داستان کوتاه «هیاهوی بیخبری» از ناهید راستی
دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ توی ترافیک شدید گیر کردهایم. راننده زنگ میزند به دخترم و میگوید: «خدا وکیلی کجایین؟ پَ یَنی صداها را نمیشنوین؟ همین
دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ توی ترافیک شدید گیر کردهایم. راننده زنگ میزند به دخترم و میگوید: «خدا وکیلی کجایین؟ پَ یَنی صداها را نمیشنوین؟ همین
چهارشنبه ۷ مرداد، ساعت ۱۱ ظهر تازه از پیادهروی برگشتم. البته پیادهروی این روزها بهانهای است برای دیدن آدمهای شهر. دیدن دخترها و پسرهای نوجوانی
چهارشنبه هفتم آبان – حوالی ساعت۱۵ امروز بعد از ناهار، بابا روبروی تلویزیون لمیدهبود و مستند تماشا میکرد، بهسیاق همیشه. مامان هردفعه میگفت: «کانال را
«چشمهای خود را کشف کن.» -الک ساث، هنر، برترین شکل امید، ص۴۱ در «گزارش نیک» هر روز گزارشی مینویسیم از عملکرد روزانهمان. شما هم میتوانید
«مقدار خیلی زیادی استیصال، نارضایتی و دلسردی میخواد تا آدم بتونه چند تا شعر خوب بنویسه. کار هر کسی نیست نوشتن شعر یا حتی خوندنش…»
«من زندگى مىخواهم. میخواهم آن را بخوانم و بنویسم و حس کنم و زندگی کنم. میخواهم در این زندگیِ به اندازهٔ یک چشم برهمزدن که
«دل خود تنگ میخواهم که در وی نمیخواهم به جز جای تو باشد» -علی نقی کمرهای در «گزارش نیک» هر روز گزارشی مینویسیم از عملکرد
«عشق و جنایت تنها چیزهایی هستند که ارزش دارند از آنها نوشته شود.» -آسکل سندموس در «گزارش نیک» هر روز گزارشی مینویسیم از عملکرد روزانهمان.
«اکثر ما تنها زمانی فکر میکنیم که با مشکلی روبهرو میشویم.» -جان دیویی در «گزارش نیک» هر روز گزارشی مینویسیم از عملکرد روزانهمان. شما هم
«اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست چندانکه شد نگه به نگه آشنا، بس است» -صائب تبریزی در «گزارش نیک» هر روز گزارشی مینویسیم از
«هر بار که از خواب بیدار میشوی باید از خودت بپرسی امروز چه کار خوبی میتوانم انجام بدهم؟ و بهخاطر داشته باش غروب آفتاب بخشی
«هر اندازه بیرحمانهتر و سختتر به قضاوت خود بنشینی، به همان اندازه در قضاوت دیگران دادگرتر و مهربانتر خواهی بود.» -کنفوسیوس در «گزارش نیک» هر
روز اول: سهشنبه، هجدهم اردیبهشت ۱۳۸۲ از وقتی روی زمینم، همهش دارم بالا میآورم. سرم درد میکند. میخواهم دستم را فرو کنم توی حلقم
روز اول، چهارشنبه ۷ مرداد صبح، هنوز آفتاب درست بالا نیامده بود که گرما به خانه رسید. پنجره را بست و کولر را روشن
چهارشنبه۷مرداد نه، به این راحتیها نیس. آن هم آن خانه. آن مکان. آن مساحت و آن قیمت. اما اشکالی ندارد که پیاش را بگیرم و
«گشودن راز، بیشباهت به پوستکندنِ پیاز نیست هر لایهی آن، اشکی تازه میآورد.» -محمود طیاری در «گزارش نیک» هر روز گزارشی مینویسیم از عملکرد روزانهمان.
«هیچوقت در زندگی حسرت چیزی را نخوردهام. بنبست چیزی نیست که تازگی داشته باشد. بنبست از وقتی که شروع به هر کاری میکنی وجود دارد،
«”اگر”های وحشتناک تمامی ندارند.» -وینستون چرچیل در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم از کارهای نیکو و سودمندی که برای خودمان و دیگران
«برای یافتن دوست، یک چشم خود را باید بست و برای نگه داشتنش هر دو را.» -نورمن داگلس در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز
«نگرانی هرگز اندوه فردا را از بین نمیبرد، فقط شادی امروز را تباه میکند.» -لئو بوسکالیا در سلسلهفرستههای روزانهی «گزارش نیک»، هر روز فهرستی مینویسیم