فرجامِ کار، نقص است، کمال، آرزویی بیش نیست. -ایور کاتلر داشتم فکر میکردم چرا با اینکه اکثر ایدههایم را حین نوشتن و با برون
«در حال و هوای عشق» فیلم محبوب من است. البته فیلم های دیگر «وونگ کار وای» را نیز بسیار دوست دارم. در فیلم «در حال
سال 1966 پییر پائولو پازولینی به خاطر بیماری معده بستری میشود و طی همان مدت کوتاه در بیمارستان شش نمایشنامه مینویسد. روایتهای متعددی از پرکار بودن
من به تنوع اهمیت میدهم. به همین خاطر زمانی که کاریکاتور نمایشگاهی میکشیدم هرگز به سبک شخصیام نرسیدم. با ماندن در یک سبک مشخص احساس
اگر میخواهی همیشه بنویسی اگر میخواهی منتقد درونت ساکت شود اگر میخواهی ترست از صفحه سفید بریزید اگر میخواهی ایده هایی که در سر داری
گاهی به خاطر اهمال کاری، بی خوابی، خستگی، بی اثر بودن قهوه، یا چیزهای دیگر وسوسه میشوم بعضی کارهای مهم اما غیر فوری را به
عکس بالا را نوروز امسال در پاوه گرفتم. دیدن شهر پاوه و طبیعت بکر آن شگفت زده ام کرد. به نظرم جاده کوهستانی پاوه به
هر از گاهی دوستان و اطرافیانم از من درباره بعضی از مسائل تخصصی یا مسائل هستی شناسانه سوال میکنند و مشورت میخواهند. بی گمان این
نویسنده بودن چه فایده ای دارد اگر نتوانید شمار زیادی از مردم را بیازارید؟ -نورمن مِیلر در لینک زیر میتوانید پروژه پایانی من را
پیش نوشت: دوست ندارم توی وبلاگ محتوای تاریخ مصرف دار منتشر کنم یا درباره اخبار روز موضع بگیرم. پارگرافهای زیر را چند وقت پیش علامت
این کارتون من بیش از تمامی کارهایم دیدهشده است. چهار پنج تا جایزه داخلی و خارجی برده و در بیش از ده کتاب منتشر شده
نصرالدین حوجا یا همان ملانصرالدین خودمان یکی از جشنوارههای قدیمی و معتبر کاریکاتور در ترکیه است. کارتون بالا را چند سال پیش برای شرکت در
جایی که دوست دارم در آن زندگی کنم، دقیقاً در میان همین درخت هاست جایی که بیشتر وقت ها هوا ابری است. موبایلم را نمیبرم.
پیش نوشت: «با شما نبودم» اسم یکی از کتابهای بهمن فرسی* است. تیتر این مطلب را از کتاب او وام گرفتهام. خیلی از «با شما نبودم»
پیکاسو: من در رویا سفر میکنم. 1 عمق آب ده سانت بیشتر نبود، کف زمین گِل قهوه ای و روشن بود و آب کاملاً شفاف.
پیش نوشت: من تخصصی در ویراستاری و درست نویسی ندارم، چیزهایی که مینویسم صرفاً سلیقهی شخصیام است. به نظرم اگر در نوشته های آنلاین
غرق در افکاری پریشان بودم که ناگهان به خودم آمدم و متوجه شدم شعر بالا را زمزمه میکنم.
به گمانم این شعر کوتاه سهل ممتنع است…