از نوشتن که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم

بعضی از دوستان عزیزم که از خوانندگان وبلاگ هستند، تصور می‌کنند نوشتن فقط یعنی داستان‌نویسی، و اگر قصد داستان‌نویس شدن نداریم نباید دست به قلم ببریم. در حالی که داستان‌نویسی و نوشتن رمان فقط بخشی از دنیای نوشتن و نویسندگی است.

من بیش از هر چیز نوشتن را ابزار موثری برای فکر کردن می‌دانم.

اگر به من بگویند تا پایان عمر حق انتشار حتی یک جمله را هم ندارم و هر چه می‌نویسم را هم باید پنج دقیقه بعد از نوشتن بسوزانم، باز هم به نوشتن ادامه می‌دهم.

من از فرآیند نوشتن مزخرف‌ترین و بی‌معناترین جمله‌ها نیز لذت می‌برم.

نوشتن می‌تواند درمان باشید، روانکاوی که هیچ‌وقت تعطیل نیست و همیشه در دسترس است.

نوشتن می‌تواند بهترین روش ما برای تصمیم‌گیری و انتخاب باشد.

نوشتن می‌تواند شکل‌دهندهٔ عمیق‌ترین ارتباطات انسانی باشد.

نوشتن می‌تواند بهترین ابزار ما برای توسعه فردی باشد.

نوشتن می‌تواند آشکارکننده پنهانی‌ترین لایه‌های افکار ما باشد.

نوشتن می‌تواند ما را عمل‌گراتر کند.

نوشتن می‌تواند ما ریزبین‌تر و دقیق‌تر کند.

و نوشتن می‌تواند شوق زندگی را چند برابر کند.

من در بند این نیستم که نویسنده نامیده شوم. همیشه یک شاگرد خواهم ماند، کسی که دوست دارد نوشتن را بلد شود.

قرار نیست همه ما کتاب چاپ کنیم تا به این نتیجه برسیم که نوشتنمان مفید و مؤثر بوده.

ما می‌توانیم در خلوت خودمان و فقط برای لذت خودمان بنویسیم و هرگز یک کلمه از نوشته‌هایمان را به کسی نشان ندهیم. ما می‌توانیم نامه‌های خوبی بنویسم. می‌توانم فقط درباره اهداف و آرزوهای شخصی‌مان بنویسم. می‌توانیم انتزاعی‌ترین افکارمان را روی کاغذ بیاوریم. می‌توانیم نویسندهٔ وفادار خواب‌ها و رویاهایمان باشیم.

همه این‌ها نوشتن است و بسیار صادقانه و ارزشمند.

من صرفاً برای لذت می‌نویسم، لذت فکر کردن، لذت بازی با کلمه‌ها، بقیه چیزها مثل چاپ کتاب و نام و نان و… محصولات جانبی‌اند، باشند یا نباشند در علاقه من به نوشتن هیچ تأثیری نمی‌گذارد.

Rate this post

15 دیدگاه برای “از نوشتن که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم

  1. سلام
    شاهين جان
    دسمريزاد
    لطفا در صورت امكان
    كتاب يا كتابهايي شامل داستانهايي با موقعيت واقعا كميك معرفي فرماييد.
    ۳پاس

  2. کاملا با نظرتون موافقم؛ من آدمی نیستم که پر استعاره و ادبی بنویسم (هرچند که یه وقتایی از دستم در میره:)‌ ) اما تاثیر نوشتن و به خوبی درک کردم. اینکه کمک میکنه انتخاب خوبی داشته باشیم یا بفهمیم تو ناخودآگاهمون و در جان مون چی می گذره، اینکه باعث میشه دقیق و درست و همه جانبه تر فکر کنیم و تصمیمات بهتری بگیریم. چند وقتیه دارم سعی می کنم از نوشتن برای مورد آخر بیشتر استفاده کنم. برای درست فکر کردن:)

    1. سلام پریسای عزیز
      وبلاگ خوندنی و جذابی دارید.
      چقدر خوب که می خواید برای درست فکر کردن نوشتن رو جدی تر بگیرید.
      نوشتن زندگی آدم رو رنگارنگ و پر رمز و راز میکنه.
      از تجربه خودتون برام بیشتر بنویسید.

  3. سلام نوشته های جالبی دارین از خوندشون هیجان زده شدم …منم از بچگی نوشتن رو دوست داشتم حیف ک مجبور شدم بخاطر اصرار پدرومادرم قیدش روبزنم الان اگه ب عقب برمیگشتم حتما راهی رو دنبال میکردم ک علاقه خودم بود نه خواست دیگران …کاملا حرفتون رو قبول دارم من نوشتن رو بهترین وسیله برای درست فکر کردن میدونم، بهترین چراغ برای تشخیص راه درست زندگی ،بهترین ابزار برای حفظ انگیزه ،شناخت پروردگار ،راهی برای رسیدن به کمال ،راهی ب سمت بهشت ،روشنایی،زنده کردن خلاقیت مرده …
    هرچند ک دیر اما تصمیم گرفتم شروع کنم و فعلا دو روزهست ک مینویسم امیدوارم از شما ونوشته هاتون بتونم ب عنوان یه معلم استفاده کنم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *