گزارش نیک ۵۴: امروز چه کارهای مفیدی انجام دادید؟
«عیب بزرگ شیشه تهیبودنست از آن در عمر خویش دل تهی از غم نکردهایم» -طالب آملی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم
«عیب بزرگ شیشه تهیبودنست از آن در عمر خویش دل تهی از غم نکردهایم» -طالب آملی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم
«وقتی تو را دوست دارم، آنچه دوست دارم چیست؟ نه جسمی است، نه تنی است، نه زیبایی گذران، نه درخشش روشنایی، نه آوازهای دلکش، نه
«بعضیها فکر میکنند برای ما خیلی اهمیت دارد که ما ادبیات خودمان را به زبانهای دیگر معرفی کنیم، ولی آن اهمیتی را که دیگران در
«اگر بعد از خواندن یک شعر جهان برای بیست و چهار ساعت شبیه آن شعر شود یا بیشتر مرا مطمئن می کند که شعر خوبی
«کتابی را برای خواندن انتخاب کنید که به جای شما فکر نکند، بلکه شما را به فکر کردن وادارد.» -هارپر لی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش
«در جایی که دروغگویی، نه تنها هرازگاهی، بلکه نهادینه میگردد؛ کسی که به سادگی از آنچه هست میگوید، پیشاپیش کنشگری را آغازیده، حتی اگر بههیچرو
«یک بار ریک (ریچارد لینکلیتر) یک حرفی بهم زد، ۲۳ سالم برد و ریور فینیکس تازه مرده بود، گفت اگر بتوانی از پس خود ویرانگری
«دوستان شاد شوند از غم پنهانی ما جمع گردد دل یاران ز پریشانی ما ما که ویرانشدگانیم بدین دلشادیم که جهانی شده آباد ز ویرانی
«آنکه خواهد ماند خواهد خواند مبارک باد آنچه اکنون میدرخشد و مبارک باد نسیمی که از ستارههای دور بر گیسوهات مینشیند» -شاپور بنیاد، قطعات، ص۱۱۶
«آه! میگويند چون بگذشت روزی بگذرد هرچيز با آن روز. … پيشِ چشمِ من وليکن نگذرد چيزی بدونِ سوز میکشم تصويرِ آن را يادِ من
این صفحه را ساختهام تا دوستانم در کلاس نویسندگی خلاق دربارهی حس و حالشان از حضور در این دوره برایم بنویسند و بگویند پیش از
«وقتی که پرندگان سبکخیز واژهها از شاخهی زبان تو پرواز میکنند وقتی که خندههایت، غوغای شور و نور در قلب شبگرفتهی این تنگنای سرد رنگینکمان
یکی از مزایای آزادنویسی و برونریزی ذهنی آشکار ساختن افکار مبهم، غلط و پریشان ماست. غالباً دقایق اولیه برنامۀ نوشتاری ما به برونریزی سریع و بی تکلف همین افکار مغشوش میگذرد…
«کدام وقت پیروزی سخن را جشن خواهیم گرفت و کبوتران خاک را به سوی آسمان رها خواهیم کرد کدام وقت نام شعر را خواهیم برد
امروز به دوستی پیشنهاد کردم «سنگ صبور» را بخاند تا در ادامهی دورهی خصوصیمان بحث مستوفایی بپروریم دربارهی ظرائف این رمان. باری، اشاره به این
«هنوز هم ببرهایی در دنیا هستند که از رؤیای ما پاسداری کنند رؤیاها چون جنگلهایی گودند که ناگهان عبور ببری آن را زیبا میکند چون
«اینکه اغلب بخندی و زیاد بخندی؛ اینکه هوشمندان به تو احترام بگذارند و کودکان با تو همدلی کنند؛ اینکه تحسین منتقدان منصف را بشنوی و
«صبحها وقتی چشم باز میکنم و میبینم که لازم نیست از رختخواب یکراست راهی مدرسه شوم و سر کلاس درس بنشینم و حرفهای معلم را
«من هر ماه بیشتر از ۵ دقیقه به گذشتهام فکر نمیکنم.» -ریموند کارور در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای نیکو
«اگر پس از عشق همان انسانی باشیم که پیش از عشق بودیم، به این معناست که بهقدر کافی دوست نداشتهایم.» -الیف شافاک در سلسلهپستهای روزانهی