این فهرستیست که از کلمات غالبن متضاد که گفتار روزمره پرُکاربردترند:
خوب و بد
چاق و لاغر
پیر و جوان
عشق و نفرت
مرگ و زندگی
خواب و بیدار
سیاه و سفید
شب و روز
مرده و زنده
زن و مرد
دانا و نادان
غم و شادی
خنده و گریه
سرد و گرم
تلخ و شیرین
بهار و خزان
تابستان و زمستان
پدر و مادر
صعود و سقوط
جن و بسمالله
سقف و کف
پستی و بلندی
تنگ و گشاد
بالا و پایین
سر و ته
خیر و شر
فرشته و شیطان
فقر و غنا
نقد و نسیه
خم و راست
هست و نیست
درست و غلط
فانی و باقی
خام و پخته
سیر و گرسنه
پیاده و سواره
رفت و آمد
حرام و حلال
ریز و درشت
راست و چپ
سود و زیان
ساده و پیچیده
سنگ و شیشه
آب و آتش
غلیظ و رقیق
تر و خشک
آبی و قرمز
سخت و آسان
قاتل و مقتول
مرگ و زندگی
کویر و دریا
تند و کند
کاه و کوه
کم و زیاد
گریه و خنده
گربه و سگ
جزر و مد
عرش و فرش
زبر و نرم
کم و بیش
پس و پیش
آفتاب و مهتاب
جنگ و صلح
گرگ و بره
کارد و پنیر
عجول و صبور
طلوع و غروب
عزا و عروسی
با این فهرست چه کنیم؟
تمرین گزینگویهنویسی
به نمونههای زیر بنگرید:
سگ نثر است و گربه شعر.
-جان بوردنرویاهای جوانی شعرند و زندگی واقعی نثر… چه بدبختی بزرگی اگر در زندگی شعر نمیبود و چه بدبختی بزرگتری اگر بعد از شعر نوبت به نثر نمیرسید.
-اینیاتسیو سیلونه
3 پاسخ
نادان یک شهر، به ز دانای روستا
زندگی قلم است و مرگ غلطگیر.
جنگ و صلح…