ذهن طلبه یا طلبکار؟

یک کارتون عجیب: ذهن طلبه یا طلبکار؟

ولادیمیر کازانوفسکی یکی از جایزه‌بگیرترین کارتونیست‌های جشنواره‌های بین‌المللی کاریکاتور است و او را می‌توان بهترین کارتونیست زنده اکراین دانست.

کارتونی که در این پست می‌بینید یکی از جدیدترین آثار کازانوفسکی است.

ولادیمیر کازانوفسکی

برداشت شما از این کارتون چیست؟ آیا انسانی را می‌بینیم که ذهنی جویا و طلبه دارد، یا نه این‌همه دست پریشان نشان از ذهنی پرتوقع و طلبکار است.

یا ممکن است با کارمندی مواجه باشیم که از تمام وجودش تمنای گرفتن رشوه می‌‌جوشد.

این‌همه دست پریشان تا حدی یادآور ضحاک ماردوش هم هستند.

نظر شما چیست؟

برنامه ۱۰ هفته‌ای نویسنده‌شدن در مدرسه ۱۰ (چگونه نویسنده شویم)
دریافت کتاب قدرت نوشتن |کانال مدرسه آنلاین نویسندگی در تلگرام
۴٫۵ (۹۰٫۹۱%) ۱۱ votes

5 دیدگاه برای “یک کارتون عجیب: ذهن طلبه یا طلبکار؟

  1. گاهی در برخی افراد مشاهده میکنم گرچه به ظاهر متکدی نيستند، اما مدل ذهنی تکدی گری دارند.
    مدل ذهنی تکدی گری، طرز تفکری است که فرد بدون ارائه ارزش به دیگران، از آنها انتظار دریافت ارزش دارد.
    این دست های گود انداخته که همگی به سمت بالا هستند، من را یاد این افراد انداخت و آن نگاه ملتمسانه طماع
    تکدی گری در رابطه عاطفی، تکدی گری در روابط دوستانه، تکدی گری در روابط حرفه ای

  2. ذهنی که تنها نداده‌ها را در خاطر دارد.
    انسانی که خواسته‌هایش فروان، فراوان اما قدم از قدم بر نمی‌دارد.
    گدایی ذهنی، که تمامِ هویتش در گرفتن تاییدِ دیگران است.

  3. سلام!
    شاهین من در گرافیک و هنرهای ترسیمی تخصصی ندارم؛ اما به عنوان یک عامی در این زمینه، به نظرم می رسه:
    ۱٫ شخصیت این کارتون، از اونجایی که دوست داره، در هر کاری دست داشته باشه، به قول ثمین، مثل الاغی که بین دو کپه یونجه گیر کرده. چون به جایی نرسیده، دست روی دست گذاشته و پشت میز جا خوش کرده. من این رو از خیرگی چشماش برداشت کردم.

    ۲٫ یه برداشت دیگه هم این است که این شخصیت، با وجود این همه دستِ دراز شده به سمتش، هنوز نتونسته تشخیص بده با کی بیعت کنه!
    ۳٫ شاید هم هزارتا گرفتاری داره که هیچ کدوم، یه لحظه هم دست از سرش بر نمی‌دارن!
    ۴٫ شاید هم خیلی پخمه و ببو گلابی بوده که هر ننه قمری، به شکلی دست به سرش کرده؛ و گر نه چرا باید این همه دست روی کله ش کاشته شده باشه؟!
    در ضمن، غیر از ضحاک، به نظرم کمی هم به اسطوره مدوسا شباهت داره!

  4. این چهره کریه منظر [دوچشم قلمبه که شرارت را انتقال میدهد ,۳سوراخ بینی , گوشهای غیرمعمولی, لبهای کج وکوله,و این همه نامتوازنی نامتناسب ] احساس خوف وبدی به من میدهد.. اصلا شبیه ذهن طلبه نیست, یک پشت میز نشین آماده برای اخاذی و مکیدن خون یک عده انسان!
    میتوان عبارت “ذهن گدا “و یا “ذهن فقیر” را برای ایندست درازی های پریشان روی مغز انتخاب کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *