از معیارهایم در دوستی
دوستِ خوب با تو دردِ دل میکند، اما هرگز ذهنت را سطل آشغال نمیپندارد.
دوستِ خوب با تو دردِ دل میکند، اما هرگز ذهنت را سطل آشغال نمیپندارد.
دلباختهی زبان کار نیکی میکند اگر لغتنامهیی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از
برخی جملهها را در آغاز یادداشتهایم مینویسم اما پیش از انتشار حذف میکنم. مثلن اینطوری شروع میکنم: «این یک یادداشت سحرآمیز است.» سپس آزادانه
نه. اشتباه نکن. تعداد زبانهای مردهی دنیا خیلی بیش از اینهاست. با پایان هر رابطهی دیرنده، زبانی میمیرد. به «عزیزِ رفته از دست رفته» بیندیش
یک پوشه هم دارم به این نام: «نرسیده به آفوریسم». لا و لوی آزادنویسیها و پرسهگردیهام اگر سخنی شاداب سربرآورد، فرامیخانمش به این پوشه. گاه
مؤلفهی شاخصِ شعر احمدرضا احمدی رؤیاست. او با منطقِ مهآلود و شناورِ رؤیاها مینویسد؛ کاری که بسیاری سودایش را در سر میپرورند، اما حاصل کارشان
اگر بگوییم: «اضطراب، گل و لایِ رودخانهی روانِ آدمیست.»، تنها استعارهیی نخنما به کار بردهایم که بیشتر به کار گپوگفت روزمره میآید. اما وقتی ژان
دلباختهی زبان کار نیکی میکند اگر لغتنامهیی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از
از شنبه بازمیگردیم به تمرین «۱۰۰ جمله». یعنی در هر وبینار نویسندهساز با هم ۱۰۰ جملهی کوتاه مینویسیم. البته با وقفهی کوتاهی پس از نگارش
بپندار: مدیر یک سازمانی و طرحی ریختهیی تا انجام یکی از کارها بهتر صورت بگیرد، اما گرفتوگیری در کار است که سبب شده برخی از
رفیق بود و محض مراعاتِ حالِ استادِ سالخورده بهم نهیب زد: «پیرمرد را اینهمه سرپا نگه ندار.» حق داشت. بیش از سیصد تا از کاریکاتورهایم
بهمن فرسی در آغاز جوانی ضربالمثلهای فارسی را گردآوری میکرد. شاید بتوان زمینهی زبانآوری او را در چنین مشغله یا مشغلههایی جست. برای هر سخندوست
یک پوشه هم دارم به این نام: «نرسیده به آفوریسم». لا و لوی آزادنویسیها و پرسهگردیهام اگر سخنی شاداب سربرآورد، فرامیخانمش به این پوشه. گاه
گاه از یافتن برهانی تازه در باب علایقم همانقدر کیف میکنم که پنداری عتیقهیی یافتهام در کاروانسرایی دیرنده. برای مثال همواره مشتاقم استدلالهایی بیابم دربارهی
نخستین دورهی کتابنقد امروز تمام شد و از شنبهی هفتهی آتی دومین کارگاه را میآغازیم. سیاق کتابنقد چنین است که درهر دورهی تازه محتوای آموزهها
دلباختهی زبان کار نیکی میکند اگر لغتنامهیی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از
پارسی است و پسوند. یعنی بینِ عناصر واژهساز، پسوندهای پارسی زایاتر و پویاترند. گاه میبینیم که شاعر یا نویسندهیی -خودآگاه یا ناخودآگاه- از پسوند خاصی
شوربختی یعنی همین که ستایندهی باران باشی و ذلیلِ وسوسهی باران، اما در یکی از خشکترین جاهای دنیا زندگی کنی که تازه به خشکسالی هم
دور از جان و مال و ناموس شما، الاحقر همین هفتهی پیش عنغریب بود که ریق رحمت را یکنفس سر بکشم. لاچاکِ جاده بودیم که
نوزدهسالگیام را شاعر اگر بودم چه عشقنامهها که حالا در برم بود. من از شعر، برای اویی میگویم که در مسیر نوزدهسالگیست، حتا اگر