چگونه اسم داستانم را انتخاب کنم؟

پروا نوشته:

من خیلی به نویسندگی علاقه دارم. نزدیک به یک ساله که در حال نوشتن اولین رمانم هستم. تقریباً نصف بیشتر رمانم رو نوشتم؛ ولی هنوز نتونستم اسمی مرتبط با موضوع رمان رو پیدا کنم. سؤالم آینه که چه جوری می‌تونم یه اسم خوب و خاص انتخاب کنم؟

عنوان مناسب نقش زیادی در موفقیت یک اثر دارد، دغدغه انتخاب عنوانی به‌یادماندنی را همه‌ی نویسنده‌ها دارند، بعضی وسواس بیشتری به خرج می‌دهند و بعضی هم سریع‌تر و راحت‌تر به نتیجه می‌رسند.

گاهی اوقات اسم رمان حین نوشتن شکل می‌گیرد و گاهی باید عرق بریزم تا به نتیجه برسیم.

جعفر مدرس صادقی دربارۀ انتخاب اسم داستان می‌گوید:

عنوان داستان هم مثل اسم یک بچه‌ای است که متولد می‌شود. من اعتقاد دارم که بچه خودش اسم خودش را از توی شکم مادرش می‌آورد بیرون. پدر و مادر باید حواسشان را جمع کنند و همان اسمی را که بچه با خودش می‌آورد بیرون روی او بگذارند. اگر این اسم را پیدا نکنند و هی به این در و آن در بزنند و از روی کتاب اسم پیدا کنند، آن‌وقت ان اسمی که انتخاب می‌کنند نچسب و تصنعی از آب در می‌آید و تا آخر عمر آن بچه وبال او خواهد بود. در مورد رمان هم همین اتفاق می‌افتد. اسم خودش همراه رمان و همین که اولین مسوّده نوشته می‌شود، می‌زند. زور نباید زد. نویسنده فقط باید حواسش را جمع کند و همان اسمی را که با خود رمان آمده است بالا پیدا کند. هر اسم دیگری روی آن بگذارد، نچسب و تصنعی از آب درمی‌آید. وقتی که نویسنده درمی‌ماند و آن اسمی را که با رمان آمده است پیدا نمی‌کند، آن‌وقت ناچار است به این در و آن در بزند، عنوان‌های ریموند کاروری انتخاب کند و یا توی کتاب لغت بگردد و حافظ و مولانا و شاهنامه را زیر و رو کند… اسمی که از روی استیصال انتخاب شده باشد نچسب است، متظاهرانه است، توی ذوق می‌زند، لوس است، عجیب و غریب است، گمراه‌کننده است و هزار عیب و علت دیگر دارد.
-مجلۀ تجربه، شمارۀ 33

از طرفی می‌گویند ارنست همینگوی برای برخی داستان‌هایش بیش از صد اسم مختلف می‌نوشته و بعد دست به انتخاب می‌زده.

با نگاهی به شاهکارهای ادبیات ایرانی می‌توان به‌وضوح دید که عنوان در جذابیت آن‌ها نقش به سزایی داشته، چه کسی می‌تواند بوف کور و گاوخونی و مد و مه و شب یک شب دو و شب هول و چشمهایش و همسایه‌ها و شازده احتجاب را فراموش کند.

من گاه پیش ‌آمده به خاطر عنوانی که داشته‌ام، چیزی نوشته‌ام و در اصل برای دکمه کت دوخته‌ام. (+)

برایت از روشی می‌گویم که اخیراً برای انتخاب نام یک کسب‌وکار آن را به کار گرفته‌ام.

اینجا هم فهرست‌ها به کمک ما می‌آیند؛ قبلاً درباره اهمیت فهرست‌ها نوشته‌ام، اگر دوست داشتی نگاهی به آن بینداز.

گام عملی:

1

یک لیست درست کن و توی آن اسم صد تا از بهترین رمان‌هایی را که دوست داری بنویس.

برای نوشتن چنین لیستی می‌توانی به فهرست‌های مختلف شاهکارهای ادبی مراجعه کنی.

پس‌ازآن هرازگاهی به این لیست نگاه کن و ببین چرا این عنوان‌ها به نظرت جذاب هستند.

2

بعد از تهیه لیست اول، بدون اینکه کاری خاصی با آن داشته باشی، یک لیست دیگر درست کن و از یک تا صد عدد بزن، بعد به هر ضرب‌وزوری شده صد عنوان مختلف برای داستانت بنویس؛ از بی‌مزه‌ترین و بدیهی‌ترین چیزها تا اسم‌های عجیب‌وغریب را روی کاغذ بیاور.

معمولاً پنجاه اسم اول را که بنویسی به نتیجه می‌رسی، اما لیست را تا کامل شدن فهرست ادامه بده.

احتمال دارد به چنان عنوان‌های بدیعی برسی که مجبور شوی برای دکمه کت بدوزی.

انتخاب اسم [کتاب] برای چارلز دیکنز از نوشتن رمان سخت‌تر بود.
او پیش از آن‌که داستانی را شروع کند، با مشکل نامگذاری روبه‌رو می‌شد.
اولین نام‌های پیشنهادی او برای یکی از رمان‌های این‌ها بودند:
«زمان!»، «برگ‌های جنگل»، «برگ‌های پراکنده»، «چرخ بزرگ»، «برگ‌ها پیر»، «زمان‌های دور»، «برگ‌های افتاده»، «بیست و پنج سال»، «سال‌ها و سال‌ها»، «روزی پیش از روزهای دیگر»، «درخت‌های خمیده»، «سنگ‌های غلتان» و «دو نسل».
اما هیچکدام از این نام‌ها ویژگی یک نام خوب را نداشت.
پس چند نام دیگر انتخاب کرد: «یکی از این روزها»، «زنده به گور» و «رگۀ طلا».
سپس در یازدهم مارس 1859، دیکنز برای دوستش نوشت:
«سرانجام اسمی برای داستانم پیدا کردم. درست همان چیزی که می‌خواستم: داستان دو شهر.»
©️بارنابی کنراد، داستان از نگاه داستان‌نویس

Does the spirit of Charles Dickens live on in his furniture? | Apollo Magazine

پی‌نوشت:

اولین رمانی که نوشتم و برای همیشه تو کشو بایگانی کردم، اسمش «عشق سال‌های تحریم» بود، به وام از عنوان رمان «عشق سال‌های وبا» گابریل گارسیا مارکز.

این یک تأثیر مستقیم بود و بازی با کلمات. من منظورم این نیست که از ترکیب یا تقلید از عناوینی که دوست داری به عنوان داستانت برسی. بلکه می‌خواهم ذهن تو با عناوین گوناگون آشنا شود.

عنوان باید ارگانیک باشد و از دل داستان تو بیرون بیاید.

 

یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید برای انتخاب اسم کتاب خودتان انجام بدهید دیدن اسم کتاب‌های گوگوناگون است. در صفحۀ زیر با نام صدها کتاب از حوزه‌های مختلف آشنا شوید:

معرفی کتاب

 

فکر می‌کنم خواندن این مطلب احسان مهدی‌نژاد هم برای شما مفید باشید:

انتخاب نام مناسب برای کتاب، پیشنهاد نام کتاب

 

چگونه نویسنده شویم؟ کانال مدرسه نویسندگی در تلگرام

 

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

16 خرداد 1404

16 خرداد 1404

6 اردیبهشت 1400

6 اردیبهشت 1400

7 اردیبهشت 1402

7 اردیبهشت 1402

372 پاسخ

  1. سلام من 13 سالمه. از بچگی عاشق کتاب و نوشتن بودم. ولی فکرکنم اصلا اعتماد به نفس ندارم . چون هر نوشته ای مینویسم بعدش پاره میکنم و فکرمیکنم داستانم خوب نیست و کسی اونو نمیخونه. ولی این اواخر به ذهنم رسیده که یک داستان بنویسم که خاص باشه . تصمیم گرفتم (براساس واقعیت)درمورد دخترای غزه بنویسم. درمورد دختری 13 ساله که مادرو پدرش شهید شدن و باید مراقب خواهرش باشه. اونا تو مدرسه پناهگاهی زندگی میکنن. خواهرش کوچیکه و مریض میشه. خواهر بزرگ هرروز میبینه که حال خواهرش بد میشه و به بیمارستان میره و دارو میخواد. ولی هربار با بیمارستان شلوغ و نبود دارو مواجه میشه.
    صدای انفجار و نبود اب و غذای کافی و نبود مادر و پدر حال دختر کوچیک رو بدتر میکنه. دختر بزرگ خیلی تلاش میکنه که خواهرش زنده بمونه و درمان بشه حتی بعضی وقت ها سهم غذاش رو با وجود اینکه چیز زیادی نیست بهش میده. دختر بزرگ میترسه که خواهرشو از دست بده چون هرشب کابوسی میبینه. میبینه که : دور و برش پر از مه و دود و شیشه شکسته ست. صدای آژیر امبولانس میشنوه . بعد میبینه که خواهرش دست عروسک و پدر و مادرشو گرفته و داره ازش دور میشن . هرچقدر صداشون میزنه اونا جوابی نمیدن . لحظات اخر خواهر کوچیک صورتشو برمیگردونه..با اینکه صورتش خونی و زخمه ولی خیلی خوشگل شده .موهای خرمایی اش رو مثل همیشه پشت گوشش انداخته روی سرش تل گذاشته و یک پیرهن سفید پف پفی توری پوشیده . صورتش نوری خاصی داره. مادر و پدرش هم لباس سفید پوشیدن . دختربزرگ هرشب همین خواب رو میینه و گریه کنان از خواب بلندمیشه. دختر کوچیک همیشه پی مادر و پدرشو میگیره و میگه: کی مامان و بابا میان ؟کی میان منو از اینجا میبرن. بابا بهم قول داده بود خوراکی بخره.
    دختربزرگ هم با دروغ بهش میگه : مامان و بابا خیلی زود میان . اونا میان دنبالت .
    یک روز دختر کوچیک میگه که :خواب دیدم من و مامان و بابا لباس سفید خوشگل پوشیدیم . من هم عروسکمو گرفتم و داریم از اینجا میریم. پیراهنم خیلی خوشگل بود. تو اون گوشه وایساده بودی . هرچقدر صدات کردم بیا . بیا .نیومدی . فقط وایساده بودی نگاهمون میکردی .
    دختر بزرگ فهمید که خواهرش خوابی رو دیده که خودش هرشب میبینه.
    بعد از چندین ماه تلاش دختر بزرگ و ضعف دختر کوچیک. دختر کوچیک بر اثر فروپاشی جسمی شهید میشه . و دختر بزرگ تنها میمونه. همش فکرمیکنه اگه ازخواهرش بهتر مواظبت میکرد اون شهیدنمیشد . ولی بلاخره با شهادت خانواده اش کنار میاد. ولی همچنان با یاد خواهر کوچیک و نحیفش میسوزه .من چون میخواستم واقعی باشه . از هوش مصنوعی کمک میگرفتم در واقع فقط ازش حال مدارس و شرایط زندگی و .. پرسیدم . الان دیگه دسترسی ندارم ولی بهم گفت اگه شخصیتت باید تغیر کنه اخر داستان . الان چجوری یک صفت بد از شخصیتم بردارم؟
    اسمشو چی بذارم؟ من خودم به ذهنم رسیده بود اینارو بذارم:
    کابوس- لابه لای اوار نور را می بینم- نگاهم کن- در قاب شهادت زیبا نشده ام؟
    چی بذارممممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    1. سلام نگار عزیز
      ایده‌ی قشنگیه.
      امیدوارم داستان‌های بیشتری بنویسی.
      بهتره تو این مرحله از کار زیاد نگران عنوان نباشی. مهم اینه که تمرکزت رو بذاری رو ساختار داستان و داستان‌های بیشتری بنویسی.

  2. سلام من خیلی وقته که نوشتن یه داستان رو شروع کردم. برای گذروندن اوقات شروع کردم و جدی جدی یه داستان شد!
    داستان درباره دختریه که باعث میسه تموم خانوادش رو از دست بده.ترکیبی از غم و امید و شکوفه درون تاریکیه. خیلی گشتم ولی اسم خوبی پیدا نکردم
    اسم های مد نظر خودم «در سایۀ گناه» و«زندگی؛ مرا صدا کن» و «به بلندیِ شب» و «سکوت آهنگین» هست.
    تازه متن شمارو خوندم ومیخوام از این روش استفاده کنم امیدوارم یه اسم خوب پیدا بشه -_-

  3. من داستانی درباره ی یک دختر به نام هایجین نوشتم که تنها ۱۶ سالشه و هیچ دوستی ندارد و توی خونه ی جدیدش یک انگشتر پیدا می کنه که روح یک پسر خیلی خوشگل و تسخیر کرده پسره قبل ایدل بوده ۱۸ ساله ایدل مورد علاقه ی هایجین ، هایجین می فهمه که یتیم بوده و از پرورشگاه اومده به کای اسم پسره می گه اگر کمکم کنی مادر و پدر مو پیدا کنم من کمکت می کنم که انگشتر شکسته شود و تناسخ پیدا کنی
    کای قبول می کنه توی این راه عاشق هم میشن
    تهش که انگشتر شکسته می شده و کای داره کم کم محو میشه لب هاشو روی لب های هایجین می زاره و با یک بوسه خداحافظی می کنه هایجین گریه می کنه اتاق ساکته
    اسمشو از نظر خودم بزارم آغوش روح ولی نمیدونم

  4. من اسم های رمان به شما معرفی می کنم:
    ترسناک:درپی زامبی های شهر_ خانه وحشت_ شبی در خانه تنها بودم
    کمدی: مغازه هندوانه_باران نارگیلی_ مردمی با لب خندان_
    عاشقانه:شعله های عشق_تنها یار زندگی_ در پی تو

  5. سلام
    وقتتون بخیر
    من یه رمان با ژانر، طنز، هیجانی، عاشقانه و استاد _دانشجویی دارم مینویسم که داستا راجب دختری شر و شیطون و خیلی زیبا به اسم هانا هستش که وقتی میرن دانشگاه میفهمن که استاد قبلیشون نمیتونه دیگه بیاد سر کلاسشون و به جاش ساشا تهرانی یه استاد سگ اخلاق، مغرور و بسیار سرد و جدی وارد کلاسشون میشه و….
    اسمی که خودم انتخاب کردم براش (استاد هات من ) هستش میتونین کمکی بهم بکنین تا یه اسم خوب تر براش پیدا بکنم.
    ممنون از همگی.

  6. سلام .من یک رمان درام نوشتم که شخصیت اصلی داستان یک دختر جوان محجبه زیبا و معصوم هست به نام مرضیه که در یک خانواده فقیر و سمی بزرگ شده که ناگهان یک اتفاق در زندگیش نیفته و مسیر زندگیش رو تغییر میده.نمیدونم برای این رمان چه اسمی میتونم بذارم ؟
    ممنون 🙏🌸.

  7. سلام وقتتون بخیر.
    من یه رمان نوشتم در مورد یه دختر ایرانی به اسم هلن هست.همه فکر میکنن که به خاطر ادامه تحصیل رفته پاریس و هیچکس نمیدونه که هلن وقتی میرفته دانشگاه با یه دختر به اسم دیانا دوست میشه و به اصرار دیانا با هم یه بار میرن یه مهمونی.توی اون مهمونی با پسر دایی دیانا آشنا میشه که اسمش همایون هست.خلاصه بعد از چند ماه این دوتا عاشق هم میشن تا اینکه یه روز همایون به طور عجیبی ناپدید میشه و خبری ازش نیست.بعد از یه مدت دیانا به هلن میگه که یه گروه مافیایی همایون رو گروگان گرفتن و اگر کارهایی که میگن رو همایون انجام نوده میکشنش و …هلن هم که جونش به همایون وصل بوده تصمیم میگیره که بره توی اون باند اما قبلش میره همه چیز رو با پلیس درمیون میزاره هرچند دیانا تاکید داشت که به پلیس چیزی نگه.بعد از یه مدت که میره توی اون باند میفهمه که همایون رئیس اون باند هست و با دیانا نقشه کشیده بودن تا هلن رو وارد ماجرا کنن و از جمله همایون قاچاق دختر انجام میداده.هلن برای اینکه جون خودش و خونوادش در خطر نیوفته از اون باند فرار میکنه و خودش رو گم و گور میکنه و بعد از چند مدت تصمیم میگیره بره پاریس.(همه ی اینا برای گذشته ی هلن بوده و داستان از یک سال بعد از اومدن هلن به پاریس شروع میشه و همه ی اینارو برای ویکتور تعریف میکنه)
    هلن توی این یک سال چند تا دوست پیدا میکنه که برادر کاترین(یکی از دوستاش)به نام ویکتور عاشق هلن میشه اما چون هلن زخم خورده بود اصلا طرف هیچ جنس مذکری نمیرفت.خلاصه ویکتور با کمک خواهرش و مادربزرگش و همچنین آنا(همخونه و دوست هلن) به هلن نزدیک میشه و وقتی عاشق هم میشن هلن داستان گذشتشو براش تعریف میکنه.(وسطای عشق و عاشقیشون:1- هلن سرطان میگیرهو خوب میشه.2-سر و کله ی همایون پیدا میشه و با نامزد سابق ویکتور دست به یکی میکنن تا اینا رو از هم جدا کنن)
    حالا به نظرتون چه اسمی براش بزارم؟(ممنون میشم راهنماییم کنید)

    1. سلام سارینای عزیز
      بهتره که در وبینارهای رایگان و روزانه‌ی نویسنده‌ساز شرکت کنید، تا بتونید صوتی وصل بشید یا در کامنت‌ها درباره‌ی داستانتون از خود استاد کلانتری بازخورد بگیرید.
      لینک وبینارهای نویسنده‌ساز خدمت شما:
      https://shahinkalantari.com/ahleneveshtan/

      1. سلام سارینا جان واقعا داستانی که نوشتی خیلی قشنگیه و پر از احساس های که بعدش به نفرت تبدیل می شده خودم که ژانر های عاشقونه می نویسم
        بزنم بزار عشق مافیایی

      2. سلام سارینا جان واقعا داستانی که نوشتی خیلی قشنگیه و پر از احساس های که بعدش به نفرت تبدیل می شده خودم که ژانر های عاشقونه می نویسم و خیلی هم داستان نتو خیلی دوست داشتم
        بزنم بزار عشق مافیایی

  8. سلام من یه رمان نوشتم .ژانرش عاشقانه و مذهبیه.درباره یک دختر محجبه و روشنفکر و زیبا و به روز به نام مرضیه است که دریک خانواده فقیر بزرگ شده و ناگهان یک پسر پولدار با تیپ امروزی که مهندس هست از راه میرسه و زندگی دختر داستان دگرگون میشه .
    اسم رمان رو چی بذارم؟
    خودم نظرم روی زمزمه آفتاب یا طلوع آفتاب زندگی هست.
    مرسی 🙏✨.

    1. سلام وقت شما بخیر ستاره‌ی عزیز
      توصیه می‌کنیم برای انتخاب اسم‌های خلاقانه و تاثیرگذار برای کتاب‌هاتون فایل آفلاین دوره‌ی «کتابنام» رو تهیه کنید:
      https://t.me/kelasenevisandegi/431
      می‌تونید برای تهیه‌ی محصول با پشتیبانی مدرسه در ارتباط باشید:
      @nevisandeganim

    2. سلام داستان تو خوب بود ولی جا برای بهتر شدن داره
      اسمشو زمزمه ی عشق قشنگه

  9. سلام .روز بخیر .من می‌خوام یک رمان بنویسم که درباره یک دختردانشجوی زیبا است که در رشته هنر تحصیل میکنه و دریک خانواده فقیر بزرگ شده که ناگهان یک پسر خوشتیپ و پولدار از راه میرسه و زندگی دختر داستان رو عوض می‌کنه.ژانررمانم درام و عاشقانه است.نمیدونم اسم رمانم رو چی بذارم؟

      1. سلام. من یک رمان میخوام بنویسم راجع یه دختریه که وارث یه خاندان بزرگه واسه همین مجبور میشه برای اینکه بتونه وارث بشه و صلاحیت داشته باشه هنر های رزمی باستانی رو یاد بگیره .از بچگی از یک نفر خوشش میومده که خاندانش دشمن خاندان خودشه و آخرش که غمگینه کلا و تاریخیه چه اسمی مناسبه؟

    1. اسمش جدال خورشید و ماه یا شازده و شوالیه یا پادشاه تاج ملکه

    2. اسمش جدال خورشید و ماه یا شازده و شوالیه یا پادشاه تاج ملکه

  10. سلام وقت بخیر ، یکی از دوستای من یه رمان دمورد یه پسر عکاس مینویسه که سه ساله توی یه شرکت مدلینگ کار میکنه ، اونجا یه مدل تازه کار میاد ، قبل از اومدن این مدل تازه کار پسره وقتی مست بوده از مدل قبلی موقع لباس عوض کردن عکس میگیره و تهدیدش میکنه ، از اون ور کسی که قبلا عاشق مدل جدید بوده میخواست هر جور از شده اونو مال خودش کنه ، بعد چند ماه که از آشنایی پسر و مدل جدید ، نامزد مدل قبلی و اون کسی که عاشق مدل جدیده دست به یکی میکنن و پسر و مدل جدید رو میدزدن

    1. هنر عاشقی یا عاشقی به سبک هنری یا عشق هنرمند من 😂
      هرکدام از اینا می‌تونه باشه.خب حالا کسی نیست به من کمک کنه.

  11. سلام خسته نباشید ، یکی از دوستای من یه رمان دمورد یه پسر عکاس مینویسه که سه ساله توی یه شرکت مدلینگ کار میکنه ، اونجا یه مدل تازه کار میاد ، قبل از اومدن این مدل تازه کار پسره وقتی مست بوده از مدل قبلی موقع لباس عوض کردن عکس میگیره و تهدیدش میکنه ، از اون ور کسی که قبلا عاشق مدل جدید بوده میخواست هر جور از شده اونو مال خودش کنه ، بعد چند ماه که از آشنایی پسر و مدل جدید ، نامزد مدل قبلی و اون کسی که عاشق مدل جدیده دست به یکی میکنن و پسر و مدل جدید رو میدزدن

  12. سلام من یک داستان انگیزشی نوشتم و داستان شخصیت خاصی نداره درمورد عادات هایی که باید در کجا انجام بدیم و چیکار کنیم نوشتم اسمش رو چی بزارم؟
    خودم دوست داشتم اسمشو بزارم معنای زندگی ولی یک اسم بهتر میخام ممنون میشم کمک کنید🥲♥️

    1. البته که تا متنی رو به‌طور کامل در دسترس نداشته باشیم نمی‌تونیم براش اسم بذاریم، اما اینکه می‌گید شخصیت خاصی نداره، داستان که بدون شخصیت پیش نمی‌ره.
      منظورتون از اینکه اشاره کردید به این که شخصیت خاصی نداره چیه؟ چه اثری قراره روی نامگذاری بذاره؟
      و بعد اینکه نگاه کنید به خود متن، ببینید تو خود کتاب جمله‌ی کوتاه جالبی هست که خوب باشه برای اسم کتاب؟

  13. نمیدونم چرا من نمیتونم اینگه دیگران اینقدر به اسم داستان فکر میکنن رو درک کنم😂
    همیشه همون اول مناسب‌ترین اسم به ذهنم میرسه و بعدش دیگه هیچی به دلم نمیشینه🤷🏻‍♀️😂

  14. سلام من دارم رمان مینویسم تازه شروع کردم ولی نمیدونم اسم داستانم چیزی بزارم ک چون هند خیلی دوس دارم داستانی که دارم مینویسم
    داستانم اینه
    کایان پسر و وارث خانواده احمد خان یکی از ثروتمندترین افراد کشورهند است که همراه خانواده اش زندگی میکنه تااینکه معلم خصوصی برای خواهرش استخدام میکنه با شنایا مالهوترا که دختری ساده مهربون آشنا میشه شنایایک خواهرداره ویک بردارباهم زندگی می‌کنند پدر ومادرشون روتو یه تصادف از دست دادن و از خانواده ساده نشین ومعمولی هستن وکم کم کایان وشنایا عاشق هم میشن تااینکه آنها برای عشقشان بهای گزافی می‌دهند و شنایا وارد دنیای جدیدی می‌شود
    اما بعد خواهر شنایا به طرز مشکوکی به قتل میرسه شنایا
    بخاطر مرگ آبجیش عذاب زیادی میکشه سرزنش سختی ملامت از خانواده دوست آشناحتی عشقش همه اون مقصر میدونن ولی درحالی که بیگناهه
    تا اینکه بعدازگذشت یکسال از مرگ آجیش شنایا دوباره عشق سابقش کایان ملاقات میکنه اونم وقتی واسه کار رفته تو شرکتش اونجا عشقش میبینه
    کاوین استخدامش میکنه اما هی تیکه حرفا بد بی احترامی میکنه بهش ک نابود وخورد کنه عشقش ولی شنایا هیچی نمیگه و تحمل میکنه سرش تو کارش اهمیت نمیده تااینکه قاتلاواقعی خواهرش دوباره سراغش میان اینبار میان سراغ شنایا که هم آبروش بیشتر ببرن هم اون بکشن ولی باید دیدکه سرنوشت چه خوابی برای شنایا داستان دیده آیا اون دوباره به عشقش با تمام سختی هاش میرسه یانه

  15. baroon:
    سلام ی دختره خب اسمشو نمیدونم از ی پسره کیفشو میزنه نگو پسره پلیسه این پسره وقتی میبینه دختره شبیه خواهرشه که تو کماست بهش‌میگه میخوای تورو دست پلیس ندم باید بیای ی مدت نقش خواهرمو بازی کنی دختره رو با ترس قبول میکنه خواهر پسره ی شوهر داشت با ی بچه اینم ناچار میشه میره نقشش رو بازی میکنه چون اون کسایی که به خواهر پسره حمله کرده بودن با فکر اینکه مثلا اون زنه رو کشتن خیالشون راحت میشه میگذره و میگذره تا برادره عاشق این دختره میشه این دختره هم همین طور

    ی روز دختره داره با خانواده پسره ی قاب عکس میبینه تو اون قاب عکس یا پدر بزرگ یا مادر بزرگ شو میبینه بعد فکر میکنه این پسره عموش یا داییشه میره دنبال این معما بعد میبینه نه اصلا اون موقع پدر بزرگش ی زن صیغه ای هم داشته اصلا این پسره هم خونش نیست

    1. بارونِ عزیز برای انتخاب اسم یک کتاب باید به کل محتوای اون کتاب دسترسی داشته باشیم، و اصولن نویسنده‌ی یک کتاب بهتر از هر کسی می‌تونه این کارو انجام بده. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم وقت بذارید و فهرستی ۴۰-۵۰تایی از عنوان‌ها بنویسید و بعد از بین اون‌ها یکی انتخاب کنید. برای بهتر انجام دادنش می‌تونید فایل صوتی کارگاه کتابنام رو هم تهیه کنید.
      برای اطلاعات درباره‌ی دوره با پشتیبانی مدرسه در تلگرام در ارتباط باشید:
      @nevisandeganim

  16. سلام من دارم یک رمان می‌نویسم و دودلم که اسمشو چی بذارم؟
    خلاصه داستان :داستان رمان درباره یک دختر جوان و مذهبی ساده و معصوم است که در یک خانواده سمی بزرگ شده اما به اعتقاداتش پایبندی تا اینکه پای عشق به زندگیش باز میشه و تمام معادلاتش رو بهم میریزد .
    چه اسمی به این رمان میاد؟

    1. نویسنده‌ی یک کتاب بهتر از هر کسی می‌تونه برای اون اسم انتخاب کنه هلیای عزیز.
      چرا که برای انتخاب اسم یک کتاب باید به کل محتوای اون کتاب دسترسی داشته باشیم.
      پس پیشنهاد می‌کنیم وقت بذارید و فهرستی ۴۰-۵۰تایی از عنوان‌ها بنویسید و بعد از بین اون‌ها یکی انتخاب کنید. برای بهتر انجام دادنش می‌تونید فایل صوتی کارگاه کتابنام رو هم تهیه کنید.
      برای اطلاعات درباره‌ی دوره با پشتیبانی مدرسه در تلگرام در ارتباط باشید:
      @nevisandeganim

  17. سلام
    من یه چنل می‌خوام راه اندازی کنم
    توی این چنل داستان با روایت واقعی زندگی افراد به اشتراک گذاشته میشه و چنل برای یوتیوب هست
    می‌خوام یه اسم براش بزارم که خیلی پر مفهموم باشه میتونید کمک کنید
    این اسم توش کلمه داستان باشه برای مثال داستان لند یا داستان شب

    1. فاطمه‌ی عزیز، برای نامگذاری هیچکس بهتر از خود شما نمی‌تونه عمل کنه چرا که نیازمنده تصویری از کل هدف و کار شماست.
      برای بهتر انجام دادن این کار اما، پیشنهاد می‌کنیم وقت بذارید و فهرستی ۴۰-۵۰تایی از اسم‌ها بنویسید و بعد از بین اون‌ها یکی انتخاب کنید. برای بهتر انجام دادنش می‌تونید فایل صوتی کارگاه کتابنام رو هم تهیه کنید.
      برای اطلاعات درباره‌ی دوره با پشتیبانی مدرسه در تلگرام در ارتباط باشید:
      @nevisandeganim

  18. سلام آقای کلانتری. وقتتون بخیر. من در حال تکمیل داستانی هستم که میخوام به صورت تصویری بکشم(مانگا). اما اسم مناسبی به ذهنم نمیرسه. داستانم تخیلی هست‌. قضیه مربوط به زمان های گذشته است، دنیایی که هیولا هایی آدم خوار به نام وندیگو در آن زندگی میکنند و بشریت سال هاست که با کشتن اون ها از مردم محافظت میکنه‌. اما حقیقت واقعی رو راجب این هیولا ها نمیدانند. سه تا شخصیت اصلی داستان پس حمله وندیگو ها به شهرشان خانواده خود را از میدهند و پس از چند سال عضو ارتش مقابله با وندیگو میشوند. و ماجرا های زیادی رو تجربه میکنند و یکی از راز های مهم این هیولا هارو هم میفهمند که درواقع وندیگو ها انسان هستند و یکی از شخصیت های اصلی هم میتونه تبدیل به این موجودات بشه. پیشنهاد خودم (نسل وندیگو) هستش! نظر شما چیه؟ ممنون میشم کمک کنید…

    1. خب این شبیه انیمه حمله به تایتان شد بنظرم یکم عوضش کن و شخصیت اصلی هم تبدیل به تایتان میشه

  19. سلام وقت بخیر من در حال تالیف کتابی هستم که انسان را به تفکر و پرسش‌گری وادار میکنه و انسان همواره با تفکر درد هم میکشه، عنوان کتاب رو چی بذارم؟

    1. درود بر شما
      برای انتخاب اسم یک کتاب باید به کل محتوای اون کتاب دسترسی داشته باشیم، و اصولن نویسنده‌ی یک کتاب بهتر از هر کسی می‌تونه این کارو انجام بده. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم وقت بذارید و فهرستی ۴۰-۵۰تایی از عنوان‌ها بنویسید و بعد از بین اون‌ها یکی انتخاب کنید. برای بهتر انجام دادنش می‌تونید فایل صوتی کارگاه کتابنام رو هم تهیه کنید.
      برای اطلاعات درباره‌ی دوره با پشتیبانی مدرسه در تلگرام در ارتباط باشید:
      @nevisandeganim

  20. سلام ببخشید من یه رمان درباره یه سری شکارچی ها نوشتم که باید روح های شیطان رو شکست بدن این روح های شیطانی هم هر کس رو بکشن سطحشون می‌ره بالا تر
    شخصیت اصلی داستانم قدرت های بزرگی داره و از قضا پدرو مادر شخصیت اصلی رو هم یکی از اون روح های شیطانی خورده حالا اسمشو چی بزارم

    1. درود بر شما
      حدیث عزیز برای انتخاب اسم یک کتاب بایدکه به کل محتوای اون کتاب دسترسی داشته باشیم و اصولن نویسنده‌ی یک کتاب بهتر از هر کسی می‌تونه این کارو انجام بده. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم وقت بذارید و فهرستی ۴۰-۵۰تایی از عنوان‌ها بنویسید و بعد از بین اون‌ها یکی انتخاب کنید. برای بهتر انجام دادنش می‌تونید فایل صوتی کارگاه کتابنام رو هم تهیه کنید.
      برای اطلاعات درباره‌ی دوره با پشتیبانی مدرسه در تلگرام در ارتباط باشید:
      @nevisandeganim

  21. سلام و درود من دارم رمانی درباره دختری مینویسم که بعد شکستش از عشقش متوجه خلافکار بودن اون میشه و تبدیل به یک دختر سرد و بی احساس میشه و شروع میکنه به ساخت یک باند قوی اون که یک برادر گم شده داره دنبال اون میگرده و اون رو به صورت ناشناس وارد باندش میکنه اما برادرش خبر نداره که هم کارش هم خواهرشه هم رئیسش (دختر داستان با اینکه رئیس خودشو یکی از اعضای گروه جا زده) با عشق قدیمیش به صورت مخفیانه قرارداد میبنده تا ازش انتقام بگیره اسم انتخابی خودم (سمی به نام انتقام) ببخشید طولانی شد.

    1. سلام
      هلیا جان
      عنوانی که گفتید بد نیست، ولی یه مقداری شعاریه.
      اگر عنوانی کمی غیرمستقیم‌تر باشه بهتره.

  22. سلام
    میخوام برای رمانم اسم انتخاب کنم اما نمیدونم اسمشو چی بزارم همه گفتن اسمشو بزار ﴿آقا دزد﴾ اما من گفتم ببینم اسم بهتری است یانه خلاصه که دختری به اسم کیمیا که پدر و مادرش تو یه تصادف از دست میده.. کیمیا تنها با دوتا خواهراش زندگی میکنه تو یه ویلا.. که یه شب.. از خواب بیدار میشه تا بره آب بخوره وقتی میره آشپزخونه پارچ و برمیداره و و لیوان و پر آب میکنه و همین که میخواد لیوان آب رو بخوره… سه تا دزد میبینه که دارن دزدی میکنن.. کیمیا هم همونجا خشکش میزنه که لیوان از دست کیمیا میوفته و میشکنه کیمیا شروع میکنه به جیغ کشیدن.. دزدا دستپاچه‌ میشن که چیکار کنن..که یهو یکی از دزدا از پشت یه چوب میزنه، رو سر کیمیا، و کیمیا بیهوش میشه.. و میزارنش،تو گونی و…….

    1. خود «کیمیا» می‌تونه عنوان کتاب باشه، یا با کلمه‌ی دیگه‌یی ترکیب بشه.

    2. سلام من دارم رمان مینویسم دوستدارم ببینم اسمی که انتخاب کردم بهش میاد
      رمانم از این قراره که دختری به اسم ایران عکاسه و ۲۸ سالشه یه شب که با پدرش دعوا ش میشه سر آقا خان بزرگ حالش بد میشه و راه رو میره که اصلا حواسش نبوده
      یه جاده مخفی میخواسته برگرده که صدای تیر اندازی میشنوه کنجکاویش نمیذاره و میره ببینه چخبره یه نفر رو ضخمی میبینه اون طرف هم تفنگ رو میزاره رو سرش خلاصه ایران پسررو نجات میده و اینجوری میشه که ایران برای رهایی از ازدواج زوری با اریان پسر عمش عضو بزرگترین باند خلافکار خاورمیانه میشه که فقط پسر عمش رو بترسونه اما از اون کار خوشش میاد و سرنوشتش رقم میخوره
      ببخشید طولانی شد اسمی که گذاشتم
      [قلعه ماه ]

  23. اسم این داستان رو چی بزارم
    موضوع: یک پسر نوجوان درون گرا در دبیرستان با یک دختر دوست می شود.

    1. خوندن همین مطلبی که براش کامنت گذاشتید می‌تونه کمکتون کنه تا اسم مناسب رو پیدا کنید.

  24. چقد نویسنده توی ایران هست و من حالا حس میکنم خیلی ضعیفه داستانم.و نباید پیش برم

    1. اسمش رو چی بزارم :
      یه رمان پرنسسی درباره دختری که که داخل یتیم خونه بوده و هیچکس نمی‌دونستن پدر و مادرش کین …یه خانم برای هم بازی پسرش اون رو به خونش میاره اما به فرزندی قبول نمیکنه …فقط میاره اونجا زندگی کنه ….از اون ترف می‌فهمن که دختره دختره شاه اون سرزمینه و ….. در نهایت اون پسره که بچکیش پیش اون بوده …شوالیه میشه . کسی که قرار بوده دختره باهاش ازدواج کنه سر مراسم ازدواج ولش میکنه . شوالیه هم در همون لحظه میاد و با دختره میرقصه

  25. سلام رمان من راجب یه خون اشامه که عاشق یه انسان میشه و بزور میخواد اونو پیش خودش نگه داره یه همچین چیزی و خب نمیدونم چه اسمی بزارم روش‌..

    1. سلام یاسمین عزیز
      یاسمین برای انتخاب اسم یک کتاب باید به کل محتوای اون کتاب دسترسی داشته باشیم، و برای این کار بهترین شخص خود نویسنده‌ست. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم وقت بذاری و فهرستی ۴۰-۵۰تایی از عنوان‌ها بنویسی و بعد از بین اون‌ها یکی انتخاب کنی. برای بهتر انجام دادنش می‌تونی فایل صوتی کارگاه کتابنام رو هم تهیه کنی.
      برای اطلاعات درباره‌ی دوره با پشتیبانی مدرسه در تلگرام در ارتباط باشید:
      @nevisandeganim

  26. سلام
    من دارم یه رمان می نویسم ، راجب یه وکیل که پدرش به تازگی فوت شده و….
    همکارای پدرش میان دم در خونه و به فرهاد ( وکیل) میگن که پدرش قبلا یه قرارداد امضا کرده که حدود ۲۰ میلیارد پول هم گرفته ، قرار بوده در عوض این پول برای رئیس شرکت کار کنه و… فرهاد باید تصمیم بگیره یا نصف پول رو پرداخت کنه یا کار کنه … پول که نداره ولی مشکل اینجاست که کار غیرقانونی هست و فرهاد یه رفیق صمیمی پلیس هم داره …
    راستش این کلی پیچیدگی و اتفاق داره که من فقط همون اولش رو گفتم …. سه ماه هست دنبال اسم میگردم هرچی هم فکر کردم به جایی نرسیدم … یه کمکی بکنید ممنون

    1. برای نامگذاری‌های خلاقانه و تاثیرگذار توصیه می‌کنیم در دوره‌ی کتابنام شرکت کنید دوست عزیز.
      برای ثبت نام در این دوره و دسترسی به فایل‌ها می‌تونید با اکانت پشتیبانی مدرسه در ارتباط باشید.
      @nevisandeganim

  27. داستانی که نوشتم عاشقانه و راجب یه پسر و یه سگ نما عه چه اسمی روش بزارم؟

      1. سلام
        دارم رمان عشق نافرجام خودم رو. مینویسم ولی برای اسم داستانم موندم
        چون رمان ی جورایی داستانِ منه برای انتخاب اسم رمان نمیدونم باید چیکار کنم

      2. سلام
        رمان من درمورد یه دختریه که خانوادش پول دارن و یکم لوسش کردن.از قضا این دختر تو دانشگاه عاشق استادش میشه ولی استاده بهش پا نمیده و باهم لج میوفتن

        برای انتخاب اسمش ب مشکل خوردم عرچی به ذهنم میاد تکراریه.
        میشه ایده بدین؟؟؟

    1. سلام من یک رمان با ژانر انگیزشی و عاشقانه خیلی کم و هیجان انگیز می‌نویسم نام شخصیت اصلی سلوان که میخواد از قاتل مافیای پدرش و برادرش که در گذشته بهش ابراز علاقه کرده بود و حالا هم بهش خیانت کرده ولی بعد از یه ضربه ی محکمی که بهش خورده بعد از ده سال با کمک یه پسر از نو شروع می‌کنه و انتقام جویی و….
      من اول یه نام گذاشته بودم اینجا هنوز شب است. نجات یافته ای از باتلاق. چه کسی خوشبختی را دیده. به یاد تو . لطفا شما به من کمک کنید من قبل از این رمان یه رمان دیگه هم نوشتم پس توی چاپ رمانم خیلی مصمم هستم با وجود همه مشکلات ولی میترسم کمکم کنید و از نام های خار از فهرست هم یه عنوان خوب انتخاب کنید ولی به من لطف کنید ممنون

  28. سلام من دارم یه کتاب مینویسم که راجب دو دختر ژاپنی و کره ای هستش که باهم دوست میشن هردو درونگرا هستن و آخر باهم داخل یه ساحل میمیرن و زندگی این دو دختر خیلی غم انگیزه ونمیدونم اسمشو چی بزارم؟:]

    1. اسم های پیشنهادی:
      فردای امروز
      بارانی در دریا
      باهم میریم، باشه؟
      همین بود دیگه ..چیزی نمیتونم بگم ولی خیلی ناراحت شدم بابت موضوعش ،حتما حتما خیلی سوزناک کن

  29. سلام
    امیدوارم خوب باشین .
    من دارم یه داستان مینویسم راجب یک دختر که از سن کم ارواح رو میدیده ارواح خبیث رو به شکل موجوداتی که دور دهن و چشم هاشون سیاه بوده میدیده.
    این دختر ملیتش ژاپنی هست ولی در انگلیس زندگی میکنه ، روزی که به ژاپن بر میگرده به دیدار مادرش روی قبرستون میره اونجا پیر زن عجیبی رو میبینه که ازش درخواست پول میکنه ولی دختر بهش یک تکه از نون موردعلاقه مادرش که اوورده بود تا بذاره سر قبر مادرش
    نون رو که به اون پیرزن میده پیرزن پیشگویی عجیبی میکنه و بهش میگه در اینده قراره به خطرناک ترین فرد در ژاپن پیوند بخوره.
    بنظرتون چه اسمی براش بزارم؟

    1. سلام
      منم مثل همه تون داستان می نویسم و یه جورایی توی اسم انتخاب کردن مشکل دارم؛پیشنهاد های زیادی پیدا میکنم ولی به اونی که میخوام نمی رسم.
      من یه سری پیشنهادات بهت میدم ، حالا انتخاب با خودته:
      با توجه به اینکه خیلی قوه تخیل داری (مثل خودم)اینا شاید جالب باشه:مناسبت عجیب،روزی از روز های آن روز،پیوندی خاطره ساز،کلاغی روی گل،همه چی از یه نون شروع شد.
      من باز به این سایت سر میزنم اگه بیشتر درمورد داستانو بگی شاید بتونم بیشتر پیشنهاد بدم بهت^_^

  30. سلام این اولین رمانیه که دارم مینویسم خلاصش اینه:
    یه پیشگو،پیشگویی میکنه،اون پیشگویی درباره پسری هست که خود شیطانه و از اونور دختری روی زمین به دنیا میاد که قدرت دستور بهش رو داره(به همون شیطانه)و ادمایی که هنوز از پادشاه قبلیشون فرمان میگیرن دنبال این دختره میگردن
    حالا به نظرتون اسم رمان و چی بزارم.چیزی هم تو ذهنم نیست هر چقدر فکر میکنم به نتیجه ای نمی‌رسم

    1. دنیا از اینم کوچیک تره
      اتصالی از دور
      چه بخوای چه نخوای
      اون سر دنیا تویی
      می نویسم برای اتمام این اتصال

  31. من داستانم درمورده یه دختره که همه بهش میگن عجیب و دیوینه اون یه دوست خیالی داره که یه روز دوستش اونو میفرسته به یه دنیای دیگه
    اسمشو چی بزارن؟

  32. سلام ممنونم از راهنمایی های کلیتون ولی من واقعا نمیدونم اسم داستانم رو چی بزارم البته که این اولین تجربه من برای نوشتنه و اگرچه که نمیتونه بی نقص باشه ولی تمام تلاشمو میکنم تا داستان خاصی رو ارائه بدم. داستان من توی جو دهه 50 میلادی توی بُعد دیگه ای از زندگی راجب پسری به اسم لئونسه که توسط یه مرد به فرزند خوندگی پذیرفته میشه بعد از اینکه پدر و مادر لئونس که معتقد بودن جنگل نزدیک به خونشون تسخیر شده و دروازه ای به بعد دیگه ای از دنیاس توسط یه مرد کشته میشن. یه تایم اسکیپ کوچیک داره و داستان برمیگرده به سمت دختر بچه 6ساله ای به اسم امیلی در سال 2018 که وارد همون جنگل میشه و گم میشه و لئونس که حالا 24سالش شده کمکش میکنه تا برگرده خونه و براش تعریف میکنه که توی زندگیش چیشد چطور عاشق یه دختر فلج شد و مردی که اونو به فرزند خوندگی پذیرفت چطور زندگیش رو ساخت و نابود کرد در پایان اون لئونس 24ساله که کل مسیر همراه امیلی بود فقط یه روح بود که اثبات محکمیه که داستان از همون ابتدای کار با اشتباه یه قاتل شروع شد چون حق با پدر و مادر لئونس بود …توی اون جنگل ارواح وجود داشتن و اون جنگل دروازه ای به دنیای دیگه بود.

  33. سلام من یه رمان طولانی تا نصف بیشتری ساختم خلاصه اش اینه
    نازلی یه دختر یتیم توی یتیم خونه او ۶ سال توی یتیم خونه بود که عمه اش و شوهر عمه اش میاین اونو از اونجا میارن بیرون بعد کم کم روی واقعی اونار میبینه شوهر عمه اش یه ق.مار بازه که بدهی بالا میاره و به جاش نازلی رو همراه با چند دختر به اونا میفروشه اونا اون هارو به یه عمارت میبرن توی کار هاشون ازشون استفاده میکنن پسر ارباب یعنی پسر رئیس از نازلی خوشش میاد وقتی بازم همه دختر هارو میفروشتن پسر ارباب نازلی رو نگه میداره نازلی هم از او خوشش میاد همه از تصمیم پسر ارباب ناراضی هستن نازلی رو خیلی اذیت میکنن خلاصه خیلی طولانیه چند نفر میمیرن ادم های مختلفی میاد تو زندگیش ولی در اخر پایان خوشی داره
    خلاصه که نازلی از اول رمان خیلی سختی میکشه ولی در اخر همه چی به خوشی به پایان میرسه
    حالا اسم رمان رو به نظرتون چی بزارم؟

  34. سلام سایت قشنگیه بهم راه کار خوبی دادید تا برم دنباله اسم بهتر برای رمانم .ممنون. رمان من اسمش طیران ابلیسِ و حس میکنم بهش نمیاد راستیتش سناریو های گسترده ای داره ولی سعی میکنم خلاصه عرض کنم :یه دختره ک خلبان میشه و اتفاقا ب طور سنتی با یه خلبان هم ازدواج میکنه . صاحب بچه میشه و هنوز بچه اش یکسالش نشده بود ک دختره طو یک پرواز دچار مشکل میشه (اون زمان پیشرفت گسترده تری در صنعت هوانوردی داشتیم ) و دختره مجبور میشه کابین مسافرا نزدیک فرودگاه ازاد کنه و با چتر نجات اونها جون سالم ب در ببرند اما خودش و کمک اش و خلبان سوم طو یکی از بیابان های امارت سقوط میکنند بنابر دلایلی زنده میمونه وبعد از چند ماه از کما بیرون میاد ولی بخشی از حافظه اشو از دست داده هومن شوهرش در تلاش تا ب حافظه فاطما کمک کنه.فاطما افسرده میشه وقتی میبینه نمیتونه چیزیو ب یاد بیاره تصمیم میگیره خودکشی کنه اما هومن نجاتش میده و سرش حین نجات از خودکشی ضربه میبینه .و حافظه اش بر میگرده.زندگی اش تقریبا عادی میشه ک برای سالگرد ازدواجشون طبق مهریه فاطما قرار میشه با هم یک پرواز رو انجام بدن ک همون پرواز هم ب سقوط می انجامه. با سقوط هواپیما رونیا (دخترشون)از خواب میپره و میبینه طو اتاق دکتر روانشناسه و زندگی پدر و مادرشو در ناخداگاهش دیده .و پدر و مادری ک تا الان بزرگش کردن دایی گمشده اش و زن دایی اش بودن و تصمیم میگیره زندگی خانواده از دست رفته شو بنویسه .
    چی بهش میاد بنظرتون؟

    1. درود
      نمی‌شه با این‌طوری نظر داد.
      حداقل بیست تا اسم بنویسید که بشه از بین اون‌ها انتخاب کرد.

    2. به نظرم میتونی اسمشو بزاری سراب یا دنیای خیال من یا پرواز شماره ی… خودت میتونی عددشو بزنی همون عدداخرین پرواز پدر و مادرشو و همین اینا بود نظرای من رمانت جالب میشه افرین👏

  35. سلام.
    من دارم یک رمان جنایی با این خلاصه مینویسم.
    خلاصه:
    داستان‌ درمورد‌ یک دختر به نام عسل، و سه‌تا پسر به نام‌های سامان امیرعلی و پرهام هست.
    عسل که با دایی‌اش، سامان، یک باند بزرگ قاچاق مواد مخ*در رو اداره می‌کنه، مثل همیشه سخت درگیر کارشون هستن که پای دوتا پلیس حرفه‌ای و کاربلد به نام‌های امیرعلی و پرهام به ماجرا باز میشه و اتفاق‌هایی می‌افته که زندگی هر چهار نفر به‌کل تغییر می‌کنه، امّا… .
    من قبلا به اینجا سر زدم و میخواستم ازتون کمک بگیرم برای انتخاب اسمی خوب برای رمانم ولی با دیدن روش هایی که گفتین گفتم خب بزار اینارو امتحان کنم اگه بازم به نتیجه نرسیدم میام و از شما کمک می‌گیرم
    اسم رمان رو سیاه بخت گذاشتم چون دختر داستان اسیر سیاه بختیه ولی در آخر میخوام رمان پایان خوش باشه برای همین این اسم زیاد به رمان نمیاد مخصوصا الان رمان جوریه که همه‌ی شخصیت ها روبروی هم هستن و در حال جنگیدن برای پیروز شدن ماجرا به بردو باخت مربوط میشه مثل بازیه آب و آتش!
    من بعداز راهکارهایی که گفتین بعداز انتخاب ۱۰۰ اسم برای رمان این عنوان رو انتخاب کرده بودم “تاسِ تقدیر” اما چون رمان با عنوان تقدیر زیاده موندم چه اسمی روش بزارم! خیلی اسم ها تو ذهنم است ولی وقتی میخوام روی رمان بزارم انگار چرت میشه! تا اینجا فکر کنم فهمیدین که چقدر وسواس برای انتخاب اسم خوب برای رمانم رو دارم🤦‍♂️
    میخوام یک اسم خوب رو برای رمان بهم معرفی کنید ممنون میشم زودتر جواب پیامم رو بدین چون وقت زیادی برای تعیین کردن اسم رمانم ندارم چون توی انجمن رمان رو مینویسم فقط یه مدت کوتاه فرصت دارم اسم رمانم رو انتخاب کنم.
    کمک میخوام آقای کلانتری
    دیگه هنگ کردم از بس اسم انتخاب کردم برای رمانم 🤦‍♂️ یه کمکی بهم بکنید

    1. درود پرهام جان
      لااقل ده-بیست‌ تا از عنوان‌ها رو اینجا بذارم تا من گزینه‌های بیشتری برای بررسی داشته باشم.

  36. سلام من یه رمان نوشتم که راجب شاهدخت هست و اینکه با برادرش دشمنی داره پدرو مادرش که میمیرن برادرش ارتش بزرگی به پا میکنه تا یه نامه ای که براشون خیلی ارزشمند و ارثی هس رو از دختره بگیره…دختره هم کاخ رو ول میکنه و تغییر هویت میده و…..
    الان نمی‌دونم اسمشو چی بزارم..خیلی جالبه ولی خلاصه توضیح دادم بهتون …

    1. درود
      امیدوارم که به جاهای خوبی برسه.
      درباره‌ی اسم هم اینجوری نمی‌شه نظر داد.
      بهتره کاری که تو همین مطلب پیشنهاد شده انجام بدید.

  37. من میخواهم درموردزندگی واقعی خودم‌وسرگذشت خودم که پرازمشکلات ودردهاست، کتابی بنویسم
    امانمیدانم ازکجاشروع کنم واسمش ونمی دونم چی انتخاب کنم.
    میخواهم اسمش وبزارم (دردخاموش)
    نظرشماچیست؟

  38. سلام من یک داستان درباره دختری می نویسم که خیلی تنهاست و روزی با یک دختر دوست میشه و زندگی شون به هم وابسته میشه هردوشون آرزویی دارند که فضا نورد بشند و به آرزوشون هم میرسن ولی دوست دختره طی یک عملیات برای همیشه ناپدید میشه و این دختر دوباره تنها میشه یک روز توی یک عملیات فضایی ناگهان همه ی ارتباطات قطع میشه و فضا پیما از مدار خارج میشه و ناگهان داخل یک سیاه چاله میفته
    این دختر برای نجات دوستش که متوجه میشه شاهدخت اون دنیا هست باید پری های انجمن رو جمع کنه و در پی این ماموریت ها متوجه میشه که خودش ریس انجمن پریان بوده و باید دشمنشون رو شکست بدن و…
    به نظرتون چه اسمی براش خوبه
    من خودم چند تا در نظر دارم ولی نمی دونم چه اسمی خوبه

    نجات فرمانروا، سفر به سرزمین ناشناخته، تاریک ولی درخشان، در پی حقیقت، شاهدخت دو دنیا

    1. ایده‌ی جالبیه.
      ولی این اسم‌ها کلیشه‌ای هستن.
      باز هم بنویسید.

    2. اینکه میگید اسم از توی داستان میاد درسته و حقیقی ترین و بهترین اسم هم همیناست ولی من چند ماهه ک داستانم تموم کردم و چند بار خوندم ولی چیزی به ذهنم نمیرسه یا اگه برسه کلیشه ای هست و بدرد نمیخوره میخواستم راهنمایی کنید چجوری باید اسم رو بفهمم ؟ داستانم راجب یه دختر با شخصیت افسرده بعد از مرگ مادرش افسرده میشه در حالی که توی مدرسه ی اونها دختری تازه وارد با اون دوست میشه دوستی اونها فرا میگیره به طوری ک میخوان از دوستی فراتر برن و کلیشه ای نیست
      و اینکه یک راجب اسمش موندم دو راجب پایان من داستان دزیره رو خوندم ک واقعا قلم نویسنده خوب بوده آخرش نه میشه گفت خوب بوده نه بد انکار واقعا داخل رندگی اونها هستی و مدام با اون داستان خودم مقایسه میکنم و بعد میگم داستان من بدرد نمیخوره و پاکش میکنم دوباره مینویسم به اون داستان نگاه میکنم و دوباره پاکش میکنم دیگه خسته شدم نمیدونم چیکار کنم

      1. یه خرده وقت بذارید و اسم داستان‌های مختلف رو بخونید.
        مثلن با خودتون قرار بذارید که اسم دو هزار داستان رو بخونید.
        کم کم یه سری الگوها دستتون میاد.

        1. سلام.من یه رمان جنایی دارم مینویسم که یه دختری ۲سال پیش به یه پسری که باهاش دوست بوده خیانت کرده واون پسره دست برقضا ازنظرروانی بیماربوده ودختره اطلاعی نداشته وپسره لحظه اخرتهدیدش میکنه امادختره جدی نمیگیره تااینکه ۲سال بعددختره به اصراردوستش به یه پارتی شبانه میره و اولین قتل اونجا صورت میگیره
          الان نمیدونم چی بزارم اسم رمانو.

          1. سلام
            یه کاری که می‌تونید بکنید اینه:
            یکی از دیالوگ‌های کوتاه و جالب کتاب رو به عنوان اسم کتاب انتخاب کنید.

            1. الان که تقریبا یه جاهاییشو نوشتم ودقیقا دیالوگ تهدید پسره رو باکمی تغییرگذاشتم اسم رمان
              (کسی نخواهدماند)

  39. سلام ببخشید من هم یک راهنمایی از شما میخام رمان من در جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده و در اون پسر قصه ک داره اقدامات خراب کارانه علیه روس ها انجام میده توسط پسردایی عشقش که دادستان ارتشه دستگیرر میشه تا خودش به اون دختر برسه و دختر هم بخاطر نجات جون اراز(همون پسر) ازدواج می کنه و…. خیلی طولانیه و اخرش اون دادستان میمیره و این دختر پسر به هم میرسن
    خب بنظرتون
    اسم خود دختره رو بزارم (پناه)
    یا سناتور یا استوار؟
    یا خیال پرواز

  40. سلام. در حال نوشتن رمان غمگین و عاشقانه هستم، ک داستان زندگی خودم هست، و بر اساس واقعیته، دختره (خودم) عاشق مردی شدم ک 10 سال ازم بزرگتره، آرمیا(عشقم) هم عاشقم میشه و با اجازه ی پدرم یه صیغه محرمیت میخونیم تا آشنایی بیشتری داشته باشیم، و به هم قول ازدواج میدیم و کلی کارای عاشقانه انجام میدیم برای عاشق کردن طرف مقابل، که بعد از 1 ماه آشنایی آرمیا میره سوریه و 2 ماه بعد (مرداد) به شهادت میرسه و دختره میمونه و کلی خاطره، و تصمیم میگیره دیگه هیچ وقت ازدواج نکنه:)
    حالا کدوم یکی از این اسم ها برای رمانم خوبه:)؟
    قلبی که در آغوشت به جا ماند:)؟
    به یاد تو:)؟
    خاطرات تو:)؟
    غروب دلتنگی:)؟
    به وقت دمشق:)؟

    1. درود
      در انتخاب اسم بهترین راهنما حس خود نویسنده‌ست، چون شما به کلیت اثر آگاهی بیشتری دارید.
      این اسم‌‌ها همه تکراریه، جر آخری که شاید البته برای اثر شما چندان جذاب نباشه.
      باز هم فکر کنید.

  41. سلام من دارم رمانی مینویسم راجب دختری که عاشق پسری بوده که بهش خیانت میکنه همینجوری که سعی در فراموش کردنش داره استاد دانشگاهش پیشنهاد ازدواج میده و بعد از گذشت هزاران تا پیچ بالاخره دختر راضی میشه تا به استادش جواب بله بده اما در همون موقعی که به استادش دل میبنده عشق سابقش میاد پیشش و بهش میگه همه اینها یک سو تفاهم و شایعه بوده اما دختره بعد از کلی ماجرا تصمیم میگیره با استادش ازدواج کنه
    منم خیلی فکر کردم راجب اسم رمان اما چیزایی که به ذهنم رسید و نوشتم جالب نبودن بنظرم موضوع از همه چیز مهم تره اصلا موضوع جالب باعث میشه که کسی شروع به خوندن اون رمان کنه خواهش میکنم کمکم کنین میشه با توجه به چیزهایی که گفتم شماهم چند موضوع بگین
    نظر انتخابی من دریا یا ساحل ارامش هست چون استاد توی ساحل دریا از دانشجوش خاستگاری میکنه
    اما این اسمی نیست که خواننده رو برای خوندن رمان به وجد بیاره

    1. درود
      اسمی که گفتید تازگی نداره.
      به خود اثر توجه کنید. خودش اسم رو به شما می‌گه.
      به نکاتی که در متن این پست گفته شده توجه کنید.
      به اسم بقیه‌ی کتاب‌های توجه کنید.
      فهرستی از حداقل صد اسم برای کتابتون بنویسید.
      این کارها رو برای رسیدن به یه اسم خوب دست کم‌ نگیرید.

        1. درود
          خیلی طولانیه و سخت خونده می‌شه.
          البته این به این معنی نیست که عنوان طولانی بده. عنوان می‌تونه بلند باشه اما باید قشنگ و خوشخوان باشه.

  42. سلام من میخوام یه داستان کوتاه در مورد گذر زمان بنویسم. به نظرتون عنوانش چی باشه خوبه؟

    1. سلام
      اسم داستان رو اینطوری نمی‌شه انتخاب کرد.
      همونطور که در این مطلب گفته شده، اسم باید از دل خود نوشته بیرون بجوشه.

      1. من داستانم آینه یه زن تو یه جنگل از این خونه جنگلیه مثل خونه ویلایی کوچیک زندگی میکنه میخواد از طریق نوشتن پول در بیاره بده دکترا که خواهرشو که مریضه و تو کماست درمان کنن بعد یه چوپان اونجا هست و یه زن پیر که تنها نباشه ولی آخر خواهرش میمیره و قبول میکنه که رفته و میره پیش فرد دیگری زندگی میکنه در آخر هم لباسی که خودش برای خواهرش دوخته بود رو توی دریا رها میکنه یه اسم پیشنهاد بدید لطفا

        1. درود بر شما
          برای انتخاب اسم یک کتاب باید به کل محتوای اون کتاب دسترسی داشته باشیم، و اصولن نویسنده‌ی یک کتاب بهتر از هر کسی می‌تونه این کارو انجام بده. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم وقت بذارید و فهرستی ۴۰-۵۰تایی از عنوان‌ها بنویسید و بعد از بین اون‌ها یکی انتخاب کنید. برای بهتر انجام دادنش می‌تونید فایل صوتی کارگاه کتابنام رو هم تهیه کنید.
          برای اطلاعات درباره‌ی دوره با پشتیبانی مدرسه در تلگرام در ارتباط باشید:
          @nevisandeganim

  43. سلام، خسته نباشید؛ ایده و راهکار بسیار کمک‌کننده‌ای بود؛ ممنونم از شما!

    1. سلام
      من یک رمان درباره ی آتوسا (شخصیت اصلی) هست که پدرش که با مادرش ازدواج میکنه مادر آتوسا وقتی که آتوسا به دنیا میاد بعد از دو سال توسط مردی ناشناس کشته میشه(که بعدا می‌فهمند کیه از روی تتوی دستش)
      مادر آتوسا زن فوق‌العاده مهربون و خوش قلبیه و آتوسا هم اخلاق هاش به مادرش رفته
      از طرفی پدر آتوسا رئیس یه باند بزرگ مافیاس و مردی خشن و عصبانیه و بعد از مرگ مادرش حسابی قلبش شکسته و عصبانی تر هم شده و حسابی به آتوسا گیر میده
      یک روز دختری وارد زندگی آتوسا میشه و زندگیش خیلی عوض میشه
      آتوسا عاشق اون دختره میشه و بعد کلی ماجرا بالاخره به هم میرسن

      میشه یه اسم پیشنهاد بدی لطفا

  44. سلام ،دارم یه رمان می‌نویسم اسم خاصی تا الان براش پیدا نکردم Zeanab1806
    این نام کاربری من در شاد جهت خواندن رمان و نظر بدین برای اسم رمان

    1. درود
      از ایده‌هایی که در همین مقاله پیشنهاد دادم برای انتخاب عنوان استفاده کنید.
      راستی، آیدی شما اشتباهه.

    2. سلام خسته نباشید
      من یه رمان دارم می‌نویسم که درباره تاریخ ایران باستانه
      ولی نمی‌دونم چه عنوانی براش انتخاب کنم چون کتاب‌های زیادی درباره تاریخ نوشته شده اگه میشه راهنماییم کنید.

      1. سلام فاطمه عزیز
        راستش اینجوری نمی‌شه نظر داد.
        کتاب رو کامل کنید، بعد آثار این حوزه رو هم بررسی کنید و با مشورت با ناشر به نتیجه برسید.

  45. سلام اقای کلانتری
    من داستانی رو نوشتم در مورد دختری به نام رویا که در تولد ۱۸ سالگی اش وارد مساعل عجیبی میشه و از قدرت های ماورایی خودش با خبر میشه و فراز نشیب های این داستان شیرین و تلخ و ترسناک داره که این داستان رو جالب جلوه میده
    اما نمیدونم اسمش چی باشه لطفا راهنماییم کنید 🤗

    1. سلام هستی عزیز
      با روشی که در همین پست امتحان شده سعی کنید آزادانه 50 تا 100 تا عنوان بنویسید، بعد یکی رو انتخاب کنید.

  46. سلام جناب کلانتری …. من دارم رمان پلیسی و انتقامی مینویسم اسم هم انتخاب کردم (انتقام) فقط اگه میشه بگید چجوری هیجانیش کنم میخوام هیجان بالایی داشته باشه و خوانتده رو جذب کنه
    ممنون میشم بگید 🙏🙏🙏
    و یه سوال دیگه من حدود ۱۴ سالمه و این اولین رمانمه اگه تموم شد مبشه انتشار کردش ؟؟؟
    بازم ممنون میشم جواب بدید

    1. ببخشید جناب کلاتنری اگه میشه زودتر جواب بدید اخه چندین بار فرستادم نمیدونم الان اومده یا نه ؟

    2. سلام فاطمه عزیز
      هیجان‌آفرینی در داستان چیزیه که شما با مطالعه و تجربه بهش می‌رسید. فرمولی نداره که بشه در یک کامنت ارائه کرد.
      تا می‌تونید داستان بخونید، داستان‌های خوب. و توجه کنید که اون‌ها چطور هیجان ایجاد می‌کنن.
      اما برای انتشار هم عجله نکنید، بهترین کار اینه که اول کاراتون رو تو اینترنت منتشر کنید.

    3. سلام وقت بخیر.
      من داستانی کاملا فانتزی نوشتم و اسم تمام شخصیت هام معنی خاصی دارن و خوب من براساس مانهوا ها داستانم رو نوشتم البته تصویری نیست ولی خب از نظر من و یک چند نفر که خوندن خوب شده
      و خب برای اسم داستان مشکل دارم چون مانهوا ها خیلی خیلی خیلی کم از اسم شخصیت اصلی برای اسم کل داستان انتخاب میشن و منم نمیخوام اسم شخصیت اصلیم رو بگذارم چیکار کنم؟

  47. سلام ، من میخوام یه داستان کارآگاهی بنویسم ، درباره حل پرونده های جنایی به دست دو کارآگاه خبره به اسمای جیسون و رز ، تقریبا همچی داستان درسته ولی نیاز به اسم دارم ، شما پیشنهادی ندارین ؟.

    1. سلام نگار عزیز
      در این مرحله اسم چیز مهمی نیست.
      شما روی اصل داستان تمرکز کن، اسم بالاخره خودش سر و کله‌ش پیدا می‌شه.

  48. سلام ببخشید من یه سوال دارم ؟؟
    من دارم یک رمان با ژانر انتقام و پلیسی مینویسم ولی میخوام یه جوری هیجانیش کنم چیکار کنم
    اسم رمان انتقام هستش چون کلا درمورد انتقام گفته میشه و شخصیت داستانم نه خلافکاره و نه پلیسه ولی با پلیس همکاری میکنه
    خواستم بدونم حداقل رمان ها چند صفحه باید داشته باشند و اینکه اگه میشه یه توضیح در مورد اینکه چجوری هیجانشو بالا ببرم چون میخوام خواننده رو جذب کنه
    ممنون میشم توضیح بدید 🙏🙏🙏

  49. ببخشید من یه سوال دارم من دارم یه رمان رو کامل میکنم یه رمان با ژانر عاشقانه که دمورد اینه که یه دختر به اسم سارا عاشق دوست داداشش سامان میشه و بعد از چند روز میره به سامان میگه سامان هم اونو رد میکنه و میره تهران این دختر هم با تلاش دوستش میفهمه اون حس حس عادت بوده و یه روز تو راه کلاس زبانش به یه دختر میخوره و اون دختر اونو میبره تو اموزشگاه و اونو در مدت چند ماه عاشق یه پسر به اسم مهدی میشه و اون پسر هم عاشق سارا میشه و حالا خانواده مهدی میان خواستگاری ولی خانواده سارا قبول نمیکنند چون خانواده مهدی مذهبی بودنند و سارا و مهدی سر یه تصمیماتی فرار میکنند و بعد ۲۰ سال یه پسر به اسم رامین و یه دوقلو به اسم ارمین و ایدا میاردند
    بعد ببخشید میخوام بدونم خوبه رمانم و اسم رمان رو گذاشتم (فرار به خاطر عشق) خوب هستش میشه بگید؟؟؟

    1. سلام
      خوبه.
      ولی پیشنهادم اینه که به چند تا عنوان دیگه هم فکر کنید.

  50. سلام جناب کلانتری. وقت به خیر …ممنون که جواب دادید.مجموعه قصه من رو خانم سمانه شجاعی ویراستاری کردند نمی دونم ایشون رو میشناسید یا نه! این هم اسم 12تا قصه ای که از پدر و مادر بزرگم جمع کردم ومناسب سنهای 8تا 10 ساله است:1. جشن آبریزان

    2. مارو سکه های طلا
    3. گوش شتر
    4. دیو تاریکی
    5. طلا ونمک
    6. سلام مسلام
    7. جشن گل پاشان
    8. درویش ساحرو شاهزاده
    9. دوستی بزغاله و کره خر
    10. گوساله و پیرزن
    11. گل خندان
    12. سیتارا
    جایی که من زندگی می کنم دشت وچمنش معروفه و تو شروع قصه ها هم به دشت اشاره کردم رو همین مبنا نمی دونم درسته که رو دشت تاکید کنم.اسم هایی که به نظرم خوب میاد اینها هستند:افسانه های دشت- قسه بابای قصه گو- دشت 12 رنگی- قصه های دشت و دمن- یک قندان قصه – قصه های دشت – قصه بومی دشت من – قصه گل خندان – قصه های عامیانه در گوشه ای از یک دشت – آواز کوچک دشت و…ممنون میشم یه اسمی پیشنهاد بدید چون فقط تصویر گری مونده تا توی انتشارات توی سمنان چاپ بشه انشالله.خدا خیرتون بده که وقت می زارید ***باتشکرات فراوان***

    1. فکر کنم پیام شما رو خیلی دیر می‌بینم ولی این اسم‌ها اغلب خوبن.
      من از «یک قندان قصه» خوشم اومد. دربارۀ «سلام مسلام» هم کنجکاوم.

  51. سلام جناب کلانتری روزتون به خیر.
    واقعیت من یه 12تا قصه که بچگیام از پدر بزرگ ومادر بزرگم شنیدم رو تو یک مجموعه جمع آوری کردم .جایی که زندگی می کنم دشت هستش میشه اسم مجموعه قصه ام رو از این موضوع بردارم یا شما خواهشا یه پیشنهادی بدید…چندتا اسم هم انتخاب کردم میشه شما راهنمایی کنید.باتشکر

    1. سلام. روز به خیر.جناب کلانتری بزرگوار من توضیحات بیشتر و اسم هایی که امر کردید رو فرستادم ایمیل تون.اشکالی نداره ممنون میشم توی ایمیل راهنمایی کنید. باتشکر.

  52. سلام و خسته نباشید میگم بابت مطالب خوبی که در این سایت گذاشتید ، سوالی درمورد اسم رمان خودم داشتم ، موضوع رمان من روایتی از دوران کودکی تا پیری قاتلی هستش فراز و نشیب های بسیاری در طول زندگیش براش اتفاق می افته مثل خیانت ،رها شدن و مرگ عزیزانش و همیشه در سفر و جایی برای موندن نداره ولی بلاخره در اواسط داستان اون جایی رو پیدا میکنه که بعد از سال ها میتونه خونه صداش کنه و بلاخره دست از زندگی قبلیش بکشه ولی اینبار باید از این خونه محافظت کنه و با چالش های جدید روبرو میشه ، با اینکه چند سال که دارم روی این داستان کار میکنم ولی هنوزم نتونستم اسم مناسبی براش پیدا کنم ،اگر در این مورد کمکی به من بکنید ممنون میشم. منتظر جوابتون هستم ،با تشکر .

  53. سلام.
    یه داستانِ کوتاه رو شروع کردم؛ یه داستان اخلاقیه با ژانر اجتماعی؛ برای تایپش باید اسم انتخاب کنم.
    ایده‌ی داستان متفاوته و تاحالا جایی ندیدم؛ البته یه کتاب درموردش هست ولی چون خیلی ادبیه و به صورت داستان نیست، این ایده به ذهنم رسید که داستانش کنم.
    ولی حالا مشکلم انتخاب اسمه -.-
    چون ایده جدیده و متفاوته حیفم میاد اسم خوب براش نذارم؛ ولی مشکلم اینجاست اصلا نمی‌تونم اسم انتخاب کنم.
    موضوعِ کلی چهار قوه‌ی نفس هستش؛ ولی هیچی به ذهنم نمیاد.
    می‌تونید کمکم کنید؟

      1. بله ممنونم؛ همون موقع با مشورت ناظرم اسم “چهار مرکب زندگی” انتخاب شد براش.

  54. سلام
    خسته نباشید
    چند تا سوال داشتم که واقعا احتیاج دارم
    اول اینکه چه ژانری محبوبیت بیشتری داره و میتونن زود به اوج برسه؟

    دوم / نظر شما در مورد رمان فانتزی چیه ؟اصلا فانتزی خوبه؟ و میشه آیا با یک ژانر دیگه مثلاً تخیلی آمیخته اش کرد؟ میشه قسمتیشو با واقعیت بنویسیم

    سوم/ رمان فانتزی چطور میتونم به یک فیلم ساز یا کارگردان نشون بدم ؟ چون طوری است که برای فیلم است و احساس میکنم با پیدا کردن و نوشتن موضوع جذاب و توی دید میتونم محبوبیت فراوانی پیدا کنم و اونو به فیلم تبدیل کنم مثل ارباب حلقه ها

    1. پسرک عزیز
      یه جملۀ معرفی هست تو این مایه‌ها:
      «موضوع بد وجود نداره، اما نویسندۀ بد چرا.»
      هیچ ژانری نیست که بتونه موفقیت تو رو تضمین کنه. این خلاقیت و تلاش توئه که می‌تونه باعث موفقت تو در یک ژانر بشه.
      دربارۀ سوال دومت شاید بهتر باشه با با نویسندۀ وبلاگ‌های زیر صحبت کنی:
      مبینا اهل ایمانی
      محدثه ظریفیان
      و در پاسخ به سوال سوم:
      فعلاً روی نوشتن تمرکز کن. بعداً این چیزا خود به خود برات روشن‌تر می‌شه.

  55. سلام، وقت به‌خیر.
    من یک دلنوشته نوشتم و در انجمنی به اشتراک گذاشتم و در کنارش هم دنبال یک حمایت‌کننده یا ناشر می‌گردم که بتونم دلنوشتم رو چاپ کنم؛ شما کسی رو سراغ ندارید؟
    ممنون میشم اگر بگید💚

  56. سلام من یه رمان ترسناک دارم مینویسم درباره یه جنگیره و ولی تو اسم شخصیت هاش مشکل دارم نمیدونم چی بزارم مثلا میگن اسمای خاص بذاریم جالب تره ولی از اسمای سوسولی اینجوری بدم میاد بزارم منطقی هم نی که تو هرچی کتاب که میخونیم اسمشون بین بقیه خاص باشع

  57. سلام
    من حدود دو سالی میشه که می نویسم و به نوشتن هم به شدت علاقه دارم اما تا به حال فقط داستان کوتاه و متن های ادبی و عاشقانه نوشتم . چند باری شروع به نوشتن رمان کردم اما به دلیل اینکه مدام ایده های بهتری به ذهنم خطور می کرد از نوشتنش منصرف می شدم . الان مشغول نوشتن یک رمان هستم که من خودم ایده ش رو دوس دارم و ژانرش هم عاشقانه / غمگین هستش . در مورد یه پسری به اسم کوهیار که چند ماهی میشه دچار اعتیاد شده و رها ” همسر کوهیار ” از این موضوع اطلاع داره اما عشقی که بین رها و کوهیار وجود داره بسیار آتشینه . داستان از شب تولد ماهور ” بچه ی رها و کوهیار” شروع میشه ، قبلش رها به کوهیار گفته بود که اگر عمل موفقیت آمیز نبود نباید ماهور رو پیش خودش بزرگ کنه و تا وقتی که ترک نکرده به ماهور هیچ چیزی نگه . ماهور سالم به دنیا میاد اما رها…
    هشت سال میگذره و در این مدت کوهیار هم ترک می کنه و هم یک شغل مناسب پیدا می کنه و البته ماهور هم پیش پدر مادر کوهیار بزرگ میشه . روز تولد هشت سالگی ماهور که سیزده آذر هست کوهیار متوجه میشه که چند ماهی ست ماهور سرطان خون گرفته و از اون به بعد هر هفته شنبه ها به ملاقات ماهور میره و خودش رو یکی از بیمار های اونجا معرفی میکنه . بعد از مدتی که میگذره کوهیار با ماهور رابطه خوبی برقرار می کنه اما ترس از اینکه ماهور اون رو به عنوان پدرش نخواد باعث میشه که هویت اصلیش رو به ماهور نشون نده که البته این هدف اصلی من از نوشتن این رمانه . متاسفانه ماهور نه از طریق شیمی درمانی و نه پیوند مغذ و استخوان حالش خوب نمیشه و توی یکی از شب های زمستان ….
    کوهیار هم که دیگه نمی تونه تحمل کنه همون شب به وسیله خوردن دارو خود کشی می کنه .
    ببخشید که یکم طولانی شد ، می خواستم اولا ببینم که ارزش نوشتن رو داره یا نه چون تقریبا به نصفه هاش رسیدم و دوما اینکه من یه مشکل دارم و اون اینه هر کتابی که می خونم به طور ناخودآگاه قلمم مثل اون نویسنده میشه و برای همین رمانم بی نظم شده آیا این مشکل توی ویرایش کردن بر طرف میشه ؟ و البته به نظر خودم جذاب نیست آیا این به خاطر اینه که چون موضوعش برام تکراری شده ست ؟
    خیلی ممنون از مطلب مفیدتون ، ممنون میشم که راهنمایم کنید .

  58. سلام وقت بخیر
    ببخشید من میخواستم برای داستانم یه نام انتخاب کنم که بهش بیاد
    داستانم در مورد پیامبر ص هست می‌خوام چیزی باشه که معلوم نباشه داستان در مورد چی هست و داستان رو لو نده . یه نام پنهان که کسی ندونه در مورد پیامبر هست و بعد خواندن داستان متوجه بشه . داستان هم در مورد مهربانی و کمک کردن پیامبر به مردم هست . لطفا راهنماییم کنین چه جور اسمی انتخاب کنم. ممنون میشم پاسخ بدید 🙇.

  59. سلام خسته نباشید من در انتخاب نام رمانام همیشه مشکل داشتم یه نام مطلوب که به دلم بشینه هیچ وقت پیدا نکردم یه رمان با ژانر جنایی پلیسی! خیلی دنبالشم که مرتبط با فساد و بی‌عدالتی باشه

    1. سلام من میخوام یه رمان ترسناک و معمایی بنویسم ولی نمیدونم کتابی بنویسم یا غیر کتابی ،کتابی که مینویسم نمیتونم داستانو خوب ادامه بدم ؛اولش غیر کتابی بنویسم بعد کتابی کنمم جالب نمیشه
      الان نمیدونم چطوری کتابی بنویسم یا غیر کتابی؟

      1. سلام
        اول همونجوری که راحت هستید بنویسید. بعد می‌تونید ویرایشش کنید.

    2. اسم های خیلی زیادی میتونی بزاری :
      ارتکاب یک جرم ، جرم آتش افروزی ، کشف جنایت ، موج گسترده‌ای از جنایت ، لغزش

      اگه راجب دزدی هس : سرقت پول

      اگه راجب قتله : قاتل زنجیره ای

      و خیلی چیزای دیگه…:)

  60. سلام. من میخوام یه داستان علمی تخیلی دخترانه بنویسم… ولی با اینکه زیاد داستان مینویسم نمیدونم چه اسمی انتخاب کنم.با اینکه به روشتون عمل کردم اما نتیجه ای نگرفتم.میشه کمکم کنید ممنون

    1. سلام زهرای گرامی
      به فعلاً زیاد به خاطر اسم خودتون به فشار ننداز.
      تو سال‌های ابتدایی کار بهتره تمرکز ما روی اصل داستان باشه.
      مطمئن باشه داستان خوب، با یه اسم متوسط هم شانس درخشش داره، اما داستان بد با بهترین اسم دنیا هم راه به هیچ جایی نمی‌بره.

  61. سلام خیلی ممنون بابت مطلب مفید بود. من الان دارم سومین داستانم رو مینویسم و می‌خوام برای داستان چهارمم یک داستان عاشقانه بنویسم. من برای اولین بار میخوام داستان عاشقانه بنویسم برای همین توی انتخاب اسم مشکل دارم. در داستان های قبلی خیلی راحت تونستم اسم انتخاب کنم و ازشون راضی بودم اما توی این داستان زیاد مطمئن نیستم. اگه میشه لطفا راهنمایی کنین.

    1. سلام
      به نظرم با به پایان رسوندن داستان، اسم هم خودش رو نشون میده.
      اول داستان رو کامل کنید، بعد اگر اسم شکل نگرفت، از روش‌های معرفی شده در این صفحه برای انتخاب اسم استفاده کنید.

    2. سلام شبتون بخیر 🌸
      کامنت شمارو دیدم خواستم خسته نباشید بگم ، و اینکه میشه لطف کنید اولین بار ک داستان نوشتید از چه موضوعی انتخاب کردین و اینکه بازخورد داشت

  62. سلام من دارم یه رمان رو شروع میکنم که عاشقانس و حدودا روان شناسی هم توش دخیل داره ولی تو انتخاب اسمش موندم

    1. سلام مبینا جان
      اول کتاب رو کامل بنویسید، بعد با استفاده از روش‌هایی که تو همین صفحه معرفی شده روی انتخاب اسم کار کنید.

  63. سلام. من دارم تازه شروع میکنم به نوشتن یه رمان. ولی خب نمیتونم یه موضوع خوب پیدا کنم. من یه رمان دیگه قبل از این نوشتم به اسم درما. نمیدونم چرا 😐😐 ولی تا به پارت 60 رسیدم انگار ازش بدم اومد و به کلی پاکش کردم. به نظرم اسمی که برای رمانم انتخاب کرده بودم خواننده رو وادار به خوندن نمیکنه و به داستانم مربوط نمیشه برا همین ایندفعه دارم سعی میکنم یه اسم خوب برای رمانم انتخاب کنم. من دارم حروف الفبا رو بررسی میکنم که شاید از بینشون یه موضوع خوب پیدا کردم به نظر شما میتونم با این راه حل جلو برم؟ من همیشه یه کاغذ و خودکار کنارمه که شاید موضوعی به ذهنم برسه و داخلش مینویسم.
    ژانر های رمان جدیدم: عاشقانه. پلیسی و انتقام هست.
    ولی هنوز به هیچی نرسیدم 🙄🙄🙄
    بعد به نظر شما من میتونم رمانمو برای دیگران مثلا دوستام ارسال کنم و نظر اونارو بپرسم یا نه اینکار اشتباهه.
    تازه من یه مشکل دیگم اینه که نمیتونم داستان رو هیجانی کنم. مثلا میتونم یه دختر رو خیلی شیطون و شوخ نشون بدم ولی وقتی به دعوا میرسه من نمیتونم توی متن اون دعوا رو توضیح بدم. چکار کنم؟

    1. سلام
      اسم چندان مهم نیست در این مرحله. بهتره تمام تمرکزتون روی اصل داستان باشه.
      برای ایجاد هیجان هم چاره‌ای ندارید جز اینکه تا می‌تونید کتاب بخونید تا ببینید نویسنده‌های دیگه چطور از پس این کار براومدن.

    2. سعی کن کتاب‌های دعوایی زیاد بخون و ببین چطوری توصیف می کنند یکم سخته ولی میشه

  64. سلام من دارم به تازگی یه رمان شروع میکنم یعنی قبلش یکی نوشتم و اسمش رو گذاشتم درما. نمیدونم چرا 😐😐 ولی ازش زیاد خوشم نیومد و به کلی حذفش کردم. الان یه رمان تازه شروع کردم نمیدونم اسمشو چی بزارم یه رمان با ژانر عاشقانه ، انتقام، پلیسی
    تا الان چند تا اسم پیدا کردم ولی هم رمانش هست و هم اینکه خواننده رو وادار به خوندنش نمیکنه.
    حالا به نظرتون چه کار کنم تا بتونم یه موضوع خوب پیدا کنم؟
    من حروف الف با رو نوشتم و دارم سعی میکنم از بین حروف یه موضوع جذاب پیدا کنم ولی نمیشه

  65. سلام من دنبال اسمی برای رمانم که باژانر سوار کاری و عاشقانه است پیدا کنم.
    برای پیدا کردن اسم رمان های سابقم مشکلی نداشتم ولی چون اینمورد سناریو ی خاصه خودش رو داره نمیدونم،ممنون میشم کمکم کنید.

    1. نسیم گرامی
      اسم باید از دل رمان بجوشه.
      تلاش کنید یه لیست پنجاه یا صدتایی از اسامی بنویسید. بالاخره یکیش خوب میشه.

  66. سلام. من یه رمان با ژانر عاشقانه پلیسی دارم می‌نویسم
    اسمی که براش انتخاب کردم به نظرم اصلا جالب نیست. این تکنیکی که شما گفتید رو هم امتحان کردم. ولی به نتیجه جالبی نرسیدم

  67. سلام
    من غزاله ظاهری صابر هستم.
    کلاس هفتم.
    زیاد به رمان خواندن و نوشتن رمان علاقه ی خاصی دارم.میخپام شغل دومم نویسندگی باشه.
    چند وقته ک یک رمان نوشتم و
    دختر پسر داخل رمانم
    از یک رنگ خاصی خوششون میاد
    دختره از رنگ آبی و پسره از رنگ قرمز در واقع منظورم همون استقلال و پرسپولیس هس.
    و از اونجایی ک رنگ قرمز و آبی رو با هم مخلوط کنند بنفش به دست میاد .
    میخواستم اسم رمان و عشق بنفش بزارم ولی …
    دیدم که همچین اسم رمانی وجود داره میخواستم اگه میشه یک اسم رمانی بگید ک داخلش بنفش داشته باشد.
    رمانم تخیلی و عاشقانه است.

    1. سلام غزاله عزیز
      عیبی نداره اگر اسم رمان شما تکراری باشه.
      اگر حس می‌کنید همین اسم خوبه بذارید سر جاش بمونه.

  68. سلام من دارم یک رمان می نویسم ژانر ترسناک و معمایی ولی نمی تونم اسمش رو انتخاب کنم
    اگر خلاصه رو به تون بگم می تونید کمکم کنید؟

    1. فاطمه عزیز
      با ارائه خلاصه یک داستان به دیگران نمیشه دربارۀ اسم رمان نظرخواهی کرد.
      بهتره از تکنیکی که توی همین مطلب ارائه شده برای انتخاب اسم استفاده کنید.

    2. سلام و عرض ادب
      من خیلی دوس دارم قسمتی از کتابتون رو بخونم چون خودم هم دارم یه چیزایی می نویسم و میخوام برای شاید کسب تجربه و یادگیری بیشتر ببینم نگارش شما چطور هستش، البته شاید دوس نداشته باشین بفرستین که موردی نداره اگه هم احیاناً تمایل داشتید که چند صفحه شو برام بفرستید بگید
      ممنون

      1. سلام .من دارم یک رمان می‌نویسم اما نمیتونم براش اسمی انتخاب کنم و خلاصه داستان اینه که:
        داستان رمان درباره یک دختر ساده و زیبا و مهربان به اسم ستاره است که دریک خانواده سمی بزرگ شده و به دنبال راه خلاصی از دست خانواده و فامیل های سمی اش میگرده که در این بین با یک پسر آشنا میشه که زندگی ستاره رو دگرگون می‌کند .
        با این وجود من باید اسم رمانم رو چی بذارم؟

        1. خود «ستاره»‌ هم خوبه برای عنوان. یا حالا ستاره در ترکیب با کلمات دیگه.

    1. یه زبانزده، ضرب‌المثل هم میشه بهش گفت.
      همینو تو گوگل سرچ کنید به ریشه‌هاش می‌رسید.

  69. سلام. ممنون از مطلب ازرشمندتون. من در اين مطلب چندبار با اصلاح دكمه ى كت دوختن! برخوردم، اما به طور دقيق متوجه منظورتون نشدم. توى گوگل هم سرچ كردم اما همچين اصطلاح يا كنايه اى رواج نداره گويا. برام جالب اومد و خودش منو براى انتخاب عنوان كتابم به چالش كشونده. ممكنه بيشتر در مورد اين اصطلاح توضيح بدين؟ “ناگفته نماند كه حدس زدم براى راه كارهايى كه به بن بست ميخورند و ديگر به درد نميخورند به كار ميره”

    1. نه ستاره عزیز
      ببین خیلی ساده‌ست ماجرا.
      مثلاً تصور کن تو دونه از این سگ‌های عروسکی داری که معمولاً رو داشبورد می‌ذارن. اما ماشین نداری، حالا فرض کن برگردی بگی چون این عروسک رو دارم پس باید حتما برم یه ماشین هم بخرم که اینو بذارم روی داشبورد. برای دکمه کت دوختن هم چنین چیزیه. یعنی طرف فقط یه دکمه داره میگه بذار براش یه کت بدوزم که ازش استفاده کرده باشن.
      حالا فکر می‌‌کنم ربطش به موضوع اصلی این پست روشن شده باشه.
      گاهی ما فقط یک اسم داریم که براش یک داستان می‌نویسیم.

    2. من اسم های رمان به شما معرفی می کنم:
      ترسناک:درپی زامبی های شهر_ خانه وحشت_ شبی در خانه تنها بودم
      کمدی: مغازه هندوانه_باران نارگیلی_ مردمی با لب خندان_
      عاشقانه:شعله های عشق_تنها یار زندگی_ در پی تو

  70. من مهسا هستم رمانی با ژانر انتقام و عاشقانه می‌خوام بنویسم ولی اسم خوبی نمیدونم لطفا راهنمایی کنید تو انجمن رمان های عاشقانه می‌خوام بنویسم چون اونجا زیاد گیر میدن می‌خوام اسمش عالی باشه

    1. مهسا جان
      همین چیزایی که تو متن این پست هست میتونه بهتون کمک کنه.

  71. چرا جدیدا کتاب ها رو به نام شخصیت اصلی نامگذاری نمیکنن؟؟ منظورم مد بودن و اینها نیست…

    1. چرا نمی‌کنن؟
      هر روز هزاران هزار کتاب چاپ میشه تو دنیا.

  72. سلام و خسته نباشید راستش بنده رمان زیاد میخونم و کتاب هایی مثل بادبادک باز و خاطراتی زیاد مطالعه کردم و حالا میخوام خودم داستان یا رمان با ژانر زندگینامه هنری یا شاید هم سفری باشه الان دنبال یک اسمی جالب میگردم تا هم زیبا باشهو هم به داستان بیاد داستان هم کمی رسمی نوشته میشه

  73. سلام من مجموعه از داستانای عاشقانه نوشتم ۳۰ تا داستان شده تاحالا داستان کوتاه براهرکدوم از داستانا اسم انتخاب کردم فقط نمیدونم چطور یه اسم کلی انتخاب کنم براش لطفا راهنمایی کنید.

    1. سلام من رمانی با ژانر انتقامی می‌خوام بنویسم ولی اصلا هیچی به ذهنم نمی‌رسه دوتا اسم تو ذهنم اومد یکی انتقام بزرگ یکی تقاص سخت ولی من خوشم نمیاد

  74. سلام من نادیام و در حال نوشتن رمانی غمگین و عاشقانه هستم داستانش در مورد یک دختر دل مُرده و بی احساسه به اسم دلسا که بعدها دو پسر وارد زندگیش میشن و…
    هنوز نتونستم اسم خوبی براش پیدا کنم دوتا پیدا کردم اما به نظرم زیاد جالب نیستن یکی ملکه‌ی بی احساس یکی عشق بی احساس من
    هر دوتاشونم برام خوشایند نیستن شما میتونید کمکم کنید؟

    1. سلام
      همون پیشنهادی که تو این مطلب گفته شده اجرا کنید.
      حداقل 50 تا عنوان بنویسید. بعد به راحتی میشه از بین عناوین یکی رو انتخاب کرد.
      چون من به عنوان کسی که داستان رو کامل نخوندم نمی‌تونم نظری دربارۀ اسمش بدم.

    1. سلام من دارم در مورد یه دختر یه داستان مینویسم که ژانرش عاشقانه و دوستانه و غمگین و ماجراجویی هست لطفا یه اسم پیشنهاد کنید

      1. دخترک زیبا،دخمل گمشده،نیمهی گمشده ی یک دختر به نام…

        دوست عزیزم همین اسم هارا به شما گفتم شاید خوشتون بیاد.

  75. سلام من میخوام یه داستان بنویسم در مورد یه دختر مو آبی که ژانرش عاشقانه،غمگین و دوستانه است. میشه یه اسم پیش نهاد کنید؟

    1. سلام
      اول داستان رو کامل بنویسید، اسم خودش از دل داستان بیرون میاد.

  76. سلام من میخوام یک رمان تخیلی بنویسم اما نمیدونم اسمش رو چی بگذارم

    1. فاطمه عزیز
      تو همین مطلب نکاتی ارائه شده که می‌تونه به شما کمک کنه.

  77. سلام،من یه رمان دارم مینویسم که در مورد یه پسرو دختره یه دراخر میفهمن که با هم برادر و خواهرن لطفا بهم کمک کنید تا اسم رمانم رو انتخاب کنم=/

    1. فاطمه عزیز
      متن این پست رو بخونید. توش چند پیشنهاد هست که می‌تونه بهتون کمک کنه.

    2. خط موازی
      چون اونطور که تو میگی خواهر برادر هستن نمیتونن به هم برسن درست مثل ی خط موازی

  78. سلام من اسم رمانم و پیدا کردم اما دو نفر دیگر هم همون اسم رو روی اثرشون گذاشتن
    من دیوونه ی اسم رمانم هستم اما حالا موندم چیکار کنم
    میشه راهنماییم کنیین همون اسم باشه یا بگردم دنبال یکی دیگه؟؟

    1. مشکلی نداره پانیذ جان
      اگر خیلی دلبستۀ اسمی که انتخاب کردی هستی همون رو بذار بمونه.

  79. سلام ،من دارم یه داستان ماجراجویی مینویسم اسم مناسب براش پیدا نکردم ، اسم بهم پیشنهاد میکنید ؟؟

    1. درود ملیکا جان
      اسم چیزیه که باید از دل خود اثر بجوشه. بنابراین داستان رو کامل کنید با روشی که تو همین مطلب بهش اشاره شده برای انتخاب اسم وقت بذارید.

  80. سلام
    من تازع شروع کردم ب نوشتن یع رمان
    تا بع الان خیلی کم رمان خوندم
    ولی احساس میکنم تخیلاتم برای داستانای عاشقانه خوب باشع
    موضوع رمانم در مورد زندگی عاشقانه خیلی تلخع یع پدرع ک عاشق یع عشق اشتباه میشع و حاصل اون عشق یع دخترع
    وبعد اتفاقای تلخ و مرگ پدر
    وبعدش از زبون اون دختر تعریف میشع ک بعد اتفاقات بد و سخت یکی میاد تو زندگیش ک همع سختیا براش شیرین میشع
    خودم یع اسم انتخاب کردم ب اسم عشق لعنتی
    ولی میخاستم چنتا اسم خوب برام بگین

  81. سلام
    من یک داستان ماجراجویی و عاشقانه رو توی 2 ماه نوشتم ولی هر چی فکر کردم اسمی به ذهنم نرسید نظرتون چیه ؟

    1. سلام
      تمرین‌های پیشنهاد شده در متن این درس و کامنت‌ها رو انجام بدید، احتمالا به نتیجه می‌رسید.

  82. با سلام خدمت آقای شاهین کلانتری…ببخشید من یک مجموعه داستان نوشتم که مضمونش…اجتماعیه،از افسردگی یک پیرمرد و الزایمرش، عشق بین دو نفر که همدیگر رو تو خواب ملاقات میکنن، مشکلات یک مرد جوان بر اثر عقاید اشتباه خودش، فقر و نبود امکانات،گرسنگی،آرامش و نا ارامی،همیشه برف و باران،سرد و بی روح………..این ها مشخصه های نوشته های منه، بنطر شما چه اسمی رو باید انتخاب کنم….درظم من یک مجموعه داستان دیگه نوشتمه که به تازگی مجوز عاشوار ارشاد گرفته و موضوع کتاب بیشتر گرایش به تقدیر و سرنوشت و صفر تا صد آدمها و تضاد بین آدمها و پولی که سطح مردم رو به چند دسته تقسیم کرده اسمش رو هم گزاشتمه داستانهایی از سرنوشت…

    1. ابولفضل عزیز
      اسم باید از دل متن بجوشه.
      با این داده‌های مختصر دربارۀ مضامین یک داستان نمیشه به اسم رسید.
      از شیوه‌هایی که تو مطلب و کامنت‌ها پیشنهاد شده استفاده کنید تا راحت‌تر به اسم داستان برسید.

  83. سلام من دارم یه رمان مینویسم راجع به دختری به اسم نفس و پسری به اسم ارسام که این آقا پسر داره انتقام کاری که پدر دختر با مادرش کرده رو از این دختر میگیره
    ژانر رمانم عاشقانه / غمگین هست
    هرچی میگردم دنبال اسم چیزی به ذهنم نمیرسه و فقط یه نظر دارم اونم
    نفس انتقام ، نسیم تباهی هست
    به نظرتون جالبه؟ خواننده رو جذب میکنه؟؟؟

    1. باران عزیز
      اسم زیاد هم چیز مهمی نیست.
      در این مرحله تمرکزتون رو بذارید روی اصل داستان.
      روش‌هایی که توی متن و کامنت‌های این پست هست میتونه تو انتخاب اسم کمکتون کنه.
      این تمرینا رو انجام بدید.

  84. سلام خسته نباشید..من دارم یک رمان مینویسم درباره 5 تا دوست …که تازه شروعش کردم به نظر شما اول باید اسم رمان رو انتخاب میکردم یا اینکه بعد از پایان رمان اسمش رو انتخاب کنم؟
    من به صورت ازمایشی اسمش رو گذاشتم g5 یعنی همون 5 تا دختر به نظر شما اسم خوبیه؟
    ژانر رمان طنز . غمگین.عاشقانه

    1. درود فاطمه جان
      این موضوع چندان اهمیتی نداره.
      هم می‌تونید قبلش انتخاب کنید، هم بعدش.
      هزار بار هم می‌تونید عوضش کنید.
      مهم متن رمانه.

  85. سلام آقای کلانتری من ۱۴ سالمه و دارم یک رمان مینویسم با ژانر : طنز/عاشقونه/جنایی
    ۳ تا دخترن که کمی هم شیطونن…
    یکی از دخترارو که شخصیت اصلی داستانه به اسم عسل رو دقیقا با قیافه و اخلاقیات خودم پردازشش کردم…مثلا موهاش پسرونه و وقتی بیرون میره کاملا شبیه پسراست ولی هیچ علاقه ای به پسر بودن نداره و فقط از تیپ پسرونه خوشش میاد…
    یه دختر دیگه اسمش طنازه که با پسرا دوست میشه ولی خوشبختانه هیچ اتفاقی بینشون نمیوفته اون پسرا اونو بخاطر پول باباش ویا خوشگلیش میخواستن و بهش خیانت هم میکردن و طنازهم میدونست و باهاشون کات میکرد، جلوی عسل به خودش قول داده بود قبل از اینکه پسرا بهش خیانت کنن اون بهشون خیانت کنه…
    یه دختر دیگه اسمش نازنینه که روایت خاصی نداره…
    این دخترا با ۳ تا پسر به اسم پوریا و آرمین و رامین آشنا میشن ولی نمیدونن که این آشنایی مو به موش برنامه ریزی شدس…
    یعنی درواقع اون ۳تا پسر مامورهای خلافکار بودن که با دستور از سر دسته شون مامور شدن تا با این دخترا دوست شن و دلشونو بدست بیارن و از اونجایی که پدرای این ۳تا دختر از جَوُنی باهم مُچ بودن قرار داد بزرگ میلیاردی پدراشون با یک شرکت معروف رو بهم بزنن…
    تو این رمان شیطنت های زیادی اتفاق میوفته و عسل متوجه حرکات مشکوکی از طرف اونا میشه و با خودش فکر میکنه که شاید اولین باره باهاشون دوست شدیم من دارم بد فکر میکنم…
    از آتیش گرفتن خونه دخترا از واحد عسل گرفته تا همخونه شدن اونا چون خونه خونه ای که دخترا توش بودن واسه زمان مجردی پدراشونه و اگه اونا بفهمن خییلی ناراحت میشن…
    آرمین کنار دریا تو شمال به طناز با گیتار و آهنگ خودمو یادم میره ابراز علاقه میکنه و رامین هم توی جنگل وقتی که ۶ تایی گمشدن به نازنین با آهنگ دلبر جذاب ابراز میکنه و فقط میمونه پوریا و عسل که پوریا چیزی به عسل نمیگه ولی یه حس هایی داره که واقعیه…
    طناز طبق قولی که به خودش داده بود با آرمین کات میکنه ولی نمیدونه که داره خودشو گول میزنه و هنوز دوسش داره و آرمین هم واقن دوسش داره…
    پسرا از این موضوع که میخوان تو ماشین پدر مادرای دخترا بمب کار بزارن خبر نداشتن واسه همین پوریا که رئیس اون دوتای دیگه بود با سردسته شون دعوا میکنه و هر سه تاشون اخراج میشن و پدر و مادرای عسل و طناز و نازنین بجز مادر نازنین که میره تیمارستان و مادر طناز که وقتی طناز بچه بود مرده میمیرن…
    وقتی میفهمن تو خطرن از خونه خارج نمیشن…
    دزدیده شدن نازنین و بعد عسل،از اونجا داستان از دید پوریا شروع میشه؛دعوای بین طناز و آرمین که آرمین به طناز سیلی میزنه و از خونه میزنه بیرون که بعد خبر دزدیده شدن آرمین هم میرسه…
    عسل وقتی که کتک میخوره میفهمه که پوریا آدمِ خلافکاراست و دلش میشکنه و نمیتونه ببخشدش…
    پسرا قضیه رو به پلیس میگن و اعتراف میکنن….
    بعد از مدت زیادی پارتی برنامه ریزی شده ای میرن که پوریا و طناز به وحید و وحیده که خواهر برادرای دوقلو که دوستع دخترا هستن میگن راه بندازن و تو اون پارتی طناز برای آرمین آهنگ شب که میشه رو میخونه که با هم آشتی میکنن و بعد پوریا آهنگ دوست دارم از محسن یگانه رو میخونه که به هم میرسن…
    ناز نین و رامین هم از اول همو دوست داشتن بدون قهر و این چیزا…
    بعد عروسی پوریا همه چیو به عسل درباره ماموریت و سوتی هاشون رو میگه…
    بعد اینا هرکدوم بچه هایی میارن که درهم و برهم باهم ازدواج میکنن…

    این خلاصه شه که برای شما طولانیش کردم…
    به نظرتون اسمشو چی بزارم؟🙂

    1. سلام فاطمه عزیز
      انتخاب اسم داستان به سلیقه نویسنده بستگی داره.
      اسمشو بذار «ماموریت عاشقانه!»
      😉

      1. سلام آقای کلانتری…من دارم یه داستان توی ژانر تخیلی مینویسم
        داستانش راجب دختری به اسم مرواس که برای یاد گرفتن نیرویی که داره و همینطور فرار از نامادریش (که بنا به دلایلی نیمی از صورتش رو سوزونده) به گله ی مادریش که توی کشور روسیه هست میره و اونجا به مرور زمان به آلفای گرگینه ها علاقه مند میشه و با وجود اینکه اون مرد قبلا زن داشته و یه دختر یازده ساله داره قبول می کنه باهاش ازدواج کنه..
        این وسط هم یه شخصی هست که به طرز دیوانه واری عاشق مرواست و تلاش می کنه با همکاری همسر قبلی جاناتان(شخصیت مرد داستان)نذاره مروا و ولهان به هم برسند..در نتیجه با تهدید جون جاناتان و دخترش سی بل،مروا رو مجبور میکنه یا باهاش ازدواج کنه یا از جاناتان دور بشه..
        بعد از یه مدت،مروا متوجه بارداریش میشه و زنی که این مدت پیشش می مونده،دور از چشم مروا یه روز ماجرا رو به جاناتان میگه..
        و خب تا یه مدتی همه چیز رواله تا اینکه توی جشن ماه کامل،بهشون توسط شخصیت منفی داستان حمله میشه و جاناتان کشته میشه..
        مروا هم برای برگردوندن اون با هادس خدای مرگ جادوش رو و روح یه شخصی معامله می کنه..
        به هر ضرب و زوری که شده جاناتان رو بر می گردونه و در آخررررر…به خوبی و خوشی زندگی می کنن..
        میدونید من دوست دارم اسم داستان هم خاص باشه هم خواننده رو جذب کنه..امیدوارم بتونید کمکم کنید ممنونم

        1. سلام هلیا جان
          داستانت رو خیلی قشنگ و خوب تعریف کردی. بهت تبریک می‌گم به خاطر ذوقی که داری.
          پیشنهادم اینه یک لیست بنویسی حداقل سی تایی از اسم‌ها رو بنویسی و بعد یکی رو انتخاب کنی.
          برای تو که نویسندۀ داستان هستی نوشتن این لیست راحته.
          ضمن اینکه مدتی وقت بذار و به اسامی داستان‌های دیگه توجه کن. ببین بقیه نویسنده‌ها چطور اسم گذاشتن روی نوشته‌های خودشون.

  86. سلام وقتتون بخیر… من یه رمان ژانر طنز نوشتم و الانم یع رمان مافیایی دارم مینویسم .. میخواستم بپرسم چه جور اسمی پیشنهاد میکنید؟ یا مثلا ملعون اسم خوبی هست؟

  87. حریر گیسوان تو طلایی ست

    نگاهت چلچراغ روشنایی ست

    چرا دیگر نمی خندی به رویم

    مگر در جان تو فک جدایی ست

    داستان ما درباره دختری هست، یکمی مشکله عقلی داره،
    اینو تو وسطای رمان خواهید خوند . خخخ دختری شیطون وزیبا ک نظرِ هر کیو به خودش جذب میکنه؛ با شیطنت های ک میکنه نمیدونه همه به چشم نازو عشو میبیننش .اما این دختر… اول رمان یکم سر سنگینه و از خود درگیری هاش خبری نیست.
    دختر ما عاشق یه پسر میشه، ک همه دخترارو به یه اندازه این اقا پسر میبینه ، ولی روزی به دختر خانوم ما پیشنهاد دوستی میده ک ایشونم………
    اتفاقی برای این دختر خانم میوفته ک باعث پنهان کاری تا اخر عمرش میشه البته این موضوع پنهان میکنه از خانوادش، این وسط از این پسر کاملا م__………
    و برای عشق دوباره خودشو اماده میکنه، اما به دلایلی اینا بهم ……..
    و خانوادش برای یه ازدواج دیگه امادش میکنن ک دختر ما نمیتونه جواب رد به به باباش بده بگه من این ازدواج و نمیخوام .
    این دختر شیطون ما با تلاشی ک‌میکنه ، ۲۴ ساعته درس خوندنش تا به هدف رسید و خانون دکتر شد اما مجبور میشه از شهر کاملا دور بشه و دیگه کار نکنه،
    و توی یه روستا زندگی کنه …..
    من ۱ ساله ک دارم این رمان مینویسم ،این خلاصه رمان منه ولی هنوز نتونستم اسمی براش پیدا کنم!
    اقای شاهین کلانتری خوشحال میشم کمکم کنید.

    1. سلام عزیز
      رمان رو که کامل بکنید، اسم رو خود داستان بهتون میگه.
      البته که آشنایی با کتاب‎های دیگه هم خیلی مهمه، چون یاد می‌گیرید که نویسنده‌های دیگه چطور اسم کتابشون رو انتخاب کردن.

  88. استادم بهم پیشنهاد داده. یه اسم براش بزارم ک تاریخچه داشته باشه ولی من هنوز چیزی پیدا نکردم خوشحال میشم اقای شاهین کلانتری کمکم کنید. با تشکر

  89. سلام سخته نباشید اقای شاهین کلانتری من حدودا ۱ساله رمان مینویسم و اولین رمانمه رمان درباره یه دختر به اسم نفس، ک عاشق یه پسر به اسم پیمان میشه پیمان از نفس سواستفاده میکنه ، نفس ۷روز توی شمال میمونه. وقتی پیمان از نفس سواستفاده میکرده پسر عموی پیمام ،امیر علی به نفس کمک میکنه و نفس این موضوع از خانوادش برای همیشه پنهان میکنه، بعد چند سال نفس پزشک میشه اما به دلایلی ،مجبور میشه دیگه تو بیمارستان کار نکنه و از شهر بره و به یه روز پناه ببره اتفاق های تو یه اون روستا میوفته ک……
    من هنوز نتونستم برای این رمان اسم پیدا کنم استادم میگه، باید اسمی پیدا کنی ک تاریخچه داشته باشه خوشحال میشم کمکم کنید‌.

  90. سلام خسته نباشید ،من نزدیک یک ساله ک رومان مینویسم ولی هنوز اسم خب و جذب مخاطب پیدا نکردم،
    رمان درباره یه دختر به اسم نفس ک عاشق یه پسر به اسم پیمان میشه پیمان از نفس سواستفاده میکنه و پسر عمه پیمان به نفس کمک میکنه تا حالش خب بشه، این موضوع نفس از خانوادش پنهان میکنه، بعد از سال ها نفس پزشک میشه ولی به دلایلی از پزشکی و از خانواده دوری میکنه و به یه روستا میره ……..•

    ببخشید به نظرتون اسمشو چی بزارم؟
    استادم میگه اسمی بزار ک تاریخچه داشته باشه ولی هیچی به ذهنم نمیرسه!
    خوشحال میشم اقای شاهین کلانتری کمکم کنید.

    1. سلام عزیز
      در کل پیشنهاد من اینه که زیاد درگیر بحث اسم نشید.
      بهتره تمرکز شما رو خوب نوشتن متن داستان باشه.

      ضمنا توی همین پست من از راهکارم برای پیدا کردن ایده گفتم. به نظرم بهتره برای اجراش وقت بذارید. شاید نتیجه داد.

  91. سلام من داستانی نوشتم درباره چندین پرنده هستند که میخوان از قفس های ساخته شده فرار کنند بیشتر از این نمیتونم توضیح بدم میشه پیشنهاد بدید چه اسمی مناسبه؟

    1. امید جان
      اینجوری که نمیشه اسم انتخاب کرد.
      با روش‌هایی که تو این صفحه (در متن و کامنت‌ها) پیشنهاد شده، سی چهل تا عنوان برای داستانت بنویس. بعد یکی رو انتخاب کن.

  92. سلام
    من دارم اولین رمانم و مینویسم و اینکه توی چنلم میذارم رمان…

    ژانر رمان :عاشقانه_تقریبا تلخ

    موضوعش در مورد عشق یک.طرفه یه خواهر به شوهر خواهرشه
    که در پایان این دو به هم میرسن
    اسم دختر قصه بارانه‌ست
    هرچی دنبال اسم مناسب میگردم هیچی به ذهنم نمیرسه!!
    یه اسم پیشنها کنین…

  93. من رمانم ترسناکه اما هر چقدر فکر میکنم اسم مناسبی براش پیدا نمیکنم
    چه کنم!؟؟؟

  94. سلام
    من درحال نوشتن رمانی هستم
    به نظرتون اسم رمان من سرو کوهی باشه چطوره؟
    چون هم معنی اسم شخصیت الی من همینه و هم مثل معنی اسمش عمل میکنخ

    1. سلام
      البته که شما به عنوان نویسندۀ متن و کسی که بر کلیت متن آگاهی داره خیلی بهتره می‌تونید دربارۀ اسم تصمیم‌گیری کنید.
      اما اگر بخوام یک نظر سطحی دربارۀ این عنوان بدم اینه که زیباست، اما چندان کنجکاوی برانگیز نیست. یعنی زیاد جلب توجه نمی‌کنه.

      البته که من چندان هم عنوان یه کار رو مهم نمیدونم در حال حاضر. و خود متن رو بسیار مهم‌تر میدونم. متن اگر خوب باشه، اسم هم خوب به نظر می‌رسه.

  95. سلام خسته نباشید
    من دارم یه داستان می نویسم، که دختری به نام اشلی شخصیت اصلی هست. در اصل موضوع کلی این داستان، آزار جنسی هست.
    این داستان در زمان حال کلا در دادگاه اتفاق میفته و توضیحات دیگه اش در زمان گذشته ‌ست و تعریف اتفاق ها رو میکنه. هرچی فکر می کنم اسم هایی که برای این داستان به ذهنم میرسه یا تکراریه یا فوق العاده معمولی. ممنون میشم کمکم کنید.

    1. سلام عزیز
      در کل زیاد خودتو برای اسم اذیت نکن.

      سعی کن به هر ضرب و زوری که شده سی چهل تا اسم بنویسی. احتمالاً بعد انجام این فرآیند به نتیجه می‌رسی.

  96. سلام آقای کلانتری
    من دارم روی یه رمان ۴ جلدی کار می کنم
    یه مشکلی دارم که امیدوارم کمکم کنید
    من اسم همه جلد هاش رو هم میدونم چی بزارم و کل داستانمو حفظم حتی توی ذهنم می تونم حالت نوشتاریش رو هم بخونم ولی وقتی شروع می کنم به تایپ، دستم از مغزم عقب می مونه. خیلی وقتا فعل ها یا کلمه ها رو ناخود آگاه جا میندازم. فکرم هم به صورت خودکار جمله ام رو تغییر میده و بعد از یه ۱۰۰ کلمه ای کلا رشته نوشتن از دستم در میره و ذهنم به بدترین وجه ممکن خالی میشه.
    چیکار باید بکنم که این بلا سرم نیاد؟

    1. مریم عزیز
      بنا نیست همون نسخۀ اول رو بلافاصله منتشر کنیم.
      بازنویسی رو برای رفع و رجوع همین کارا گذاشتن دیگه.
      او سریع بنویسید. بعد آروم ویرایش کنید.

      با آرزوی بهترین‌ها

  97. سلام.من در حال نوشتن یک رمان هستم.در مورد دو دختر دوقلو که اسم یکیشون کاترین و یکیشون کلی است.کاترین تو یه تصادف که پدر و مادرش رو از داده،فلج شده و الان روی ویلچر می شینه.اونا فقط یه سگ از پدر و مادرشون دارن که یه شب مریض می شه و مجبور می شن به خاطر درمانش از خونه عمو و عمه ی بدجنس خود فرار کنن که در طول این سفر،متوجه علت تصادف عمدی پدر و مادرشون می شن.به نظرتون اسمش رو چی بزارم استاد؟

    1. درود بر شما
      راستش اسم داستان بر خلاف تصور چندان هم مهم نیست. در نهایت داستان اگر خوب نباشه، اسم هیچ کمکی نمی‌تونه بهش بکنه.
      پس شما زیاد سخت نگیرید. یه اسم ساده رو فوری بذارید روی داستان و بیشتر روی بهتر کردن متن داستان وقت بذارید.
      با آرزوی بهترین‌ها

  98. به نظرتون انتخاب اسم شخصیت اول داستان برای یک داستان خیلی کلیشه ای می شه؟ یا اگر دو کلمه که اسم داستان هست کل داستان رو لو بده خیلی بد می شه؟

    1. نه کلیشه‌ای نیست. بستگی داره به کار شما.
      دو کلمه چطور میتونه داستان رو لو بده؟

  99. سلام گرم به ادمین محترم وبسایت، اول – از ایشون تشکر میکنم بخاطر وبسایتشون که مطالب مفید رو به اشتراک و به دیگران کمک میکنن، دوم – که باید بگم من بدنبال یک فرد میگردم که تخیلات قوی داشته باشه و بتونه یه داستان خلق بکنه، کار آنچنان پیچیده ای نیست، و مطمئنم شما میتونید کمکم کنید، سوم – اینکه این داستان برای ساخت یه بازیه، امیدوارم که در کنار هم این بازی داستانی رو تکمیل کنیم، برای همکاری به آیدی من مراجعه کنید (محدوده سنی 15 تا 20) آیدی تلگرام: @piuping از ادمین وبسایت هم خواهشمندم این پیام رو تایید کنند *

  100. سلام
    من دارم زندگی نامم را مینویسم و در شروع کردن آن مشکل دارم یعنی نمی دانم از کجا شروع کنم یعنی از اول زندگیم یا از الان

    1. سلام نازنین عزیز
      در نوشتن زندگی نامه الزماً بنا نیست از بدو تولد شروع کنیم.
      ساختار زندگی نامه شما می‌تونه کاملاً متفاوت باشه.
      از هر جایی که براتون راحت‌تره و جالب‌تره شروع کنید. بعد از نوشتن نسخه اول میتونید بهش ساختار بدید. خود کتاب ساختارش رو بهتون نشون میده.

    2. سلام
      به نظر من میتونید از جایی که یه اتفاق زیبا یا جالب و مهیج یا احساسی ( بستگی به سبکتون داره ) شروع کنید که هم به پیش بردن داستانتون کمک کنه و هم خواننده رو به خوندن کتاب وادار میکنه.

  101. سلام من از سال 96 دارم روی یه‌کتاب کار می‌کنم … راستش اولش کار گروهی بود؛ولی وقتی بقیه کشیدن کنار دلم نیومد داستانش رو که خودم ساخته بودمش حذف کنم.به‌جاش تصمیم گرفتم سه‌تا جلدش کنم خیلی دلم و می‌خواد اسم هایی رو برای هر کتاب انتخاب کنم که کنار هم بشن یه جمله ی کوتاه یا مرتبط ولی هیچی به ذهنم نمیرسه.
    و خودم تجربه داشتم که یه کتاب نه‌چندان خوب رو برای اسمش که دوست داشتم خریدم و پشیمون شدم بر عکس یه کتاب خوب رو برای اسم نه‌چندان جالبش از دست دادم .

    راستی یه مشکل دیگه هم دارم🙁
    ایده های خیلی ناب و عالیی دارم … ولی یه‌جورایی از نوشتن می‌ترسم . یعنی فک می‌کنم قلمم برای یه‌همچین ایده های بزرگی هنوز اون‌قدر قوی نیس.
    بیشتر تو توصیف و اصطلاحات و حس‌امیری مشکل دارم نه تو محاورات…

    1. سلام فاطمه عزیزم
      1. دربارۀ اسم پیشنهادم اینه:
      یه فهرست درست کن. یک تا صد عدد بزن. و تمام تلاشت رو بکن که صد تا اسم بنویسی برای کتاب. از نوشتن مزخرف هم نترس. مطمئنم اگه انجام بدی بعدش به یه اسم خوب میرسی.
      2. من بهت نوشتن صفحات صبحگاهی رو پیشنهاد می‌کنم.

  102. سلام. من تو پیدا کردن اسم یکم دچار مشکل شدم. راستش می‌خوام اسمی که برای رمانم انتخاب می‌کنم با داستان تناسب داشته باشه. یعنی در واقع دوست دارم اسم رمان کوتاه و مفهومی باشه و با اصل داستان مرتبط باشه. چیکار باید بکنم؟

    1. سلام
      الان مشکل کجاست عزیز؟
      رمان کامل نوشته شده؟
      شما تا حالا چند تا اسم انتخاب کردید و به نتیجه نرسیدید؟

  103. سلام من چهارده سالمه و یه رمان نوشتم ولی اول انگیزه ای نداشتم راستش میترسیدم بد باشه و نشون کسی ندادم حتی مامانم بعد یه نویسنده که خیلی بهش مدیونم زهرا جون بهم انگیزه داد و گفت کاری که کردی و ادامه بده و باعث شد رمانم و بزارم تو یه کانال همه هم خوششون اومد ولی الان میخوام یه رمان تخیلی و پلیسی بنویسم رمانایی که نوشتم همین جوری تو ذهنم قرار داشتن مثل بازی هایی که تو بچه گی میکنیم اینم تو ذهنم هست ولی چون تخیلیه نمیدونم اسم شخصیت دختررو انتخاب اسم داستان برام مشکلی نداره مشکلم شخصیتشه اگر میشه راهنمایی کنین

    1. الناز جان
      اول از همه بهت تبریک میگم به خاطر این ذوقی که داری و پرتلاش بودنت.
      به نظرم روی اسم و اینا حساس نباش. فقط بنویس. اولین چیزی که به ذهنت میرسه بنویس.
      به تدریج که بیشتر بخونی و بیشتر بنویسی این کارا برات راحت‌تر میشه.
      موفق باشی و برقرار.

    2. اگر رمانت ایرانیه ، تلفیق سبک فانتزی و ایرانی چیز عجیبی می شه. پس پیشنهاد می کنم این کارو نکنی. چون آخرین کسی که این کارو کرد نویسنده کتاب های دشت پارسوا بود. که واقعا تلفیقی از نارنیا و هری پاتر نوشت. پیشنهاد می کنم وقتی شروع به نوشتن کنی که یک ماه از آخرین داستانی که خوندی بگذره. چون مغزت به طور ناخودآگاه از اون داستان ایده برداری می کنه.

  104. سلام.راستش من سن زیادی ندارم و توی متوسطه اول درس میخونم ، با این حال از بچگی به نویسندگی علاقه داشتم و همیشه هم دوستا و خانوادم از نوشته هام تعریف میکردند ، اینم بگم که دوستای من خیلیییی رک هستن و کم پیش میاد از چیزی تعریف کنن ؛ به هر حال ، من قبلا داخل یه پیام رسان رمان نوشتم و اتفاقا عریف های خوبی هم ازش شد ، چون اکثرا با اینکه داستان هایی که به ذهنم میرسه رو یادداشت نمیکنم ولی توی ذهنم بهشون پر و بال میدم ، مثل اینکه توی ذهن خودم داستان رمان و یا فیلمی که اخیرا خونده یا دیدم رو به دلخواه خودم عوض کنم و فقط اصل داستان رو نگه دارم و یا داستان هایی که منبعشون ذهن خودم باشن ؛ اما این اولین باره که رمانی رو مینویسم و میخوام چاپش کنم ، راجب اسم رمان مشکلی ندارم چون میدونم وقتی که تمومش کردم به نتیجه میرسم ، اما مشکل من اسم شخصیتهاس ، چونکه این اولین بارمه که میخوام رمانی با ژانر علمی تخیلی بنویسم پس برای انتخاب اسم اشخاص کاملا به مشکل برخوردم ، و از اونجایی که رمانم داستانی داره که شاید حتی با فرازمینی ها هم توش برخورد داشته باشم پس نمیدونم چجور اسم هایی انتخاب کنم ؛ شما نظری ندارید که بهم کمک بکنه؟

    1. سلام رقیه عزیز
      اول از همه به خاطر داشتن این ذوق بهت تبریک میگم.
      امیدوارم با کتاب خوندن و همینطور آوردن منظم ذهنیاتت رو کاغذ، استعداد خودت رو روز به روز بیشتر پرورش بدی.
      اما دربارۀ انتخاب اسم:
      کار تو خیلی ساده‌ست. از خودت یه اسم دربیار. با حروف بازی کن و اسم‌های تازه بساز.

    2. سلام
      منم دقیقا مثل خودتم.به نظر من باید به معنی اسم ها و حسی که به خواننده میدن توجه کنی.به نظر من این خیلی مهمه.
      همچینین باید درمورد پیشینه خانوادگی شخصیت بدونی.مثلا یه خانواده خیلی مذهبی اکثر اوقات یه اسم مذهبی استفاده میکنه و…
      امیدوارم کمکت کرده باشه🥰

  105. سلام میخواستم ببینم که برای انتشار رمان در اینترنت چه مراحلی باید طی بشه و اصلا این چجوری انجام میشه؟
    و یک نگرانی که دارم اینه که از جذب نشدن دنبال کننده خیلی میترسم
    میتونم بگم اینقدر ترسم زیاده که ممکنِ از انتشار رمانمم دست بکشم

    1. سلام گلم، انجمن های رمان نویسی می تونه خیلی بهت کمک بکنه، با نویسنده هایی مثل خودت آشنا میشی کلا خیلی انگیزه میده! نگران نوشته هات هم نباش چون هر نوشته ای یه خواننده داره. البته حتما پیشنهاد آقای کلانتری رو هم در نظر بگیر. سایت نودهشتیا برای رمان نویسی سایت خوبیه🥰

  106. سلام و خسته نباشید
    من پنج سال پیش شروع کردم نوشتن اولین رمانی که از نوشتنش هدف داشتم ، رمانم انتقادی اجتماعیه ، قصدم چاپ کردنشه
    اما خب تو این پنج سال… بار ها و بارها از نوشتنش دست کشیدم رهاش کردم… کم نوشتم
    جلد اول 700 صفحه ای و جلد دومی که 200 صفحه از 500 صفحه ای که تخمین زدم نوشته شد تا اینکه مهر پارسال تصمیم گرفتم از نو بنویسمش و هر چی نوشتم رو بذارم کنار
    چون جذابیت نداشت گنگ نبود مسئله نداشت مثل یه زندگی روتین بود خواننده جذب نمیشد سعی کردم قلمم رو تغییر بدم
    دوباره شروع کردم اما خب… اونقدری ننوشتم
    به هر حال امیدوارم بتونم یکساله دو جلدش رو تموم کنم
    چون اون 900 صفحه رو کنار گذاشتم و از نو همه چیو پایه گذاری کردم
    میتونم براتون مقداری از ادیت جدید رمانو بفرستم؟ شما نظرتونو راجب قلمم بگید؟ چون قصدم چاپه نمیخوام تو جایی عمومی بذارم

    1. سلام آیدا جان
      زنده باد.
      چقدر خوب که مصمم هستی این پروژه رو به سرانجام برسونی.
      خیلی دوست دارم بخشی از نوشتۀ تو رو بخونم. ولی میترسم بدقول بشم. چون بعضی نوشته‌های رو دو سه ساله برام فرستادن بخونم، ولی هنوز فرصتش پیش نیومده.
      ولی به وبلاگ خوبت حتماً بیشتر سر می‌زنم.
      به امید درخشش روزافزون تو.

      1. سلام مجدد استاد
        ممنون از امیدواری و آرزوی خوبتون
        امکانش هست براتون قسمتی ازش رو ایمیل کنم؟
        میدونم سرتون شلوغه
        اما هر موقع فرصت داشتین
        ایرادی نداره؟

  107. سلام و درود
    من می‌تونم یک راهنمایی بکنم در کنار محتوای جذاب و فشرده این مقاله
    برای نامگذاری اسم کتاب، حالا شما بخونین رمان یا داستان یک مقاله وجود داره که من لینکش رو میگذارم. فکر کنم بهتون کمک کنه
    https://b2n.ir/booknaming
    ارادتمند احسان مهدی نژاد

    1. سلام احسان عزیز
      چه کار خوبی کردی که لینک سایت خوبت رو اینجا گذاشتی.
      توی خود متن هم بهت لینک دادم.
      سپاس از تو دوست خوبم.

  108. سلام اقای کلانتری من درلیام قرنطینه تصمیم گرفتم شروع ب نوشتن ی رمان کنم.
    ولی دچار مشکل شدم،واقعا نمیدونم چگونه نامی برای رمانم انتخاب کنم!؟خسته شدم همش دارم فک میکنم ولی واقعا ب نتیجه نمیرسم.اگر خدا بخواهد میخوام بعد تز تمام شدن رمانم چاپش کنم ولی واقعا نمیدونم چگونه اسمی برایش انتخاب کنم!؟

    1. عزیز
      رمان رو بنویس.
      اسم اصلاً چیز مهمی نیست که شما الان درگیرش بشی.

  109. سلام؛من ب نوشتن علاقه خاصی دارم و همیشه در حال نوشتن هستم،اما برای انتخاب اسم شخصیت های رمان هایی ک مینویسم اغلب دچار مشکل میشم و نمیدونم ک چه اسمی انتخاب کنم،دنبال اسم های خاص میگردم اما نمیدونم از کجا پیدا کنم و کسی هم بهم پیشنهادی نمیده.چ کاری انجام بدم؟

    1. سلام عزیز
      یه کتاب فرهنگ نام‌های ایرانی تهیه کن.
      بعدش کار برات راحت میشه.

    2. سلام. من هم رمان مینویسم.
      من هم همین مشکل رو دارم اکثرا. ولی همیشه توی اینترنت میزنم مثلا نام دختر ایرانی‌.‌…و کلی اسم بالا میاد…..چرا ایرانی چون یه اکثرا اسم های ایرانی خاص و قشنگ اند…اسم های خیلی جدیدی اونجا پیدا میکنی.

  110. من یک دانش آموز کلاس ششمی هستم از الان دارم رمان مینویسم ولی نمیتونم اسم مناسبی برای داستانم انتخاب کنم داستانم علمی است و درباره یک دختر روستایی اما در انتخاب اسم دچار مشکل شدم به نظر شما باید چیکار کنم

    1. عسل عزیز
      اول رمان رو بنویس.
      بعد اگه رمان رو تو چند مرحله، خیلی خوب بازنویسی و ویرایش کنی، خود رمان اسمش رو بهت میگه.

  111. سلام من مطالعه ام زیاد و خوبه مثلن توی ۳یا ۴روز یه رمان ۱۰۰۰ صفحه ای رو می خونم الانم می خوام رمان خودمو بنویسم اولایل خیلی ایده به ذهنم می رسید اما هی ایده بهتر می اومد تمرکز نداشتم اما الان یه موضوع خوبی رو که خودم هم خیلی دوسش دارم پیدا کردم و به نظرم جالبه و الانم نصفش رو نوشتم رمانمم در قالب هیجانی . عاشقانه. هست . اما تنها مشکلم الان اسم رمانه دو سه تا اسم به ذهنم اومده مثلا آرامش که به نظرم بین اسم ها بیشتر ربط داشت اما اسم ساده ای هست از چند نفر هم پرسیدم همینو گفتن . میشه راهنمایی کنید چه جوری یه اسم پیدا کنم؟

    1. غزل جان
      اسم رمان رو معمولاً خود رمان به آدم میگه.
      اما من پیشنهاد اینه که صد تا اسم برای رمانت بنویسی. به هر ضرب و زوری که شده.
      بعداً خودت می‌تونی حس کنی که کدوم بهتره.
      این کار را شاید برای سخت باشه، ولی خب روشیه که خیلی نویسنده‌های بزرگ مثل همینگوی به کار می‌بردن.
      ضمناً اسم خیلی هم نباید رو باشه، یعنی باید کمی هم رازآلود باشه…

  112. سلام من متن های کوتاه و دلنوشته می نویسم ولی هنوز کامل نشده نمیدونم وقتی کامل بشه کتابمو چاپ می کنن یا ن!؟
    میشه کمکم کنین!؟

    1. آیدا جان
      فعلاً به فکر چاپ کتاب نباش.
      تا میتونی نوشته‌هاتو روی اینترنت منتشر کن.
      دربارۀ تولید محتوا بیشتر مطالعه کن.

  113. خیلی ببخشید چجوری تو اینترنت منتشرش کنم؟😁🙈
    یعنی در اینستاگرام؟
    این کار کمک میکنه شناخته بشم؟
    خب اونوقت چجوری دنبال کننده جذب کنم☹

  114. سلام خسته نباشید
    من درحال نوشتن یک رمان هستم که رو به اتمامه.
    ولی راستش اصلا اطلاعات ندارم که بعد از اینکه تمام شد برای چاپش چه مراحلی را باید انجام بدم و چیکار کنم؟ممنون میشم کمک کنید.
    پیشاپیش از پاسختون ممنون💫🥀

    1. درود یگانۀ عزیز
      نوشتن رمان رو بهت تبریک میگم. و امیدوارم زودتر نوشتن کتاب بعدی خودت رو شروع کنی.
      برای چاپ دو راه داری:
      1. به ناشرها مراجعه کنی، کتاب رو بهشون بدی و ببینی چاپ می‌کنن یا نه. (برای نویسندۀ تازه‌کاری امکان چنین اتفاقی محاله. یا خیلی فرآیند زمانبری خواهد بود.)
      2. یا اینکه به یه ناشر مراجعه کنی، خودت روی کتاب سرمایه‌گذاری، و اون ناشر فقط کارای فنی و اجرایی رو انجام بده برات.
      من پیشنهادم اینه که چند کتاب اولت رو توی اینترنت منتشر بکن.
      در این رابطه ما ماجرای انتشار محصول زیر هم احتمالا خیلی کمکت می‌کنه:
      محصول صوتی آموزشی: تولید و بازاریابی محتوا برای داستان‌نویس‌ها

  115. سلام شخصیت اصلی رمانم یک خوانندس و یک آهنگومیخونه……میتونم اسم آهنگو بزارم؟

  116. سلام علیکم
    من تازه شروع کردم به نوشتن رمان و قدیم اصلا به نویسندگی علاقه نداشتم و یکدفعه به نویسندگی علاقه مند شدم و تا الان هم رمانهای زیادی خوندم ولی هر چقدر سعی میکنم رمانم و خلاصه کنم نمیتونم انگاری حتما باید اون چیزی که تو سرم هست رو بازگو کنم و اگه همینطور ادامه بدم رمانی که دارم مبنویسم به 800تا پارت میرسه اگه میشه لطفا کمی راهنماییم کنید ممنون میشم..

    1. نرجس گرامی
      جلوی خودتون رو نگیرد. ده هزار صفحه هم که شد بنویسید.
      بعداً مدتی از متن فاصله بگیرید. بعد که برگشید سر متن، توی مرحلۀ بازنویسی تمام بخش‌های اضافی رو دور بریزید.
      با آرزوی موفقیت‌های روزافزون برای شما.

  117. سلام… من چندبار سرچ کردم چیزی پیدا نکردم میخواستم من رو در جهت صحیح راهنمایی کنید.
    من شعر میگم بعضی شعرها قبل از شروع کردن به گفتن شعر در موردش فکر میشه تحقیق برای بعضی کارها لازمه و یا تم رو از قبل دارید و مثلا میدونید قرار هست در مورد دریا شعری بگید و بعد از اتمام شعر مشکلی در عنوان نام برای شعر نیست اما بعضی وقتها حتی اگر ناخودگاه شعری به ذهن بیادنسبت به شرایط مثلابرای همسر یا مثلا در دوران نامزدی آدم هست خیلی پیش میاد شعریبه ذهن برسه و شروع کنیم به نوشتن اما دقیقا مشکل من همینجاست با اینکه میدونم برای چه کسی شعر گفتم بینهایت در انتخاب نام شعر به مشکل میخورم و الان شعری به اتمام رسیده چند روز میگذره اما واقعا نمیدونم چه اسمی وچطور انتخاب کنم که برام واقعا مهمه و باید شعر روبفرستم اما به خاطر اینکه نتونستم اسمی انتخاب کنم متاسفانه مونده شعر

    1. مهران عزیز
      چارۀ کار اینه که خودت رو بین دفترهای گوناگون شعر محاصره کنی.
      من خودم بیش از پونصد جلد دفتر شعر، از شاعرهای مختلف.
      دیدن و خوندن کارای دیگرانه که ذهن ما رو پرورش میده.
      بنابراین خوندن شعر رو جدی‌تر بگیر. خیلی جدی‌تر.

  118. سلام من یه رمان نوشتم که البته الان بحثم اون نیست
    رمان دومی که میخوام بنویسم راجع با ترنس هاست
    میخواستم ببینم من از روی متن اولیه میتونم اسم انتخاب کنم یا نه
    این رمان رو هنوز ننوشتم
    ایده های زیادی هم براش دارم داستان اصلی تکمیله اما نمیدونم صفحه اول از چه مکان و زمانی شروع بشه بهتره

    1. اول بنویس عزیز. بعد به انتخاب اسم فکر کن.
      موفق باشی و پر کار.

    2. به نظرم یه اسمی بذار که هم دخترونه باشه هم پسرونه
      یا میتونی یه اسمی مثل این بذاری “رها یا رهام”
      نمیدونم :/

  119. سلام جناب
    من و دوستم یه کار مشتوم رو شروع کردیم و این اولین رمانمون هست و با توجه به سن کممون زیاد اطلاعاتی نداریم که چجوری باید رمان رو توسعه بدیم توی فضای مجازی.
    ممنون میشم اگه هرچع زودتر کمکمون کنید.

    1. درود
      البته دقیقاً منظور شما از توسعه رو متوحه نشدم.
      اما برای انتشار کار میتونید به سایت‌هایی که رمان میذارن مراجعه کنید. یا خودتون یه وبلاگ بزنید و کارتون رو ارائه کنید.

  120. سلام
    من تو مدت یک سال نوشتن پنج رمان رو به اتمام رسوندم و رمان ششم رو هم شروع کردم اما درست وسط رمان با کمبود ایده مواجه شدم. دنبال ایده‌های عاشقانه و نو هستم ولی دیگه نمی‌دونم چی بنویسم. نمی‌تونم هم رمانم رو نصفه رها کنم. خیلی تحت فشارم، می‌شه کمکم کنید؟

    1. سلام سها جان
      راه چاره برای یک نویسنده، فقط مطالعه کردنه.
      تا میتونی رمان بخون.
      در حال حاضر هفته‌ای چند تا کتاب میخونی؟

      1. خیلی کم. متاسفانه وقتی دارم می‌نویسم نمی‌تونم بخونم و ذهنم رو این موضوع متمرکزه که داستانم رو تمومش کنم. بعد از گذشت چند ماه رمان ششم رو تموم کردم و حالا مشکلم انتخاب اسمه. یعنی همچنان گمنام مونده!
        به نظر شما گذاشتن یه عنوان یا لقب که مرتب با موضوعه کنار اسم شخصیت اصلی رمان می‌تونه جذاب باشه یا بیشتر داستان رو لو می‌ده؟ (مثلا رازِ ستاره)

        1. به هر حال خوندن رو تعطیل نکنید بهتره. ذهن یه نویسنده با خوندنه که تغذیه میشه.
          اما دربارۀ اسمی که گفتید. بله خوبه. این مدل اسم‌ها جالبه. کنجکاوی‌برانگیز هم هست.

  121. سلام وقتتون بخیر.
    من از حدود یک سال پیش تصمیم به نوشتن اولین رمان خود کردم. اما متأسفانه مدام از این شاخه به اون شاخه پریدم و تابه‌حال یک رمان کامل ننوشتم(دلیل اصلی این هست که من مدام موضوعات جدید به ذهنم میرسه و همین سبب میشه نتونم رویه یک موضوع تمرکز کنم.) اما اینبار خوب وقت گذاشتم و موضوعی انتخاب کردم که واقعا ارزش نوشتن و خواندن رو داره. درواقع به این از صمیم قلبم افتخار میکنه و همین به من قوت قلب میده. اما متأسفانه برای انتخاب نام رمان دچار مشکل شده‌ام.‌ به نظر شما نام : لالایی زمان عنوان خوبیه؟
    شما از بین عناوین زیر کدام رو ترجیح می‌دید؟
    لالایی زمان
    لالایی
    آهو
    نیم‌رخ
    سمت‌نو
    همبازی

    1. همه خوبن.
      مهم‌تر از اسم خود متنه.
      متن رو کامل و خوب بنویسید، خودش اسمش رو بهتون میگه.

  122. سلام وقتتون بخیر من چند سالی هست ک رمان مینویسم میخوام بیشتر به نوشته هام پر وبال بدم ودنبال موضاعای جدیدم چطور باید این کارو بکنم ؟وهمینطور انتخاب برای نام رمان؟

  123. یه رمان نوشتم تقریبا تو سبک نغمه یخ و آتشه ولی نمیدونم اسمشو چی بزارم

    1. تلاش کن حداقل 30 تا اسم براش بنویسی. و بعد بهترینش رو انتخاب کن.

  124. راه حل هاتون رو عملی میکنم.. ایشالا که به نتیجه برسم🙃 ولی واقعا گاهی اوقات انقدر انتخاب اسم ذهن آدمو مشغول خودش میکنه که از نوشتن اون داستان پشیمون شی !

    1. خب اشتباه میکنی عزیزم.
      دغدغه نویسندۀ باید بهتر کردن کیفیت اصل کار باشه. اسم یه موضوع حاشیه‌ای و میشه گفت کم اهمیته.

        1. زنده باد.
          پس بذار کامل بشه. بعد میتونی جدی‌تر به اسم فکر کنی.

  125. سلام جناب ببخشید من هر موقع که موضوع جالبی به ذهنم میاد نمیتونم توی داستان فضاسازی بکنم و به جزئیات بپردازم باید چیکار بکنم؟

  126. ببخشید می خواستم برا اولین بار رمان درست کنم فقط خواستم یکم ماجرایی و اکشن باشه رو اسمش موندم ؟؟؟

    1. رمان رو مینویسن البته حمیدرضا جان.
      اسم رو هم باید از دل خود رمانت استخراج کنی.
      خودش اسمشو بهت میگه.

  127. سلام با تشکر از مطالب خوبتون میخوام برای اولین بار داستانیو بنویسم ولی موضوعی که براش انتخاب کردم برای زمان گذشته و کمی فانتزیه و تو منطقه جغرافیایی اروپای قدیمه به همین خاطر نمیتونم اسامی خوبی برای شخصیتای داستانم پیدا کنم
    شما چه راه حلی پیشنهاد میدید؟

    1. امیر عزیز
      راهی جز تحقیق نیست. آثار داستانی و غیرداستانی شبیه و مرتبط با کار خودت رو بخون تا بتونی مشکلت رو حل کنی.

  128. سلام جناب من تازه شروع به نویسندگی کردم و رمانی که می نویسم درباره شیاطین و مبارزه با آنهاست اما هرچی فکر میکنم نمیتوانم اسم مناسب برای رمان را پیدا کنم چیکار باید کنم؟

    1. نازنین عزیز
      معمولاً خود کتاب اسمش رو به آدم میگه.
      با متن خودت بیشتر عجین شو.

  129. سلام آقای کلانتر عزیز..
    برای اینکه رمان رو چاپ کرد باید هزینه ای کرد چه اقداماتی باید انجام بدم باید به به کجا مراجعه کنم؟؟

    نوشتن یک فیلم نامه با یک رمان چه تفاوت هایی دارن؟؟

    برای تبدیل کردن یک فیلم نامه به یک فیلم باید چه اقداماتی انجام داد؟؟؟

    ممنون میشم هرچه زودتر جواب منو بدید

    بازم ممنونم

    1. دوست نازنین
      برای پیدا کردن جواب این سوال‌ها یه چند سالی باید کار کنید.
      در حال حاضر چند تا رمان و فیلمنامه «خوب» نوشتید، که انقدر عجله دارید برای ساخت و انتشارشون؟

  130. با سلام من هر کار می کنم نمی تونم بنویسم چون مغضم پر از موضوعه.از یک داستان می پرم به یک داستان دیگه. چیکار کنم؟

    1. آتنا جان
      کل مطالب این سایت برای اینه که به شما کمک کنه.
      به نقشه راه زیر سر بزنید. احتمالاً مطالبی هست که بتونه شما رو راهنمایی بکنه:
      نقشه راه نویسندگی

  131. سلام وقت بخیر
    خیلی وقت پیش مینوشتم ؛دلنوشته رمان،خاطرات،متن ،ولی یکباره همه اونهارو کنار گذاشتم
    اما دوباره میخوام شروع کنم از داستان زندگی پرپیچ وخم خودم
    ولی میترسم مثل قبل نتونم
    چیکار کنم؟؟؟؟

  132. سلام من یه رمان نوشتم اما نوشته هاش به زبان عامیانه س سعی نکردم زیاد کتابی بنویسم یه داستانه که تمام ماجراها نوشته شده به زبان عامیانه حتی حرف زدن های شخصیت ها هم عامیانه س مشکلی در چاپ و پخشش به وجود نمیاره؟

    1. کیهان جان
      البته محاوره نویسی کار نویسنده های حرفه ای نیست. و خب دلایل محکم و خاص خودش رو هم داره.
      ولی به هر حال بنویس. جرم که نیست. ایشالا که مخاطبت هم بتونه متن رو راحت بخونه.

  133. سلام جناب. میشه رمانی نوشت که اسم کارکتراش اسم های عجیب و یا انگلیسی باشه؟
    اصلا همچنین رمانی منتشر میشه؟

    1. بله سهیل عزیز، چرا که نه، حتماً میشه. تو رمان های فارسی نمونه هایی هم داریم که الان حضور ذهن ندارم بهت بگم.

  134. سلام ، من هم توي پيدا كردن يك موضوع خوب كه بتونم ادامه اش بدم و هم اسم براي رمانم به شدت مشكل دارم ، تا الان بيش از 5 تا رمان رو تموم كردم ، اما مدتيه كه انگار قلمم خشك شده و هيچ ايده اي به ذهنم نميرسه و واقعا از اين شرايط كلافه ام ، چيكار بايد بكنم ؟

    1. خانم نویسنده عزیز
      این خیلی خوبه که تا حالا 5 تا رمان رو تموم کردید.
      به نظرم به جای نوشتن کار تازه، وقت بذارید و رمان‌های قبلی رو بازنویسی و منتشر کنید.
      برای انتشار کارهای اول هم سایت و وبلاگ و شبکه‌های اجتماعی مناسب‌تره. بعداً میتونید به چاپ کاغذی هم فکر کنید.
      دربارۀ خلاقیت و بقیه نکات هم پیشنهاد میکنم سری به بخش های مختلف سایت بزنید. من صدها مطلب در این رابطه نوشتن که فکر میکنم براتون راهگشا باشن.

  135. سلام
    به خاطر مطلب آموزشیتون واقعا از شما متشکر هستم آقای کلانتری!
    راه هایی رو که گفتید بنده امتحان کردم،ولی به نتیجه ی مطلوبی نمیرسم.فقط متوجه شدم که باید دنبال نام های مفهومی باشم،اگه بتونید در این مورد بنده رو راهنمایی کنید سپاسگزار میشوم!

    1. سلام دوست عزیزم
      اسم باید از دل داستان بجوشه.
      پیشنهاد میکنم یک بار دیگه داستانتون رو به قصد انتخاب اسم مطالعه کنید.

  136. سلام من ۱۷سالمه دارم اول رمانه خودم ک نزدیک ب یک ساله رومینویسم همیشه عاشق داستان نوشتن بودم توی مدرسه ب عنوان نویسنده کوچک معروفم همه انشاهای دوستامو من مینویسم توی انشا نویسی مقام گرفتم تومدرسه ولی نمیدونم چکارکنم ک بتونم رمانمو ب سرانجام ب برسونم رمان عاشقانه راجب دختردایی پسر عمس پریسا وپرهام اسمی هنوز پیدا نکردم میشه کمکم کنید
    دوستام چندتا اسم گفتن ولی بازم احتیاج ب کمک دارم اقا شاهینـ میشه جوابم بدید

    1. سلام به نویسنده کوچک
      به امید روزی که کتاب های شما رو بخونم.
      پیشنهاد میکنم یه سر برید کتابفروشی، هم بین کتاب ها پرسه بزنید و به عناوین کتاب ها نگاه کنید و یادداشت برداری کنید و هم کی دو تا رمان برای مطالعه در ایام عید تهیه کنید.
      همین یکی دو تا گام کوچولو موتور خلاقیت شما رو راه میندازه.

  137. سلام من ۱۷سالمه دارم اول رمانه خودم ک نزدیک ب یک ساله رومینویسم همیشه عاشق داستان نوشتن بودم توی مدرسه ب عنوان نویسنده کوچک معروفم همه انشاهای دوستامو من مینویسم توی انشا نویسی مقام گرفتم تومدرسه ولی نمیدونم چکارکنم ک بتونم رمانمو ب سرانجام ب برسونم رمان عاشقانه راجب دختردایی پسر عمس پریسا وپرهام اسمی هنوز پیدا نکردم میشه کمکم کنید
    دوستام چندتا اسم گفتن ولی بازم احتیاج ب کمک دارم

  138. با سلام اقای کلانتری,من هم یک نویسنده هستم و الان به وسط های رمانم رسیدم..راستی من جملات و شعرهای کوتاه هم خیلی میگم.ولی خب متاسفانه کسی رو ندارم که بهم راهنمایی کنه که کجا نوشته هامو ببرم..خیلی ناراحتم.برای اسم رمان هم خیلی سردرگمم که چه اسمی بزارم..مرسی اگر راهنمایی کنین.

    1. سلام یلدا جان
      چرا سایت اختصاصی خودتون رو راه اندازی نمیکنید؟
      داشتن یه سایت شخصی خوب میتونه زندگی حرفه ای شما رو دگرگون کنه.

  139. سلام دوست عزیز
    به نظرم شما و دوستانی که همچنین مشکلی دارند که البته واقعا اسم گذاری و ا نتخاب نام مناسب کار مشکلی هم هست بهتره چندتا مقاله خوب بخونن
    من پیشنهاد می‌کنم البته با اجازه مدیر سایت کنونی به سایت http://www.1000modir.com سری بزنین چون مقالاتی در باره انتخاب اسم مناسب داره . حتی یک مقاله هم درباره انتخاب اسم برای کتاب داره.
    مثلا یکی از کلیدهایی که مطرح شده استفاده از اسامی استعار‌ه‌ای وتصویری است.
    به طور مثال برایان تریسی در کتاب قورباغه را قورت بده هم یک استعاره از کار بزرگ داره که قورباغه رو به اون تشبیه کرده و هم یک تصویر.
    انشالله بتونین یک نام خوب انتخاب کنین.
    احسان

  140. شاهین عزیز ممنون از مطلب زیبای شما
    بعضی وقتها برای جلب نظر مردم و فروش بیشتر از عنوان های بازاری استفاده میکنیم که شاید ربطی هم به موضوع کتاب نداشته باشه.
    من این تجربه رو داشتم که اسم کتابم رو چه چیزی بگذارم. بین نظر خودم و پسند جامعه مردد بودم. اما در نهایت به نظر خودم و منطق توجه کردم.

    1. درود بر سجاد زمانی عزیز
      زنده باد، تصمیم درست رو شما گرفتید.

  141. سلام و خسته نباشید به اقای کلانتری عزیز.
    خیلی خیلی منمونم از توصیه های خوبتون. واقعاعالی بود.قلمتون همیشه سبز و مانا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *