افراط در نوشتن

این روزها بیشتر از همیشه می‌نویسم.

مدام در پی شکار لحظه‌ای هستم تا جملاتی را که در ذهنم بی قراری می‌کنند بیاورم روی کاغذ تا آرام بگیرند.

پس و پیش از هر کاری می‌روم سراغ نوشتن و آخر شب نوشته‌هایم را دسته بندی می‌کنم.

از نوشتن روی کاغذ که خسته می‌شوم، می‌روم سراغ تایپ کردن با لپ تاپ و از تایپ کردن که خسته شوم می‌آیم سراغ کاغذ و قلم.

خلاصه در خلوت و جلوت، سر پا و نشسته، سیر و گرسنه، آرام و بی قرار سعی می‌کنم نوشتن را از یاد نبرم.

چیز خاصی هم نمی‌نویسم، بی هدف و رها از هر چه که در لحظه به ذهنم می‌رسد می‌نویسم، و از این برون ریزی ذهنی لذت می‌برم.

به نظرم افراط در یادگیری مهارتی که دوست داریم کار پسندیده‌ای است.

من باید خیلی افراطی‌تر بنویسم تا ترسم از نوشتن هر چیزی بریزد، تا شهامت نوشتن داستان‌ها و مقاله های بلندی که در ذهن دارم پیدا کنم.

این کار را آنقدر ادامه می‌دهم تا وسواس‌ها و بهانه‌هایم برای از ننوشتن برود، هر چند می‌دانم این ترس هرگز کاملا از بین نمی رود.

گاهی توی مترو و خیابان دفترچه‌ام را بیرون می‌آورم و به سرعت شروع می‌کنم به نوشتن، پنداری کارآگاهی به سر نخ تازه‌ای رسیده باشد و بخواهد سریع آن را ثبت کند.

می‌خواهم خودم را عادت بدهم تا برای انجام عزیزترین کار زندگی‌ام منتظر فرصت مناسب و ایده‌آل نمانم، بلکه هر لحظه را به فرصت مناسبی برای نوشتن تبدیل کنم.

مدتی‌ست به ذهنم رسیده یک تخته وایت برد بزنم روی دیوار حمام، تا در حمام هم بنویسم.

۵ (۱۰۰%) ۱ vote
26+

9 دیدگاه برای “افراط در نوشتن

  1. سلام.
    چند وقتی هست که از طریق سایت مهندس شعبانعلی با اینجا آشنا شدم و باید بگم که تبدیل شده به اون سایتهایی که حتما باید بهشون سر بزنم و از این بابت خوشحالم:)

    نگاه عمیق و موشکافانتون فوق العاده جذاب و آموزنده س.

    موفق باشید.

    چقدر این جمله برای من حرف داشت و چقدر من هم باید این نگاه رو تو زندگیم تقویت کنم:
    «می‌خواهم خودم را عادت بدهم تا برای انجام عزیزترین کار زندگی‌ام منتظر فرصت مناسب و ایده‌آل نمانم، بلکه هر لحظه را به فرصت مناسبی برای نوشتن تبدیل کنم.»

    4+

  2. شاهین عزیز
    این روزها من هم چنین حسی دارم.
    بعضی از اوقات در حین انجام کارهایم ایده یا موضوعی به ذهنم می‌رسد و بلافاصله یا اون رو یه گوشه یادداشت می‌کنم و یا فورا عنوانش و چند خط رو به شکل پیش‌نویس در وبلاگم می‌نوسیم تا سر فرصت بیشتر در موردش فکر کنم و بیشتر درباره‌ش بنویسم.
    فقط من یه وسواسی در نوشتن دارم که امیدوارم با پیشنهاد هر روز نوشتن محمدرضا شعبانعلی، این وسواس در نوشتن رو هم کم‌کم کنار بذارم و راحت‌تر و ساده‌تر در وبلاگم روزانه بنویسم.
    به نظرم یکی از مزایای نوشتن اینه که در وهله اول باعث می‌شه ما ذهنیات خودمون رو در مورد یک موضوع از ناخودآگاه به خودآگاهمون بیاریم و به این شکل یه مسئله و یا یه موضوع لااقل برای خودمون شفاف‌تر و روشن‌تر بشه.

    1+

    1. طاهره جان
      به نکته خیلی خوبی اشاره کردید.
      راستی من هر روز به وبلاگتون سر میزنم. تقریبا توی هر پستی که می نویسید پیشرفت تسلط کلامی شما مشهود هستش.
      مطلبی که با عنوان«نگاه چند لایه ای» نوشته بودید دوبار خوندم.
      امیدوارم زودتر مجوز ورود به درس تفکر انتقادی رو بگیرم تا بتونیم بیشتر در این رابطه صحبت کنیم.

      0

  3. بعد از چند روز فرصت کردم این دو پست را با حوصله و با تمرکز بیشتر بخوانم.

    راستش من هم امروز خیلی تصادفی فهمیدم دوش گرفتن تاثیر خیلی فوق العاده ای در نظم افکار دارد. جریان افکار می آید و ذهنم آرام می شود. البته نمی دانم چرا فقط این را حس کردم.
    تصمیم گرفتم هروقت آشفته می شوم دوش بگیرم:)‌

    1+

  4. سلام شاهین عزیر
    من خیلی علاقه به کامنت گذاشتن ندارم
    ولی این سایت تو منو کشته! برای طفره رفتن از کارهایم باید
    این سایت را سربزنم.

    افراط در نوشتن بسیار عالی است. کار نیکو از پر کردن است.
    تنها راه برای یافتن جسارت نوشتن، خود نوشتن است.
    تازه گی ها به این نتیجه رسیده ام که خیلی رازی در نوشتن وجود ندارد
    تنها باید بنویسی! همین به همین سادگی.
    نویسینده مشهور فقط نوشته، سرش در نوشتن بوده ولی دیگران او را نویسنده مشهور می دانند. شاید او متوجه این موضوع نباشد و حتی خودش را نویسنده قابلی ندارد چون وقت ندارد به این چیزهایی که مردم در مورد او می گویند توجه کند : آخه او دارد می نویسد، وقت ندارد که ننویسد!

    1+

    1. سلام علی
      چقدر خوشحالم که به این نتیجه رسیدی که نوشتن یعنی نوشتن.
      و مطمئنم با این نگاه جدید حتماً رشد زیادی رو تجربه میکنی.
      بیشتر برای من بنویس.
      فدای تو

      0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *