داستان کوتاه «لب پنجره» از سحر فرهادی
نشستهای. پشت پنجره. دست به چانه. خیره به پنجرهی روبهرو. آدمها که رد میشوند مینگری به چشمهاشان. راه رفتن و دستها. «شغل او چیست؟ کیف
نشستهای. پشت پنجره. دست به چانه. خیره به پنجرهی روبهرو. آدمها که رد میشوند مینگری به چشمهاشان. راه رفتن و دستها. «شغل او چیست؟ کیف
کاش بیدار نشود. خوابش سنگین شود. نگاهش را ببینم دست و پام شل میشود. اگر کمی قرص حل کنم تو آب، بچکانم روی لبهاش، چی؟
“تو سگ کی باشی که بخوای توصیه کنی یا نکنی؟ مهم اینِ که خودم راضیام. بهترین دوستم هستی که باش. به جای من که زندگی
این فهرست بهتدریج تکمیل میشود. سه قطره خون از صادق هدایت خیمهشببازی از صادق چوبک داستانهای کوتاه از مهشید امیرشاهی مد و مه از ابراهیم
«هر عاشقی که جان داد، در باغ سروی افتاد، بر خاک و سرختر شد خوناب جویباران» -حسین منزوی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز
در این فهرست از مینیسریالهایی نام میبرم که بهتازگی دیدهام و پسندیدهام: The Mess You Leave Behind – آشفتگی که پشت سر میگذاری I Will
این فهرستی از فیلمهای برتر تاریخ سینما یا محبوبترین فیلمهای عمر من نیست. فقط مجموعهای از آثاریست که گمانم میتوانند لحظاتی از بار ملالِ روزمره
«من به دستور زبان هیچ توجهی ندارم. وقتی هم که مینویسم، به خاطر عشق به کلمات است که مینویسم، مثل نقاشی که عاشق رنگ است
«نانِ حسرت خورم و جامهی حسرت پوشم کرمِ سیبم؛ خورش و پوشش من هر دو یکیست» -طالب آملی در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز
«گویا اینطور تصور میکنیم که هر چه کاملتر به نظر آییم، هر چه بینقصتر، بیشتر دوست داشته میشویم. در واقع عکس آن بیشتر احتمال دارد
«با چشمهای اشکآلود نمیتوانی آینده را ببینی.»
«اغلب تمام خانواده دیوانهاند. اما از آنجا که نمیشود همهٔ خانواده بستری شوند، یک نفر به عنوان دیوانه انتخاب میشود و به تیمارستان میرود.» -سوزانا
«بهندرت اتفاق میافتد كسی كه به ديگران كمك میكند، نيمهشب از خواب بپرد و از خود بپرسد فايدهی اين كار چيست.» -جين كازز، وزن چيزها
«ما چون برنجزاران چوو هُوا همه ساله دِرو میشویم و سال دیگر، پُربارتر میروییم ما از مرگ قویتریم» -هوشی مین در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»،
«هنر زندگیكردن حفظ شيوهی خاصی از خوشبختی و چسبيدن به آن نيست، بلكه اين است كه اجازه دهيم فرم خوشبختی تغيير كند بدون آن كه
«هیچکدام از ما نمیخواهیم اعتراف کنیم که ممکن است باورهای بنیادیمان اشتباه باشند.» -ماریا کونیکووآ در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از
«زندگی يا يك ماجراجويی جسورانه است يا هيچ چیز نيست.» -هلن كلر در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای نیکو و
«آنچه برای من اهمیت دارد فهمیدن است. برای من اندیشیدن موضوع کاوش برای این فهم است، بخشی از فرایند فهمیدن است…. بعضی چیزها صورتبندی میشوند.
«اگر توانستهام قلبی را از شکستن بازدارم هرگز به بیهوده نگذشته عمرم» -جین آستین در سلسلهپستهای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای
اینجا برگزیدهای میبینید از کاریکلماتورهای همسفران من. واژهی «کاریکلماتور» ترکیبی از کلمات و کاریکاتور است. این کلمه را احمد شاملو در وصف آثار پرویز شاپور