گزارش نیک ۷۲: امروز چه کارهای مفیدی انجام دادید؟
«اغلب تمام خانواده دیوانهاند. اما از آنجا که نمیشود همهٔ خانواده بستری شوند، یک نفر به عنوان دیوانه انتخاب میشود و به تیمارستان میرود.» -سوزانا
«اغلب تمام خانواده دیوانهاند. اما از آنجا که نمیشود همهٔ خانواده بستری شوند، یک نفر به عنوان دیوانه انتخاب میشود و به تیمارستان میرود.» -سوزانا
«بهندرت اتفاق میافتد كسی كه به ديگران كمك میكند، نيمهشب از خواب بپرد و از خود بپرسد فايدهی اين كار چيست.» -جين كازز، وزن چيزها
«ما چون برنجزاران چوو هُوا همه ساله دِرو میشویم و سال دیگر، پُربارتر میروییم ما از مرگ قویتریم» -هوشی مین در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»،
«هنر زندگیكردن حفظ شيوهی خاصی از خوشبختی و چسبيدن به آن نيست، بلكه اين است كه اجازه دهيم فرم خوشبختی تغيير كند بدون آن كه
«هیچکدام از ما نمیخواهیم اعتراف کنیم که ممکن است باورهای بنیادیمان اشتباه باشند.» -ماریا کونیکووآ در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از
«زندگی يا يك ماجراجويی جسورانه است يا هيچ چیز نيست.» -هلن كلر در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای نیکو و
«آنچه برای من اهمیت دارد فهمیدن است. برای من اندیشیدن موضوع کاوش برای این فهم است، بخشی از فرایند فهمیدن است…. بعضی چیزها صورتبندی میشوند.
«اگر توانستهام قلبی را از شکستن بازدارم هرگز به بیهوده نگذشته عمرم» -جین آستین در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای
اینجا برگزیدهای میبینید از کاریکلماتورهای همسفران من. واژهی «کاریکلماتور» ترکیبی از کلمات و کاریکاتور است. این کلمه را احمد شاملو در وصف آثار پرویز شاپور
«غیرواقعی» بودن ادبیات داستانی، نقطهقوت آن است، چرا که، از راههایی غیر از راههای معمول میرود و واقعیتهای ممکن یا ناممکن دیگری در مقابل واقعیت
«برای انسان، چیزی هراس آورتر از نبودنِ پاسخ نیست.» -میخاییل باختین در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای نیکو و سودمندی
هراس باستانی از صفحهی خالی؛ برهوت کاغذ یا برگهی تازهی Word. چه باید کرد؟ میتوانیم محرک یا کنشیاری برای شروع نوشتن طراحی کنیم. برای مثال،
«هر وقت مردم از من میپرسند که بین نوشتن کتابها چه کار میکنم، میگویم کتاب بعدیای را که قرار است بنویسم، زندگی میکنم.» -سالار عبده
«بزودی. بزودی. بزودی. بزودی. این بزودی یعنی کی خواهد بود؟ چه کلمهی هراسانگیزی است این: بزودی. بزودی ممکن است یک ثانیهی دیگر باشد. بزودی میتواند
«هر انسانی داستانی دارد که اگر آن را بشنوی، دیگر نمیتوانی از او متنفر باشی.» —اروین یالوم در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی
«بله، حاضر نیست از نوشتن دور بماند، دست برنخواهد داشت، از هیچ چیز دست برنمیدارد، از زندگی، از عشق، از من، نه.» —یان آندرهآ، همان
«چشم آدم چشمهی عشق است.» —رضا براهنی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای نیکو و سودمندی که برای خودمان و
«کلمه اخذ تصمیمی است میان مرگ و زندگی.» -فرانتس کافکا گوستاو یانوش، گفتوگو با کافکا، فرامرز بهزاد، تهران، خوارزمی، ۱۳۵۲ در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»،
«گویم او را به خود فشارم، بیتاب گویم لب بر لبش گذارم، پر شور ترسم چو دود گریزد ترسم دندان او، چو برف شود آب»
«طاقباز خوابیده بودیم و خیره بودیم به همهی ستارهها گل انداخته بود حرف آینده و کار و بودنمان من از او پرسیدم دوست داری چی