هذیانِ گورخر ببینیم
۷ روزواژه سنگباف در اتاقی بیآسمان و خلوتی سنگباف کلاغی پرت میشود به حواسِ من از کجا؟ -فرزین هومانفر، تیلهها، ص۵۵ گربهگردی از
۷ روزواژه سنگباف در اتاقی بیآسمان و خلوتی سنگباف کلاغی پرت میشود به حواسِ من از کجا؟ -فرزین هومانفر، تیلهها، ص۵۵ گربهگردی از
پیچراه سطرهای روان از از مکالماتی که در پیچراههای کلمات در حال حرکت، تنها یک «امپرسیون» دارند. -محمد حقوقی، سطحهای شعر در سطرهای نثر، ص۱۶
یک دایرهی ساده است که به هشت پاره تقسیم شده. هدف تبدیل تمرین روزانهی نوشتن به یک بازی دلچسب است. برای هر روز یکی از
یک چیز همیشه مایهی امیدواری اوست: اینکه هنوز کلمات بسیاری هست که در نوشتههایش به کار نبرده است. این حتا ادامهی زیستن را هم برایش
➖یادداشتهای روزانه، زمینِ بازی نویسنده است، بهترین جا برای آزمودن شیوههای گوناگون نوشتن و رسیدن به ایدههای نو برای انواع مختلف نوشتار. ➖فراموش نکنیم که
دلباختهی زبان کار نیکی میکند اگر لغتنامهیی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از
زیرِ سرنامِ متنگستر پارهیی از یک رمان را برمیگزینم و ضمن نقل آن میکوشم نشان بدهم نویسنده چگونه توانسته بدون اضافهگویی به موضوع کوچکی شاخوبرگ
نوشتن یعنی تجربهی همزمانِ رنج و لذتِ بازبینی و بازاندیشی و بازسازی.
به ترتیبِ سهولتِ دسترسی: ۱. آزادنویسی ۲. پیادهروی ۳. گفتوگو اولی در آغاز روز کاراتر است برای ایدهیابی، در ادامهی روز هم جان میدهد
بنگرید به این عبارتهای ترکیبی: شبِ تاریک، غروب غمانگیز، ذهنِ پریشان، آتشِ دل، بویِ خوش، دردِ عشق، دلِ بیقرار، دیوانهی عشق، رازِ زندگی… اینها
یادداشت روزانه نمینویسم چون زندگی جالب یا پُرماجرایی دارم، یادداشت روزانه مینویسم تا زندگی جالب و پرماجرایی داشته باشم. شاید بتوان گفت این جان کلام
لابلای کارها وقتی وقتکی نصیبم شود، جای پرسه در گوشی، ناخنکی به کتاب میزنم بیشتر. اما چنین خردهاوقاتی مجال مناسبی برای مطالعهی عمیق و پیوستهی
این نسخه را برای همسفران باشگاه فیلمنامهبین پیچیدهایم؛ اما چهبهتر که نزد شما هم باشد: ۱. جرقه با چند جرقهی کوچک بیاغازیم. هر جرقه
دلباختهی زبان کار نیکی میکند اگر لغتنامهیی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از
واژه در حاشیه نیست. گاه کل متن کاوشیست در ژرفای معنای یک کلمه. اریک نیوتن در پیشگفتار کتاب «معنی زیبایی»* مینویسد: «پس کتاب ما حاصل
یک پوشه هم دارم به این نام: «نرسیده به آفوریسم». لا و لوی آزادنویسیها و پرسهگردیهام اگر سخنی شاداب سربرآورد، فرامیخانمش به این پوشه. گاه
در پایان هر روز اگر بتوانیم دربارهی موضوعات زیر بنویسیم، به درک بهتری از روزمان میرسیم و مایه و پایهیی برای بهبود روزهای آتی میسازیم:
از فصلِ پنجم سال که بنویسی از چهارمین ضلع مثلث یا از ضلع پنجمِ مربع از پلکهای بلندِ چشمی در میان چشمانت یا ماجرای روز