گور پدر کمالگرایی!

درخت نارنج بیرون پنجره بیش از همه شاهد ترس های من است…شاهد خروار خروار کاغذهای کاهی که با راپید یونی پین پنج دهم سیاه میکنم….شاهد هراس من از بازنویسی و انتشار چرک نوشته هایم…نوشته هایی که هرگز آن ها را به کسی نشان نخواهم داد…

ترسم از سفیدی کاغذ ریخته و این را مدیون صبح نوشته ها هستم… صبح ها و عصرها کاغذ روی کاغذ انبار میکنم، قلم از روی کاغذ بر نمیدارم، اما پنداری ترسم از نوشتن داستان هایی که در دل دارم بیشتر هم شده…

کمالگرایی و کمالطلبی یعنی از دست دادن لحظه ی حال.

باید از جایی شروع کرد،‌ هر چند زشت هر چند ناقص. باید به بد نوشتن، بد کشیدن و بد انجام دادن هر کاری احترام گذاشت، تا قدم به قدم بهتر شد.

ارتکابات ناقص ما به هیچ کس آسیبی نمی زند.

می خواهم هر روز، حتی شده یک پاراگراف در اینجا بنویسم، بدون فکر به بی سروته بودن مطلب، بدون فکر به جمله بندی و …

سلام به ده هزار ساعت وبلاگ نویسی!

حالا وقت خوبی برای شروع کردن است.

گور پدر کمالگرایی

۵ (۱۰۰%) ۲ votes

3 دیدگاه برای “گور پدر کمالگرایی!

  1. کتاب زندگی نامه سوزان سانتگ از زبان پسرش؛ نوشته ،”…یادداشت های روزانه ی مادرم به اندازی تعداد صفحات یک کتاب بود…”
    {سوزان سانتگ (به انگلیسی: Susan Sontag)، /ˈsɒntæɡ/ ‏(۱۶ ژانویه ۱۹۳۳–۲۸ دسامبر ۲۰۰۴) نویسنده، نظریه‌پرداز ادبی و فعال سیاسی آمریکایی بود. از مشهورترین نوشته‌های او مقالهٔ «علیه تفسیر» است.

    سانتاگ به نوشتن و صحبت کردن، و یا سفر به مناطق درگیری وافری داشت، از جمله در طول جنگ ویتنام و محاصره سارایوو فعال بود. او در مورد عکاسی، فرهنگ و رسانه، ایدز و بیماری، حقوق بشر، و کمونیسم و ایدئولوژی چپ مقالات متعددی نوشته است. مقالات و سخنرانی‌های او گاهی مورد انتقاد واقع می‌شدند. مجله نقد کتاب نیویورک او را «یکی از با نفوذترین منقدان نسل خود» نامید.(ویکی پدیا)}

  2. سلام
    من از طریق روز نوشته های استاد شعبانعلی با وبلاگ شما آشنا شدم چقدر خوب می نویسید نوشته هاتون رو دوست دارم برام الهام بخش بود.

    موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *