موضوع: ادبیات | ثبت سومین جملهی چالش ۱۰ روزهی جملهورزی
جملهی خودتان را در بخش نظرات همین صفحه ثبت کنید. فقط ۱ جمله موضوع: ادبیات اطلاعات بیشتر: دربارهی جزییات چالش جملهورزی چند نمونه: ادبیات دنیای
جملهی خودتان را در بخش نظرات همین صفحه ثبت کنید. فقط ۱ جمله موضوع: ادبیات اطلاعات بیشتر: دربارهی جزییات چالش جملهورزی چند نمونه: ادبیات دنیای
دوش آب سرریز است. بر تن نحیفت سُر میخورد آب، آرام. شامپو را بر موهای کوتاهت میمالی. شپشها را لای انگشتانت میبینی. میتکانی. داد میزنی:
صُب شده. اما پس چرا هوا تاریکه؟ حتمن داره بارون میآد. اَی اَی. شانسو ببین؟ همین امروز که قرار دارم باید هوا بارونی باشه. اگه
بخش اول پرونده زیر دستش بوی دردسر میداد، نمیدانست چطور آن را بدون خواندن جزئیات قبول کرده بود؛ حالا اما هر خطش مثل مشت توی
جملهی خودتان را در بخش نظرات همین صفحه ثبت کنید. فقط ۱ جمله موضوع: آینده اطلاعات بیشتر: دربارهی جزییات چالش جملهورزی چند نمونه: آینده حال
جملهی خودتان را در بخش نظرات همین صفحه ثبت کنید. فقط ۱ جمله موضوع: آزاد اطلاعات بیشتر: دربارهی جزییات چالش جملهورزی برخی از جملههای برگزیدهی
برای واژهی آفوریسم (aphorism) تاکنون برابرنهادهایی همچون گزینگویه، کوتهکلام، بیان موجز، سخن حکیمانه و کلمات قصار و … انتخاب شده است. آفوریسم (aphorisme) از aphorismos لاتین
برای مزهبخشیدن به روزهاست که این سنجهها را فهرست کردهام، نه آنکه در چارچوبِ صلبِ رفتارهای از پیش تعیینشده زهر به کام خود بچکانم: ➖صفحات
شاید بتوان گفت نخسین و مهمترین مهارتی که در هر هنری باید آموخت «مدیریت سرخوردگی» است. زندگی هنرمند، ناگریز و ناگزیر، سرشار از سرخوردگیست. اما
آدمی، خاطرهی آدمی است. -هنری برگسون به مراسم احضار روح خوش آمدید؛ ارواح خاطرات. گوی بلورین ما قلم و کاغذ است. کانونیترین خاطرهی شما کدام
-خودمو شکل یه رودخونه میبینم که سنگهای بسترش کلماتن. دوست دارم همیشه جوری زلال و جاری باشم که سنگای رنگارنگ درونم صیقلی بشن و به
فرزندت را گروگان گرفتهاند و در ازای آزادیاش پولی میطلبند که اگر کل اموال خیشاوندانت را هم بفروشی باز هم از پس پرداختش برنمیآیی. چنان
خودسازی آجر میخاد؛ آجرشو فقط تو گفتوگو پیدا میکنی. خوب خوندنِ کتابهای خوب هم یه جور گفتوگوئه، اما نه جایگزین همیشگیِ انواع دیگهی گفتوگو.
پرسشی راسخ همواره در مرکز روزهای من است: یادداشتهای روزانهام را چگونه بیشینه و بهینه کنم؟ از میان انبوه شیوههایی که یافته یا ساختهام،
بپنداریم که کانال تلگراممان قلّکیست برای پساندازِ افکار و تجربههایمان. بهتر است توی قلّک پرز و پوشال نیندازیم، در پی سکههای ارزشمند باشیم. حالیا، ارج
این تمرین تازهایست که میکوشیم گهگاه در وبینار نویسندهساز انجام دهیم. با کشیدن شاخهای روی کاغذ، جوانب گوناگون یک کلمه را میسنجیم و برای کشف
هر هر روز شعری دربارهی یک پنجرهی شیشهشکسته مینویسد. به آدمهایی که تلفنی حرف میزنند بیشتر خیره میشود. معتقد است اگر گربهها و پرندههای شهر
تن ماهی وسط میز بود. کنار کتابها و چراغ مطالعه و قوطیِ قرص. نشست پشت میز. تن ماهی را برداشت و مثل سنگی قیمتی چرخاند
٧ روزواژه خونوار اما سرخ آنقدر غلیظ بود که بهروز همه چیز را خونوار و خونرنگ میبیند. -محمد ایوبی، صورتکهای تسلیم، ص۹ انگشتسوز
۷ روزواژه سنگباف در اتاقی بیآسمان و خلوتی سنگباف کلاغی پرت میشود به حواسِ من از کجا؟ -فرزین هومانفر، تیلهها، ص۵۵ گربهگردی از