اگر ۵۰۰ سال عمر می کردم

۱

اگر ۵۰۰ سال عمر میکردم، هر صد سال را به یادگیری و انجام یک مهارت و هنر اختصاص می دادم:

۱۰۰ سال اول را صرف نویسندگی می کردم و کتاب های داستانی و غیر داستانی می نوشتم.

چون نویسندگی را پایه هر کار ارزشمندی می دانم.

۱۰۰ سال دوم را به کسب و کار و تجارت و کارآفرینی می پرداختم. و سعی می کردم علم اقتصاد را بفهمم.

۱۰۰ سال سوم را وقف موسیقی می کردم. ترانه مینوشتم، آهنگ میساختم و میخواندم. و با ده ها آلبوم و صدها کنسرت سومین قرن زندگی را به پایان می رساندم.

صد سال چهارم را به بطالت می گذارندم!

خلوت نشینی می کردم و مکاشفه. و شاید در واپسین سال های قرن چهارم زندگی ام یکی دو تا فیلم بلند میساختم که چکیده چهار قرن زیست من در جهان باشند.

و در صد سال پایانی روانکاو میشدم، یک نظریه جدید روان درمانی ارائه می کردم و مشاوره می دادم.

۲

فعلا که فقط به بخش اندکی از صد سال اول دسترسی دارم، پس سعی میکنم لااقل از هر قرنی مقداری را در سبد مهارت هایم بگنجانم، مثلا در زمینه موسیقی نهایتاً می توانم به یک شنونده خوب تبدیل شوم.

نمی خواستم از این مثل کلیشه ای استفاده کنم ولی چاره ای نیست: آرزو بر جوانان عیب نیست.

شاید تکنولوژی چنان پیشرفت کند که به جای ۵ قرن یک میلیون سال عمر کنیم، آنوقت شاید به فکر مهارت های دیگری مثل بادی بیلدینگ و… بیفتم!

Rate this post

3 دیدگاه برای “اگر ۵۰۰ سال عمر می کردم

  1. سلام!
    شاهین جان!
    هر از گاهی اینجا سر می زنم و مطالب ارزشمند شما رو مطالعه می کنم. خواستم با درج این کامنت کوتاه عرض ادب کرده باشم.
    موفق باشید.

  2. سلام
    من امشب با شما آشنا شدم
    نوشتن، تئاتر ، سينما، اقتصاد، هوش و خلاقيت را دوست ميدارم
    و از اين محيط شما در ميان انبوه وبلاگها و سايتها خرسند شدم
    با ارادت و احترام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *