یک پومودورو خواندن، یک پومودورو نوشتن

کار کردن با تکنیک پومودورو بهره‌وری‌ام را به شکل شگفت‌انگیزی افزایش داده است.

چند روزی است که تمام ساعات بیداری‌ام را به پومودوروهای مختلف تقسیم کرده‌ام.

فرضاً اگر بخواهم دوازده ساعت پشت میز کارم باشم. بیست و چهار پومودورو خواهم داشت، تعدادی از آن‌ها به استراحت و گپ زدن می‌گذرد، حتی اگر بتوانم نیمی این بیست و چهار پومودرویی که را کار کنم، تقریباً  می‌شود شش ساعت فعالیت مفید.

برای من، یک روز پربازده و عالی روزی است که یک پومودورو بخوانم یک پومودورو بنویسم و تا پایان ساعت کاری همین روند را تکرار کنم.

ضمناً بهتر است به جای زمان گرفتن با موبایل یا ساعت دیواری، یک کرنومتر تهیه کنیم. کار کردن با کرنومتر حس بهتری دارد و کنترل بیشتری به ما می‌دهد، حتی می‌توانیم کرنومتر را مثل گردنبند از گردنمان آویزان کنیم!

همینطور داشتن چک لیست کمک می‌کند تا تعداد آمار دقیقی از تعداد پومودروهای مفیدی که هر روز  انجام می‌دهیم داشته باشیم و بتوانیم هر هفته یا هر ماه روند فعالیت‌مان را ارزیابی کنیم.

Rate this post
30+

12 دیدگاه برای “یک پومودورو خواندن، یک پومودورو نوشتن

  1. امروز اولین پومودورو نوشتن صفحات صبحگاهی رو انجام دادم . لذتش برام وصف نشدنی بود . کلمات پشت سرهم از ذهنم عبور و قلمم بر صفحه کاغذ اونها رو ثبت میکرد . درسته که منسجم و ساختار یافته نبود و جمله ها غیر مرتبط ، ولی برام سرشار از حس خوب و مثبت بود و یه آرامشی در وجودم .موج میزد . اقای کلانتری عزیز سپاس از توصیه عالیتون . به امید اینکه برام تبدیل به یه عادت زیبا بشه ،عادتی ترک نشدنی .

    0

    1. سلام مژگان عزیز
      آفرین به همت شما
      خیلی خوشحالم که صفحات صبحگاهی رو می نویسید.
      ایمدوارم از نتایج این کار شگفت زده بشید.

      0

  2. وای شاهین جان اینقدر این سیستم پومودورو بهم نظم و انرژی داده این روزها ، که می خواستم تشکر کنم ازت که ازش اسم بردی. چون با وجود اینکه در متمم راجع به اون گفته شده، اما من اینجا باهاش آشنا شدم.
    خیلی برنامه مفیدیه این پومودورو بازی، اونم برای منی که به “پا پینوکیو” معروف بوده ام. چون زیاد نشستن یه جا، برام واقعا سخته و از طرفی همیشه نمیشه سریع از پای کارت بلند شی. من این جور مواقع احساس گناه میکردم. الان خیلی حس خوبی دارم.
    بازم ممنون

    0

    1. خیلی خوشحالم از این موضوع نیلوفر جان
      چقدر خوب که تجربه ی خودت رو برام نوشتی.
      امیدوارم هر روز موفق تر از دیروز باشی.

      1+

  3. سلام
    من این تجربه را داشتم. زمانها را به ۱۵ دقیقه تقسیم می کردم. و این ها را یادداشت میکنم. معلوم میشد که در هفته چقدر روی کارم زمان واقعی صرف کرده ام.
    بعداً آنقدر به دیگران گفتم و همه با دید شک به آن نگاه می کردند که خودم هم به آن شک کردم. به هر حال الان که باز این ایده را دیدم به آن علاقمند شدم.
    نمی دانم چرا وقتی به افرادی در اطراف خودم یک ایده ای را مثل همین مورد بالا می گم و آنها در من شک ایجاد می کنند خودم هم به آن علاقه ام کم میشه؟ آیا فقط من این مشکل رو دارم.

    0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *