چگونه نویسنده شویم؟ ۵۵ نکته کاربردی درباره آموزش نوشتن مقاله، داستان کوتاه، رمان، نامه و کتاب

چگونه نویسنده شویم؟ اصول نویسندگی در ۵۵ نکته | از داستان کوتاه و رمان تا یادداشت و مقاله و جستار و نامه و محتوا و کتاب

چگونه نویسنده شویم؟ ممکن است این سؤال از دغدغه‌های همیشگی شما هم باشد. قبلاً در سری مطالب «چگونه نویسنده شویم» به معرفی منابع مناسب برای آموزش نویسندگی پرداخته بودم؛ اما در این مقاله دربارۀ بسیاری از نکاتی مرتبط با یادگیری نوشتن و نویسندگی سخن خواهم گفت. ضمناً در انتهای برخی نکات لینک برخی مقالات دیگر را نیز افزوده‌ام تا اگر کنجکاو بودید، بیشتر مطالعه کنید.

در ادامه دربارۀ همۀ انواع سبک‌های نویسندگی -از تولید محتوا برای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی تا نوشتن پروپوزال و مقاله و کتاب نوشتن به زبان انگلیسی- نکاتی آورده شده که محور اصلی آن‌ نویسندگی خلاق است. هدف فراهم آوردن جعبه‌ ابزاری از مطالب و تمرین‌های گوناگون برای تقویت مهارت نگارشی شماست.

چه نویسنده هری پاتر (جی کی رولینگ) الگوی شما باشد، چه نویسنده بوف کور (صادق هدایت)، به‌هرحال توی این 55 نکتۀ رنگارنگ، می‌توانید چیزهای دندان‌گیری را پیدا کنید. ضمناً این نکات هیچ ترتیب خاصی ندارد، هر طور که دوست دارید بخوانید. پیشهاد می‌کنم که تمرین‌های ارائه شده را جدی بگیرید. برخی از این تمرین‌ها برای من و دانشجویانم بسیار موثر بوده است.

توضیح: نسخۀ اولیه این متن چهار سال پیش نوشته شده است؛ مدتی است در حال به‌روز‌رسانی آن هستم و تا دو ماه آینده به صورت روزانه ویرایش و بازنویسی خواهد شد. بنابراین با هر بار سر زدن به این نوشته با چیزهای تازه‌ای مواجه خواهید شد.

1

رابطۀ شما با زبان چگونه است؟

چگونه نویسنده شویم

زبان خانۀ هستی است.
-مارتین هایدگر

اغلب ما خیال می‌کنیم که زبان فارسی را بلدیم؛ اما این کافی نیست. برای خوب نوشتن لازم است که به یادگیری زبان نگاه جدی‌تری داشته باشیم.

فرقی نمی‌کند که به چه زبانی می‌نویسیم، برای نوشتن به هر زبانی باید صورت‌های گفتاری و نوشتاری آن زبان را به‌خوبی بشناسیم. هر چقدر به ساختار زبانی که به آن می‌نویسیم مسلط‌تر باشیم شکل دادن به چیزهایی که در ذهن داریم راحت‌تر خواهد بود.

به زبان ایمان داشته باش -شخصیت‌ها از پی‌ات خواهند آمد و طرح و پی‌رنگ سرانجام پدیدار خواهد شد.
-کالوم مک‌کن

بسیاری از ما گمان می‌بریم زبان هم مثل یکی از اعضای بدن چیزی ا‌ست که از شکم مادر با ما زاده شده، و به همین خاطر جادوی زبان را نادیده می‌گیریم. غالباً متوجه نیستیم که زبان یکی از شگفت‌انگیزترین دستاوردهای بشری است. و چیزی است که بعد از میلیون‌ها سال زندگی بشر بر روی کره زمین شکل گرفته است؛ به این توجه نمی‌کنیم که زبان اصلی‌ترین و مهم‌ترین ویژگی متمایزکنندۀ انسان از سایر موجودات است.

برای اینکه در زبان‌آموزی بهتر عمل کنیم، باید با نوعی حیرت به زبان نگاه کنیم. مانند همینگوی که می‌گفت با دیدن هر کلمه حس می‌کنم بار اول است که آن را می‌بینم.

نویسنده فردی است که به اهمیت و شگفتی زبان واقف است.

نویسندۀ حرفه‌ای کسی ا‌ست که زبان را می‌شناسد، زبان‌آور است و بیشتر و بهتر از سایرین از امکانات و ظرفیت‌های زبان بهره می‌برد.

بنابراین در گام اول بهتر است برای آموختن فارسی (یا هر زبانی که به آن می‌نویسیم) وقت بگذاریم، و بدانیم که «هر کلمه یک ثروت است

 مطالعه بیشتر دربارۀ این نکته:
هوش کلامی | دایره لغات فارسی خودمان را چگونه افرایش بدهیم؟+نمونه‌هایی از آثار بهترین نویسندگان ایرانی
کلمه‌برداری | یک روش ساده برای افزایش دامنه واژگان و تسلط کلامی+کلیپ آموزشی
یک پیشنهاد ساده و مهم برای پرورش هوش کلامی
مهم‌ترین ابزار کار نویسنده و شاعر چیست؟

پیش مطالعه‌ی درس ۲ می‌توانید این گفت‌وگوی الهام‌بخش و آموزنده را تماشا کنید:

+لینک کانال مدرسه نویسندگی در یوتیوب 

2

اگر استعداد نداشته باشم…

استعداد نویسندگی-جایزه نوبل-پولیتزر

نگذارید افسانه‌های رایجی که دربارۀ استعداد ادبی ساخته شده بین شما و نوشتن فاصله بیندازد. در ابتدای مسیر نویسندگی هیچ بعید نیست که مغلوب این افسانه‌ها شویم و به‌راحتی از نوشتن دست بکشیم.

نه، قصد من این نیست که سخنرانی انگیزشی کنم و بدون دلیل و استدلال و با ساده‌انگاری بگویم که می‌توانید فوراً شاهکار خلق کنید.

اینکه تصور کنیم برخی از بدو تولد با استعداد درخشان نوشتن زاده می‌شوند و بدون مطالعه و تمرین جدی می‌توانند درست و زیبا بنویسند دور از آبادی است.

حرف دربارۀ مهارت نوشتن است؛ مهارتی که همه می‌تواند از طریق آشنایی با اصول نویسندگی و تمرین سنجیده آن را به‌تدریج بیاموزند.

در جوامع پیشرفته‌تر دهه‌هاست که دیگر توجه به افسانه‌های رایج دربارۀ نبوغ و استعداد ادبی محلی از اِعراب ندارد. دوره‌های مختلف و نظام‌مندی که در دانشگاه‌های اروپایی و امریکایی برای آموزش نویسندگی خلاق برگزار می‌شود شاهدی بر این ادعاست.

شاید خواندن کتابی مانند منحنی خلاقیت از الن گنت که با پایه‌های عملی و دقیق از افسانۀ استعداد می‌گوید کمک کند تا دیگر به خاطر کمبود استعداد خودخوری نکنید. با خواندن کتاب‌هایی از این دست متوجه می‌شویم که دست یافتن به خلاقیت ادبی ساختار و اصولی دارد که با جدی گرفتن آن می‌توان در مسیر خلق آثار ادبی و هنری حرکت کرد، و حتی به تولید شاهکار نیز امیدوار بود. یکی از چیزهایی که گنت روی آن تاکید می‌کند شناخت جدی حوزه‌ای است که می‌خواهیم در آن آثار خلاقانه تولید کنیم. او جی کی رولینگ را مثال می‌زند که پیش از نوشتن هری پاتر سال‌های سال مشغول مطالعۀ جدی و دیوانه‌وار ادبیات بوده، و همین جدیت در مطالعه زمینه‌ساز این شده که یک روز در ایستگاه قطار ناگهان ایدۀ نگارش هری پاتر به او الهام شود.

اما طرف دیگر ماجرا را هم ببینیم:

اگر واقعاً شیفته و تشنۀ نوشتن هستیم، باید نگرانی به خاطر کمبود ‌استعداد در نوشتن را کنار بگذاریم. نویسنده می‌نویسد، حتی اگر تمام عالم به او ثابت کنند که هیچ استعدادی برای نوشتن ندارد.

حسن کامشاد

رابرت بنچلی می‌گوید:

«پانزده سال طول كشيد تا بفهمم استعداد نوشتن ندارم، اما ديگر نتوانستم اين كار را رها كنم چون بيش از حد معروف شده بودم.» (+)

پس به جای استعداد، به نوشتن فکر کنید. نه! به جای فکر کردن به نوشتن، بنویسید.

 مطالعه بیشتر دربارۀ این نکته:
تست استعداد نویسندگی | ۱۰ روش پرورش استعداد نویسندگی
کی به استعداد می‌رسیم؟
چگونه استعدادهای خودمان را تباه می‌کنیم؟
اگر استعداد داستان‌نویسی نداریم…
بی استعدادترین نویسنده جهان
نوشتن دربارۀ استعداد

3

یادداشت‌نویسی روزانه همه چیز را دگرگون می‌کند

نوشتن یادداشت روزانه

چه کسی گفته در ابتدای راهِ نوشتن و وقتی که هنوز تازه‌کار و نابلد هستیم باید به نوشتن شعر و داستان و کتاب‌ بپردازیم؟

دلیل کاغذهراسی* بسیاری از ما همین دغدغۀ نابهنگام برای خلق آثار ادبی است.

بهتر است تمرین نوشتن را با نگارش منظم یادداشت‌های روزانه شروع کنیم. اگر یادداشت‌نویسی را به عادت ثابت خودمان تبدیل کنیم، اولین قدم جدی و اثربخش را برای نویسنده شدن برداشته‌ایم.

صد البته که ژورنال‌نویسی روزانه فقط مختص مبتدی‌ها نیست. هزارها صفحه یادداشت روزانه، میراثی است که بسیاری از نامدارترین نویسندگان جهان از خود بر جای گذشته‌اند که بخش عمده‌ای از این روزنوشته‌ها در دوران پختگی آن‌ها به رشتۀ تحریر درآمده است. (یک نمونه شاخص آن که از به عنوان یکی از بهترین نمونه‌های نثر معاصر فارسی یاد می‌شود کتاب «روزها در راه» از شاهرخ مسکوب است.)

لئو تولستوی با سال‌ها نوشتن دربارۀ خودش اعتماد به نفس لازم برای نوشتن شاهکارهایش را به دست آورد. او پیش از نوشتن شاهکارهایش، بیش از یک دهه به نوشتن یادداشت‌های روزانه پرداخت.

ضمناً بهتر است تاثیر روحی یادداشت‌‌نگاری روزانه را هم به خاطر بسپاریم. هر بار که از درونیات و روزمرگی‌های خود می‌نویسم به عبارتی خود را نوشتار درمانی می‌کنیم.

فیث جی. هارپر در کتاب «گندزدایی از مغز» برای بهبود روحیه و عملکرد ذهن پیشنهاد می‌دهد:

تمرین‌های نوشتاری یا درست‌ کردن دفتر خاطرات روزانه نقطۀ شروع بسیار خوبی برای گفتن تجربه‌تان است…قلم را روی کاغذ بگذارید و اجازه دهید با حوصله کار خودش را بکند. چیزهایی از وجودتان بالا می‌آیند و روی آب می‌افتند که اصلاً نمی‌دانستید که هستند یا نیازی به گفتن‌شان است. (ترجمۀ علی دیمنه | بنگاه نشر پارسه)

با پایبندی به عادت یادداشت‌نویسی روزانه هرگز از رویای نویسنده شدن دور نمی‌شوید.

 

*اصطلاحی که برای توصیف ترس افراد از نوشتن به کار می‌رود.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
آزادنویسی چیست
تمرین 5 دقیقه
صفحات صبحگاهی: بهترین عادت برای شروع نویسندگی

در ستایش یادداشت‌های روزانه
مزایای نوشتن خاطرات روزانه
یادداشت‌نویسی روزانه به مثابه شکستن شاخ غول!
نوشتن یادداشت‌های روزانه برای سیاحت درون | از کتاب خودخواهی مقدس
چرا باید از خودمان بنویسیم؟
یادداشت‌های روزانه چگونه خواندنی می‌شوند؟

4

اهمیت خواب و رؤیا

نوشتن خواب ها و رویاها

تئودور آدورنو فیلسوفی بود که رؤیاهایش را می‌نوشت. حتی مجموعه‌ای از خواب‌نوشت‌های او در قالب کتابی منتشر و به فارسی نیز ترجمه شده است.

یکی از رویاهای او را از کتاب «خواب‌نوشته‌ها» نقل می‌کنم:

آن‌طور که یادم می‌آید خوابم یک داستان پلیسی و بسیار پیچیده بود که خودم در آن نقش داشتم. یادم نیست در مورد چه بود. فقط آخرش را به خاطر دارم. با آگاتی بودم. او سه سرنخ مهم در مورد پرونده به دست آورده بود. این سرنخ‌ها عبارت بودند از گیره و حلقۀ نقره‌ای و نسخۀ بدلی بی‌ارزش تصویری مشهور (اثر گالینز بروف یا رینولد؟) از کودکی که لباس آبی روشن و یک کلاه گیس سفید پوشیده بود. شاید به حباب‌های صابون مربوط می‌شد. با نگاه به این سه سرنخ به نتیجه‌ای رسیدم: این سرنخ‌ها بی‌گناهی مرا در دادگاه ثابت خواهند کرد.
بعد، از نزدیک به تصویر کودک نگاه کردم و توی دلم خالی شد. آن تصویر کودکی خودم بود. آیا این مدرک گناه من بود؟ یعنی می‌خواست بگوید آیا من آن کودکم یا کودم فرد دیگری است؟ وقتم را با این کار تلف نکردم. فوری برگشتم به آگاتی گفتم که دو راه برایم باقی مانده است: پنهان شدن یا خودکشی. او با قاطعیت جواب داد که فقط مورد مقبول است: با ترس و وحشت از خواب پریدم.
لس‌آنجلس، اول ژوئیه 1942
ترجمۀ احسان لامع | بنگاه نشر پارسه

به‌محض بیدار شدن خواب‌هایتان را بنویسید. علاوه‌براین می‌توانید درک و دریافت خودتان از رویاهایتان را هم مکتوب کنید.

رویاها منشأ بسیاری از مهم‌ترین شاهکارهای ادبی و هنری جهان بوده‌اند. نادیده گرفتن رویاها بی‌توجهی به بسیاری از ایده‌های بالقوه است.

داشتن دفترچه‌هایی اختصاصی برای ثبت خواب‌هایی که می‌بینیم می‌تواند سند ارزشمندی از زیست ذهنی ما در دوره‌های گوناگون باشد.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
قوانین کاشت نهفتۀ رؤیا
خوابِ نوشتن
یک دلیل برای اثبات خلاقیت همۀ ما
چگونه کتاب‌هایی را که در خواب می‌بینیم بخریم؟
رویای عجیب من

5

روی چگونگی تمرکز کنید

تاثیر گرفتن از نویسندگان دیگر

داشتن یک ایدۀ خوب کافی نیست؛ اصل ماجرا اجرای خلاقانۀ ایده با شکل و شیوه‌ای تازه است. ممکن است ایدۀ شما چندان بکر و تازه نباشد، اما اگر در اجرای ایده خلاقیت داشته باشید می‌توانید با ایده‌ای کهنه اثری تازه خلق کنید.

آلن رب گریه در جملۀ الهام‌بخشی می‌گوید:

نویسندۀ راستین، چیزی برای گفتن ندارد، تنها شیوه‌ای برای حرف زدن دارد.

پس می‌توان گفت که یک ایدۀ واحد را ده‌ها و صدها نویسندۀ اصیل می‌توانند به شیوۀ خاص خود اجرا کنند و میان همۀ اجرها تفاوت‌های عمده و اساسی وجود داشته باشد.

بنابراین به داشتن ایده‌های درخشان دل خوش نکنید. مدام دنبال آموختن راه و روش‌های تازه‌ای برای اجرای بهتر ایده‌هایتان باشید؛ چرا که ایدۀ خوب بدون اجرای خوب محکوم به نابودی است.

اولین گام برای رسیدن به شیوۀ بیانی خاص خود آشنایی گسترده با آثار دیگران است.

مطالعۀ متنوع و عمیق شما را با انواع شیوه‌های بیانی آشنا می‌کند و با بررسی آثار دیگران و تاثیرگرفتن از آن‌ها به تدریج می‌توانید اسلوب خاص خودتان را بسازید. در غیر این صورت ممکن است نوشته‌های خامدستانه و کلیشه‌ای خودمان را بکر و بدیع بدانیم؛ چرا که چرخ را از نو اختراع کرده‌ایم و با دستاوردهای ادبی دیگران آشنایی نداریم.

لیلی گلستان در کتاب آن‌چنان که بودیم می‌نویسد:

برخی نویسنده‌هایمان مثل بعضی از کارگردان‌هایمان می‌گویند کتاب نمی‌خوانند و فیلم نمی‌بینند مبادا روی‌شان اثر بگذارد!
فرهنگ و هنر کارش اثرگذار بودن است، این «مبادا» را از کجا آورده‌اید؟
بگذارید اثر بگذارد. بگذارید تأثیر بگذارد.
اگر از نقاشی دیگران، کتاب دیگران و فیلم دیگران تأثیر خوب بگیرید، عیبی دارد؟
اگر دریچه‌ای به روی‌تان باز شود و دیدتان را باز کند و بعد راهی به شما نشان دهد که بعدها بشود راه خود شما، عیبی دارد؟
تأثیر پذیرفتن لزوما کپی‌برداری نیست. تأثیر پذیرفتن یعنی دنیایتان بزرگ‌تر شود، دیدتان بازتر شود…
مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
اشتباه بزرگ ما در مسیر نوشتن و نویسندگی
اطرافیان نویسنده

6

مشق بنویسید

رونویسی

موضوع ساده است اما اغلب افراد آن را دست‌کم می‌گیرند: نوشته‌ای را که دوست دارید بگذارید جلویتان و از روی آن بنویسید.

داستانی یا غیر داستانی، قدیمی و جدید بودن متن مهم نیست، مهم اشتیاق شما نسبت به آموختن از آن نوشته است.

حجم رونویسی هم به سلیقۀ شما بستگی دارد. ممکن است تصمیم بگیرید از روی تمام صفحات بنویسید؛ یا نه صرفاً به رونویسی از برخی پاراگراف‌ها اکتفا کنید.

رونویسی می‌تواند یکی آموزنده‌ترین کارهایی باشد که برای یادگیری اصول نوشتن تجربه می‌کنیم. تجربۀ غریبی هم نیست، در دوران دبستان به‌زور این کار را انجام می‌دادیم.حالا خودمان به‌دلخواه انتخاب می‌کنیم از روی متن‌هایی که دوست داریم رونویسی کنیم.

در فرایند رونویسی، راز زیبایی نوشته‌ها را کشف می‌کنیم.

تجربۀ من در دوره‌های آموزشی مختلف و ارائه این تمرین به دانشجویانم نشان می‌دهد که همین تمرین ساده در مدت کوتاهی می‌تواند نگاه نویسندگان نوآموز را به نثر و نگارش جدی‌تر و حرفه‌ای‌تر کند.

تجربۀ برخی از اعضای یکی از دوره‌هایم را با شما به اشتراک می‌گذارم:

مهتاب:

این کار فواید زیاد داشتی
۱. دایره لغات گسترش پیدا میکنه
۲. قدرت نوشتن خودم بیشتر میشه
۳. واسه نوشتن خیلی مشتاق‌تر میشم و مدام میخوام ادامه داستان رو خودم بنویسم.

محدثه:

۱. راستش من همیشه از رونویسی‌ها در می‌رفتم چون برام سخت بود که بشینم و پشت سرهم از روی یک متن بدون وقفه بنویسم.
۲. با رونویسی تونستم نکات نگارشی جدیدی پیدا کنم.
۳. متوجه شدم این تمرین چقدر میتونه تاثیر بذاره و من همیشه ازش طفره می‌رفتم:)
۴. محتوا برام شفاف تر شد و فهمیدم که اصلا چطوری باید نوشت.

عباد:

وقتی متن را می‌خوانیم و رونویسی می‌کنیم انگار که با کسی داریم حرف می‌زنیم و این گفتگو را ثبت میکنیم روی کاغذ می آوریم.

فروغ:

رونویسی برای من خیلی تجربه جذابی بود. اول که حس کودکی بهم دست داد و روحم تازه شد.
دوم تمرکزم به شدت رفت بالا و‌ به نظرم چیزی شبیه مراقبه بود برام .
و‌ نکته سوم توجه به جزییات و به یاد سپردن اونها بود. چیزی که در روخوانی برای من اتفاق نمی‌افتاد.

رامتین:

وقتی متن را رونویسی می‌کردم و بلند می‌خواندم پرش ذهنی به شدت کاهش یافت و در کنار آن تمرکز بالا رفت.

مهدیه:

[اول]
بار اولی بود که این احساس را هنگام کتاب خواندن تجربه کردم. خواندن، تکرار و نوشتن هر واژه باعث می‌شد جملات تا مغز استخوانم نفوذ کنند برعکس همیشه که هنگام خواندن فکرم هزارجا میرود. ذهنم را کامل به نویسنده سپردم و حتی بیشتر از ذهنم، دست و دلم را هم.
[دوم]
انگار تمرین نگارش کردم، تمرین واژه‌برداری، تمرین استعاره، ایجاد جرقه‌‌های تازه را حس کردم.
[سوم]
زمانی که همپا با خواندن می‌نوشتم ذهنم فرصت یادگیری داشت چیزهایی مثل قرارگیری نشانه‌ها و علامت‌ها، آغاز و پایان هر بحث و بسط دادن آن‌ها باهم
[چهارم]
خودم را از نویسنده جدا نمی‌دیدم، انگار هرآنچه او دیده تا بنویسد ، من مینوشتم تا ببینم.
[پنجم]
هنگامی که قلم در دستم از بدیهی‌ترین چیزها مینویسد حتی از رو روان‌تر شده.
[ششم]
نکات ریزی را میفهمیدم که با خواندن متوجه نمیشدم. حالا فهمیده‌ام که دستانم فکر میکنند…

دو نمونه متن برای رونویسی

می‌توانید همین حالا دست به کار شوید و از روی این دو متن بنویسید تا تاثیر رونویسی به سرعت حس کنید. هنگام رونویسی سعی کنید از روی متن بخوانید و صدای خودتان را بشنوید.

نوشتۀ غیرداستانی:

 

اگر «نویسندگی» را به معنی عمل کسی که می‌نویسد بگیریم هر کس را که بنویسد، اگرچه نوشتۀ او سیاهۀ خرج خانه یا دفتر حساب دکانش باشد، نویسنده باید خواند. در این حال نویسندگی کار دشواری نیست. الفبا را باید شناخت و مختصر خطی باید داشت که خواندنی باشد. اما در اصطلاح، این‌گونه کسان «نویسنده» خوانده نمی‌شوند. نویسنده کسی را می‌گویند که کارش اینست؛ یعنی معانی و مطالبی در ذهن دارد که از آن سودی یا لذتی عام برای خوانندگان حاصل می‌شود و آن معانی را به طریقی می‌نویسد که همه به خواندن نوشتۀ او رغبت می‌کنند و از آن لذت یا سود می‌برند. معنی «نویسنده» در عرف، باز هم از این خاص‌تر است. کسی که کتابی در نجوم بنویسد، اگرچه اصول این علم را درست بیان کرده و نکته‌های تازه‌ای در آن به میان آورده باشد نویسنده نیست، منجم است. مؤلف کتاب‌های تاریخ و جغرافیا و فیزیک و شیمی را هم نویسنده نمی‌خوانند. عنوان این نویسندگان «مورخ» و «فیزیک‌دان» و «شیمی‌دان» است. اما اگر کسی در یکی از این رشته‌ها کتابی بنویسد که هنرش در انشای عبارت و بیان مطلب دلنشین و ستودنی باشد او را، گذشته از عنوانی که دارد، «نویسنده» هم می‌خوانند. پس نویسندگی، هنر «خوب و زیبا نوشتن» است.

نویسنده کیست؟ نویسندگی چیست؟ | نوشتۀ پرویز ناتل خانلری | نقل از کتاب فن نویسندگی

نوشتۀ داستانی:

صفحۀ اول رمان خدای عقرب از ویلیام گلدینگ با ترجمۀ احمد میرعلایی

 

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
رونویسی از بهترین نوشته‌ها به عنوان تمرین نویسندگی | از این کتاب‌ها باید رونویسی کرد
اگر نمی‌توانید بنویسید، این کار را انجام دهید
تکرار در نوشتن
چخوف پلاستیکی!

7

راز در همین یک نکته است

شروع نوشتن

اول این حرف مهم تریسی کیدر را بخوانیم:

«برای من، نوشتن اولین پیش‌نویسِ کار واقعاً دشوار است. پیش‌نویس اولیه معمولاً به درد نخور است و بیش از حد طولانی. کاری که من انجام می‌دهم این است که با سرعت تمام می‌نویسم تا فرصت این را پیدا نکنم که بابت نوشتۀ ضعیف‌ام پیشمان شوم. با خودم می‌گویم حداقلش این است که وقت زیادی نگرفت. من معمولاً برای هر کتاب 10 پیش‌نویس می‌نویسم.»

اگر به حرف کیدر و بسیاری از نویسندگان دیگر توجه کنیم می‌بینیم که آن‌ها اذعان می‌کنند که پیش‌نویس اولیه هر نوشته‌ای ضعیف و مغشوش و درهم‌ریخته است.

اما ما در عمل چه می‌کنیم؟ غالباً می‌خواهیم در اولین نشست متنی خوب و اصولی بنویسیم؛ و به خاطر اینکه چنین چیزی عملی نیست سرخورده می‌شویم و خودمان و نوشته‌‌هایمان را زیر سوال می‌بریم.

«نوشته، حین نوشتن شکل می‌گیرد.»

اگر به این نکته توجه عملی و جدی داشته باشیم گام بزرگی برای برای نویسنده شدن برداشته‌ایم: بهتر است حین نوشتن پیش‌نویس اولیۀ هر متنی با نهایت سرعت پیش برویم و تا حد ممکن دستمان را از قلم یا کیبورد جدا نکنیم.

جان اشتاین بک

هنوز مردد هستید؟ دوست دارید با نقل قول دیگری به این شیوۀ کار پایبندتر شوید؟ پس این توصیۀ نویسندۀ رمان «خوشه‌های خشم»، جان اشتیان‌بک را بخوانید:

«آزادانه و تا آن‌جا که ممکن است پیوسته و به‌سرعت بنویس و همۀ چیزها را به روی کاغذ بریز. هیچ‌گاه تصحیح و بازنویسی نکن تا زمانی که کُل کار نوشته شود. بازنویسیِ مرحله به مرحله معلوم شده است که نوعی بهانه برای ادامه ندادن است. این مسئله همچنین جریان و ریتم کار را، که می‌تواند فقط از نوعی تداعی ناآگاهانه با موضوع به دست آید، کُند می‌کند.»

با اینکار «منتقد درون» خودمان را ساکت می‌کنیم، و اجازه نمی‌دهیم نشخوارهای ذهنیِ ناامیدکننده در کارمان وقفه ایجاد کند.

نکتۀ جالب اینجاست که وقتی با این شیوۀ پیش می‌رویم نوشته‌هایمان بهتر می‌شود؛ و عمیقاً درک می‌کنیم که اغلب ایده‌های خوب حین نوشتن الهام می‌شود.

بنابراین به جای اینکه هر بار خودتان را شکنجه کنید و با استرس و نگرانی منتظر جرقه‌ای برای شروع نوشتن باشید، دست به قلم شوید و موضوع نوشتن را در هنگام نوشتن کشف کنید.

مارگریت دوراس گفته بود: اگر بدانم می‌خواهم چی بنویسم، اصلاً چرا باید بنویسم؟

 مطالعه بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن راحت می‌شود: این تنها نکته مهمی است که برای نوشتن به آن نیاز دارید+ویدیو
وقتی لذت نوشتن دو برابر می‌شود
از این ۶ کار بپرهیزید تا نوشتن کلافه‌تان نکند
اگر می‌خواهی همیشه بنویسی…

8

سؤال‌نویسی خلاقانه

پرسشگری-سوال پرسیدن-سوال نویسی

حتما شما هم از این قبیل سؤال‌ها شنیده‌اید: «اول دیوار بود یا تابلو؟» یا «اول مرغ بود یا تخم مرغ؟»

این سوال‌ها شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد؛ اما طرح آن‌ها می‌تواند محرک خلق ایده‌های تازه باشد.

البته که همۀ سوالات از این جنس نیست. گاهی ساده‌ترین و بدیهی‌ترین سوالات نیز می‌تواند بهانۀ خوبی برای نوشتن متن‌های عمیق و اساسی باشد.

باری، سؤال‌نویسی یکی از بهترین تمرین‌های نویسندگی است. دربارۀ هر چیزی که دوست دارید سؤال طرح کنید؛ سؤالات منطقی و سؤالات فرامنطقی.

سوالات منطقی که تکلیفش روشن است؛ یعنی سوالاتی که می‌توان جواب روشن و مشخصی برای آن‌ها داشت. اما سوالات فرامنطقی از لونی دیگرند. مثلاً به این دو سوال پابلو نرودا نگاه کنید:

«آیا دود با ابرها گفت‌وگو می‌کند؟»

« آیا اجازه دارم از کتابم بپرسم که حقیقت دارد من او را نوشته‌ام؟»

یا این سوال سهراب سپهری:

«چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست»

این سوالات به تنهایی ارزش ادبی دارند و الزاماً نیازی به پاسخ دادن به آن‌ها نیست. حتی نرودا کتابی با عنوان «سوال‌ها» منتشر کرده که تماماً سوال است و دو سوال بالا را هم از همان کتاب نقل کردم.

مهم این است که خودتان را به پرسیدن سوال عادت بدهید. هر وقت حس کردید ایده ندارید خودتان را مجبور کنید که حداقل 20 سوال مختلف بنویسید. همین تمرین کمک می‌کند تا نوشتن برایتان راحت‌تر شود.

نکته مهم: کیفیت سؤال‌ها را ارزیابی نکنید. مهم طرح مکرر سؤال است.

مرحلۀ بعدی پاسخ دادن به سوال‌هاست. صرفاً به همۀ سؤال‌ها جواب منطقی ندهید. برای خلق اثر ادبی بیشتر به جواب‌های فرامنطقی نیاز دارید. بسیاری از شعرها و داستان‌های خلاقانه پاسخی‌ است به سؤالی که نویسنده برای دریافت جواب آن کنجکاو بوده.

در نهایت اینکه جواب شاعرانه و طنازانه و فیلسوفانه فرقی ندارد. مهم این است که شما هیچ سؤالی را بی‌جواب نگذارید و از دانش و تخیل خودتان برای پاسخ به سؤال‌های استفاده کنید.

با مهارت در پرسشگری در استفاده از تجربۀ زیستۀ دیگران نیز تبحر می‌یابید.

 چند نمونه برای تمرین

به سوالات زیر پاسخ نوشتاری بدهید، اما صرفاً به بله و خیر اکتفا نکنید. سعی کنید تا حد ممکن پاسخ خودتان را کِش بدهید و حتی به جاهای دیگر سرک بکشید. هر سوال جرقه‌ای برای خلق سوالات دیگر و رسیدن به هزارها پاسخ گوناگون است.

ترجیح می‌دهید هوش‌تان بیشتر باشد یا زیبایی‌تان؛ یا سر و زبان‌تان؟
فکر می‌کنید خوشبختی را باید یافت یا باید ساخت؟
بیشتر از عقل‌تان فرمان می‌برید یا از قلب‌تان؟
اگر از جنس مخالف بودید، شخصیت‌تان زیاد فرق می‌کرد؟
بیشتر تحت تاثیر کسی قرار می‌گیرید که قدرت بسیار دارد یا کسی که ثروت فراوان اندوخته است؟
به خودِ تلاش برای موفقیت بیش از نتیجه ارج می‌گذارید؟

فکر می‌کنید خوش‌شانس هستید یا بدشانس؟
فکر می‌کنید بیشتر در گذشته زندگی می‌کنید، یا در حال، یا در آینده؟
هیچ‌وقت از شادمانی یک دوست ناراحت شده‌اید؟
معلم بهتری هستید یا شاگرد بهتری؟
فکر می‌کنید بدی مفهومی ذهنی است که ما آن را تعریف کرده‌ایم؟
ترجیح می‌دهید عاشق خوبی باشید یا عاشق خوبی داشته باشید؟
با کسی که عاشقش هستید، اما می‌دانید او کس دیگری را بیش از شما دوست دارد، ازدواج می‌کنید؟
فکر می‌کنید خودتان را بیشتر دوست دارید یا دیگران را؟
زندگی طبق برنامه را ترجیح می‌دهید یا زندگی پر از چیزهای غیرمنتظره را؟
ترجیح می‌دهید در زندگی‌تان، کاری را عالی انجام دهید، یا چند کار را در حد کفایت؟
سر و وضع افراد بر تصور شما دربارۀ آنان تاثیری دارد؟

منبع سوالات: کتاب «آیا…؟ پرسش‌هایی برای ارزیابی ارزش‌های شما» | نوشتۀ ایولین مک فارلین و جیمز سیول |ترجمۀ مریم زویینی | نشر نگارۀ آفتاب | 1383

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
سؤال‌نویسی، شیوه‌ای برای رشد کردن با نوشتن
چرا سؤال پرسیدن مهم است؟
سوال‌درمانی؟
سوال‌هایی برای اندیشیدن در شرایط بحرانی
وقتی کسی سوالی می‌پرسد…
به این سوال‌ها فکر کنید

9

عدد به عدد پیش بروید

نوشتن در قالب فهرست

ریچارد براتیگان می‌گوید هفت سال تمرین کردم تا بتوانم نوشتن یک جملۀ درست را یاد بگیرم.

یکی از راه‌های جذاب یادگیریِ بهتر جمله‌نویسی تفکیک جمله‌ها از یکدیگر است.

این کار ساده است: هر جمله یا پاراگراف کوتاه را در یک خط تازه بنویسید؛ و ترجیحاً عدد بزنید.

عدد زدن برای هر جمله و نوشتن جملات بعدی در سطرهای تازه باعث می‌شود حساسیت بیشتری به ساخت جمله‌ها پیدا کنیم. ضمن اینکه با این شیوه کارکرد و جایگاه هر جمله‌ای روشن‌تر می‌‎شود.

علاوه بر این، نگارش فهرست‌وار جملات، ترس از نوشتن را می‌کاهد؛ بر لذت نوشتن می‌افزاید؛ روند ساختار دادن به نوشته را تسهیل می‌کند؛ و در افزایش سرعت بازنویسی و ویرایش موثر است.

مالکوم گلدول در مسترکلاس نویسندگی خود روش کارش را اینگونه بیان می‌کند:

«من در ابتدا تمام متن کتاب را به صورت جملات جدا از هم می‌نویسم و عدد می‌زنم؛ در نهایت اعداد را از ابتدای جملات حذف می‌کنم و بین جملات و پاراگراف‌ها اتصال ایجاد می‌کنم.»

مالکوم گلدول Malcolm T. Gladwell

مثال:

این پیش‌نویس یکی از یادداشت‌های من است:

 نمونه متن

نمونۀ نهایی را در اینجا ببینید. در متن منتشرشده اعداد را حذف کرده‌ام.

صدالبته که گاهی اوقات می‌توان اعداد را حذف نکرد. نگاه کنید به داستان کوتاه از دونالد بارتلمی:

داستان کوتاه کوه شیشه ای از دونالد بارتلمینقل از مجموعه داستان کوتاه «پیشگفتاری بر هیچ» نوشتۀ دونالد بارتلمی، ترجمۀ مزدک بلوری، نشر نی

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
روش من برای ریختن ترسم از کاغذ سفید
چند نمونه متن:
شغل نویسندگی و تولید محتوا | یک روش برای نوشتن و چاپ کتاب: انتشارات کوچک خودتان را راه‌اندازی کنید
چگونه کتاب بنویسیم؟ نوشتن کتاب در ۱ روز | ۳۳ نکته برای اینکه دقیقاً بدانیم چگونه کتاب بنویسیم
جستار چیست؟ جستارنویسی یعنی چه؟ چگونه جستارنویس شویم؟ فرق جستارنویسی با نوشتن مقاله+بهترین کتاب‌ها و دانلود نمونه جستار

10

خرافات یک نویسنده!

نوشتن در تاریکی-نویسندگی خلاق

در کتاب «آداب روزانه» می‌خوانیم:

«شاعر و فیلسوف آلمانی، فریدریش شیللر، در اتاق کارش کشویی داشت پر از سیب‌های گندیده. می‌گفت باید بوی پوسیدگی آن‌ها را احساس کند تا برای نوشتن انگیزه بیابد.»

شاید عجیب و غریب به نظر برسد، اما برای نگارش خلاق گهگاه می‌توان دست به کارهای نامعمول زد. هوشنگ گلشیری می‌گوید اگر خرافۀ خاصی به نوشتن شما کمک می‌کند چرا از داشتن آن صرف نظر کنید. (نقل به مضمون)

مثلاً چشم‌بسته‌نویسی یکی از همین کارهاست. برخی نویسنده‌ها نوشتن در تاریکی را دوست دارند و نسخۀ اول کارشان در چنین وضعی می‌نویسند که بی‌شباهت به وضع پیشینیان غارنشین ما نیست.

دوست داستان‌نویسی دارم که هر بار هوس نوشتن داستان می‌کند، نور اتاقش را به حداقل می‌رساند و بعد در دل تاریکی نسخۀ اولیۀ داستانش را می‌نویسد. او همیشه کاغذهای بزرگی را برای نوشتن انتخاب می‌کند تا کم‌تر نگران درهم رفتن خطوط باشد.

اگر هرازگاهی ده دقیقه با چشم‌های بسته یا با نور کم بنویسید شکل تازه‌ای از راحت‌نویسی را تجربه می‌کنید. نگران در هم رفتن خطوط هم نباشید.

پنداری این نوع از تاریکی ترس ما را می‌ریزد؛ ترس ما از بد نوشتن.

برای خوب نوشتن بهتر است نگران هیچ چیزی نباشیم؛ جز ننوشتن.

خلاصه که برای تمرین نوشتن رفتارهای عجیب و غریبی هم مجاز است، مشروط بر اینکه وابستگی به این کارها مانع نوشتن ما در اوضاع و احوال گوناگون نشود. مبادا نداشتن سیب گندیده را بهانۀ ننوشتن کنیم!

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن با چشم‌های بسته
ایستگاه نویسندگی
سرپانویسی

11

اهمیت پرورش مهارت تسلط کلامی و افزایش دایره لغات

تسلط کلامی و افزایش دایره لغات

نویسنده فردی است با هوش کلامی بالا.

هوش و تسلط کلامی با تمرین مداوم و سنجیده افزایش می‌یابد.

برای تقویت تسلط کلامی خودمان بهتر است با افرایش دایره لغاتمان شروع کنیم. هر چقدر که کلمات بیشتری داشته باشیم فاصلۀ مغز و دستمان کم‌تر می‌شود و در نوشتن افکار و ایده‌هایمان بهتر و راحت‌تر عمل می‌کنیم.

صدالبته افزایش دایره واژگان علاوه بر نوشتار تسلط ما بر گفتار را هم افزایش می‌دهد و اعتماد به نفس بیشتری برای حرف زدن و گفتگو کردن پیدا می‌کنیم.

شرط افزایش دایره واژگان زندگی با کلام است. محمدعلی اسلامی ندوشن می‌گوید:

«دنیای من این شد که هر چه در زندگی من قرار می‌گیرد آن را به «کلام» بازگردانم و پیوند دهم. بنابراین می‌توانم گفت که هیچ چیز را به تنهایی دریافت نمی‌کنم. هر چیزی خود آن است به اضافۀ کلام؛ کوهنوردی به اضافۀ کلام؛ برخورداری هنری به اضافۀ کلام؛ و غیره… من دیگر دریافت خالص از دنیای خارج ندارم، هر چه را می‌یابم و می‌بینم، از راهرو کلام می‌گذارنم تا به درون خود وارد کنم، و هر چه را به عالم کلمه آورده‌ام، واقعیت دومی یافته است، و این واقعیت دوم است که شریک زندگی من بوده و از آن رویِش گرفته‌ام.»

حیف است در تکمیل این نکته به توصیه‌ای از نادر ابراهیمی در کتاب «لوازم نویسندگی» اشاره نکنیم:

در زبان غوطه‌ور شویم…تلاش کنیم-خیره‌سرانه و لجبازانه- که همه‌چیز، همه‌چیز، و همه‌چیز را به واژه و جمله تبدیل کنیم و خود را زیر این فشار دائم قرار بدهیم که هر احساسی -هر قدر گُنگ و مبهم و پیچیده- را به کمکِ زبانی قابل نوشتن، قابلیت انتقال ببخشیم.

تمرین مناسبی برای افزایش دایره کلمات:

یکی از تمرین‌های مناسب برای تقویت هوش کلامی تمرین کلمه‌برداری است. این ساده‌ترین و اثربخش‌ترین راهی است که من برای گسترش دایره لغات می‌شناسم. در این روش، طی مطالعه، کلمه‌ها و عبارت‌هایی را که به نظرمان تازه می‌رسد، یادداشت می‌کنیم و سپس سعی می‌کنیم با استفاده از آن‌ها چیزهای تازه‌ای بنویسیم. اینگونه با سرعت و سهولت کلمات تازه وارد گنجینۀ لغاتمان می‌کنیم. ضمن اینکه کلمه‌برداری شیوۀ مناسبی برای کشف ایده‌های تازه است. امتحان کنید.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
هوش کلامی چیست؟
تمرین کلمه‌برداری چیست؟
با استفاده از تمرین‌های زیر می‌توانید دایره لغات و هوش کلامی خودتان را افزایش بدهید:
تمرین افزایش دایره لغات-۱
تمرین افزایش دایره لغات-2
تمرین افزایش دایره لغات-3
تمرین افزایش دایره لغات-4
تمرین افزایش دایره لغات-5
تمرین افزایش دایره لغات-6
تمرین افزایش دایره لغات-7
تمرین افزایش دایره لغات-8
تمرین افزایش دایره لغات-9
تمرین افزایش دایره لغات-10
بازی جمله‌سازی برای افزودن کلمات به دامنه واژگان فعال
بهترین راه مطالعه برای تقویت مهارت نگارش
شاملو درباره اهمیت کلمات چه گفته است؟

12

ده کلمه مورد علاقه شما چیست؟

عشق به کلمه و کلمات

این قطعۀ زیبا از ادوادردو گاله‌آنو را با هم بخوانیم:

«اِلِنا بی‌یاگرا خواب دید شاعرها به خانۀ کلمات می‌آمدند. کلمات، که در بطری‌های شیشه‌ای نگهداری می‌شدند، منتظر شاعرها بودند، دیوانه‌وار میل داشتند برگزیده شوند و خود را به آن‌ها عرضه می‌کردند: کلمات به شاعرها التماس می‌کردند که آن‌ها را نگاه کنند، که آن‌ها را بو بکشند، که آن‌ها لمس کنند، که آن‌ها را بلیسند. شاعرها بطری‌ها را باز می‌کردند، کلمات را با انگشت امتحان می‌کردند و آن وقت یا لب خود را می‌لیسیدند یا بینی‌شان را جمع می‌کردند، شاعران به دنبال کلماتی بودند که نمی‌شناختند، و به دنبال کلماتی بودند که می‌شناختند و گم کرده بودند.
در خانۀ کلمات میزی پر از رنگ وجود داشت. در دیس‌های بزرگی رنگ‌ها خود را عرضه می‌کردند و هر شاعر از رنگی که لازم داشت برمی‌داشت. زرد لیمویی یا زرد خورشیدی، آبی دریا یا آبی دودی، قرمز لاکی، قرمز سرخ، قرمز شرابی…» (کتاب دلبستگی‌ها، ترجمۀ نازنین نوذری)

تابه‌حال فکر کرده‌اید که کلمات موردعلاقه شما چه کلماتی هستند؟

فکر کردن به واژگان محبوبمان و نوشتن دربارۀ آن‌ها می‌تواند موتور خلاقیت ما را روشن کند.

این کار ساده و لذت‌بخش را اینگونه انجام دهید: همین الان یک کاغذ بردارید و ده کلمه موردعلاقه‌تان را بنویسید؛ سپس بگویید که چرا این کلمات را دوست داری؟ این کلمات چه مفاهیم و خاطراتی را برای شما تداعی می‌کنند؟

می‌توانید هر چند وقت یک‌بار فهرست کلماتتان را مرور کنید و ببیند نظرتان درباره این کلمه‌ها تغییر کرده یا نه. گاهی واژه‌های دیگری را جایگزین واژه‌های قبلی کنید.

یک پیشنهاد دیگر: دربارۀ هر کلمه یک یادداشت یا داستان بنویسید.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
ده کلمه مورد علاقه کامو
ده کلمه مورد علاقه من
واژه‌ها را خبر کنید
در واژه‌ها چه ایده‌ای نفهته است؟

13

تیتربازی

برای کت دکمه دوختن

تیتر یا عنوان تأثیر بسیاری روی موفقیت یک متن دارد؛ می‌توان گفت بخش زیادی از مسئولیت جلب توجه خواننده به عهدۀ عنوان است. گاهی یک تیتر نامناسب و بی‌رمق ممکن است منجر به دفن نوشته‌ای ارزشمند شود.

سرمایه گذاری روی مهارت تیترنویسی یکی از هوشمندانه‌ترین تصمیم‌های یک نویسنده و تولیدکننده حرفه‌ای محتوا حرفه‌ای است.

حتی عناوین خوب و خلاقانه می‌تواند در ایده‌یابی به شما کمک کند:

دوست دارید کتاب بنویسید و ایده ندارید؟

از عنوان شروع کنید.

یک عالمه عنوان بنویسید تا در نهایت یکی را انتخاب کنید. بعضی عناوین انگیزه و اشتیاق شما برای نوشتن یک کتاب را چند برابر می‌کنند.

می‌خواهید محتوا تولید کنید؟

یک دفترچه را به تیترهای مختلف اختصاص بدهید و پیش از هر کاری تیتر مطالبی که دوست دارید بنویسید را یادداشت کنید.

شاید در ابتدا هیچ ایده‌ای برای نوشتن دربارۀ تیترهایتان نداشته باشید. اما نگران نباشید. با نوشتن عناوین به ناخودآگاه خودتان فرمان می‌دهید تا برای دکمه‌ای که پیدا کرده‌اید کت بدوزد.

بارنابی کُنراد می‌گوید:

«هنر انتخاب اسم، زیباترین، مؤثرترین و اسرارآمیزترین بخش داستان‌نویسی است.»

تیتربازی تمرینی برای تسلط بر این هنر است.

+

اسم کنجکاوی‌برانگیز این کتاب را ببینید، شاید برایتان الهام‌بخش باشد:

تا-طلاق-نگرفتند-کتاب-ننوشتند-فردین-علیخواه
کپی‌رایتینگ خلاقانه در نوشتن عنوان یک کتاب
کپی‌رایتینگ فقط برای خدمات و کالاهای تجاری نیست. برای ترویج کالاهای فرهنگی یا امور خیریه هم به کپی‌رایتینگ نیاز داریم.
تو بازار نشر دنیا، ناشرها دقت زیادی رو عناوین کتاب‌‌ها دارن. گاهی یک عنوان خوب، سرنوشت یک کتاب رو به کلی تغییر میده.
یکی از دلایل پرفروش شدن خیلی از کتاب‌ها، عنوان جذاب اون‌هاست.
کتابی که تصویر جلدش رو می‌بینید عنوان کنجکاوی برانگیزی داره؛ و می‌تونه منبع الهام کپی‌رایترها و تولیدکنندگان محتوا باشه. (+)
مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن را لذت‌بخش‌تر کنید: تیتر بازی
سه پیشنهاد برای یک نویسندۀ آنلاین
چگونه اسم داستانم را انتخاب کنم؟

14

ایجاد نظم نوشتن با یک روش کاربردی

نظم و عادت نوشتن-عادت نویسندگی

احساس می‌کنید وقتی برای نوشتن ندارید؟

باید تصورتان را دربارۀ زمان عوض کنید، تسلط بر مهارت مدیریت زمان برای یک نویسنده حیاتی است؛ اما نیاز نیست کار عجیب و غریبی بکنید.

اگر واقعاً شیفتۀ نویسندگی هستید برای نوشتن وقت بدزدید. بله، دزدی در روز روشن!

در میان تمام کارها به دنبال اندک فرصتی باشید که می‌توان آن را صرف نوشتن چند جملۀ تازه کرد. همین برای ایجاد نظم نوشتن کفایت می‌کند.

آنتونی ترالاپ رمان‌نویس، در هر پانزده دقیقه سیصد کلمه می‌نوشت، او با همین معیار و اندازه‌گیری دقیق، سه ساعت در روز می‌نوشت آن‌هم قبل از رفتن به اداره پست که شغل اصلی‌اش بود، او با همین روش به یکی از پرکارترین نویسنده‌های تاریخ تبدیل شد.

اما در عمل شاید نتوانید مانند ترالاپ یا برخی نویسنده‌‌های دیگر بنویسید. پس باید دنبال راه و روش مناسب‌تری باشیم:

یک الگوی کاربردی:

برنامۀ نویسندگی‌تان را در سه سطح تنظیم کنید:
خرد: 5 دقیقه یا 5 خط (یا 50 کلمه)
خوب: 25 دقیقه یا 3 صفحه (500 کلمه)
عالی: 90 دقیقه یا 10 صفحه (2000 کلمه)
هر روز هر سه این گزینه‌ها را همیشه پیش چشم داشته باشید، و بسته به توان و انرژی‌تان یکی از گزینه‌ها را برای انجام دادن انتخاب کنید.
فقط مهم‌ترین نکته موفقیت با این شیوه را از یاد نبرید: حالت خرد درست به اندازۀ حالت عالی اهمیت و ارزش دارد. در اصل این عادت خرد است که ضامن تبدیل شدن نوشتن به یک عادت روزانه است. پس همیشه پس از انجام آن حس پیروزی کنید. هیچ گاه عذاب وجدان نداشته باشید که چرا چند روز است که فقط در سطح خرد مانده‌اید. گاهی اوقات برای تجدید قوای نوشتاری‌مان باید به عادت‌های ریز بسنده کنیم. همیشه نمی‌توان کارهای خرکی کرد.
پس خودتان را نیازاید و برای خودتان حکم صادر نکنید که من هر روز تحت هر شریطی مثل آنتونی ترالاپ سر فلان ساعت چند هزار کلمه می‌نویسم. این شیوه اشتباه است و ممکن است پس از چند بار شکست اعتماد به نفس شما را نابود کند و باعث شود دیگر سراغ نوشتن را نگیرید.
اما نکته جالب اینجاست، وقتی هر سه گزینه را در پیش رو دارید، بسیاری از روزها حس جالبی از رقابت و بازی در شما شکل می‌گیرد. می‌بینید بعد از پنج دقیقه نوشتن دلتان می‌خواهد کمی دیگر بنویسید و به سطح متوسط برسید؛ نور علی‌ نور. اما اگر هم نرسیدید فدای سرتان. مهم حفظ ریزترین شکل عادت نوشتن است.
اگر در طول ماه دو سه نشست نوشتاری عالی هم داشته باشید کافی است.
من این ایدۀ درجه‌یک را از استفان گایز وام گرفته‌ام. امتحان کنید. فرایند عادت‌سازی شما برای همیشه دگرگون خواهد شد.

اگر از این الگو پیروی کنید حتی آغاز جنگ جهان سوم هم تأثیری روی برنامه نویسندگی شما نخواهد داشت.

نظم فیزیکی به نظم ذهنی هم منجر می‌شود و به‌مرورزمان بهترین ایده‌ها را به ارمغان می‌آورد.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
آخرین وسوسه‌ی نویسنده
آیا نوشتن تعطیل‌بردار است؟
به شرط نوشتن | راهکاری برای نگارش پارتیزانی
چرا به یک نظم رنج‌­آور نیاز داریم؟

15

با چی بنویسیم؟

ابزار مناسب نوشتن

روی کاغذ بنویسیم؛ با کامپیوتر تایپ کنیم؛ یا توی موبایل بنویسیم؟ کدام بهتر و موثرتر است؟ آیا این‌ها با هم فرق می‌کنند؟ آیا الزماً باید ابزاری را انتخاب کنیم که راحت‌تر است؟

در پاسخ به این سوالات چیزهای مختلفی می‌توان گفت.

سعید عقیقی در کتاب «داستان گویی در فیلم کوتاه» می‌نویسد:

«آن‌چه نویسنده و مشخصا فیلم‌نامه‌نویس را نجات می‌دهد نظم است. او در هر زمینه‌ای می‌تواند کاملاً بی‌نظم باشد. اما بهتر است نظم نوشتن را بپذیرد. وقتی برای نوشتن هر ایده‌ای فرصت را غنیمت می‌‎شماریم، داریم به مرحلۀ یافتنِ ایدۀ جادویی نزدیک می‌شویم. خوشبختانه پیشرفت تکنولوژی به ما کمک کرده تا بتوانیم با استفاده از یک یا چند دگمه از صفحۀ گوشی‌هایمان همچون دفترچه یادداشت استفاده کنیم، اما حواس‌مان باشد که کمترین اتفاقی برای گوشی، همه چیز را بر باد می‌دهد. اگر ایده‌هایمان را واقعاً دوست داریم و گمان می‌کنیم از آن‌ها فیلم‌نامۀ به درد بخوری درمی‌آید، و اگر به حقیقت عاشق سینما هستیم، همراه داشتنِ دفترچه‌ای کوچک و قلمی کنار ان، کمترین کاری‌ست که می‌توانیم برای عشق‌مان بکنیم. پس به قیمت عشق، می‌توانیم پرسش بسیاری از دوستان شناخته و ناشناختۀ شبکه‌های اجتماعی، و پیام‌های پیش پاافتاده را بی‌پاسخ بگذاریم و به عشق‌مان بپردازیم. نهایتِ فرضِ دیگران دربارۀ شما این خواهد بود که متکبر و بی‌توجه‌اید. اما کسی نمی‌داند که در آن لحظه به سراغ چه رویداد مهمی رفته‌اید و در نبرد با خودتان فقط و فقط نیازمند تنهایی و دانایی و خویش هستید.»

من این پاره از کتاب را نقل کردم تا علاوه بر نکته‌ای که دربارۀ ابزار کار دارد به سایر نکات مهم آن نیز توجه کنیم.

اما دربارۀ ابزار: ممکن است شما بگویید با نوشتن در برخی اپلیکیشن‌ها حتی در صورت نابودی موبایلمان، نوشته‌هایمان قابل بازیابی است و فقط کافی است شماره یا ایمیلمان را وارد کنیم و از نو وارد پروفایل خودمان در آن برنامه بشویم. بله این درست، اصلاً مگر دفترچه کاغذی کاملاً دور از گزند است؟ ممکن است گم شود، بسوزد، همراه با لباس شما در ماشین لباسشویی شسته شود.

ولی نکتۀ اصلی اینحاست: گوشی موبایل ابزار حواسپرتی است. برای من صد بار پیش آمده که موبایلم را باز کرده‌ام تا ایده‌ای را ثبت کنم اما دیده‌ایم پیام تازه‌ای دارم، و چنان درگیر پیام تازه و سیار نوتیفیکیشن‌ها شده‌ام که گاه ساعت‌ها بعد فهمیده‌ام که گوشی را برداشته بودم تا ایده‌‌ای را ثبت کنم.

حالا این دربارۀ ثبت ایده است. گوشی برای نوشتن اصل متن فاجعه است. داری یک صحنه از داستانت را می‌نویسی ناگهان شوهر عمه‌ات زنگ می‌زند که بجنب فلان جا وام کم‌بهره می‌دهند. نتیجه روشن است. احتمالا به فکر چک ضمانت و ضامن معتبر میفتی. عجالتاً گور بابای داستان!

خب، با این حساب روی گوشی را خط می‌کشیم. گوشی فقط به کار کپشن‌نوییسی و استوری هوا کردن می‌خورد. تازه کپشن و استوری درست‌ودرمان را هم بهتر است که اول روی کاغذ یا توی کامپیوتر بپزیم.

می‌ماند انتخاب بین کاغذ و کامپیوتر.

نظرم من این است که نویسندۀ حرفه‌ای به هر دو نیاز دارد.

من از آن دست از افراد متعصب نیستم که روی یکی از این‌ها پافشاری کنم. هر روز هم با قلم و کاغذ می‌نویسم هم با لپ‌تاپ تایپ می‌کنم. از هر دو هم به شکل متفاوتی لذت می‌برم.

نویسندۀ حرفه‌ای ناگزیر از تایپ است، چرا که با جابجا کردن سریع جملات و پاراگراف‌های متن کارای مهم و خلاقانه‌ای می‌توان کرد که روی کاغذ به سهولت امکانپذیر نیست. (البته که لازم نیست به خاطر سرعت کم تایپ خودتان را سرزنش کنید یا حتما تایپ ده انگشتی یاد بگیرید. البته که به یادگرفتنش می‌ارزد. اما در هر صورت با کمی مداومت در تایپ سرعتتان خودبه‌خود بیشتر می‌شود.)

دربارۀ مزیت‌ کار با کامپیوتر محمد قائد حرف جالبی دارد:

«اگر کامپیوتر نبود مجبور بودم اختراعش کنم. با دست واقعاً نمی‌شود این کارها را کرد، با دست جابه‌جا کردن پاراگراف‌ها و کلمات در کتاب یا حتی متنی چند هزار کلمه‌ای عملاً ناممکن است. به این می‌ماند که بخواهی از تهران با دوچرخه به کرج بروی ناهار بخوری و برگردی. پیش از ورود کامپیوتر با قلم‌های نوک‌مدادی می‌نوشتم و پاک می‌کردم و حرکت از نو…گاهی از متن پرینت می‌گیرم و دوباره پاراگراف‌ها را جابه‌جا می‌کنم و دوباره پرینت می‌گیرم تا ببینم بهتر شده یا نه. کاری است پر زحمت و گیج‌کننده. در تحمل هر کسی نیست.» (+)

می‌توان گفت که نوشتن با هر ابزاری به خروجی متفاوتی منجر می‌شود. نوشتن یک فکر با قلم و کاغذ ممکن است با نوشتن همان فکر توسط کامپیوتر کاملاً متفاوت باشد؛ بنابراین بهتر است از ابزارهای گوناگون بهره بگیریم.

روش کار ماریو بارگاس یوسا جالب است:

«اول با دست می‌نویسم. همیشه صبح‌ها کار می‌کنم و در ساعات اولیۀ روز، همیشه با دست می‌نویسم. این ساعت زمانی است که خلاقیت من در اوج است. بیشتر از دو ساعت به این روش کار نمی‌کنم؛ چون دستانم خشک می‌شوند. سپس آن چیزهایی را که با دست نوشته‌ام تایپ می‌کنم و همین‌طورکه تایپ می‌کنم، تغییر هم ایجاد می‌کنم. این اولین مرحلۀ بازنویسی است؛ ولی همیشه چند خط را تایپ نمی‌کنم تا روز بعد، با تایپ آنچه از قبل نوشته‌ام، شروع کنم.»

+

این هم کلیپی نسبتاً قدیمی از من:

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
تأثیر ابزار بر نوشتن
نوشتن روی کاغذهای کوچک
روان‌نویس‌درمانی!
ویدیو: شما با قلم و کاغذ می‌نویسید یا تایپ می‌کنید؟

16

بی‌خیال دل‌نوشته؛ قصه بگو

قصه گویی

«قصه یک راه فرار برای رسیدن به آرزوهای ناکام است.»
صادق هدایت

اگر بخواهم فقط یک پیشنهاد برای بهتر نوشتن بدهم این است:

«ادلنوشته ننویس

نه دلنوشته بخوانید، نه دلنوشته بنویسید. دلنوشته قلمتان را خراب می‌کند.

برخی از ویژگی‌های شاخص دلنوشته‌ها:

دلنوشته کلیشه‌ای و نخ‌نما است.

دلنوشته احساساتی‌گرایانه و پر از ناله و زای است.

دلنوشته از سطح انشاهای مدرسه فراتر نمی‌رود.

دلنوشته پر از قید و صفت است.

دلنوشته پر از واژه‌های انتزاعی است.

دلنوشته هیچ قصه یا رخداد خاصی را روایت نمی‌کند.

چگونه از دلنوشته بپرهیزیم؟

یک:

با کلمات سالاد درست نکنید! سعی کنید ساده و روان منظور خودتان را بیان کنید. زور نزنید با با چپاندن زورکی کلمه توی متن احساس و زیبایی خلق کنید.

دو:

روایت کنید. ملموس و روشن از اتفاقات زندگی‌ خودتان یا دیگران بگویید. به جایی اینکه بگویید فلان اتفاق خیلی تلخ و دردناک بود، فضا و رویدادها را توصیف کنید تا ما خودمان تلخی و دردناک بودن اتفاق را حس کنیم. سعی کنید از کلمات عینی بیشتر استفاده کنید. جزئی‌نکاری کنید و در توصیف به حواس پنجگانه متوسل شوید.

چرا روایت و قصه‌گویی؟

حتی اگر نمی‌خواهیم داستان‌نویس شویم و قصد ما نوشتن پروپوزال و جستار و مقاله است، بازهم بهتر است مهارت قصه‌گویی و روایت پردازی را بیاموزیم.

این قصه و داستان است که ذهن آدم‌ها را درگیر می‌کند و باعث می‌شود نوشتۀ ما در ذهن ان‌ها باقی بماند.

قبلاً در مطلبی دربارۀ «مقاله‌نویسی در سایت» نوشته بودم:

«داستان تمایز ایجاد می کند. با بیان یک قصۀ تازه، می­‌توانی تکراری­‌ترین پیام­‌ها را دوباره و دوباره به گوش مخاطب برسانی و مخاطب تو از این ماجرا راضی و خشنود باشد.
دربارۀ موضوع مقاله‌ای که می‌خواهی بنویسی چه قصه‌ای به ذهنت می‌رسد؟ یک خاطره؟ خلاصۀ فیلم یا داستانی که قبلاً خوانده‌ای؟ یک ماجرای مشهور؟ یا یک حکایت قدیمی؟
با همان شروع کن. مو به مو برایمان توصیفش کن. ماجرا چه زمانی رخ داده؟ چه آدم‌هایی در چه مکان‌هایی قصه را ساخته‌اند؟
با یک قصۀ خوب ما را میخکوب مقاله‌ات کن.»
مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن داستان | یک پروژه برای آن‌ها که جدی‌تر به نویسندگی فکر می‌کنند
اندر حکایت کردن یک داستان
چگونه در قصه‌گویی و داستان‌سرایی رشد کنیم؟
نوشتن یک داستان چند سال زمان می‌‌‌‌برد؟
داستان شما چیست؟
چگونه نویسنده رمان شویم؟ | آموزش نوشتن رمان
آیا زندگی ما ارزش داستان شدن دارد؟

17

با جزئیات بنویسید

جزئیات، جزئی نگری

ری برادبری می‌گوید:

«نويسندۀ خوب غالباً زندگی را لمس مي‌كند. نويسندۀ ميان‌مايه به‌سرعت دستی بر پيكرش می‌كشد. نويسندۀ بد به او تجاوز می‌كند و در هجوم حشرات رهايش می‌كند.»

نویسندگی یعنی جزئی‌نگری و توجه دقیق و موشکافانه به زندگی و اصلاً همین توجه به جزئیات و باریک‌بینی است که نویسنده‌ را از بقیه متمایز می‌کند.

وقتی صحبت از جزئیات می‌شود من همیشه به یاد صفحات ابتدایی رمان «مادام بوواری» گوستاو فلوبر میفتم و توصیف کلاه شارل:

«…هنوز کلاهش روی زانوهایش بود. کلاهش ترکیبی از انواع کلاه‌ها بود و از شبکلاه کرکی، شاپکا، شاپوِگرد، کپیِ پوست سمور و عرقچین نخی چیزی با خود داشت؛ خلاصه، از آن دست اشیاء ناقابلی بود که زشتی خاموششان به نحو عمیقی گویاست. بیضی‌شکل بود و سیم‌هایی درش به کار رفته بود که به آن برجستگی می‌بخشید. از سه لولِ گرد آغاز می‌شد، سپس لوزی‌هایی به‌طور متناوب از مخمل و پوست خرگوش به چشم می‌خورد که نواری سرخ از هم جدایشان می‌کرد. بعد، کیسه‌مانندی بود که به یک چندضلعی با آستر مقوایی، پوشیده از قلاب‌دوزی‌هایی با یراق‌های پیچ‌درپیچ ختم می‌شد و در آنجا، صلیب کوچکی از نخ طلایی، که حکم منگوله را داشت، از رشتۀ بسیار باریک بلندی آویزان بود. کلاه، نو بود و لبه‌اش برق می‌زد.» (ترجمۀ مهستی بحرینی، نشر نیلوفر)

در کلاس‌های حضوری‌ این حرف را از زبان دانشجویانم زیاد می‌شنیدم:

«این‌همه جزئیات واقعاً لازمه؟ من که از خوندن این جزئیات حوصله‌م سر می‌ره. نمی‌شه آدم سریع بره سر اصل مطلب؟»

حرف این نیست که داستانمان را پر از جزئیات بی‌ربط و اضافی کنیم؛ نکته اینجاست که برای تصویرسازی در ذهن مخاطب و ایحاد تاثیری ملموس چاره‌ای جز جزئی‌پردازی نیست. یک تفاوت اصلی داستان با حکایت و خبر این است که داستان در پی بازآفرینی زندگی است نه صرفاً اشاره‌ای سطحی به آن و دادن پندی اخلاقی.

به توصیف زمان و مکان در جملۀ اول رمان «دایی جان ناپلئون» ایرج پزشکزاد توجه کنید:

«من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم از بعد از ظهر، عاشق شدم…»

بنابراین حتی وقتی یادداشت روزانه می‌نویسید هم زمان و مکان را با جزئیات توصیف کنید و از حواس پنج‌گانۀ خودتان بهره بگیرید. هر چقدر عینی‌تر بنویسید نوشته‌هابتان جاندارتر خواهد بود. از افراط در جزئی‌نگاری نترسید.

بهره‌گیری از حواس پنج‌گانه (بینایی، شنوایی، بساوایی، بویایی، چشایی) می‌تواند جلوۀ بکر و تازه‌ای به نوشته‌های شما بدهد. جالب اینجاست که جزئی‌نگاری شما را وادار به افزایش دایره لغاتتان می‌کند.

بعدها که خواستید داستانی بنویسید و منتشر کنید می‌توانید در جزئی‌نگاری اصولی‌تر پیش بروید و فقط جزئیاتی را حفظ کنید که به پیشبرد داستان کمک می‌کند.

پس اگر واقعاً قصد داستان‌نویس شدن دارید، دست از کلی‌گویی بردارید و جزئی‌نگاری کنید.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
چگونه با جزئیات بنویسیم؟
درباره نوشتن با تمام حواس
مهم‌ترین درس نویسندگی
یادداشت‌های روزانه چگونه خواندنی می‌شوند؟
کی می‌فهمیم که نویسنده شده‌ایم؟

18

بازی‌های خلاقانه با زاویه دید

زاویه دید در نویسندگی

در کتاب زیر و بم داستان در تعریف زاویه دید می‌خوانیم:

«زاویه دید یا کانون روایت به نگاهی می‌گویند که از دیدگاه آن، حوادث داستانی روایت می‌‎شود…انواع کلی زاویه‌های دید برگرفته از شکل‌های صرف افعال است؛ یعنی اول شخص و دوم شخص و سوم شخص.»

مثال ساده‌ای برای درک بهتر هر سه زاویه دید:

اول شخص: من هر روز پانزده دقیقه می‌نویسم.

دوم شخص
: تو از هر وقت اضافه‌ای که گیر می‌آوری برای نوشتن استفاده می‌کنی.

سوم شخص: او دیوانه نوشتن است و برای فرار از سروصداهای خانه، در پشت‌بام می‌نویسد.

اما حرف ما دربارۀ جزئیات تخصصی مربوط به زاویه دید نیست، چرا که چنین کاری به بحثی مفصل نیاز دارد. اینجا صرفاً می‌خواهم به شما پیشنهاد کنم که در آزادنویسی روزانه‌تان از زاویه‌دیدهای مختلف بهره بگیرید.

اغلب ما روزنوشت‌هایمان را با زاویه دید اول شخص می‌نویسیم؛ اما بیایید هرازگاهی دوم شخص و سوم شخص را هم امتحان کنیم. حتی می‌توانید در یک نوشته چند زاویه دید را در کنار هم به کار ببرید.

مثلاً طی روزهای آینده گزارش زندگی روزمرۀ خودتان را با زاویه دید سوم شخص بنویسید. مثلاً یادداشت امروز من می‌تواند این‌طوری باشد:

«شاهین از خواب بیدار شد. هنوز هوا تاریک بود. رفت نشست پشت میز کارش. چراغ مطالعه را روشن کرد.»

این زاویه دید را می‌توان نوعی زاویه دید بیرونی دانست؛ یعنی دیدن خودمان از بیرون. جالب اینجاست که برخی معتقدند نوشتن یادداشت‌های روزانه ‌با زاویه دید سوم شخص می‌تواند کمک کند تا خردمندانه‌تر فکر کنیم. چرا؟ چون نگاه بیرونی راه می‌دهد به دیدن تصویر بزرگ‌تر و همین کمک می‌کند تا رفتار خودمان در ارتباط با محیط را با فاصله تماشا و بررسی کنیم.

با این تمرین ممکن است به برخی از جنبه‌های زندگی‌تان پی ببرید که قبلاً از دیدتان پنهان بوده است.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
زاویه دید چیست؟ +مثالی از داستان آئورا، نوشتۀ کارلوس فوئنتس
انتخاب بهترین زاویه دید | پاره‌ای از کتاب روبه‌روی نویسنده
مثل ژنرال دوگل بنویسید
نوشتن رزومۀ شخصی با زاویه دید متفاوت

19

از نوشتن بنویسید

نوشتن از نوشتن

قلم روی کاغذ گذاشته‌اید و می‌خواهید چیزی بنویسید، اما حس می‌کنید مغزتان خشکیده، افکار پریشان در ذهنتان موج می‌زند اما هیچ چیز دندان‌گیری پیدا نمی‌کنید که ارزش نوشتن داشته باشد.

خب، در چنین لحظاتی، نوشتن دربارۀ جریان نوشتن می‌تواند کار مناسبی باشد، حتی شاید اشتهای نوشتاری شما را تیزتر کند.

نوشتن دربارۀ فرآیند نوشتن یا واکاوی انگیزه‌هایی که برای نوشتن داریم یکی از راه‌هایی‌ است که می‌تواند دست شما را گرم نگه دارد.

به جای اینکه زل بزنید به دیوار یا در موبایلتان پرسه بزنید تا سوژه پیدا کنید، بنویسید که دوست دارید چه ایده‌ای به ذهنتان برسد، یا چرا ایده‌هایی که دارید نمی‌پسندید، مشکل آن‌ها چیست؟

مشکلات نوشتن را با نوشتن حل کنید.

هر وقت حس کردید ایده‌ای برای نوشتن ندارید، خودِ نوشتن را به ایدۀ نوشتن تبدیل کنید.

مثلاً می‌توانید داستان نویسنده‌ای را بنویسید که دچار انسداد ذهنی شده و در به در دنبال ایده است.

اگر هم در حال نوشتن یک کتاب مشخص هستید و هرازگاهی به بن بست می‌خورید می‌توانید مثل جان اشتیان بک عمل کنید:

اشتاین بک هنگام نوشتن رمان شرق عدن، با نوشتن یادداشت‌هایی دربارۀ این خودش را سرذوق نگه می‌داشت. او در سمت چپ دفترش این یادداشت‌ها را می‌نوشت و سمت راست دفتر را هم به نوشتن متن اصلی رمان اختصاص داده بودید. خود این یادداشت‌های حاشیۀ کار بعدها کتاب مستقلی شدند با عنوان یادداشت‌های روزانه شرق عدن. (+)
مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
نوشتن از نوشتن
تمرینی مهم یک کتاب آلمانی برای یافتن انگیزه‌های نویسندگی

20

نوشتن به مثابۀ بازی‌

نوشتن به مثابۀ بازی‌

نگرش ما به نوشتن مهم است. یکی نوشتن را تکلیفی می‌داند مانند بسیاری از کارهای مشقت‌بار روزمره روزمره، دیگری نوشتن را نوعی بازی شیرین و سرگرم‌کننده می‌بیند. رفتار این دو فرد در عمل متفاوت است.

نوشتن بازی است؛ مثل همۀ چیزهای دیگر.

به فرایند کنار هم چیدن کلمات نگاه کنید، کاری جز بازی‌کردن نیست.

وقتی نوشتن‌بازی می‌کنید ترستان از نوشتن می‌ریزد و با میل و رغبت بیشتری می‌نویسید.

پس کل فرایند نوشتن نوعی بازی است. این بازی می‌تواند شکل‌های متنوعی هم داشته باشد.

اگر می‌خواهید نوشتن به بخش ثابتی از زندگی شما تبدیل شود و هرگز آن را ترک نکنید، باید بازی‌های نوشتاری خودتان را ابداع کنید.

با نوشتن از چه موضوعاتی احساس می‌کنید در یک بازی شیرین هستید؟ با نوشتن در چه قالبی حس می‌کنید سرگرم بازی شده‌اید؟ بودن و نوشتن در چه فضایی به شما حس بازی می‌دهد؟

شاید بهتر باشد این نکته را با پاره‌ای از رمان شب هول کامل کنیم که بی‌ربط با موضوع نیست:

«…همۀ هستی نوعی بازی است. راستش را بگویم نوعی شوخی است. نحوۀ نگریستن خاص ما باعث می‌شود که نتوانیم این جنبۀ فلسفی را، دریابیم. بازی ذاتی حیات را. حرف مرا بد تعبیر نکن. منظورم از بازی و شوخی بیهودگی زندگی نیست. نه، بازی اتفاقاً خیلی خیلی جدی است. اما به هر حال بازی است… کسی که در بازی شرکت می‌کند دربارۀ بازی‌کردن فلسفه نمی‌بافد. وقتی وارد گود شدی و گرماگرم کشتی‌گرفتنی دیگر به فکر بحث‌کردن دربارۀ کشتی‌گرفتن نیستی. دیگر انتزاعی و تجریدی فکر نمی‌کنی. عرق می‌ریزی و کشتی می‌گیری. نفس بازی می‌شوی. جوهر زندگی هم همین است. هر کس هر موضع اخلاقی و فکری که می‌خواهد، بگیرد یا داشته باشد. مهم این است که عین بازی و واقعیت بازی بشود.»

بازی نوشتن جدی است.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
یک بازی ساده برای بهتر نوشتن
نوشتن را لذت بخش تر کنید: تیتربازی
ایستگاه نویسندگی

21

بهترین نوع افراط

 تلاش برای نوشتن

خب، اول بگذارید با یک ضرب‌المثل دستمالی‌شده کارمان را شروع کنیم:

«کار نیکو کردن از پُر کردن است.»

بالزاک گفت ادبیات یعنی کار. و خودش در عمل به این حرف پایبند بود. می‌گویند بالزام از نیمۀ شب آغاز به کار می‌کرد، و پانزده تا هجده ساعت چیز می‌نوشت؛ و البته خیلی زود از پا درآمد و در پنجاه و یک سالگی ریق رحمت را سر کشید.

اما نترسید، نوشتن کسی را نمی‌کشد. همین که در طول ساعات شبانه‌روز، وقت و بی‌وقت چیزکی قلمی کنید کافی است.

افراط در تمرین مهارتی که دوست داریم می‌تواند یکی از هوشمندانه‌ترین کارهایی باشد که در تمام عمرمان می‌کنیم.

زیاده‌روی در نوشتن توان و شجاعت ما را برای نوشتن از چیزهایی در سر می‌پرورانیم بیشتر می‌کند.

غرق شدن در هر کاری اولین گام تمایز در آن کار است.

افراطی نوشتن یعنی توی حمام و دستشویی و مترو هم در حال نوشتن باشیم!

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
قانون طلایی نویسندگی از نظر رضا بابایی | کلید تمرین سنجیده
به شرط نوشتن | راهکاری برای نگارش پارتیزانی
شما هم دوست دارید دائم‌الدفترچه باشید؟
علاوه بر صفحات صبحگاهی چه تمرین دیگری انجام بدهیم؟ (۱۱ پیشنهاد متفاوت)
افراط در نوشتن

22

پس از نوشتن نسوزان

نگهداری از نوشته ها

من که دلم نمی‌آید حتی بی‌ارزش‌ترین و مغشوش‌ترین نوشته‌هایم را دور بریزم. به خاطر همین یکی از اتاق‌های دفتر کارم پر از کاغذ پاره‌های بی‌ارزش است. (البته اصطلاح بی‌ارزش را جلوی شما به کار می‌‎برم، وگرنه در خلوت خودم قربان دست و پای بلورین چرک‌نویس‌هایم می‌روم! پنداری سندی تاریخی‌اند. این میل آشغال جمع‌کنی در پدر و پدربزرگ من هم بود؛ لابد با این توجیه: هر چیز که خوار آید، روزی به کار آید.)

خاصیت نگهداری از نوشته‌های قدیمی این است که با مرور آن‌ها پس از مدت معینی می‌توان به نتایج جالبی درباره گذشته و سیر افکار خودمان برسیم.

ضمن اینکه بعدها ممکن است ببینید بعضی همین کاغذپاره‌ها می‌تواند مادۀ خام نوشتن یادداشت و جستار و داستان باشد؛ البته این به سطح مهارت شما در کره‌گرفتن از آب بستگی دارد.

باری، ماجرا فقط دربارۀ کاغذها نیست. من تمام چیزایی که با رایانه تایپ می‌کنم را هم به‌دقت آرشیو می‌کنم. معمولاً تمام روزنوشته‌های هر فصل را توی یک فایل می‌نویسم و همین باعث شده نوشته‌هایم بهتر و ساده‌تر طبقه‌بندی شود. لذت این کار در این است که مثلاً همین الان می‌توانم بروم ببین در دو، سه یا چهارسال قبل در چنین روزی چه چیزهایی در سرم می‌گذشته.

در تصویر زیر آرشیو ارتکابات من در سال‌های اخیر را ببینید:

روزنوشته‌های شاهین کلانتری

معمولاً نوشته‌های هر فصل بیش از صد هزار کلمه است.

ممکن است بنا به هر دلیلی -ازجمله فضولی اطرافیان- حس کنید جای امنی برای نگهداری از نوشته‌هایتان ندارید. پیشنهاد من این است که به جای دورریختن نوشته‌هایتان فکری به حال اطرافیانتان بکنید.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
حافظه‌ای که داشت خیانت می‌کرد!
پس از نوشتن نسوزان

23

یک کتاب را بلاگ کنید

یک تیر و دو نشان-بلاگ کردن کتاب

بخشی از شاهکارهای ادبی جهان در ابتدا به صورت پاورقی در روزنامه‌ها و مجلات چاپ شده‌اند، مثل رمان بزرگ جنگ و صلح از لئو تولستوی. این کتاب اولین بار به صورت سریالی در یکی از روزنامه‌های روسیه به نام پیام‌آور طی سال‌های ۱۸۶۵ و ۱۸۶۷ منتشر شد. اما انتشار کامل آن به‌عنوان یک کتاب، در سال ۱۸۶۹ اتفاق افتاد. (+) فئودور داستایفسکی و بسیاری از غول‌های دیگر ادبیات هم برخی آثارشان را به همین شیوه نوشته و منتشر کرده‌اند.

این روش در حال حاضر هم به شکل پویاتری در فضای اینترنت رایج است.

بسیاری از داستان‌نویس‌ها و نویسندگان متون غیرداستانی کتاب‌هایشان را در قالب پست‌های وبلاگی دنباله‌دار می‌نویسند و بعد از کامل شدن متن، نسخۀ نهایی کتاب را به شکل الکترونیکی یا چاپی منتشر می‌کنند.

از نمونه‌های ایرانی بلاگ‌کردن کتاب می‌توان به کتاب «وردی که بره‌ها می‌خوانند» از رضا قاسمی و «پستچی» از چیستا یثربی اشاره کرد که اولی در وب منتشر می‌شد و دومی در اینستاگرام.

با این روش شانس این را داریم که به نوشتن کتاب تعهد بیشتری داشته باشیم و با نظم بیشتری پیش برویم، ضمن اینکه می‌توانیم از مخاطبانمان بازخورد بگیریم و با توجه این نظرات متن را حک و اصلاح کنیم. (+) اگر هم بعداً هوس کردید متن را اساسی از نو بکوبید و بسازید جای نگرانی ندارد، اتفاقا این می‌تواند مزیت نسخۀ نهایی کتاب باشد.

حالا برسیم به قسمت با یک تیر دو نشان‌زدنِ ماجرا: با این کار هم وبلاگ یا رسانه‌های اجتماعی‌مان را مدام به روز نگه می‌داریم و هم بدون درد و خونریزی کتاب خودمان را می‌نویسیم.

اما ممکن است الان این سوال گوشۀ ذهن شما شکل گرفته باشد که اگر کتابمان را مفتکی منتشر کنیم دیگر چه کسی رغبت می‌کند نسخۀ نهایی آن را بخرد؟ جالب است که این روش نه‌تنها فروش شما را کم نمی‌کند که حتی می‌تواند فروشتان را چند برابر کند. نمونه‌های موفق این موضوع را اثبات می‌کنند. انتشار تدریجی کتاب را نوعی بازاریابی برای نسخۀ نهایی کتاب در نظر بگیرید. مطمئن باشید جمع زیادی خوانندگان پروپاقرص کتاب شما دلشان می‌خواهد که نسخۀ چاپی کتاب را هم داشته باشند. ضمن اینکه این خوانندگان می‌توانند بهترین معرف کتاب شما به دیگران باشند.  البته همه چیز بستگی دارد به ذوق و همینطور استراتژی شما در نشر محتوا، که این البته بحث دیگری‌‎ است.

مطالعۀ بیشتر دربارۀ این نکته:
چگونه کتاب بنویسیم
چگونه یک کتاب را بلاگ کنیم
چرا باید رسانه خودمان را داشته باشیم
تولید و بازاریابی محتوا برای داستان‌نویس‌ها
آموزش وبلاگ نویسی حرفه‌ای | وبلاگ‌ نویسی چیست و چگونه یک وبلاگ تاثیرگذار بسازیم؟

24

چگونه رمان و داستان کوتاه بنویسم؟

مسلماً بهترین راه یادگیری داستان‌نویسی، مطالعۀ عمیق و دیوانه‌وار رمان‌ها و داستان‌های داخلی و خارجی است.

اما اگر می‌خواهیم به نویسنده حرفه‌ای‌تری تبدیل بشویم و با سرعت و مهارت بیشتری مسیر داستان نویسی را طی کنیم؛ باید مطالعه کتاب های تخصصی آموزش داستان نویسی را در برنامه حرفه‌ای خودمان قرار دهیم.

در پست زیر به معرفی بهترین کتاب‌هایی آموزش رمان و داستان کوتاه پرداخته‌شده و بخش‌هایی منتخب از این کتاب‌ها نیز نقل‌شده است.

مطالعه کامل‌تر درباره این نکته:

چگونه رمان و داستان کوتاه بنویسیم
کتاب های آموزش نویسندگی

25

چگونه یادداشت و مقاله و جستار بنویسیم؟

یادداشت نویسی و مقاله نویسی طرفداران زیادی دارد و خیلی‌ها آرزوی تسلط بر این مهارت را دارند، برای توسعه برند شخصی‌مان هم چاره‌ای جز نوشتن مقاله و یادداشت نداریم. خواندن و مرور مقاله‌های درجه‌یک و حرفه‌ای می‌تواند کمک زیادی در توسعه مهارت ما بکند. در لینک زیر یکی از بهترین و آموزنده‌ترین کتاب‌های آموزش مقاله نویسی معرفی شده است:

چگونه نویسنده شویم؟ مقاله نویسی
تولید محتوای متنی | راه و روش مقاله‌نویسی در اینترنت

ریزنکته‌هایی برای افزایش خلاقیت در نویسندگی:

  • نوشتن به انگلیسی: هاروکی موراکامی، رمان‌نویس مطرح ژاپنی می‌گوید در اوایل ورودش به عرصه رمان‌نویسی، با اینکه تسلط زیادی به زبان انگلیسی نداشته، رمان‌هایش را به زبان انگلیسی می‌نوشته؛ و بعد آن‌ها را به زبان ژاپنی ترجمه می‌کرده و همین باعث شده به نثر و زبان خاص خودش برسد. با نوشتن به زبان انگلیسی -حتی شده دست‌وپاشکسته- هم مهارت نگارش به زبان انگلیسی را در خودمان تقویت می‌کنیم و هم حساسیت و تسلط بیشتری به کلمات فارسی پیدا می‌کنیم.
  • از غذا: اگر به بن‌بست خورده‌اید و هیچ ایده‌ای به ذهنتان نمی‌رسید، شروع کنید به نوشتن درباره غذای موردعلاقه‌تان، از تأثیر این بازی شگفت‌زده می‌شوید، پس از ده دقیقه چنان سر ذوق می‌آیید که دلتان می‌خواهد یک رمان ده‌جلدی را یک‌شبِ بنویسید. (+)
  • روزنۀ امید: اگر فقط و فقط یک عادت باشد که بتواند زندگی نویسندگی ما دگرگون کند، نوشتن صفحات صبحگاهی است. صفحات صبحگاهی ابداع خانم جولیا کامرون، نویسنده و معلم آمریکایی است که در تمامی کتاب‌هایش ازجمله کتاب راه هنرمند به تشریح این ایده پرداخته است. (+)
  • نوشتن در عمل: نوشتن می‌توانید یکی از بهترین ابزارها برای تصمیم‌گیری و حل مسئله باشد. برای حل مشکلات و مسائلی که دارید دست به قلم بشوید. چند بار که با نوشتن بر مشکلاتتان غلبه کنید دیگر حاضر نمی‌شوید از نوشتن دل بکنید.
  • قدرت نوشتن: نوشتن یکی از ابزارهای برای رشد و توسعه شخصی است. نوشتن می‌تواند نقش درمان را هم ایفا کند. حتی کتاب‌ها و پژوهش‌هایی درباره نوشتار‌درمانی موجود است و برای بهبود روحیه‌تان هم می‌توانید از نوشتن بهره بگیرید.
  • تمرین ساده: یک کاغذ سفید بردارید، یا یک فایل ورد باز کنید و تا آخر صفحه هر کلمه‌ای را که به ذهنتان می‌رسد بنویسید، اصلاً لازم نیست کلمه‌ها مربوط به هم باشند، از قیمه و قرمه گرفته تا منطق و فلسفه می‌توانند جزو کلماتی باشند که می‌نویسید. کلمه نویسی شما را از انسداد نویسندگی نجات می‌دهد. (+)
  • اهمیت فهرست‌نویسی: نوشتن فهرست هم لذت‌بخش است و هم مفید. به گمانم هرکسی باید پوشه یا دفتری از فهرست‌های مختلف داشته باشد: فهرست چیزهایی که دوست داریم، فهرست کتاب‌هایی که خوانده‌ایم و می‌خواهم بخوانیم، فهرست دوستان، فهرست فیلم‌های موردعلاقه، فهرست باورها و… . (یک نمونه فهرست)
  • قدرت کامنت: به‌جای «خوب بود» و «عالی بود» یا بدتر از آن یک لایک خشک‌وخالی برای مطالب ارزشمند و خوبی که سراغ دارید کامنت بگذارید. همین می‌تواند یک تمرین ساده و آموزنده برای نوشتن باشد. (اصول کامنت نویسی)
  • نوشتن از اعتقادات: ژول سالزمن در کتاب آموزنده خود -اگر می‌توانید حرف بزنید، پس حتماً می‌توانید بنویسید-که حتی نام آن‌ هم بسیار آموزنده است تمرین خوبی را معرفی می‌کند که انجام آن ‌هم در نوشتن و هم در جنبه‌های دیگر زندگی بسیار مهم و روشنگر است. این جمله را تا جایی که می‌توانید ادامه دهید: اعتقاد دارم…
  • استعاره‌بازی: استعاره و تشبیه و تمثیل به متن جذابیت می‌بخشد و باعث ماندگاری آن‌ در ذهن خواننده می‌شود. اگر دفترچه مخصوص استعاره داشته باشیم، شاخک‌هایمان برای کشف استعاره‌هایی که با آن‌ها زندگی می‌کنیم تیزتر می‌شود. داشتن دفترچه یادداشت برای موضوعات مختلف و دست‌ودل‌باز بودن در پر کردن دفترچه‌ها یکی از بهترین راه‌ها برای افزایش خلاقیت است. (تعریف استعاره)
  • داستان 55 کلمه‌ای: نوشتن رمان دشوار است و نویسنده تازه‌کار ممکن از بعد از نوشتن چند هزار کلمه دست از کار بکشد، گاهی حتی نوشتن داستان کوتاه هم سخت به نظر می‌رسد. همین‌طور در نوشتن داستان‌های بلند نویسنده غیرحرفه‌ای معمولاً دچار روده‌درازی و زیاده‌گویی می‌شود. در چنین شرایطی نوشتن داستان‌های 55 کلمه‌ای می‌تواند بهترین تمرین برای داستان‌نویس‌های تازه‌نفس باشد. (چگونه داستان 55 کلمه‌ای بنویسیم؟)
  • نوشتن در پشت‌بام: برخلاف آن تصور که حتماً باید جای ثابت و معینی برای نوشتن داشته باشیم، نوشتن در جاهای مختلف دفتر کار یا خانه می‌تواند تنوع زیادی وارد کار ما کند. اگر همیشه در اتاقتان می‌نویسد هال را امتحان کنید؛ اگر همیشه توی خانه می‌نویسید کوچه یا پشت‌بام را امتحان کنید.
  • با احساس بنویس: همیشه موضوعی هست که احساس ما را برمی‌انگیزد و باعث می‌شود فکر کنیم اگر ننویسیم آن احساس از دست می‌رود یا خفه می‌شویم. به نظر می‌رسد موسیقی بیش از هر چیز دیگری احساسات انسان‌ها را برمی‌انگیزد. برای خوب نوشتن احساساتتان را جدی بگیرید. (+)

قسمت دوم و سوم این مقاله را در لینک‌های زیر بخوانید:

اصول مطالعه موثر برای نویسنده‌ها | تندخوانی یا کندخوانی؟ | نکاتی دربارۀ کتاب خریدن و کتاب خواندن+معرفی کتاب (20 نکته)

اصول ویرایش و بازنویسی برای نویسنده‌ها (10 نکته)

همچنین خواندن مقالۀ زیر را به عنوان مکمل اصلی این نوشته توصیه می‌کنیم:

چگونه نویسنده شویم؟ یک برنامۀ ۱۰ هفته‌ای برای شروع نوشتن و نویسنده شدن

 

شاید خواندن این مطالب هم برایتان مفید باشد:
کلاس نویسندگی و تولید محتوا
کانال مدرسه نویسندگی در تلگرام
صفحه اینستاگرام مدرسه نویسندگی

 

نقل قول‌های الهام‌بخشی دربارۀ نوشتن و نویسندگی:

مایۀ خرسندی است اگر نظرتان دربارۀ این نوشته را با من در میان بگذارید.

با آرزوی بهترین‌ها

شاهین کلانتری

امضای شاهین کلانتری

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

20 تیر 1403

20 تیر 1403

22 اردیبهشت 1396

22 اردیبهشت 1396

522 پاسخ

  1. سلام وقت بخير
    خدا قوت به شما با اين وبلاگ و نوشته هاي سودمند. چشمم كور شد از بس پلك نزده مطالب متنوع شما را خواندم و يادداشت برداري كردم . از محتوا نويسي و كپي رايتينگ شروع كردم الان به 55 نكته كاربردي درباره نويسندگي رسيدم.
    آرزو ميكنم هميشه در دلگرم كردن دوستداران نويسندگي، پايا و مانا باشيد.

    1. سلام خانم کشاورزیان نازنین
      بی‌نهایت سپاسگزارم از مهر شما.
      خوشحالم که اینجا هستید.
      امیدوارم در مسیر نوشتن خوش بدرخشید.

  2. استاد کلانتری سلام 🌹🌺🌹
    من این مطلب ارزشمند و زیباتون رو هیچ وقت نتونستم تا آخر بخونم. اینقدر که ایده وسطش داره و اینقدر که از قسمت هایی که میخونم ذوق زده میشم و وسطش دست به نوشتن میزنم.
    ممنونم استاد 🙏🌺🙏

    1. سلام فاطمه نازنین و خوب
      اتفاقا چه بهتر که تا آخر نخونید. چون من در حال بازنویسی این مطلب هستم و هنوز خیلی از نکات رو نکوبیدم تا از نو بسازم.
      شاد و برقرار باشی دوست خوبم.

  3. سلام. عالی بود اما کاش مطالب به صورت pdf در اختیار افراد قرار میگرفت.

    1. سلام
      ممنونم.
      بعداً که متن کامل‌تر شد شاید نسخه پی دی اف هم بذارم.

  4. سلام
    زنده باشید
    ممنون از اینکه تجربه های خودتان را با دیگران به اشتراک می گذارید.
    هر وقت از حال نوشتن نداشته باشم با خواندن این پست دوباره سر حال می آیم.
    و اینکه من هر دفعه که در قسمت ((نوشته های شما)) کامنت می گذارم کامنتم بعد از حدود نیم ساعت بعد پاک میشود.
    موید باشید

    1. درود کاردو جان
      ممنونم از مهرت.
      کامنت‌ها میان این پشت جمع می‌شن تا بعد از تاییدشدن بیان روی سایت.
      ضمناً خیلی خوشحالم که داری فعالانه پیش میری.

  5. سلام.ساعت پنج و بیست دقیقه صبح است و روز را با نوشته های شما اغاز می کنم و بعد به سراغ نوشته های خودم می روم.از شما ممنونم که می نویسید.نوشته های شما نقشه راهنمایی برای من است.

    1. سلام مسعود نازنین و ارجمند
      خوشحالم که اینجا هستید و قدردان مهر شما هستم.

  6. بعضی از سایت‌ها هستن پایین نوشته‌شون علامت لایک می‌ذارن؟ شما هم باید یدونه از اون علامت‌ها بذارید ولی به جای لایک، لبیک بنویسید. ما هم هی بیایم دعوت‌تون به نوشتن رو لبیک بگیم و با آرمان‌های نوشتن تجدید پیمان کنیم.
    وبلاگ‌نویسی واقعا یه موجود زنده‌ست. مثل بچه‌ی آدم می‌مونه. باید به فکرش بود و هر چی بزرگتر میشه توجه و نیازهاش بیشتر و بزرگتر میشه. این رو دربارهٔ وبلاگ خودم احساس می‌کنم. تا اینجا که کوچیک بود خوش‌ خوشونم بوده، ولی بازی تازه داره شروع میشه. دیگه تقریبا برای نوشتن مقاومت درونی و مشکل ایده و اینا ندارم. ببخشید البته جلوی شما تعریف از خود نباشه. میخوام نوشته‌ها و ترجمه‌های طولانی‌تر و معتبرتری بذارم. مثلا ماهی دو سه تا برای شروع که خیلی هم اذیت نشم.
    فقط من نمی‌تونم با این کارای فنی سئو، دسته‌بندی و تگ‌گذاری دربارهٔ نوشته‌هام ارتباط برقرار کنم. همینطور ویرایش نوشته‌های قبلیم. اینا اندازهٔ کوه کندن ازم انرژی می‌گیرن. لجباز درونم به شدت فعاله در این مورد. خیلی ضروری‌اند اینا؟

    1. سلام زهرا جان
      کامنت تو باعث هوا شدن این یادداشت شد:
      استعاره‌ای برای وبلاگ‌نویسی+تعریف سادۀ استعاره
      و اما در پاسخت:
      همین که داری محتوای خوب تولید می‌کنی بهترین کاریه که می‌تونی برای سئو انجام بدی.
      به تدریج وقت بذار و کم کم یه چیزایی رو هم در این رابطه یاد بگیر.

      1. چه جالب! دقت نکرده بودم به استعاره‌م. فقط می‌خواستم چیزی که هست رو به بهترین شکل بگم. مثل اینایی که ترشی‌های چند ساله میندازن تا خوب جا بیوفته(چطور طاقت میارن؟)، این استعاره‌ی من هم دو سال و نیم نوشتن پشتش بوده و فقط درکم از این تجربه رو بیان کردم. یک استعاره‌ی صددرصد ارگانیک.

  7. سلام خیلی ممنون از مطالب خوبتون،من 13 سالمه وخب خیلی سرم شلوغه به لحاظ درس و کار های دیگه و نمی تونم وقت زیادی روی اینکار بزارم و عاشق نوشتنم ولی خیلی سراغش نرفتم تقریبا دو روزی یکبار متن های 300 کلمه ای می نویسم.می خواستم بدونم چون زمان کافی ندارم نباید روی این کار فکر کنم،چون یه جا شنیدم اگر می خواهیم نویسنده بشیم باید کل هدفمون رو اون باشه و از انجام بقیه کار ها دست بکشیم،و این غیر ممکنه برای من.الان من این کار رو ول کنم یا برای تفریح انجامش بدم؟و اینکه سنم برای اینکار زیاد نیست؟

    1. سلام باران عزیز
      ممنونم از مهر تو.
      این نگاه اشتباهه و باعث میشه ذوق شما کور بشه.
      هیچ آدمی (چه سیزده ساله، چه صد و سیزده ساله) نمیتونه بگه در طول روز مطلقاً هیچ وقتی برای خوندن و نوشتن نداره.
      همه می‌تونن برای نوشتن جا باز کنن تو زندگی خودشون.
      شما باید روی گام‌های کوچک و ندریجی حساب کنی.
      همین که روزی دو سه صفحه بنویسی و ده بیست صفحه هم داستان بخونی عالیه.
      در بلند مدت همین معجزه می‌کنه.
      پس با قدرت ادامه بده و نذار افکار اشتباه و محدود‌کننده تو رو نابود کنه.

  8. درود بر شما
    خدا خیرتون بده
    عالی و مفید بود
    قطعا در رمانی که در حال نوشتن دارم راهنمایی های شما تاثیر به سزایی خواهد داشت

    1. سپاس عبدالرضا جان
      با قدرت ادامه بدید.
      سوالی هم اگر داشتید حتما برام بنویسید.
      شاد و برقرار باشید.

  9. با عرض ادب و سلام خدمت شما آقای کلانتری محترم.من ۱۵ سالمه و از کلاس سوم متن می نوشتم اول ها متن ها و داستان هایی که می نوشتم خیلی کودکانه بود ولی بعد کلاس ششم متن هایم قالب خاصی به خود گرفت…شعر هم می نویسم یک بار در رشته شعر نویسی اول استان شدم.امیدوارم متن را بخوانید و نظر بدهید..》بدون هیچ مقدمه ای می روم سراغ اصل‌مطلب..اصلا مطلب چه بود..سردرگم شده‌ام..حاله‌ای از دلتنگی قلبم را پوشانده..درکم می‌کنی؟امشب سرمای هوا پاییز قلبم را تنگ کرده..در این شلوغی چه کسی باور می‌کند که تنها باشم..چه کسی باور می کند که منتظر شنیدن آوای دوستت‌دارم هستم..چه رازی در این شلوغی نهفته است که درکش برایم شده آرزو..آرزو..سالها است که تمام آرزویم شده‌ای..بدون آنکه بدانم آرزو چیست و به چه کار می‌آید..‌می‌گویند؛انسان های بزرگ اراده دارندو انسان های کوچک،آرزو!باید برای رسیدن به هدف بزرگی مثل تو اراده از جنس فولاد بسازم که با حرف زمانه کمر خم نکند..اگر به تو نرسیدم فولاد را در هم می شکنم و نردبانی می سازم که از بالای ابرهای آسمان تو را جست و جو کنم..دلبر کجاستی که دلتنگم..کجاستی که آسمان دلم دلگیر است..کجاستی که در پی پیدایش گل گشتم ولی تو را پیدا نکردم..چرا هوای پاییز آدم را عذاب می‌دهد..چرا پاییز شروع جدایی است؟جدایی برگ معشوق از درخت عاشق..جداشدن دست هایی گرم از هم..افتادن هر برگ حکمتی دارد..رفتن پرستو هم قسمت است..وگشتن می‌ماند برای دل بیچاره درخت..
    لطفا نظر بدید🙏

    1. سلام عزیز
      شما زیبا می‌نویسید.
      منتها برای بهتر شدن در نوشتن نباید خیلی سریع دنبال بازخورد باشید. (+)
      شما الان باید روی کمیت تمرکز کنید. خیلی زیاد بخونید و خیلی خیلی زیاد بنویسید.
      شما مایه کار رو دارید. پس با قدرت ادامه بدید.

  10. با سلام و درود فراوان خدمت شما !
    بنده تا به حال حتی به اینکه باید بنوسم یا نویسنده باشم حتی فکر هم نکرده بودم، ولی بعد از آنکه فکر میکنم ذهن پر سروصدا و درگیر درمسایل روزانه زندگی و برنامه های آینده، نیاز به نوشتن را احساس کردم بنا تصمیم گرفتم باید شروع کنم همین حالا که این مطلب را می نویسم درست زمان شروع و جمع آوری معلومات در باره نویسندگی است.
    از مطالب شما نهایت استفاده کردم و نقشه را برایم نشان داد، از این بابت ممنون و مدیون تان هستم

    1. سلام عباس نازنین
      چه خوب که می‌خواید نوشتن رو جدی‌تر دنبال کنید.
      حتما با جدیت پیش برید و این کار رو رها نکنید.
      براتون بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.
      برای من بیشتر بنویسید. خوشحالم میشم.

  11. سلام وقت بخیر،
    یه سوال در مورد نوشتن صفحات صبحگاهی دارم که جوابش برام خیلی مهمه… و هیچ جایی پاسخی براش پیدا نکردم، پیشاپیش از اینکه وقتتون و میگیرم عذرخواه و بابت پاسخگویی تون سپاسگزارم🙏
    تعداد خطوطی که در هر صفحه(صفحات صبحگاهی) باید بنویسم و میخوام بدونم؟🤦‍♀️
    آخه وقتی که مدرسه ای بودیم ۲ مدل مشق مینوشتیم، یک خط درمیون یا اصطلاحا تو هَم😄
    الان من صفحات صبحگاهیم و تو هَم مینویسم و هر صفحه ۲۱ خط میشه و یکم شلوغ میشه، آیا درسته یا باید یک خط درمیان بنویسم که ۱۰ خط بشه حدودا؟
    🙏💚

    1. سلام مریم جان
      این چیزا اصلاً مهم نیست.
      رو هر چیزی که دوست داری، به هر شکل و اندازه‌ای که دوست داری بنویس.
      فقط منظم بنویس. همیشه بنویس.
      برقرار باشی و شاد.

  12. باعرض سلام وخدا قوت به شما ،
    ممنون از ارائه همچنین مطلب مفید وپر انرژی بنده شخصا همه ی این چکیده مسائل را در عمل دیدم وسال هاهست که برای خودم می نویسم
    وامروز با خواندن این مطالب دقیقه ها وثانیه های زندگی ام را در یک نگاه دوباره به نمایش درآوردم با مطالب شما. ممنون ازشما

    1. سلام محمد نازنین
      بی‌نهایت سپاس از مهر شما.
      خوشحالم که اینجا هستید.

  13. سلام و درود جناب شاهین .
    من چند ماهی بود که کلا نوشتن و کنار گذاشته بودم ، یه چیزی ته ته دلم بهم سیلی میزد و میگفت “احمق ! چرا دفتر دل نوشته ات خالیه ؟” و من به خودم تلقین میکردم که “حوصله ی نوشتن ندارم. اخه یه دختر ۱۵ ساله بنویسه که چی بشه”
    اما بادیدن این وبلاگ خوندنش ، از اون حالت خود درگیری دراومدم و حس میکنم مثل یه بادکنک هلیومی ازاده ازادم . و میتونم تا کهکشان راه شیری اوج بگیرم .
    از ته قلبم میگم . واقعا ممنون
    اصلا هیچ وبلاگی نیست که مثل شما ، با صمیمیت و لحن ساده درباره نوشتن و نویسندگی حرف زده باشه
    همشون با جدیت ، چند خط نوشتن که تکراری ترین کلمات توشون به کاربرده شده . و دارن مسابقه میدن که ببینن کی از همه بیشتر کلمات قلنبه سلمبه بلده(قلنبه سلمبه درسته دیگه ؟)
    یه چیز دیگه ، من فقط موقعی که حسم بیاد مینویسم این واقعااااا بده . البته صفحات صبحگاهی ام هیچوقت ترک نمیشه و این باعث افتخار منه !!!!!!!
    یه مشکل دیگه هم اینه که ، هررررر رمانی که مینویسم وستاش ول میکنم . الان هم نزدیک۵۰ تا رمان دارم که همشون رو ول کردم .,این مایه ی ننگ منه,.
    بنظرتون چیکار کنم تا از این بی حوصلگی نجات پیدا کنم ؟
    البته، من دیوونه بار دوست دارم یه نویسنده بشم

    1. سلام مهدیه عزیز
      خیلی خوشحالم شدم از کامنت پر مهر تو.
      چه خوب که صفحات صبحگاهی رو می‌نویسی. بهت تبریک می‌گم.
      من درکت می‌کنم. گاهی منم بعضی کتاب‌ها رو نیمه‌کاره رها می‌کنم.
      قبلاً حتی به خاطر این مشکل این مطلب رو نوشته بودم: لعنت بر پدر و مادر کسی که این‌کتاب‌ها را نخواند

      اما در کل پیشنهاد عملی من به تو اینه که با قدم‌های کوچک کتاب‌ها رو تموم کنه. مثلاً الان یکی از کتابهایی که خیلی دوست داری رو بردار، و متعهد شو که هر روز تحت هر شرایط دو صفحه از اون کتاب رو بخونی، و تحت هیچ شرایط رها نکنیش.
      کنارش صد البته که می‌تونی کتاب‌های دیگه رو هم بخونی و صد البته نیمه‌کاره رها کنی.

      باز هم برای من بنویس.
      شاد و برقرار باشی.

  14. سلام من دوازده سالمه و از شش سالگی ، خواندن و نوشتن بلد بودم
    الان هم کتاب می نویسم به نظر خودم هم داستان هایم خوب هستن
    ولی فقط مامان و بابام اونا رو می خونن و خب پدر و مادر ها هم آدم را دوست دارند و نظر اصلیشان را نمی گویند
    به نظر شما این بده ؟ حتما باید کس دیگری هم بخونه اونا رو ؟
    و این سوال برام خیلی مهمه : شما میدونین چطور میشه داستان ها رو چاپ کرد ؟
    ممنون میشم جواب بدین

  15. سلام من ۱۳ سالمه و از ۲ سال پیش عاشق رمان نوشتن شدم و از بچگی داستان میساختم ولی من نمی دونم چیکار باید بکنم کتاب نباید عامیانه باشه؟ سنم مشکلی نداره اخه هیچکس تاحالا تشویقم نکرده تو هیچ کاری چون سنم کمه همه فک میکنن یه مش چرت و پرت می نویسم و حتی تاحالا بجز دو تا از دوستام کسی نخواسته که بخوندش ! اشکالی نداره ازروی ی فیلم ایده بگیری و ستون و ساختارش با اون یکی باشه ولی چیزای زیادی توش فرق بکنه ؟ بعد یه مدت نمیتونم نوشتن و ادامه بدم و دیگه نمیتونم داستان و پیش ببرم !

    1. سلام فریماه عزیز
      بنویس. یه وبلاگ برای خودت بساز و نوشته‌هاتو منتشر کن.
      به نظر بقیه اصلاً توجه نکن.
      برای کیف و لذت خودت بنویس و بخون.
      اینکه تو در این سن کم این دغدغه رو داری شاهکاره. قدر خودت رو بدون.

    2. سلام من ۱۳ سالمه. از دوران بچهگی به داستان های تخیلی علاقه خیلی زیادی داشتم، داستان می ساختم و باخواهرم اثنها رو اجرا میکردیم. این بازی مورد علاقه من بود…
      در ۱٠ سالگی به این فکر افتادم که دوست دارم در آینده نویسنده بشم.
      تا به حال ۱۵ داستان کوتاه نوشتم و مدت زیادی از وقتی که شروع به نوشتن کردم نگذشته، در حال حاظر فقط در اینترنت نوشته هایم را به اشتراک گذاشتم و فعلا به چاپ کردن آنها فکر نکردم. ولی مشکل اصلی من اینه که گاهی
      ذهنم پر از ایده هست اما بعضی وقت ها هم مدت خیلی زیادی طول میکشه تا یک ایده خوب برای نوشتن پیدا کنم.

      1. سلام فاطمه عزیز
        زنده باد. به خاطر اینکه با زحمت و تلاش داری استعداد خودت رو شکوفا می‌کنی بهت تبریک می‌گم.
        ببین، ایده روی زمین ریخته. مشکل اصلی ما اینه که دیدن و اجرای ایده‌ها رو خوب بلد نیستیم.
        پس زیاد نگران ایده نباش. با دقت به زندگی اطرافیان و مطالعۀ مداوم ذهنت به تدریج ایده‌ها رو بیشتر و بهتر جذب می‌کنه.
        اما تو سعی کن نوشتن رو هرگز به خاطر نداشتن ایده متوقف نکنی.
        بنویس و حین نوشتن ایده‌ها رو کشف کن. خود نوشتن می‌تونه بهت ایده بده.

  16. یه مسئله دیگه هم هست هیچ کس یه نویسنده ۱۵ ساله رو هرگز قبول نمیکنه حتا اگه واقعا مطالبش از یه نویسنده ۵۰ ساله بهتر باشه

    1. عزیز
      به این چیزا فکر نکن.
      از خوندن و نوشتن لذت ببر.
      این حساب کتابا مال کاسب‌هاست، حساب هنرمند جداست.

  17. من عاشق نوشتن هستن وهمین طور خوندن این در حالیه که هیچکس اطراف من اهل خوندن نیست ای کاش میشد یه کاری بکنیم که مردم بیشتر به کتاب خوندن روی بیارن این طوری هم نویسنده ها انگیزه بیشتری دارن

    1. درود
      زنده باد.
      خب، ما هر چقدر خودمون در خوندن و نوشتن کوشاتر باشیم، با رفتارمون می‌تونیم دیگران رو هم ترغیب کنیم.

  18. سلام.
    من هر ماه میام این مطالبتون رو می خونم؛ چون هر چیزی در مورد نوشتن به شدت برای من جذابه. اما دچار یه مشکلی شدم. اونم اینکه انگار حس و حال نوشتن در من از بین رفته، انگار خسته و ناامید شدم. مخصوصا با وجود این مسئله که هیچ کس اهل مطالعه نیست. پس من برای کی بنویسم؟ برای مردمی که مطالعه نمی کنند؟ چیکار کنم که اون حوصله و حال دوباره در من تجدید بشه؟

    1. فاطمه جان
      برای خودت بنویس.
      اگه فقط یه حرف بدرد بخور تو دنیای نوشتن باشه اینه:
      برای خودت بنویس.
      برای خودت بنویس.
      برای خودت بنویس.

      اگر تونستی برای خودت راحت و شفاف و خوب بنویسی، مطمئن باش دیگرانی هم خواهند بود تا نوشته‌های تو رو بخونن.

    2. سلام من این مطلبتون و چند تای دیگرو خوندم و امید بیشتری گرفتم برای نوشتن…
      ولی گاهی اوقات بی‌انگیزه میشم و به خودم میگم که اصلا به چه امیدی دارم مینویسم وقتی که هیچ‌کس کتابخون نیست و اگر هم آدم کتابخون باشه مطمئنم که چشمش به کتاب منم نمیُفته و اصلا این که وقتی میبینم که آثار ماندگار و بزرگی مثل هری‌پاتر یا ارباب حلقه ها یا…، به خودم میگم که اگه من حتی کتابمم به فروش بره هیچوقت کتاب بزرگی نمیشه و به پای اونا نمیرسه وخلاصه اینکه کلا انگیزه ای برای نوشتن ندارم گاهی اوقات…
      بنظرتون باید چه کار کنم؟

      1. خب، اگه به خاطر این موضوع می‌خوای بنویسی بهتره منصرف بشی و سراغ کار دیگه‌ای بری ابولفضل جان.
        ولی اگر نوشتن رو دوست داری و ازش لذت می‎بری، دنبال این دو دوتا چهارتا کردنا نرو.
        هنرمند نمیفته دنبال دیگران. کارش رو می‌کنه. دیگران اگر خواستن میان دنبالش. نخواستن هم هیچ مهم نیست. مهم اینه که اون کیف خودش رو کرده.

        1. بله خیلی متشکرم.
          نه من خیلی به نویسندگی علاقه و درواقع شیفته هنر هستم🙂
          نه من فقط حس‌ام رو موقع نویسندگی گفتم که شما با مطلبتون کمک زیادی کردید…
          خیلی متشکرم❤️.

  19. من همه مطالب را خوندم حتی قسمت مطالعه بیشتر همش عالی بود…
    من برای اولین بار هست که میخاهم بنویسم واین مقاله شما اولینی بود که خوندم خیلی ممنونم..
    از همین حالا شروع میکنم و امید وارم که همه به هدفهاشون برسن ومن هم همینطور:)

    1. خوشحالم که اینجا هستی مبینا جان
      با قدرت به نوشتن ادامه بده.
      حتما برای من بیشتر بنویس.
      برات بهترین‌ها رو آرزو می‌کنم.

  20. سلام آقای کلانتری عزیز
    من چندتا سوال داشتم
    ۱-خاطراتمونو چطوری باید بنویسیم؟ طنز یا ادبی یا غمگین؟
    ۲- من بعضی وقتا در مورد یه مسئله ی کوچیک چندین صفحه تو دفتر خاطراتم مینویسم! این بده؟
    ۳- اگه به جای کتاب خوندن، فیلم ببینیم اشکال نداره؟ وقتی یه کتابی فیلمشم هست من دیگه کتابشو نمی‌خونم فیلمشو میبینم مثل هری پاتر،زنان کوچک و…
    ۴-تو این شرایط کرونا نمی‌تونیم کتاب بخریم چیکار کنیم؟
    ۵- یه سوال دیگه داشتم، من وقتی از یه موضوعی ناراحتم با نوشتن علت ناراحتیم حالم خوب میشه! انگار نوشتن درمانم می‌کنه! شما هم اینطوری هستین؟!🤨 این خیلی برام سواله!
    لطفا جواب بدین🌹

    1. سلام صبا جان
      1. هر طور که بیشتر لذت می‎‌بری. طبق اصل لذت عمل کن. اگر لذت نبری نمیتونی ادامه بدی.
      2. این قدرت توئه. این استعداد نویسندگی تو رو نشون میده. قدر این ویژگی رو بدون.
      3. بله می‌تونی، ولی اینجوری نوشتن رو یاد نمی‌گیری. بیشتر ممکنه کارگرانی یاد بگیری 😉
      4. مطالعۀ آنلاین، و سفارش اینترنتی کتاب. من از سایت‌های زیادی کتاب سفارش میدم این روزا. از جمله فروشگاه جیحون.
      5. بله صبا جان. این موضوع علمی و مهمه. ده‌ها کتاب در این زمینه نوشته شده تو دنیا. این مطالب رو بخون: نوشتاردرمانی

      موفق باشی و برقرار

      1. ممنونم بابت جوابی که دادین،من یه جا خوندم که نوشته بود برای نویسنده شدن باید فیلم دیدنو کنار بزاریم ولی من اصلا نمیتونم این کارو بکنم به نظرتون اصلا نباید فیلم ببینم؟من عاشق فیلم دیدنم آخه
        یه سوال دیگه هم داشتم،کتاب صوتی چی؟ اگه کتاب صوتی گوش بدیم اونم اشکال داره؟
        ببخشید که هی مزاحمتون میشم آقای کلانتری

        1. صبا جان
          فیلم دیدن اتفاقا برای نویسنده خیلی هم خوبه.
          کتاب صوتی هم عالیه.
          ولی حالا چه اصراری داری که یکی رو جای اون یکی انتخاب کنی؟
          همه رو با هم داشته باش.

        2. اگه من هیچ وقت فیلم هری پاتر رو نمیدیدم کتابش رو هم نمیخوندم واگه کتابش رو نمیخوندم عاشق کتاب ونویسندگی نمیشدم بعد از هری پاتر بیشتر کتابهای علمی تخیلی دنیا رو خوندم وهمشو مدیون فیلم هری پاتر هستم

  21. سلام و مرسی از نوشته ها و سایت خوبتون به خصوص تشکر از آقای شاهین خیر ببینید .

  22. سلام آقای کلانتری من الان ۱۳ سالمه و شاید از سن کمی که دارم تعجب کنید و من رو به تمسخر بگیرید ولی من به شدت شیفته ی نوشتن هستم من هر روز خاطرات تلخ و شیرینم رو در دفتر خاطراتم ثبت می کنم از بچگی همه ی معلم هام انشاهامو تحسین میکردم و الان هم مشغول نوشتن رمان هستم الان بیشتر از نصف رمان رو نوشتم ولی ایده ی دیگه ای به ذهنم رسیده و منو تحریک می کنه که این رمان رو نصفه ول کنم و رمان دیگه ای رو آغاز کنم هر چند شاید نتونم این ایده ی جدید رو به خوبی بنویسم ولی بازم از ذهنم بیرون نمیره لازم به ذکره که با خوندن یه رمان این ایده به ذهنم رسیده الانم نمیدونم چیکار کنم میترسم اینم مثل بقیه ی مطالبی که نوشتم نصفه و نیمه ول کنم آخه از نوشتن این رمان خسته شدم و همش دلم میخواد یکی دیگه بنویسم لطفا راهنماییم کنید خواهش میکنم🙏

    1. صبا جان
      اتفاقا سن تو کم نیست. و اصلاً چرا باید سن کم دلیلی برای تمسخر باشه؟
      خیلی جدی به نوشتن ادامه بده.
      برای موفقیت تو نویسندگی باید پرتلاش و سختکوش باش.
      و تا می‌تونی کتاب بخون.
      و اما اگر از رمانت خسته شدی، زودتر تمومش کن، و سریع کار بعدی رو شروع کن.

      باز هم برای من بنویس.
      موفق باشی.

      1. سپاسگزارم که جواب منو دادید⁦❤️⁩
        من تمام سعیمو می کنم که این رمانم رو تموم کنم
        من عاشق کتاب خوندن هستم و سعی می کنم تا می تونم بخونم اما پدر و مادرم مخالفن و فک می کنن اگه کتاب بخونم از درسهام عقب می مونم حتی با نویسندگی هم مخالفن! اما من بازم تلاش می کنم و مطمئنم که موفق می شم…
        ببخشید میشه چند تا کتاب خوب بهم معرفی کنید؟ ممنون میشم🌹

        1. صبا جان
          تو راه خودت رو برو، و نذار هرگز کسی ذوق تو رو از بین ببره.
          برای خوندن هم یکسری کتاب اینجا معرفی کردم که می‌تونی بخونی:
          معرفی کتاب

  23. مرسی اقای شاهین کلانتری.
    اری،این روزها ذهنم زیادی مشغول است و در فکر انم که کتابی بنویسم.بازم از راهنماییتون ممنون
    همانطور که در متنی که نوشته بودم مخاطب خاصی نداشتم و منظور من به همه ی انسان های جهان بود،شماهم نیز لبخند بزنید اقای شاهین کلانتری
    #لبخند بزن،زیبا تری
    زندگی را گرچه نمیتوان عوض کرد اما ما میتوانیم با لبخند های زیبایمان جهان را زیبا تر کنیم.بدرودددد

  24. بخند.لبخندت زیباتر است.ناراحت نشو اما وقتی اخم میکنی یا ناراحتی خیلی زشت میشی!!
    عزیز من تو با خنده هایت زیباتر میشوی گرچه دوست داری همیشه ناراحت باشی،اما نمیشود؟!
    میدانی چرا؟چون خدا این را نخواسته.خدا خودش گفته گریه،ناراحتی،غم،دلتنگی همه ی انها یه روزی پایان میابد.
    میدانم تو نیز میخواهی تنها باشی اما صندلی،مبل،ساعت،فرش و حتی دیوار های این چهار دیواری تو را تنها نخواهند گذاشت.لبخند بزن.بخند تا صدای خنده هایت را حتی ادم های فضایی نیز بشنوندو بگویند چه خنده ی زیبایی!!
    بازم میگم بخند انسان زیبای من عزیز من تو با خنده زیبا تری
    اقای کلانتری عزیز من میخوام در این تابستان اولین کتابم را چاپ کنم اما کمی گیج شدم و نمیدانم باید از کجا شروع کنم.موصصوع خاصی را انتخاب نکردم.ایا با این حالی که من دارم میتوانم کتابم را چاپ کنم.چون بزرگترین ارزوی من چاپ کتاب است.
    #لبخند بزن،زیباتری

  25. استاد میتونم از شما در خواست کنم که به انجمن ما بیاین و به کسایی که علاقه مند به نویسندگی هستن اما بلد نیستن بنویسن آموزش رایگان بدین؟

    1. سلام عزیز
      من مطالب زیادی نوشتم روی این سایت و سایت مدرسه نویسندگی.
      که دوستان شما می‌تونن بخونن.
      ضمن اینکه پادکست‌ها و ویدیوها هم هست.
      موفق باشید.

  26. دوستانی که اهل قلم هستن ولی نمیدونن چطوری نوشته های خودشون رو به اشتراک بذارن و برای خودشون خواننده جذب کنن پیشنهاد میکنم به انجمن تازه تاسیس(تلا) عضو بشن وعلاوه بر انتشار رمان، دلنوشته، شعر میتونن با نویسنده های دیگر در ارتباط باشن و به بهتر شدن قلمشون کمک کنن ودر آخر این مطلب را اضافه کنم که ما در همه رشته ها؛ نویسندگی، عکاسی، موسیقی، زبان انگلیسی و… آموزش رایگان داریم

  27. شوخیش هم قشنگ نبود آری رفتنت را میگویم تورفتی ومن پیله تنهایی خود بدجور تنیدم نمیدانستم با گفتن حرف دلم هرروز از تودورتر میشم اری تورفتی من ماندم ویک اتاق تاریک وتیک تاک ساعتی که یادآور زمان دیدارم بود تورفتی من ماندم یک حال خراب
    باسلام خدمت شما جناب کلانتری دوست دارم بنویسم از احساسم وازشما خواهش میکنم دراین راه کمکم کنید ممنون میشم

  28. بسیار جامع و زیبا توضیح دادین
    یه لحظه دنبال یه موضوع خاصی بودم که به نوشتتون رسیدم
    انقدر جذاب بود که تا اخرشو خوندم

    1. سلام همایون عزیز
      سپاس از مهرت.
      خوشحالم که اینجا هستی.
      بازم برام بنویس حتما.

  29. سلام خیلی عالی بود ممنون من از بچگی عاشق نوشتنم شعر میگفتم ومینوشتم که گذاشتمش کنار الان میخوام دوباره شروع کنم

    1. سلام
      زنده باد زینب عزیز
      با عشق و انرژی بنویس و همیشه ادامه بده.

  30. 😔😔😔 باشه مرسی از کمکتون.خیلی خوشحالم ک با شما اشنا شدم.بازم ممنونم

  31. میشه ی کمک کنین!؟خیلی دلم میخواهد سایتی بسازم و بتوانم نوشته هایم را در ان بگذارم

  32. درود به اقای کلانتری بزرگ:
    خواستم یه چیزی بگم.اول اینکه شما به من گفتین که برم تو سایت ویرگول پروفایل بسازم و بنویسم.اما نشد که نشد
    هرچی سعی کردم همش ارور میده.واقعا نمیدونم دیگه چیکار کنم!!!
    یعنی سایت دیگری نیز وجود ندارد

  33. همیشه دوست داشتم بتونم خوب بنویسم ولی هر موقع سعی میکردم نمیشد یا خودم متنی که نوشته بودم دوست نداشتم.تازه با سایتتون آشنا شدم. نکاتی جالب و کاربردی را متوجه شدم .ممنون

    1. درود سپیده جان
      خوشحالم که اینجا هستی.
      حتماً بیشتر بنویس برام.
      موفق باشی.

  34. اقای شاهین کلانتری با خوندن مطالب جدیدتون خیلی خوشحال شدم.
    خوشحال تر از قبل…
    در ذهنم افکارای جدیدی دارم….
    بازم مرسی شما چشمان مرا به روی نویسندگی باز تر کردین این مرا بسیار خوشحال میکند.بسیار خوشحالم.خیلی خوشحالم

  35. اقای کلانتری واقعا خوش به حالتون که الان یه نویسنده هستین.خیلی حس خوبیه که ادم نویسنده باشد.من هم همیشه تو خیالاتم دلم میخواد یه نویسنده مشهور بشم.

  36. اقای کلانتری مرسی از کمکتون با خوندن مطالبتون خیلی ذوق کردم و بازم میگم:
    مرسسسسسسسسسسسسسی مممممممممنونم

  37. اقای کلانتری عزیز شما وقتی میگین برای بهتر دیده شدن داستاناتون باید وبلاگ بزنین اخه چطور؟
    میتونین بگین؟ من که نمیدونم چطور؟

    1. کیاناز عزیز
      می‌تونی توی سایت ویرگول یه پروفایل بسازی و بنویسی.

  38. مرسی ممنونم اقای کلانتری عزیز شما لطف دارین.
    نه من سایت های دیگه ی شماردهم سر زدم مطالباتون رو خوندم بسیار خوب بود.
    ممنونم از شماچون با خوندن مطالبتون چیزای جدید نیز یاد گرفتم

  39. از خواب تازه بیدار شدم امروز روز خوبی برای من خواهد بود…
    روز سرشار از خوبی و خوشی.روزی که لبخند را میتوان بر روی صورت عالم تماشا کرد.
    روزی که هیچگاه نمیخواهم ان را نابود بسازم،خوشحال خواهم بود چون فردا روز خوشی را اغاز خواهیم کرد.و این انگیزه ایست برای فردا…
    هیچ چیز نمیتواند مرا از پا درارد چون ناراحتی برایم تلخ است و من طعم تلخ را نیز دوست ندارم.
    به بیرون از خانه پا میگذارم نسیم صبگاهی صورتم را نوازش میکند و خورشید نیز از من استقبال میکند.
    بوی خوشی به مشامم میرسد بوی نو شدن است.
    سبزی رنگ سبزه ها…
    صدای نرم سکه ها…
    طعم خوش سنجدها…
    شیرینی سمنو…
    سیروسیبوسماق…
    ایا کسی میداند امروز چه روزیست؟
    آری،امروز،روز عشق و شادی است.
    روزی که موش های کوچک ریز را خوشحال کرده است.
    هرچیزی که دوروبرت است میتوان انگیزه ای برای تو باشد.زندگی سخت نیست اما تو میتوانی ان را اسانتر بسازی!.
    گرچه فردا عید است اما تو امروزت را هم همانند عید بساز…
    عید یعنی:
    عید یه نوع درسه
    واسه ماهایی که یه لحظه
    نوشتن را ترک نمیکنیم
    حتی اگر زمین بلرزه
    #عید99تان مبارک
    #نویسنده

    1. کیاناز نازنین
      عید تو هم مبارک.
      مرسی به خاطر متن زیبایی که نوشتی.
      امیدوارم همیشه زندگیت پر از شادی و خوندن و نوشتن باشه.

  40. اقای کلانتری راز موفقیت شما چی بوده است؟
    که اینگونه موفق شدین؟

    1. محبت داری کیاناز عزیز
      اگر توی آرشیو مطالب وبلاگ یه گشتی بزنی مطالب زیادی دربارۀ مسیر من پیدا می‌کنی.

  41. اقای کلانتری نمیدونم چرا ولی بعضی اوقات خیلی از خودم نا امبد میشم

  42. اقای کلانتری بنظر من شما نویسنده ی بسیار خوبی هستین.
    من هم امیدوارم روزی نویسنده بشوم.همانند شما موفق

  43. ی سوال دیگر نیز داشتم.تو همین سایت شما نوشتین عضویت در خبرنامه شاهین کلانتری هرچه روش کلیک میکنم نمیاد چرا!!!

  44. اگه بخوایم از یه جهت ودیگر نگاه کنیم نویسنده شدن هم بسیار سخت است و هرکسی توان و استعدادش رو ندارد.
    ببخشید اقای کلانتری یه سوال شما از چند سالگی شروع به نوشتن کردین؟
    میشه یکم از نویسنده سدن خودتون بهم بگین

    1. کیاناز عزیز
      لطفاً سری به بخش‌های دیگۀ سایت هم بزن.
      گویا فقط همین مطب رو خوندی توی سایت.

  45. اقای کلانتری شما واقعا نویسنده ی خوبی هستین!!!
    با خوندن مطالبتون خیلی ذوق کردم
    امیدوار هستم روزی من هم نویسنده شوم

    1. مرسی از محبتت.
      امیدوارم که با تلاش و پشتکار تو قله‌های نویسندگی بدرخشی.

  46. باز هم منتظر پست‌های پربار این چنینی هستیم جناب کلانتری

  47. با درود
    خیلی خوب بود. سپاسگزارم از زمانی که برا این کار هشتین

  48. سلام ممنون بابت مطالب…لطفا به رمان نویسان عزیز بگید که زیادی تلخ ننویسند انقد که از واقعیت فاصله بگیره چون این موضوع حس بدی به خواننده القا میکنه.
    و افراط نکنند در موارد مختلف مثلا چهره و ثروت و… یک شخص.
    مطالب زیادی ترسناک ننویسند چون ترس و اضطراب زیاد موجب بیماری های مختلف و سخت میتونه بشه…ممنون

  49. سلام ممنون بابت مطالب…لطفا به رمان نویسان عزیز این موضوع رو بگید که بیش از حد تلخ ننویسند چون گاهی انقد تلخه که دور از واقعیت میشه…و حس بدی به آدم میده…

  50. سلام ب مرد توانا شاهین بزرگ
    چندی پیش یک چند سوال پرسیدم
    و چند روز هم از سایت بازدید کردم دیگاه نتوانستم ببینم نا پدید شد میشه به آن سوالاتم پاسخ ارایه فرماید ممنون تان شاهین بزرگ مسرور بمانید.

    1. صادق جان
      سوالت رو همون موقع خوندنم. منتها دلم میخواد در قالب یک پست مستقل جوابت رو بدهم. پس اندکی صبر.
      فدای تو.

  51. درود فراوان به کلانتری بزرگ
    یک گیتی سپاس از مطالب ارزشمند و مفید که تخم تحول ره در زهن ما میکارد که همانا : تحول افکار ما تحول زندگی ماست.
    من یک پسر افغانم 20 سال دارم
    من بیشتر از 300 کتاب را تا کنون مطالعه کردم و از این کتاب ها تقریبا 70 درصدش را کاملا هضم کردم و 50 درصدش را عملی کردم و همچنین فرهنگ و ترویج کتاب خوانی را برای اولین بار در شهرمان با دوستانم ساختیم و از طرف ریس دانشگاه خیلی تشویق شدیم اما تا کنون هیچ کتابی ننوشتم خیلی وقت پیش میخواستم کتاب بنویسم چون سنم خورد بود و کم و بیش مردم ما با فرهنگ مطالعه کم اشنا هستند بالایم در اون سن خورد می نوشتم میخندیدن اما حال که تقریبا 20 سال دارم میتوانم این کار را انجام بدهم من تا حدود با روش نویسندگی آشنایی دارم و ایده و داستان های زیادی را میدانم

    من چند سوال دارم لطفا به سوالم جواب بدهید
    1. چون کتاب های زیادی خواندم معلوماتی زیادی دارم آیا معلومات این کتاب هارا باز نویسی کنم مانع نیست ایراد دارد یا خیر؟
    2. داستان های زیادی را از کتاب های زیادی میدانم آیا این را باز نویسی کنم بهتر است یا داستان زندگی خودم ؟را البته داستان زندگیم خیلی خیلی جالب است فراز و نشیبی های زیادی را تجربه کردم اما هرگز تسلیم نشدم
    3.از کتاب مقوله ها و متن ها ره کپی کنم ایراد داره؟؟
    4.تحول و بیداری که در سن خورد که در وجودم امد در کتابم بنویسم یا این یک راز است نگویم در کتابم؟
    5.برای نشر کتاب و رسمی شدن آن ایا جواز نیاز است؟
    6. برای چاپ و نشر کتاب محدویت سن است؟
    7.از اهدافم در کتاب بگویم یا خیر؟ چون بزرگان گفته هدفت را تا زمانی که به اون نرسیدی بازگو نکنید.
    8.میشود لینک صفحات صبحگاهی را بگذارید
    باز ممنون ار تلاش های بشر دوستانه تان!

    1. صادق عزیز
      مدت‌هاست که کامنتت توی صف جواب دادن مونده تا من سر فرصت در قالب یک پادکست به طور مفصل بهت جواب بدم.
      بزودی پستی که در ارتباط با تو هست منتظر می‌کنم.

  52. دختری 24 ساله ام بچه طلاقم بعداز جداشدن پدر و مادرم تو خونه عمه ام بودم برام از جهنم هم بدتر بود چن قبول شدم دبیرستان دانشگاه ولی عمه اجازه نداد بخونم چن ی شهر دیگه بود تا اینکه رسیدم به سوم دبیرستان ی خواستگار خوب داشتم 26سالش بود تحصیل کرده نمازخونه خانواده دار باز عمه ام مانع شد دیگه از خودم بدم میومد میخواستم از شر خودم خلاص شم موفق نشدم بمیرم تا اینکه ی خواستگار دیگه اومد معتاد بود بیکار بیسواد 38 سالش بود عمه ام قبولش کرد شب و روزم شده بود گریه الانم 7 سال از ازدوازم میگذره ی دختر 3 ساله دارم و ی پسر یکساله زندگی خوبی ندارم خونه مادر شوهرم هستم شوهرم بیکاره شبا تا صب بیرونه روزا خوابه خیلی تنهام و بی کس امید زنده بودنم همین بچه هاس ولی با چه آینده ایی بزرگشون کنم بعضی از شبا رو گرسنه میخوابیم…. برای بچه هام دعا کنید خواهر و برادرای گلم

    1. شیرین عزیز
      سعی کن با خوندن و نوشتن خودت رو تسکین بدی و هرگز ناامید نشی.

  53. و ی چیز دیگ من خیلیییی دلم میخواد بنویسم ولی هیچ داستانی تو ذهنم ندارم :/ لازمه حتما ی داستان داشته باشم بعد بنویسم ، یا وقتی شروع کنم ب نوشتن خودش میاد !؟

  54. سلام ، من تقریبا پنج شیش ماه پیش شروع کردم ب نوشتن فن فیکشن که ی داستان راجب چندتا از سلبریتی های مورد علاقمه ولی بعد از ی مدت ولش کردم ، الان دیگ نمینویسم ،میدونم تا آخر داستان قرارع چی بشه ولی اصن نمیتونم شروع کنم ب نوشتن ، و خیلیم دلم میخواد تمومش کنم ،یا حتی ی داستان دیگ شروع کنم ولی نمیدونم چرا نمیتونم

  55. سلام من یک دختر بیست ساله هستم رشته تحصیلی ام شیمی بوده است ولی ادامه ندادم چون به هنر نویسندگی علاقه فراوان واستعداد دارم ولی نمیدانم این هنر را چه گونه واز کجا شروع کنم خواهشمند هستم راهنمایی ام کنید .

  56. سلام. خسته نباشین. من سوال مهمی یش اومده. اونم اینه که بهترین جایی که میتونم رایگان داستان هام رو منتشر کنم، دقیقا چه سایت یا اپلیکیشنیه؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.

    1. بعدش هم اصن نویسنده های داستان های تخیلی و اکشن، تو ایران به جایی می رسن یا نه؟ باید کلا فکر کار جدی رو تو این کشور بذارم کنار؟

      1. بستگی داره که تو چقدر توی این کار جدی هستی آرمین عزیز
        آیا این کار رو انقدر دوست داری که حتی بدون هیچ موفقیت بیرونی از انجامش احساس رضایت خاطر عمیق داشته باشی؟

    2. آرمین عزیز
      میتونی وبلاگ بزنی، یا میتونی تو سرویس‌هایی مثل ویرگول بنویسی.

  57. سلام مطلب خوبی بود . وقتی درباره نوشتن فکر میکنم معمولا یکی از چیز هایی که به ذهنم خطور میکند اینه که در مورد چی بنویسم

  58. سلام
    ممنونم از شما بابت جمع آوری و ارائه چنین نکات ارزشمندی درباره راهکارهایی برای نوشتن.
    بسیار بهره بردم و سپاسگزارم.

    1. سلام مژگان عزیز
      سپاس از مهر شما.
      حتما برای من بیشتر بنویسید از دغدغه‌های نوشتاری خودتون.

  59. سلام من حس میکنم قدرت نویسندگی دارم اما نمیدونم باید چیکار کنم پیش کی برم حس میکنم همین الانم میتونم ی رمان تقربیا مناسب بنویسم اما نمیتونم این موضوع رو کجا تست کنم ایا هیچ ناشری مسابقه ای چیزی برگزار کرده پارسال جام جم اینکارو کرد اما من نتونستم شرکت کنم امسال چی هیچکس هست لطفا ب ایمیل من بگید fatemehsabaabolhani.1999.78

    1. فاطمه گرامی
      راهش مسابقه و اینا نیست.
      شما باید بخونی. باید خیلی جدی کتاب بخونی.
      الان در هفته چند تا کتاب خوب میخونی؟

  60. سلام و خسته نباشید. ممنون از راهنمائی هاتون.
    من امروز شروع کردم به نوشتن صبحگاهی و دو تا هم داستان ۵۵کلمه ای نوشتم.
    خواستم بپرسم این داستان ها رو توی وبلاگ یا اینستاگرام منتشر کنم بهترِ، یا به عنوان تمرین برای خودم نگه دارم؟
    ممنون میشم پاسخ بدید.
    ایام به کام😊🌺

    1. سلام محبوبه عزیز
      زنده باد. چه خوب.
      هر که دوست دارید. می‌تونید منتشر کنید.

  61. سلام
    مطلب فوق العاده ای بود.یه سوالی داشتم میشه داستانی نوشت که محیطش خارج از ایران باشه؟خواهشا
    جواب بدید!!

  62. باسلام خدمت استاد عزیزم آقای کلانتری
    مدتی بود که فکر میکردم من واقعا به چه کاری علاقه دارم. همه علاقمندیهام رو نوشتم و دیدم به نویسندگی بیشتر از هرچیز دیگه ای علاقه دارم.
    اولین بار که تو اینترنت در مورد نویسندگی سرچ زدم به سایت شما برخوردم. و اولین کاری که کردم این 55 نکته رو شروع کردم به خوندن و یادداشت برداری. و جالبه که همه مطالب رو به جز یکی دوبار از روی گوشی موبایلم خوندم و یادداشت برداری کردم
    و چندتا از تمریناتش از جمله نوشتن صفحات صبحگاهی رو دو هفته هست که شروع کردم
    خیلی احساس خوبی دارم با اینکه اول راه هستم و خیلی خوشحالم و شاکر خداوند هستم به خاطر وجود افرادی همچون شما که این همه اطلاعات مفید و عالی در اختیار دیگران میگذارید. امیدوارم هرچه زودتر بتونم توی کلاسهای آنلاینتون شرکت کنم

    1. سلام عارفه نازنین
      خوشحالم که اینجا هستی.
      چقدر خوب که با صفحات صبحگاهی شروع کردی. این کار زندگی تو رو متحول میکنه.
      مدام و مداوم ادامه بده.
      بیشتر برام بنویس.

  63. درود فراوان به شما دوست گرامی
    قبل از هر سخنی جا داره تشکر فراوان درباره مطالب بسیار مفیدتون داشته باشم و امیدوارم که دیگران هم بتونن بخوبی از این زحمات شما استفاده مفید ببرن
    و خیلی خوشحالم که انسانهایی مثل شما هنوز تو جامعه هستن و قسمتی از وقت و زندگیشونو برای رشد افراد جامعه میزارن
    آرزوی سلامتی توام با شادی برای شما دوست گرامی را از خداوند متعال خواستارم.

    1. سلام امید عزیز
      خیلی ممنون از شما دوست خوبم.
      خوشحالم که اینجا هستید.
      حتماً بیشتر بنویسد بارم از خودتون.
      شاد و برقرار باشید.

  64. با سلام و احترام
    و اندر فواید نگارش و کتابت حکایت بسیار است که آن سبب قوت فکر و قلیان احساس و تراوش اندیشه های بسیار و خلق اعجوبه ای بی نظیر چون جناب شاهین است که چونان شاهین تیزپروازی کلمات و مفاهیم را چون صیدی با چنگال برنده کتابتش می رباید و آن را در آشیانه اش یعنی وبگاه پرطرفدارش همی فرو نشاند
    و اندر فواید انجیر خیس خورده سخن فراوان توان گفت که آن سبب قوت روح و جان و شادی دل کاتبی خوش قریحه شاهین نامی است که آن را بسیار دوست همی دارد
    پس هر انجیر خیس خورده ای که فرو می رود ممد حیات است و چون برآید مفرح ذات
    لیکن از این نکته غافل نتوان شد که هر چند افراط و مبالغت در کتابت طریقی پسندیده و نیکوست و سبب رشد کاتبانی زبر دست و ماهر است لیکن مبالغت در تناول انجیر خیس خورده مضرات بسیار همی آورد که آن درد شکم و اندرون است و گلاب و ریاحین به روی ماهتان سبب مداومت در رفتن به مکانی نه چندان خوشایند😁
    حال اگر این رویه سودمند افتد و صحت تن حاصل گردد که به المراد
    لیک فغان از روزی که به ناچار گذرت بر شفاخانه ای افتد و دست به دامان طبیبی ناحاذق گردی و وی کیسه ات را از درهم و دینار و ریال دیار پارسیان که قدر و بهای آن بسیار فروتر از دلار سرزمین اجانب شده تهی همی کند و آخرالامر دست رد بر سینه ات همی زند و همی گوید که دردت لاعلاج است وبه قول پزشکان امروز ناخوشیت از استرس است
    الا ایها الحال ای پسر این پند را آویزه گوش نما و انجیر خیس خورده در حد اعتدال تناول نما
    پس در هر اجیر خیس خورده دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب

    جناب کلانتری گرامی من بهار هستم
    جسارت من را ببخشید خواستم علایقتون را با چاشنی طنز بهتون یادآوری کنم
    در ضمن یه سوال مهمی دارم که ذهنم را خیلی مشغول کرده میخواستم بدونم که آیا شما اجیر خشک و خیس نخورده را هم دوست دارید؟؟؟😊

    مثل همیشه از خوندن مطالب عالی و زیباتون لذت میبرم
    برقرار و پاینده باشید.

    1. سلام بهار جان
      خیلی خیلی غافلگیرکننده و جالب بود. کلی خندیدم. چقدر با ذوق و سلیقه نوشتی.
      من هم عاشق سعدی‌ام، هم انجیر.
      اتفاقا خیلی از دوستان برام انجیر خشک هدیه میارن. خیسیشو میسپرن به خودم. منم طاقت نمیارم و خشک خشک میخورم.
      مرسی از مهر و محبتت.
      عالی بود

      1. سلام و وقت بخیر
        از ابراز لطف و تحسین زیباتون بسیار ممنونم امیدوارم همیشه دلتون شاد و لبتون خندون باشه
        توی خونه قدیمی ما یه درخت انجیر بزرگ بود که من هر روز می رفتم روی بلندترین شاخه های اون و یه عالمه انجیر میچیدم و اون دوران یکی از شادترین مقاطع زندگی من بود
        علاقه شما به انجیر برای من تداعی کننده اون خونه قدیمی و خاطرات شاد اون دوران بود
        انجیر خیلی میوه باارزشیه که خدا در قرآن از اون یاد کرده
        اصلا انجیر دوست داشتن و انجیر خوردن هنر میخواد بی جهت نیست که می گند هر مرغی نمیتونه انجیر بخوره
        تازه به نظر من اون مرغایی که انجیر خیس خورده میخوردند باهوشتر و هنرمندترند چون به هر حال انجیر خشک آفتاب و مهتاب بیشتری دیده و شیرین تر شده بعدشم که میره تو آب و خیس میخوره آب دیده تر میشه
        😊
        شادی و موفقیت قرین تمام لحظاتتون

  65. با سلام و احترام و تشکر از مطالب مفیدتون
    آقای کلانتری یه سوال دارم که ممنون میشم بهم پاسخ بدید
    میخوام بدونم برای نوشتن در مورد موضوعی که بهش علاقه داریم آیا لازمه که آگاهی و اطلاعات زیادی در مورد اون به دست بیاریم یا با همین میزان اطلاعاتمون هم میتونیم به نوشته های خوب و قابل قبولی برسیم
    چون من اینطور فکر میکنم که وقتی ضمیر ناخودآگاهمون فعال بشه اون قلم را به دست میگیره و شروع به نوشتن میکنه و مطالب با ارزش و مفیدی که حتی خودمون هم از اونا اطلاع نداریم مینویسه چون اون با هوش کل و خرد جهانی در ارتباطه
    و آنچه که در مورد اون موضوع مورد نظرمون هست را در اختیارمون قرار میده
    من شنیدم که بعضی افراد بعد از خواندن نوشته هاشون تعجب کردند که این مطالب از کجا اومده
    در صفحات صبحگاهی از جولیا کامرون که خودتون بهش اشاره کردید هم اومده.:
    صفحات صبحگاهی به مغز منطقی می‌آموزد کنار بایستد و و اجازه بدهد که مغز هنرمندانه روی صفحه بیاید.

    من فکر میکنم این مغز هنرمند همان ناخودآگاه باشه

    حالا میخواستم بودنم که آیا من درست فکر میکنم و ناخودآگاهمون در نوشتن بهمون کمک میکنه یا اینکه برای نویسنده شدن و نوشتن مطالب خیلی خوب حتما باید اطلاعات زیادی در مورد اون موضوع داشته باشیم .؟؟؟
    از پاسخگویی وراهنماییتون خیلی ممنون میشم

    1. بهار عزیز
      نوشتن به ترکیبی از این دو داره.
      ما همزمان با نوشتن، باید با خوندن ناخودآگاه خودمون رو تغذیه کنیم.
      نوشتن اشتهای ما برای یادگیری رو بیشتر میکنه.
      بنابراین هم بخونید و هم بنویسید. از آموخته هاتون بنویسید تا اونها براتون درونی تر بشن.

  66. با سلام و احترام
    جناب آقای کلانتری از مطالب بسیار مفید و آموزنده و الهام بخش شما بی نهایت سپاسگزارم
    دقیقا به نکاتی اشاره کردید که برای هر نویسنده ای راهنما و کار گشاست و باعث افزایش و رشد آگاهی در دنیای بی پایان نویسندگیه
    من شخصا پاسخ برخی سوالاتم را از این مطالب دریافت کردم
    از زحمات فراوان شما صمیمانه تشکر میکنم
    مطمئن باشید که پاداشتون را از کائنات دریافت میکنید
    در پناه خداوند شاد و پیروز و سربلند باشید

    1. بهار نازنین و خوش قلب
      از خوندن کامنت پر مهر شما خوشحال شدم.
      چه خوب که براتون مفید بوده.
      بیشتر بنویسید برای من.

  67. سلام
    خیلی مفید بود ممنون
    منم عاشق نوشتن ام تنها کاریه که اصلا خسته نمیشم !
    یه سوال دارم میشه راهنمایی کنید ؟
    البته شاید سوالم عجیب باشه !
    به نظرتون یه مترجم نویسنده میتونه بهتر و موثرتر بنویسه ؟! یا یک پزشک نویسنده؟!

    1. مریم نازنین
      حتماً عشق نوشتن رو جدی تر بگیر.
      اما دربارۀ سوالت:
      خب، اساساً این ها هیچکدوم تضمین کننده نیست.
      ما مترجم های خیلی خوبی داریم که الزماً نویسندۀ خوبی نیستن.
      و دکترهایی داریم که جزو بهترین نویسنده های تاریخ ادبیاتن.
      پس دنبال رابطۀ علت و معلولی نباش. اینها از هم جداست کاملاً.

    1. سلام خانم هدایتی هنرمند و عزیز
      ممنونم از مهر شما. خوشحالم که اینجا حضور دارید. من رو از نظرات ارزشمندتون بی نصیب نذارید.
      وب‌سایت زیبای شما رو هم دیدم و بسیار الهام‌بخش بود برام. توی قسمت «دوستان من» سایتم بهتون لینک دادم.
      شاد باشید و برقرار.

  68. من انشا نویسی ام خوبه و میخوام نویسنده بشم اما از اول کار هم باید کتاب هام فروش بره چیکار باید بکنم اینم ایمیلم اگه کسی کمکم کنه ممنون میشمfatemehghorayshi123@gmail.com

    1. فاطمه عزیز
      برای یه مدت مطالب و آرشیو سایت رو به دقت مرور کنید. جواب خیلی از سوال هاتون رو به راحتی پیدا میکنید.

  69. سلام آقای کلانتری عزیز. خیلی خیلی زیاد ممنونم از نکاتی که ذکر کردید . واقعا مثل یه سطل آب یخ من رو به زندگی برگردوند . متشکرم که می‌‌نویسید

    1. سلام خیلی خوشحالم که براتون مفید بوده.
      بیشتر برای من بنویسید.

  70. سلام دوست عزیز
    من یکی از علاقمندان هنر نویسندگی هستم. بعد از جستجو برای کتاب آموزش نویسندگی، به کشفی رسیدم که هر نویسنده نو پایی مشتاق رسیدن به آن است. ازتون خواهش میکنم یه بخش برای معرفی این کتابهایی که میگم بذارید تو سایت.
    کتابهای نگارش و انشاء از اول تا سوم راهنمایی.
    خودم هنوز نخوندم ولی با یه نگاه اجمالی متوجه اصولی بودن آموزش شدم. از اینترنت هم قابل دانلود هستن.

  71. سلام من 14 سالمه و به علاقه زیادی به خوندن کتاب دارم اما همه کتابایی که دارم قدیمی ان و ترجمه و چاپ خوبی ندارن البته از دوسال پیش یک رمان کودکانه رو خوندم و لذت بردم .من عاشق رمان خوندنم ولی خانواده اجازه خودند رمان رو نمیدن یعنی خیلی کتاب اهمیت نداره و منم روم نمیشه که بگم چقدر رمان دوست دارم الان درحال خودند رمان در همسایگی گودزیلام خیلی قشنگه یه رمان دیگه هم خوندم که درباره گروه موسیقی ماکانه من طرفدار این گروهم و یه رمان عاشقانه و خیالی هم درباره شون نوشتم خیلی هم طولانیه ولی تنها کسی که اونو خونده دوست صمیمیه دلم خیلی میخواد بنویسم یه وبلاگ هم دارم که یه رمان از یه نویسنده دیگه میذارم .من میترم از این که رمانمو بدم بقیه بخونن و خوششون نیاد چیکار کنم؟بازم بنویسم؟

    1. سپیده عزیز
      روی اینترنت میتونی پی دی اف بهترین رمان ها رو به صورت رایگان بخونی.
      بنویس. انقدر تمرین کن و بنویس تا شهامت ارائه کارهات رو پیدا کنی.
      ضمناً شاهکار هم بنویسی قطعاً یه عده خوششون نمیاد. تو کار خودتو بکن.

    2. استفان کینگ نویسنده ی معروف رمان های ترسناکه و میتونم بگم که اون محشره . حرف جالبی زده که به نظرم می تونه کمکت کنه :
      اصلا به نظر دیگران توجه نداشته باش ، اگه مردمی پیدا شدن که گفتن کارت خوب نیست فقط شونه بالا بنداز و بگو همینه که هست
      این حرف اقای کینگ خیلی به من کمک کرد

  72. سلام آقای کلانتری خسته نباشید من به پیشنهاد شما امروز یک وبلاگ شخصی راه اندازی کردم ودر اون یک مطلب هم درج کردم خوشحال میشم از وبلاگم بازدید کنید و نظرتون رو راجع به اون بگید.

    1. سلام سرشار عزیز
      چقدر عالی، خیلی خوشحالم که این کار رو آغاز کردید.
      منتظرم تا بیشتر و بیشتر بنویسید.

  73. این رو هم بگم که من در سال شاید فقط یکی دو صفحه بنویسم .چند سال پیش زمانی که دانش آموز بودم یه داستان طنز نوشته بودم ولی به خاطر خجالت به هیچکس نشون ندادم و متاسفانه خوراک سطل زباله شد.هر از گاهی ایده هایی به ذهنم میاد ولی چون کلمات کمی در ذهنم دارم ونمیتونم مطالب رو به هم ربط بدم بی خیال نوشتن میشم.شروع کردن ویه برنامه مستمر برای من خیلی مهمه که نمیدونم چه جوری برنامه ریزی کنم.ممنون

  74. سلام از مطالب مفیدتون بسیار ممنون وسپاسگزارم راستش من به نویسندگی خیلی علاقه دارم اما وقتی میام بنویسم با کلی زحمت و فشاری که به خودم میارم در حد یک صفحه می نویسم که بیشتر دل نوشته هست.البته این رو هم بگم که وقتی نوشته های خودم رو برای دیگران میخونم خوششون میاد وتعریف میکنند.خیلی دوست دارم فیلمنامه .کتاب . ونوشته های طنز بنویسم.ممنون میشم اگر راهنماییم کنید.

    1. سلام سرشار عزیز.
      پیشنهاد میکنم یک وبلاگ شخصی راه اندازی کنید و هر روز بنویسید. این یکی از بهترین راه های یادگیری نوشتنه.

  75. سلام آقای کلانتری
    با تشکر از مطالب آموزنده و شیرینتون.
    این موضوعاتی که تو این بخش فرمودین رو کاملا میدونستم اما دوسالی هست دچار انسداد نویسندگی شدم و منتقد درونم خیلی عذابم میده.چون کارم شعر و مقاله بود اما نوشته ها و یادداشت های مختلفی داشتم بعد از دو دوره نویسندگی تصمیم به نوشتن کتاب گرفتم.هم ایده های زیادی دارم و هم از نظم درونم باخبرم …انسجام و کامل بودن این متنی که شما گذاشتید درونم رو برانگیخت . تمریناتمو از امروز شروع میکنم .مدیون کایناتم که منو با سایت شما اشنا کرد.
    بازم تشکر

    1. به سحر منصوری نژاد عزیز
      چه خوب که براتون مفید بوده.
      من براتون آرزوی سالی پر از نوشتن دارم.
      روی کمک من حساب کنید.
      اینجا هم بیشتر بنویسید. خوشحال میشم.

  76. با سلام و آرزوی خوشحالی
    جناب آقای کلانتری ، بنده نوجوانی ۱۴ ساله هستم ، که به نوشتن بسیار علاقه مندم و قلم بسیار خوبی نیز دارم . ( به خصوص در نوشتن متون انتقادی ) . رمان و کتب هم زیاد میخوانم ( از جمله ادبیات کلاسیک و آثار ژول ورن و مارک توین ) ، در ضمن علاقه ی زیادی به فیلمنامه نویسی دارم ، چگونه میتوانم این کار را انجام بدهم ؟

    1. محمدرضا جان
      وب سایت شخصی خودتون رو راه اندازی کنید و هر روز یک مطلب جدید بنویسید.
      در دوران جدید این بهترین راه برای نویسنده شدنه.
      منتظر نوشته های شما هستم.

  77. سلام
    در ضمن فراموش کردم بگم که هم کتاب راه هنرمند رو که معرفی کردین مطالعه کردم و هم صفحات صبح گاهی رو می نویسم و تاثیرشون رو تو همین مدت خیلی کم دیدم توی زندگیم .باز هم ممنون از شما

    1. سلام
      چقدر عالی که شما انقدر طلبه و پیگیر هستین.
      من رو در جریان فعالیت های خودتون قرار بدید همیشه.
      اگر سایت راه انداختید به من بگید حتماً.

  78. سلام شاهین جان
    راستش من به خاطر یکی از دوستام که روی فیلم نامه کار می کنه و نیاز به راهنمایی داشت یه سرچ توی گوگل کردم و با وبسایت شما آشنا شدم. و این پست 55 نکته ای رو هر روز با توجه به وقت کمی که دارم، کامل خوندم و حدودا به خاطرش 3 هفته لپتاپم رو خاموش نکردم. خواستم تشکر کنم بابت زحمتی که کشیدین و اینکه من توی زندگیم اگر چندین نقطه عطف وجود داشته باشه مسببین دو تا از اونا آقای شعبانعلی عزیز و شما هستین.
    آرزوی موفقیت روز افزون دارم براتون.
    با احترام

    1. سلام
      چه کامنت خوشحال کننده ای.
      باعث افتخاره که اینجا هستین.
      خوشحال میشم برام بیشتر بنویسین.
      یه امید دیدار

  79. سلام آقای کلانتری شماخیلی خوب استعدادهای ماروبیدارمی کنیدنمی دونم اسمش چیه ولی من بهش میگم آرزو.یکی از آرزوهای بزرگ من نویسندگی اماازونجایی که.سوادی ندارم نویسندگی برام غیرممکن به نظرمی رسیدامابااینکه الان امیدوارم کردین ولی بازهم این بی سوادیم یه کم نگرانم کرده …
    تشکر

    1. مهدی جان
      با قدرت بنویس.
      خیلی از نویسنده های بزرگ حتی دیپلم هم ندارن.
      همینکه توان نوشتن کامنت رو داری، این نشون میده که هم اینترنت رو میفهمی و هم ذوق نوشتن داری.
      با قدرت بنویس.
      منتظرم تا بخونم.

  80. ممنون آقای کلانتری
    نکات مفید و کاربردی به اشتراک گذاشتین

    به نظر من بهترین راه برای یادگیری هر کاری اینه که از همین الان همون کارو شروع کنیم…

  81. سلام. ممنون واقعا نکات ارزنده ای رو در مورد نویسنده شدن جمع آوری کردین و یک جا در اختیار خواننده قرار دادین. دست تون درد نکنه. اون مشق صبحگاهی رو من مدتهاست دارم انجام میدم و بهش عادت کردم و بعد از بیدار شدن تقریبا جزء اولین کارهاییست که انجام میدم. و دیگه طرح سوال بدون فکر کردن به جواب اونها. در پناه خدا و موفق و موید باشید.

    1. سلام خانم خادمی عزیز
      ممنون از لطف شما.
      چقدر خوب که صفحات صبحگاهی رو مینوبسید. واقعاً معجزه میکنن. زنده باد.

      1. سلام مجدد. در مورد معجزه صفحات صبحگاهی که من اسمشو گذاشتم مشق صبحگاهی (چون یه جورائی این اسم منو اجبار میکنه به نوشتن) بهتون بگم من در ابتدا که شروع کردم خیلی بی هدف مینوشتم و هر چی به ذهنم میرسید رو کاغذ میاوردم. کم کم ناخواسته این نوشته ها هدفمند شد و من هر روز در پایان نوشته هام برای روز بعد موضوع انتخاب میکردم این موضوعات مربوط می شد به مسائل اجتماعی که حیطه فعالیت من هست و من در موردشون مقاله و تحقیق مینویسم. حالا می بینم این صفحات صبحگاهی تبدیل شده به مجموعه ای ارزشمند که به من در نوشتن مقاله هام کمک میکنه.

        1. سلام خانم خادمی عزیز
          چقدر خوشحال کننده و عالی.
          ممننم که تجربۀ خودتون رو اینجا به اشتراک گذاشتید.
          به امید درخشش روزافزون شما.

  82. بازتاب: عشق چیست؟
  83. بازتاب: اقتصاد خواب
  84. سلام 22 سال عمر من است و نوشتن و خواندن به زبان دری پشتو عربی و فعلا در حال مطالعه نوشتن وخواندن فرانسوی استم و خاطرات تلخ و شرین از زندهگی و مهاجرت دارم میخواهم نویسنده شوم و سطح مطالعه من یعنی فشرده بگویم بسیار کتاب نخواندیم ایا امکان دارد نویسنده شوم منطزر جواب و رهنمایی شما استم با تشکر از زحمات شما که بسیار زحمت کشیدیت در متن بالا

    1. سلام احمد عزیز
      چرا که نه، حتماً میتونید نویسنده بشید، راز نویسندگی سرسختیه.
      آیا شما آدم سرسختی هستید؟

  85. بازتاب: با متمم
  86. سلام آقای کلانتری
    نوشته هاتونو معمولا دنبال می کنم و اغلبشون رو دوست دارم.
    وبلاگتون پر از مطالب پربار و جذاب راجع به نویسندگیه، ممنون از به اشتراک گذاریشون.

    یک نکته ای به ذهنم اومد برای تمرین نویسندگی و نوشتن ، گفتم اینجا بنویسم.
    ما(منظور من وکسانی مثل من که تجربه چندانی در نوشتن نداریم) می تونیم رمان ها یا داستان های کوتاه یا جملات بزرگان رو تغییر بدیم . معمولا جملات بزرگان یه جرقه ای رو در ذهن آدم روشن می کنن مثلا یک مجموعه ای از اتفاقات درونی یا بیرونی شخصی که با اون جمله تضاد دارن یا جمله مذکور رو تایید می کنند یا بهتره بگم مجموعه ای از کنش ها در ذهن شکل می گیره که میشه راجع به همون ها نوشت یا بعضی کلمات جمله رو برای خودمون تغییرش بدیم… .
    یا اینکه حین خوندن رمان ها میشه یک سری جملاتی( ک با ساختن تصاویر ذهنی از رمان در ذهنمون ساختیم )رو اضافه کنیم، اسامی شخصیت های رمان یا بعضی دیالوگ ها رو خط بزنیم یا حاشیه نویسی کنیم و بجاش شخصیت ها و کلمات و جملات خودمون رو اضافه کنیم .کتاب های جذابی که بتونیم چند بار از روشون بخونیم گزینه های بهتری برای این کار میتونن باشن.
    حتی می تونیم اخر نوشته های دخل و تصرف شدمون بنویسیم :
    نوشته ی “(اسم خودمون)” برگرفته از نوشته ی”(فرد نویسنده) ”
    احتمالا اینجوری اعتماد به نفس بیشتری رو برای نوشتن بدست میاریم.
    ممنون که وقت گذاشتین و کامنتم رو خوندین.

  87. بازتاب: فقط یک جمله
  88. سپاس فراوان از جناب کلانتری صاحب واقعا متن زیبا و در واقع موضوع زیبا و دلپسندی را رویش کار کردند و در خدمت مان قرار دادند نهایت سپاس از شما واقعا استفاده کردم با امید اینکه از برنامه های بعدی تان هم بنده مستفید گردد بعید از لطف تان نخواهد بود

  89. بازتاب: ولخرج باشید
  90. سلااام صبح بخیر، آقا جان خب این چکاریه با ما کردی؟ دیشب من امدم دنبال اسمِ شاعر یه شعر بگردم که تصادفا هدایت شدم توی این صفحه از وبسایت شما،مگه تونستم در بیام دیگه؟همینقدر بگم که خوندن این صفحه و خیلی از صفحاتی که بهش مرتبط بود( و حتی کامنت ها) باعث شد بدون اینکه از خوندن خسته بشم چند ساعت رو اینجا سپری کنم و فقط وقتی بابام واسه خوردن دمنوش آویشنی که هر صبح نوش جان میکنه دعوتم کرد از جلوی مانیتور بلند شدم و باز برگشتم، تشکر میکنم از شما بابت وبسایت و مطالب خیلی مفیدش که تازه الان باهاش آشنا شدم

    1. سلام به کمال عزیز
      خوشحالم که از سایت خوشت اومده.
      به امید یه دوستی طولانی…

  91. بازتاب: کلمه درمانی
  92. بازتاب: گوگل بازی
  93. بازتاب: خوابِ نوشتن
  94. سلام اقای کلانتری
    خیلی خوشحال شدم از اشنایی با این سایت زیبایی تان
    راستش خیلی دوست دارم بنویسم اما یک دو بار که تصمیم جدی گفتم که بنویسم باز ام فاصله ایجاد شد و چنان نشد!با این منوال که الان من پیش میرم چندان پشرفت جهیشی در نوشتن ندارم. اما با راهکار های که شما پشنهاد داید امیدوارم بیتوانم به این مشکلاتم کوتا بیام.
    واقعا مطالب زیبایی بود
    ممنون
    شادکام باشید
    – راستی شاهین، نرم افزاری که پشنهاد دادید تنها روی افیس ۲۰۰۷ میشه نسب کرد. من که نتوانستم بالای افیس ۲۰۱۶ نسب کنم. نرم افزاری دیگری در پشنهاد دارید؟

    1. علی جان
      متاسفانه نرم افزار دیگه رو سراغ ندارم، فکر هم نمیکنم باشه.
      به نظرم ویراستیار ارزشش رو داره تا ورد مدل پایین تر نصب کنیم! روی 2010 هم نصب میشه.
      و اما در مورد نوشتن:
      نوشتن صفحات صبحگاهی رو امتحان کنید، احتمالا گره کارتون باز بشه.

  95. سلام شاهین عزیز
    نمیدونم کی اولین بار به اینجا رسیدم و از چه طریقی
    ولی دقیقا یادم هست که بنابر عادت نگاهی گذار به سایت انداختم و رد شدم
    تا اینکه بعد از چند ماه دوباره سر از اینجا در آوردم.
    والان دیگه خواننده ثابت اینجا شدم.
    درست روز قبل از اعزام به خدمت من بعد از چند ماه دوباره به صورت اتفاقی به این سایت برخورد کردم و اون روز دقیقا اون روز این سایتو تا جایی که تونستم بالا و پایین کردم.
    و حسرت خوردم که ای کاش زودتر خواننده ثابت اینجا میشدم.
    نوشته هات بسیار دوس داشتنی و سمت و سو دهنده هستن.
    هر بار که مرخصی میگیرم بر میگردم حتما سری به اینجا میزنم امروز هم کلا با مطالبه اینجا که عقب افتاده بود و نخونده بودم سر شد.
    معمولا به عنوان خواننده خاموش توی سایتا میچرخم ولی این کمترین کاری بود که میتونستم در جواب زحمات شما انجام بدم یک کامنت ساده.
    از پیشنهاد های بسیار خوبی که در مورد کتاب و نوشتن میدی ممنونم.
    تا مرخصی بعدی که بیام و نوشته هایه زیباتو بخونم.

    1. سلام راش عزیز
      امیدوارم خدمتت زودتر با خوبی و خوشی تموم بشه و بیای تا با هم بیشتر و بیشتر گپ بزنیم.
      از کامنتت معلومه آدم خوش ذوق و قریحه ای هستی.
      ضمنا از لطفت به من ممنونم.

  96. سلام جناب کلانتری عزیز
    خوشحالم از اینکه افتخار شاگردی شما رو به واسطۀ این سایت ارزشمند دارم.
    خاموش می خونمتون ولی در روشن کردنم سهم بسزایی دارید 🙂
    ممنون
    موفق باشید

    1. سعید یگانه عزیز
      باعث افتخار من هستش که به وبلاگم سر میزنید.
      از کامنتتون خیلی خوشحال شدم.

  97. سلام.
    اگر وب شما رو به یک کشور تشبیه کنیم، به نظرم این پست حکم پایتخت این کشور رو داره.
    سخاوتمندی شما در به اشتراک گذاشتن این حجم از مطالب مفید، تحسین برانگیز و آموختنی است.

    1. سلام بر سعید تارم نازنین
      از محبتی که به من داری بی نهایت ممنونم.
      داشتن دوست خوب و خوش ذوقی مثل تو باعث دلگرمی منه.

  98. سلام شاهین جان.

    چقدر عالی و شگفت انگیز بود این پست. 🙂
    می دونم که باید سر فرصت، یکبار دیگه حسابی با دقت و حوصله بخونمش.
    امیدوارم بتونم وقت بذارم و تمام نوشته های خوب و مفید و دوست داشتنی سایتت رو به طور منظم بخونم.
    راستی. چقدر خوب که کانال تلگرامت رو معرفی کردی. من هم الان عضوش شدم. عالیه.

    این نقل قول هم که بی مناسب به این پستِ خوب نیست، تقدیم به تو:
    “یک نویسنده ی حرفه ای، نویسنده ی آماتوری است که هیچگاه از نوشتن، دست برنداشته است.”
    – ریچارد باخ

    بهترینها رو در نویسندگی و زندگی برات آرزو می کنم.

    1. شهرزاد نازنین
      نمیدونی چقدر از حرف ها و نوشته های ارزش آفرین تو توی متمم و وبلاگت چیزهای خوب یاد گرفتم.
      نگاه پر مهر و زیبای تو به زندگی همیشه برام قابل تحسینه.
      ممنون از جملۀ زیبایی که نقل کردی.

    1. سلام. من دانشجوی رشته تربیت بدنی هستم و الویت من ورزشم هست وبعد تغذیه مناسب و رفتن به باشگاه بطور منظم ک درطول روز چندساعت وقت آزادمیمونه وبرنامه ریزی چندساله برای ورزشم کردم، در کنار این مسئله حس کردم توانایی نوشتن دارم به چند دلیل1: وقتی تو دانشگاه بودم دلم گرفته بود از بیرون پنجره کلاس درختا معلوم بود تا استاد بیاد ناخودآگاه 4صفحه فضای بیرون کلاس رو توصیف کردم و خیلی قشنگ نوشته بودم2: مدرسه انشا نوشتنم ازهمه بهتر بود وهمیشه20میشدم درس خون نبودم اما رو نمره ورزش و انشا فقط حساس بودم چون غرق میشدم توی موضوعی ک معلم داده3: حس میکنم اطرافیانم نمیتونن ایده خوبی نسبت به من تو نوشتن داشته باشن4:دلم میخواد تموم حس هایی که دارم تو هرمقطع زندگیم رو یاداشت کنم چون یکبار این کارو کردم و چندماه بعد خوندمش انگار من ننوشته بودم5: هرکتابی ک میخونم دلم میخواد یاداشت کنم چیزی که ازش فهمیدم و جاهای دیگ ازش استفاده کنم6: زمانی ک آرومم نوشتن روحم رو ارضا میکنه حس خیلی نابیه اما مشکل اینجاست که من همیشه آروم نیستم و باید روی خودم کار کنم چون هروقت عصبی میشم هیچ چیزی برای نوشتن ندارم توذهنم…مشکل دوم اینه ک تنبلی میکنم تو نوشتن و حتی برنامه روزانمم نمینویسم اما دردنم دوست دارم این کارو…حالا بنظر شما میتونم نویسنده شم؟احه نمیدونم اسم این حس من چیه نویسندگی هیچی نمیدونم ازش و این که یه ورزشکار میتونه اصلا نویسنده باشه؟؟؟
      بیشتر دلم میحواد داستان زندگیم رو ازحالا یاداشت کنم تا 70سالگیم یه رمان واقعی ولی خب هیچی نمیدونم ازاین حرفه لطفا راهنماییم کنین

      1. فرحناز عزیز
        اتفاقا یه ورزشکار میتونه نویسندۀ خیلی خوبی هم باشه.
        حتماً کتاب وقتی از دو حرف میزنم از چه حرف میزنم هاروکی موراکامی رو بخون.
        و اما برای اینکه بتونی خوب بنویسی، برنامه‌ریزی داشته باشی و از اهمال‌کاری نجات پیدا کنی، هر چه سریع‌تر نوشتن صفحات صبحگاهی رو شروع کن:
        صفحات صبحگاهی

        1. سلام مرسی از نوشته های مفید شما . در مورد 16 منظور از عدد زدن چیست ؟

            1. اگر میتوانی امشب بیا و سری به خانه تنگ دلم بزن.
              بیا و ببین که چراغ دلم هیزمی برای گرم کردن این خانه ندارد.
              این من،بعد تو، پوچ و تهی شد..
              خیلی وقت است که فلسفه دوست داشتن تورا بسته ام.
              سه سالی میشود..
              سه سالی میشود که تمام خصوصیاتم را ازدست داده ام.
              سه سالی میشود که دیگر ان دختر شاد و معصوم و ارام و..نیستم.
              سه سالی میشود که حتی با خودم رو راست نیستم.
              خیلی وقت است که هیچ کاری بدون تودرست پیش نمی رود،فقط میگذرد.
              خیلی وقت است دیگر کسی را با محبت دوست ندارم،دیگر در این دنیا زندگی نمیکنم،دیگر دست هایم عطر تورا کم دارند.
              ای جانِ جانان،ای درد و درمان،ای سخت و اسان، اغاز و پایان
              بعد تو،خیلی وقت است که حتی روحم آرام نشده،دیگر هیچ چیز سر جایش نیست.
              مانند قلب من که بی اعتنا به تمام اصرار هایم برای ماندنش دنبال تو راه افتاد ،تویی که نمیدانم کجایی!
              ای تو و قلب من،کجایید؟
              ای کاش می امدی و قفل این زندان تنگ را باز میکردی،و بر خانه ام عطر طراوت میریختی.
              بیا بر من ببار ای ابرکم،تازه تر شو..
              ببار و قطره قطره نم نمک ازاده تر شو..
              بیا و باغِ دلم را پر از برگ و پر از خابِ ستاره کن..
              آ.ف
              اقای کلانتری من میخوام نویسندگی رو شروع کنم ممنون میشم کمکم کنید.
              مطالبتون عالی بود💙

              1. زنده باد آنیتا جان
                شروع کن و خیلی جدی ادامه بده.
                حتما برای من بنویس باز هم.
                موفق باشی و برقرار.

      2. سلام خانم فرحناز من نوشته ی شما رو خواندم و حس جذب کننده ای توش نهفته بود . همین الان پیشنهاد می کنم کتاب “کفش باز” نوشته ی فیل نایت و بخوان . نویسنده خودش ورزشکار هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *