نویسنده: شاهین کلانتری

چنین است این نوشتآدم

هر هر روز شعری درباره‌ی یک پنجره‌ی شیشه‌شکسته می‌نویسد. به آدم‌هایی که تلفنی حرف می‌زنند بیشتر خیره می‌شود. معتقد است اگر گربه‌ها و پرنده‌های شهر

ادامه »

الهام از تن ماهی

تن ماهی وسط میز بود. کنار کتاب‌ها و چراغ مطالعه و قوطیِ قرص. نشست پشت میز. تن ماهی را برداشت و مثل سنگی قیمتی چرخاند

ادامه »

گریه‌دارِ شترنجینگی

٧ روزواژه   خون‌وار اما سرخ آن‌قدر غلیظ بود که بهروز همه چیز را خون‌وار و خون‌رنگ می‌بیند. -محمد ایوبی، صورتک‌های تسلیم، ص۹   انگشت‌سوز

ادامه »

هذیانِ‌ گورخر ببینیم

۷ روزواژه   سنگ‌باف در اتاقی بی‌آسمان و خلوتی سنگ‌باف کلاغی پرت می‌شود به حواسِ من از کجا؟ -فرزین هومان‌فر، تیله‌ها، ص۵۵   گربه‌گردی از

ادامه »

عزیزانم

۱. یادگیری توقف‌ناپذیر است.   ۲. مطالعه و نوشتن از تجملاتِ غیرضروریِ زندگی نیستند که در شرایط بحرانی کنار گذاشته شوند. تعطیلِ‌ آموختن و اندیشیدن

ادامه »

امید نویسنده

یک چیز همیشه مایه‌ی امیدواری اوست: اینکه هنوز کلمات بسیاری هست که در نوشته‌هایش به کار نبرده است. این حتا ادامه‌ی زیستن را هم برایش

ادامه »

ستاره‌کوبی روی کلمات

دلباخته‌ی زبان کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از

ادامه »

قلکِ نوترکیب‌ها

بنگرید به این عبارت‌های ترکیبی: شبِ‌ تاریک، غروب غم‌انگیز، ذهنِ پریشان، آتشِ دل، بویِ خوش، دردِ عشق، دلِ بی‌قرار، دیوانه‌ی عشق، رازِ زندگی…   این‌ها

ادامه »

مشوق روزنگاری در زمان‌ریزه‌ها

لابلای کارها وقتی وقتکی نصیبم شود، جای پرسه در گوشی، ‌ناخنکی به کتاب ‌می‌زنم بیشتر. اما چنین خرده‌اوقاتی مجال مناسبی برای مطالعه‌ی عمیق و پیوسته‌ی

ادامه »