی رو آمیخته با اتفاقات روزمره‌ و زیستن به ما آموزش میده.
    و خوشحالم در دوره‌ای زندگی می‌کنم که می‌تونم در کارگاه‌های استاد کلانتری شرکت کنم.

    1. سعید عزیزم
      خیلی کیف کردم از خوندن این پیام تو.
      تو با اینکه بسیار جوان هستی، ذهن پخته‌ای داری.
      من عشق می‌کنم از دیدن رشد روزافزونت.
      می‌دونم که آینده‌ی درخشانی داری.

  20. اولین‌ها همیشه یه حال‌وهوای دیگه دارن.
    اولین پیامی که برای مدرسه نویسندگی می‌فرستی.
    اولین جوابی که ساعت ۳ شب از مدرسه می‌گیری.
    اولین سلامی که به استاد می‌دی.
    اولین باری که استاد قربون‌صدقه‌ات می‌ره.
    اولین بازخورد تند استاد.
    اولین باری که از شنیدن نظرهای منفیش حسابی به جوش میای.
    اولین لحظه‌ای که حس می‌کنی دیگه تو هم یه هنرمند واقعی شدی.
    اولین کامنتی که برای اولین داستان کوتاهت می‌بینی.
    اولین شبی که تا ۳ نصفه‌شب با ۴۰ نفر از هم‌سفرای مدرسه نویسندگی و استاد کلانتری بیدار می‌مونی.
    و اولین باری که سر کلاس چیزایی می‌بینی که از هر چیزی که تا حالا تجربه کردی، عجیب‌تر و متفاوت‌تره.

    1. سلام لاله جان
      تو سرآمدی، به معنای واقعی کلمه.
      بسیار دقیقی و عمیق، و مهربان و بزرگوار.
      افتخار می‌کنم به دوستی با تو.

      1. درود و مهر استاد گرامی،
        اولین‌ها همیشه حال‌وهوای دیگری دارند…
        و اولین باری که امروز شما مرا «دوست» خطاب کردید.
        لطف‌تان را قدر می‌دانم و امیدوارم شایسته‌ی این نگاه ارزشمند شما باشم.
        با احترام،

  21. شاهین عزیز! نمیدانم چند ساله هستید. جسارتم را ببخشید که با اسم کوچک صدایتان میزنم. دوره نویسندگی خلاق حلقه‌ای بود که مرا دوباره به نوشتن وصل کرد. من از ۱۱ سالگی روزانه نویسی داشتم. کتاب های زیادی خواندم و می‌خوانم. اما نوشتن های قبل از کلاس نویسندگی خلاق عسل بود و آموزه های شاهین در کلاس نویسندگی نوشته‌هایم را به باقلوا بدل کرد. حتم دارم چاشنی آموزه های تو در تمام نوشته هایم طعم تازه ای را خلق خواهد کرد. شاگرد خانم دکتر تو قطعا بعد از این دوره، جور دیگری قلمش روی کاغذ می‌لغزد.

    1. درود سوگند نازنین
      دوستی با شما مایه‌ی سعادت منه.
      ذهن و قلم زیبایی دارید و بی‌صبرانه مشتاق تا از شما بیشتر و بیشتر و بیشتر بخونم.

  22. کسی که جز دل‌نوشته چیزی ننوشته بود. با اینکه یک سال گذشته و مدت کوتاهی است ولی خیلی چیزها یاد گرفتم. حتی یادداشت های روزانه‌ام هم تغییر کرده. انسانها، اشیا، زندگی و مشکلات را طور دیگری می‌بینم. اول راه هستم و مطمئن هستم با راهنمایی استاد کلانتری چند سال دیگر خودم هم از نوشته‌هایم متعجب بشوم. همه‌ی اینها را مدیون کلاسهای ایشان می‌دونم. سعی می‌کنند طوری همه چیز را بیان کنند حتی کسی که پیش زمینه‌ای نداشته باشد بفهمد. باید در این سن با آقای کلانتری آشنا می‌شدم تا زندگی مرا با نوشتن تغییر دهند. استاد برای همه چیز سپاسگزارم.

    1. فریده خانم نازنین
      شما به قدری خوش‌قلب و عزیز هستید که به یکی از بهترین‌های زندگی من تبدیل شدید.
      افتخار می‌کنم به همراهی با شما.
      و براتون آرزوی خوشی و سلامتی روزافزون دارم.

  23. درود بر استاد عزیزم و تمام دوستداران قلم .
    بنده وظیفه خود می‌دانم بگم
    آنهایی که فکر نوشتن در سر دارند و نمی‌دانند
    از چه طریق یاد بگیرند یا از حضور در جلسات
    آقای کلانتری شکی در وجودشان هست.
    در هر سطحی از نوشتن که هستید بهترین گزینه نویسندگی خلاق آقای کلانتری هست
    جوی که این کلاس دارد به شما کمک میکند با ساده ترین و مفهومی ترین روش ها روبرو بشید و اینقدر براشون یادگیری هنرجو هاش
    مهمه که کاملا مشخصه برای علاقه اش به این زمینه کار می‌کنه و ارزش قائله.
    بنده در هر جلسه شوک یادگیری داشتم .
    مثل کسی که در مسیرش به یک موضوعی بر میخوره و از کمک کردن اون موضوع بهش ذوق زده میشه و پیش خودش میگه واووو.

    1. سپاسگزارم آقای پورغلامی نازنین
      وجودتون مایه‌ی خرسندی ماست.
      بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم براتون.

  24. سلام به استاد کلانتری عزیز
    دوره‌ی نویسندگی خلاق هم مفید بود هم با انرژی مثبتِ شما فضای دلنشینی داشت.
    خیلی اتفاقی با شما آشنا شدم و این از خوش‌شانسی من بوده‌.
    امیدوارم بتونم با استمرار در این مسیر، به رویای نویسنده شدن برسم.
    و خیلی ممنونم که شروعِ مسیرِ من بودید🙏🏻🥰✨️

    1. سارای عزیز و خوش‌ذوق 😍
      امید که در ادامه اسم‌‌تون رو بسیار ببینیم و ازتون بخونیم. مرسی از شما که همراه و مهربانید. 🌸 ✨ 🙏🏽

  25. آشنایی من با مدرسه‌ی نویسندگی از همین سایت شروع شد. در ابتدا جذب پویایی و نظم محتوایش شدم، اما آنچه بدان جذب شدم، نگاه جدی و دقیق به نوشتن بود.
    اولین‌بار کارگاه کودک‌نویس شرکت کردم، از شیوه‌ی مدیریت کلاس و توجه استاد به جزئیات یادگیری لذت بردم. برای من نوشتن تا قبل از آن بیشتر یک علاقه بود، اما اینجا فهمیدم نوشتن یک مهارت است؛ مهارتی که با تمرین، بازنویسی و خواندنِ دقیق رشد می‌کند.
    کلمه‌برداری از کانال قدیمی استاد نقطه‌ی عطف مهمی برایم بود. آن تمرین ساده، به من یاد داد چطور بخوانم، چطور به ساختار جمله‌ها دقت کنم و چطور از روی متن‌های خوب یاد بگیرم. پس تصمیم به شرکت در دوره نویسندگی گرفتم.
    به‌مرور متوجه شدم کیفیت خواندنم بهتر شده و طبیعتاً نوشتنم هم تغییر کرده است.
    امروز اگر با اطمینان بیشتری می‌نویسم، به‌خاطر همین نگاه آموزشی و پیگیری منظم جلسات است. خودم را وام‌دار همراهی و راهنمایی شما می‌دانم و خوشحالم که در این مسیر، شاگردی جدی‌تر برای نوشتن و خواندن شده‌ام.🌹🙏

  26. رویای نوشتن همیشه با من بود اما هیچ وقت جسارتش رو نداشتم، استاد کلانتری عزیز این جسارت رو به من داد. با اینکه هنوز اول راهم،اما می‌دونم با‌ کمک‌های ایشون رسیدن به خواسته‌م سخت نیست. مرسی استاد🌸🙏🏻مرسی از شما و تیم خوبتون.

  27. نون ‌والقلم ‌ما یسطرون قسم به قلم وانچه می نویسند وقتی خدا به قلم ما وانچه می نویسی قسم میخورد احساس می‌کنم ما معجزه هستیم ‌معجزه می افرینیم نوشتن فراتر از تکنیک خیلی تاثیر گذار هست وبر روح مینشیند وفرهنگها را جابجا می‌کند با نوشتن انسان‌ها همدیگر را می فهمند در این دوره می‌توان این قدرت اعجاز را به دست آورد

  28. سلام من در کلاس نویسنده ساز بسیار احساس خوبی داشتم و برام مفید بود استاد خیلی متعهد ‌صمیمی این دوره چشمم رو به دنیای نویسندگی باز کرد کامل وتاثیر گذار آفرین به این همه استادی
    استاد تمام هستین

  29. یادگاری دوره هفتاد و دوم نویسندگی خلاق
    چندسال بود دنبال کلاس نویسندگی بودم، از بچه‌های دانشکده ادبیات هم پیگیر شدم، اما نتیجه‌ای نگرفتم. تا اینکه تو گوگل اینجا رو پبدا کردم، چند دوره گذشت، تا اینکه تو کلاس‌ها شرکت کردم. یکی از بهترین دوره‌هایی بود که گذروندم و در دنیای ادبیات غرق‌تر شدم.
    از آقای شاهین کلانتری و مجموعه بی‌نظیرشون سپاسگزارم و براشون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

    1. خشنودیم که دوره‌‌ی نویسندگی خلاق تجربه‌ی خوبی بوده براتون خانم چلمبری عزیز. حضورتون مایه‌ی اشتیاقه. ممنون از محبت‌تون. 😍✨ 🌸

  30. کلاس نویسندگی خلاق و به‌طور کلی آشنایی با استاد شاهین کلانتری عزیز، غیر از توان ادبی من، دیدی که به زندگی داشتم و طرز فکرم را متحول کرد.
    بدون شک یکی از بهترین اتفاقات زندگی‌ام، با شروع این کلاس شکل گرفت.

    1. سپاس از محبت شما پیام جان. امید که ادامه‌ی مسیر پر از شگفتی باشه. 😍 ✨ 🙏🏽

  31. نوشتن برای من پناهگاه کلمه‌هاست،جایی که می‌توانم از شلوغی جهان به درون خودم سفر کنم و دوباره معنا را پیدا کنم.🌚

  32. سلام
    مدتهاست که می نوشتم دقیقا ۵۶ ساله که خواندم ونوشتم .
    در طول سالها خیلی سعی کردم کسی رابیابم که راهنما ییم کند
    دراین رابطه چند کتاب هم خریدم اما اصلا جذبم نکرد و بیشتر سرگردان شدم .
    باخود گفتم عیب ندارد برای دل خودت ودلتنگیهایت بنویس چه غلط چه درست مهم نیست خودت را خالی کن
    بغضت را و فریادت را وناله ات ودرد دلهایت راباقلم بر روی کاغذ بریز ،
    وواقعا هم کتاب و دفترو خودکار بهترین دوستانم بودند وهستند .
    تا بچه هایم بزرگ شدند ومثل پرستوها پرواز کردند ودر کشوری دور اشیانه ساختند وخوشحالم که سد راهشان نشدم تا بتوانند انطور که میخواهند زندگی کنند و به اهداف عالیه ی خود برسند . الحمدلله راضی ام که
    فزندان فرهیخته و مفید به جامعه تحویل داده ام .
    اما دراین فرصتی که به دست اوردم سعی کردم انطور که دلم میخواهد زندگی کنم و کارهایی راکه دوست داشته وفرصت پرداختن به انها را نداشته ام ، انجام دهم .
    و کلاسهای اموزش نویسندگی را سرچ کردم
    و کلاس شما نظرم را جلب کرد ،
    از اولین جلسه ای که شرکت کردم احساس خوشحالی عجیبی کردم حتی احساس جوانی کردم و شوقی وافر برای یادگیری .
    شما علاقه وعشقی که جوهره ی خوب اموختن است ، را دارید و صمیمانه تلاش می کنید .
    از کلاسهایتان از راهنماییها وکتابها یی که معرفی میکنید از همه وهمه لذت می برم وخرسندم .کلاسهایتان بسیار متنوع و پر محتواست .
    از خدا سپاسگزارم بخاطر فرصتی که به من عنایت کردند.
    از شما هم تشکر میکنم وارزو مندم که همیشه بدرخشید و مانا باشید
    فقط افسوس که نمی توانم پا به پای درسهایتان قدم بردارم .
    دعا گوی شما وفرزندان خبره ی کشورم هستم .
    سلامت وموفق باشید .

    1. خانم بیوکی عزیزم
      وجود شما باعث افتخاره.
      خیلی ممنون که از تجربه‌تون برامون نوشتید. و سپاسگزارم از مهر و سخاوت‌تون. ❤️🙏🌼

  33. شاهین کلانتری، قطره ای صندوقی است در دل که گنجی نهفته دارد. و تمام لحظات بودنمون کنارشون و استفاده از تجربیاتشون بهترین اتفاقی بود که می‌ توانست رخ دهد. ممنونم ازتون استاد گرانقدر 🙏🏻🌺🌸❤️

  34. می نویسم تا در میان خطوط،تکه ای از خودم
    را برای فردا جا بگذارم.
    من‌ در سایه ی درخت گیلاسی🍒 هستم
    پر از خیال و سکوت.

    1. زنده باد آرزوی عزیز.
      امیدوارم مسیر یادگیری روز‌به‌روز براتون پربارتر و لذت‌بخش‌تر باشه. 😍🌼✨

  35. من بودم و جهانم و رو به بیرون، دری نبود. در گوشه‌ای از جهان، شاهین کلانتری دری را گشوده بود.

    1. عزیزید نسیم جان.
      خوشحالم که چنین تجربه‌یی داشتید.
      برقرار باشید در مسیر نوشتن. 😍✨🌼

  36. سالهاست روزانه نویسی میکنم. از خاطرات کودکی تا هرچی در زمان حال برام پیش اومده. اما هیچ وقت به فکرم نرسیده بود که به نوعی شاید بشه به نوشته هام مسیری بدم. یه جرقه بود، کادو تولد برای خودم ثبت نام دوره های خلاق دادم. و در این دوماه نمیتونم، واقعا نمیتونم، توضیح بدم چقدر دیدگاهم و مسیرم تغییر کرد. من با عشق تمام در این کلاس شرکت کردم. با عشق مینویسم، با عشق به هر چی اطرافم رخ میده نگاه میکنم، با عشق به گذر عقربه های ساعت روزهای دوشنبه نگاه میکنم. و من دوباره متولد شدم. بهترین های خدا برایتون باشه جناب کلانتری عزیز. سایتان مستدام.

    1. فائزه‌ی عزیزم
      امیدوارم همیشه و همواره مسیر نوشتن براتون عاشقانه باشه. 🌼✨

      خیلی ممنون از مهرتون. 😍🙏

  37. فکر می‌کردم کلاس نویسندگی، فضایی خسته‌کننده و کسالت‌آور باشد؛ چون سال‌ها پیش جزوات یک کلاس دیگر را ورق زده بودم و تجربه خوشایندی نداشتم.
    اما کلاس استاد، دنیایی کاملاً متفاوت بود؛ منظم، استاندارد، و در عین حال سرشار از لطافت و ظرافت.
    متونی که در کلاس یا در گروه به اشتراک گذاشته می‌شد، چشمم را به جهان‌ تازه‌ای باز کرد. از ایشان واقعاً سپاسگزارم.

    نکته مهم کلاسها این بود که استاد کتاب‌های ارزشمندی برای مطالعه معرفی کردند.
    و همچنین علاوه بر مهارت نویسندگی، به نظرم ایشون روی توسعه فردی بصورت هوشمندانه کار میکنند و بودن جدیدی را معرفی میکنند.

    1. ممنون از دقت‌نظر و لطف شما معصومه جانم. 🌼🙏
      خیلی خوشحالم که این دوره تجربه‌‌ی خوبی بوده براتون. برقرار باشید در راه نوشتن. 😍✨

  38. سلام بر استاد گرامی

    با سپاسی بی‌پایان از شما
    که ادبیات و هنر را چنان در هم می‌آمیزید؛
    که هر واژه، نوایی‌ست برخاسته از دلِ زیبایی.
    شما چنان شیوا و جان‌دار می‌آموزید؛
    که حتی کسی را که پیش از این
    دل به ادبیات نسپرده بود،
    شیفته آن می‌سازید.

    من که خود،
    گرچه دانش‌آموخته‌ی ادبیات انگلیسی بودم،
    هرگز این‌گونه با ادبیات پیوند نخورده بودم؛
    اما کلاس نویسندگی خلاق شما
    حسی تازه در من برانگیخت؛
    چنان‌که اکنون بر آنم
    تا در راه نویسندگی داستان نیز گام بردارم.

    از صمیمِ دل سپاسگزارم
    برای همه آنچه با عشق می‌آموزید
    و بی‌چشم‌داشت با دیگران سهیم می‌شوید.
    باشد که در این راه پیوسته
    درخشنده و مانا باشید.

    1. زنده باد شیما جانم.
      ممنون از محبت و سخاوت شما.
      امیدوارم سلامت و برقرار باشید و اسم‌تون رو بیش از این‌ها ببینیم. 😍🌼✨

  39. بنده از همین تریبون اعلام میکنم که تمام پاییز های زندگی‌ام را به پاییز امسال که در مدرسه نویسندگی به زندگی پرداختم، یکجا میفروشم!

    یادداشتی برای بهترین و به یادماندنی ترین پاییز زندگی ام.
    پاییز ۱۴۰۴
    دوست شما، همسفری به قول استاد وراج

    1. به امید پاییزهای این چنینی.
      پاییزهای بهتر و بهتر، نویسا‌تر و نارنجی‌تر. 😍

      دوست عزیز ما، زینب خوش‌انرژی. 🌼✨🙏

  40. شناختن مدرسه نویسندگی و آشناشدن با استاد کلانتری اگه قشنگترین اتفاق زندگیم نباشه قطعا از قشنگتریناشه.
    جلسه آخر که تموم شد با خودم گفتم کاش الان چندماه پیش بود و تازه میخواستم واسه دوره نویسندگی خلاق ثبت نام کنم.
    اما چقدر خوشحالم که این خونواده با تموم شدن این دوره از هم نمیپاشه و هی به اعضاش اضافه میشه. واقعا هیچی دلگرم کننده تر از این نیست.
    تا حالا با تموم شدن هیچ کلاسی گریم نگرفته بود امیدوارم همیشه جزئی از این خونواده باشم:) خیلی خیلی ممنونم از بهترین استادی که داشتم آقای کلانتری عزیز❤️

    1. عزیزید و نازنین مارال جان.
      چه خوب که دوست مایید.
      ممنون از حضور و مهرتون. ❤️😍🌸

  41. ابتدا شرکت در کارگاه دو ساعته گوشه نویسی به من نشان داد که چقدر می توان حتا در زمان کوتاه از شما آموخت. سپس، مرور کانال تلگرام نویسنده ساز و کانال شخصی شما چنان شوقی در من ایجاد کرد که پیش از این مدت ها بود تجربه نکرده بودم. خلاقیت بی نظیر شما در بخش های مختلف کانال ها چشم نواز و دل انگیز بود. چیزی که پیش از این کمتر دیده بودم. در بخش دیگر آشنایی در این مسیر، شرکت در کلاس نویسندگی خلاق بود که هر جلسه ی آن بسیار شعف انگیز و هیجان بر انگیز بود. بسیار در این مدت آموختم و این آغاز راه است. بی اغراق یکی از آموزنده ترین دوره هایی بود که تاکنون شرکت کرده ام.

    1. عجب تجربه‌یی. 😍
      سر ذوق اومدم اسما جان.
      امیدوارم ادامه‌ی مسیر، روزبه‌روز براتون هیجان‌انگیزتر باشه. ❤️🙏🌼

  42. کلاس نویسندگی کنار استاد کلانتری، موهبتی بود به حتم تکرار نا پذیر. کلاسی پر شور و حرارتی که در کنار چگونه نوشتن، چگونه فکر کردن هم یاد میگیرید. این کلاس واقعا ارزش وقت گذاشتن و حضور را داشت و من از این که همچین کلاسی را آن هم به اتفاق پیدا کردم بسیار خرسندم و در آخر به قول استاد نوشتن برای تغییر و تغییر برای نوشتن

    1. چه نگاه قشنگی جناب جهرمی.
      متشکر از مهرتون. برقرار باشید. 😍🌼

  43. سر کلاس‌های استاد کلانتری عزیز فقط نویسندگی یاد نگرفتم، ایثار، پشتکار، تعهد و با عشق زمان گذاشتن روی کاری، بخش دیگری از آموزه‌های استاد هستن که به من و دوستان دیگر مدرسه نویسندگی هم سرایت کرده و شده بخش بزرگی از زندگی و رفتارمون. هر ثانیه از زمانی که در اختیارمون قرار می‌دن بسیار بسیار با ارزشه.
    به مرحله‌ای رسیدم که هر کتابی رو شروع می‌کنم به خوندن، کتاب با صدای استاد توی ذهنم پخش می‌شه و این واقعا برام لذت بخشه.
    کلمات در بیان حجم قدردانی من عاجز هستن، از زحمات استاد بی‌نظیر و کادر مدرسه نویسندگی سپاسگذارم.🌸🍀

    1. زنده باشید زهره جان.
      برقرار باشید در مسیر زندگی و نوشتن. 🙏🌼✨

  44. خیلی خوشحالم که با استاد عزیز و کلاسهای مدرسه نویسندگی آشنا شدم.
    لذت بردم از همراهی با شما.
    همه چیز اصولی و درجای خودش راه رو هموار کرد.
    هنوز اول راهه🙏❤️

    1. هاله‌ی عزیزم
      خوشحالم که تجربه‌‌ی خوبی بوده برات.
      روبه‌راه باشی و به نوشتن. 😍❤️🌼

  45. سلام استاد كلانتر عزيز ، خلاصه و كوتاه واستون مينويسم ؛ شيفته ي ادبيات بودم و خرسندم كه با شما توي كلاسها عاشقي ميكنم ، غرق ميشم در كلام و كلمه ، زنده ميشم به زندگي توي كلاسهاتون . نثر وحشي، نويسندگي خلاق، شعر ماهي ، وبينارها همه فوق العاده هستن استاد. تا ابد شاگردتونم🙏

    1. چه کامنت شوق‌آفرینی. 😍
      خیلی ممنون از مهر شما سپهر جان.
      برقرار باشید و شوق‌تون پایدار. 🌼✨

  46. سلام بر استاد نازنین.هرکه به درگاه شما آمد؛ آموزشش دادین و از دینش نپرسیدین.همچنان که شیخ خرقانی هرکه به درگاهش آمد نانش داد و از دینش نپرسید.
    تواناییتون در تدریس، اطلاعات وسیع و وقتی که صرف میکنین، ستودنی ست.
    شاید گاهی غیبت دارم؛ ولی کلاسها برام دلخوشی ست و یه نوع اعتیاد دلپذیر و خوشایند.
    ولی دروغ چرا، موقع نشانه گذاری، دل تو دلم نیست که درست گذاشتم یانه.

  47. آمدم تا نویسندگی را به شیوه‌ی صحیح بیاموزم. آن چیز که عایدم شد بیش از خواسته‌ام بود.
    خرمنی از آموزه‌های ناب و ارزشمند که چون گوهری پاسش می‌دارم .
    صمیمیت، نوع دوستی، صبری بی‌بدیل، معلوماتی شگرف، اخلاقی بسیار پسندیده و از همه مهمتر استادانه استاد بودن چیزی‌ست که به وضوح در این دوره و دوره‌های دیگرِ آقای کلانتری شاهدش بودم.
    غمناک شدم بابت جا ماندن از جلسه‌ی نهایی نویسندگی خلاق، گرچه می‌توانم دوباره وویس‌ها را گوش دهم اما حضور زنده صفایی دیگر دارد و خوشحالم که می‌توانم در دوره‌های بعدی هم حضور پیدا کنم.
    خدا را شاکرم بابت آشنا شدنم با این دوره‌های ارزشمند. و بی‌اغراق یکی از بزرگترین دستاوردهای زندگیم همین است که مسیری زیبا برایم رقم زده‌است. آموختم که در نویسندگی رازهایی نهفته است که شاید آنهایی که از آن فاصله دارند هیچ‌گاه رازش را درنیابند. دنیای پنهان درون هر کس که می‌تواند آن گونه که خود می‌خواهد حیاتش بخشد. کلاسی که شاید بخشی از آن درمان روح آدمی‌ست.
    روحی که تشنه‌ی جان بخشی‌ست ، خلق ناشنیده ها و نادیده‌ها و شاید بیان خاطراتی گم‌شده در پستوی زمان. احیای دوباره‌‌ی آنهایی که روزگاری زیستند ، خندیدند،گریستند،عاشق شدند و مهر ورزیدند.
    سپاس استاد بزرگوار، شکر بر وجودتان که عاشقانه و دلسوزانه می‌آموزانید.

    1. چه تجربه‌ی نابی. ✨
      و چه جمله‌ها و جزییاتی.
      سپاس از محبت‌تون زهرا جان. سلامت باشید. 🌼❤️🙏

  48. دوره نویسندگی خلاق، جذاب، پرکشش و همانند رمانی ست که دلت نمیخواهد تمام شود. هرچه جلوتر میرویم جذابیتش بیشتر میشود. استاد شاهین خان عزیز، با دل وجان و دانایی و توانایی، وقت صرفِ اموزش میکنند. تتدرست و پرتوان باشید..

    1. چه تشبیه جالبی خانم جوکار گرامی.
      خوشحالم که براتون چنین تجربه‌ی هیجان‌انگیزی بوده. 😍
      متشکر از محبت‌تون. 🌼🙏

  49. با سلام و احترام،
    سپاسگزارم بابت تمام دانشی که سخاوتمندانه به اشتراک می‌گذارید، انرژی مثبتی که در کلمات‌تان موج می‌زند، و نگاهی که نوشتن را برای ما نه‌تنها یک مهارت، که راهی برای زیستن معنا‌دارتر کرده است.
    هر جمله از شما نه فقط نکته‌ای آموزشی، بلکه تلنگری برای فکر کردن، نوشتن و بهتر شدن است.
    ممنونم که با حضورِ الهام‌بخش‌تان، چراغ مسیر بسیاری از ما را روشن‌تر کرده‌اید.

    با آرزوی سلامتی، شادی و قلمی همیشه زنده

    1. سوده جان عزیزم
      خیلی ممنون از مهرتون.
      به نوشتن و برقرار باشید. 😍🙏🌼

  50. با درود و سپاس خدمت مدرسه‌ی نویسندگی
    از دوره‌ی نویسندگی خلاق آموختم برای رسیدن به هدف باید اول اصول را بیاموزم و تداوم و نظم را در ادامه برای بهبود در پیش بگیرم. کلاس فوق‌العاده پرمعنا و زنده بود و البته بازخوردهای آقای کلانتری به‌جا و مفید.
    منابع خیلی خوبی معرفی شدند و در ادامه با حضور در وبینار و تمرینجا جای رشد و پرسش‌گری خاهدبود.

    1. خانم نوروزی نازنین
      خیلی ممنون که برامون از تجربه‌تون نوشتید.
      بسیار ارزشمنده. 🙏🌼✨

  51. مایه ی نشاط و ذوق و برگردوندن آدمیزاد از بررخ و سست عنصریه آقای کلانتری
    هم معلم ماست هم استاد ما هم رفیق جینگ
    الهی سایه تون از سر کلاس نویسندگی کم نشه
    تا ابد از شنیدن داستان خوندن و یاد گرفتن از شما سیر نمیشم

    1. مهناز جان عزیز 😍
      سایه‌ی هم‌سفری و رفاقت شما هم مستدام.
      داشتن چنین رفیق خوش‌قلبی مایه‌ی افتخاره. 🙏🌼❤️

  52. ولی الان تو دل‌گرفته ترین حالت ممکن‌ام
    دو ساعته که آخرین جلسه تموم شده.
    برای منی که تقریبن تموم دوره‌هارو شرکت کردم، نویسندگی خلاق طلایی‌ترین دوره بود.
    از ته قلبم می‌گم از دستش ندید.
    قول می‌دم پشیمون نمی‌شید.
    امان از استاد کلانتری جانم.

    1. طلایی‌ترین دوره 😍 عجب تجربه‌یی.
      خوشحالم که برات چنین بوده آناهیتا جان.
      ممنون از حضور و سخاوت‌ تو. ✨❤️

  53. استاد عزیز،
    توی این یک سال کم کم از محتوای دوره بهره‌مند شدم.
    و خوشحالم که شما استادم هستین و همسفر مسیری هستم که همیشه می‌خواستم.
    ممنون🌹🙏🏻🌿

    1. نازنین مهربان و خلاق
      هم‌سفری با دوست خوش‌ذوقی چون تو نعمته.
      سلامت و روبه‌راه باشی. 😍🌼✨

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *