نویسنده: شاهین کلانتری

کیست این کلمه‌بازِ بزرگ؟

دلباخته‌ی زبان کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از

ادامه »

این یک یادداشت سحرآمیز است؟

برخی جمله‌ها را در آغاز یادداشت‌هایم می‌نویسم اما پیش از انتشار حذف می‌کنم. مثلن اینطوری شروع می‌کنم: «این یک یادداشت سحرآمیز است.»   سپس آزادانه

ادامه »

زبان‌مردگی

نه. اشتباه نکن. تعداد زبان‌های مرده‌ی دنیا خیلی بیش از این‌هاست. با پایان هر رابطه‌ی دیرنده، زبانی می‌میرد. به «عزیزِ‌ رفته از دست رفته» بیندیش

ادامه »

عشق‌پایه‌ها

یک پوشه هم دارم به این نام: «نرسیده به آفوریسم». لا و لوی آزادنویسی‌ها و پرسه‌گردی‌هام اگر سخنی شاداب سربرآورد، فرامی‌خانمش به این پوشه. گاه

ادامه »

ماه‌تنی در کلمات

دلباخته‌ی زبان کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از

ادامه »

چرا دست‌ِ پُر نمی‌آیی؟

رفیق بود و محض مراعاتِ حالِ استادِ‌ سال‌خورده بهم نهیب زد: «پیرمرد را این‌همه سرپا نگه ندار.» حق داشت. بیش از سیصد تا از کاریکاتورهایم

ادامه »

روح و اسکلت زبان

بهمن فرسی در آغاز جوانی ضرب‌المثل‌های فارسی را گردآوری می‌کرد. شاید بتوان زمینه‌ی زبان‌آوری او را در چنین مشغله‌ یا مشغله‌هایی جست. برای هر سخن‌دوست

ادامه »

نرسیده به آفوریسم

یک پوشه هم دارم به این نام: «نرسیده به آفوریسم». لا و لوی آزادنویسی‌ها و پرسه‌گردی‌هام اگر سخنی شاداب سربرآورد، فرامی‌خانمش به این پوشه. گاه

ادامه »

کارهایی که بی‌نوشتن نمی‌توان

گاه از یافتن برهانی تازه در باب علایقم همان‌قدر کیف می‌کنم که پنداری عتیقه‌یی یافته‌ام در کاروانسرایی دیرنده. برای مثال همواره مشتاقم استدلال‌هایی بیابم درباره‌ی

ادامه »

لیموشیرین‌های خاندنی

نخستین دوره‌ی کتابنقد امروز تمام شد و از شنبه‌ی هفته‌ی آتی دومین کارگاه را می‌آغازیم. سیاق کتابنقد چنین است که درهر دوره‌ی تازه محتوای آموزه‌ها

ادامه »

عسل‌رگِ واژه‌ها

دلباخته‌ی زبان کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از

ادامه »

شاعر واژه‌آسا

پارسی است و پسوند. یعنی بینِ عناصر واژه‌ساز،‌ پسوندهای پارسی زایاتر و پویاترند. گاه می‌بینیم که شاعر یا نویسنده‌یی -خودآگاه یا ناخودآگاه- از پسوند خاصی

ادامه »

کوبش‌گاهِ بارانی

شوربختی یعنی همین که ستاینده‌ی باران باشی و ذلیلِ وسوسه‌ی باران، اما در یکی از خشک‌ترین جاهای دنیا زندگی کنی که تازه به خشکسالی هم

ادامه »

جمله‌های جلوگیر

دور از جان و مال و ناموس شما، الاحقر همین هفته‌ی پیش عن‌غریب بود که ریق رحمت را یک‌نفس سر بکشم. لاچاکِ جاده بودیم که

ادامه »