یادگاری از آیندهنویس: دورهمی آنلاین روزهای بحرانی
آنکه از رگ و ریشه آموزگار است، همهچیز را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی میگیرد. -نیچه بیش از حد معمول مهربان باشید. -جکسون براون
آنکه از رگ و ریشه آموزگار است، همهچیز را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی میگیرد. -نیچه بیش از حد معمول مهربان باشید. -جکسون براون
در یک نگاه: شروع ۶۹مین دورهی آنلاین نویسندگی خلاق از دوشنبه ۹ تیر مصاحبههای ورودی دورهی جدید نویسندگی خلاق در جریان است و هنوز فرصت
«به چه میمانم من؟» پرسشی کارآیند در خودشناسی. شبیه کوهی؟ چرا؟ مانند درخت؟ یخچال؟ عابربانک؟ ابر؟ کتاب؟ خورشید؟ با تشبیه خودمان به هر چیزی، پارهیی
احمد ابومحبوب در کتاب «تحلیل کالبد نثر» مینویسد: «هر ساله مقداری واژه و اصطلاح جدید در فارسی پدید میآید که یا نویسندگان و شاعران بزرگ
بین صدور نفت و صدور قالی فرق اساسی است. دومی صدور نقشهی روح آدمی است. -رضا براهنی ادبیات تبریست برای شکستن اقیانوس یخزدهی درون ما.
فقط شرکتکنندگان دورههای پیشین کلاس آنلاین نویسندگی خلاق میتوانند در این دوره شرکت کنند. برخی سرفصلها: چگونه تصویری بنویسیم؟ با تحلیل صحنه به صحنهی یک
در وبینارهای آیندهنویس برنامهی تمرینی منظمی که شما هم میتوانید به آن بپیوندید. ۱ واژه تمرکز ما روی گسترش دایرهی واژگانمان با تمرین کلمهبرداری است.
حیاتواژه چیست؟ حیاتواژه کلمهییست که مفهوم آن در پیوند با بودوباش ماست. حیاتواژه کلمهییست که مهمترین و زیباترین اولویتهای زندگیمان را یادآوری میکند. حیاتواژه بستهی
هر هنگام که مجال و تمرکز چندانی برای مطالعه نیست، در لغتنامه پرسه میزنم. دیدم بدک نیست چند روزی چالش #همواژه راه بیندازیم.
(این فرسته نسخهی متنی وبینار امروز نویسندهساز است. لازم به ذکر است که طی چند روز آینده وبینارها ضبط و آپلود نخاهد شد.) (همچنین
تمرین نخستین روز برنامهی هفتگی روزنگاری گفتوگونویسی است؛ نوشتن دغدغههای شخصی در قالب دیالوگی درونی، بین دو من. دو منِ متفاوت و متضاد با
1️⃣ شنبه: در قالب مصاحبه بنویسیم: گفتوگویی میان دو سوی مختلف خودمان. بگذاریم این «من» و آن «من» با هم جدل کنند، ایده بورزند
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفتهیی یک بار هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد
به شوق نوشتن از تجربهی عشق آمدم سوی نوشتن. و عاشق نوشتن شدم. دیدم حالا که معشوق نوشتن است چرا ننویسم از عشق نوشتن؟
از وسوسههام یکی هم گردآوری تشبیهها و استعارههاییست که مرا به انجام کاری برانگیختهاند. یک نمونهاش این: «به قول یکی از بزرگان، بیدل
نخستین بندِ داستان «جانِ غریب»* را ببینید: «خلوتترین حالتِ خیابان، بیرهگذرترین امکانِ کوچه و آرامترین وضع بازار و محله، لابد سحرگاه روز سیزدهبدر
یکی از کارهایی که با همسفرانم در «کتابران» انجام دادیم مقایسهی خودِ روزمان با خودِ شبمان بود. چندی پیش در این رابطه نوشته بود
هر نویسندهیی چهبهتر که پیِ آبشخورهای ایده در زیستِ شخصی خودش باشد. این برای یکی از تاریخچهی خانوادگیست، برای دیگری تجربیات شغلی و برای
دربارهی مراحلی از مهارتآموزی فقط آدمهای تازهکار میتوانند خوب بنویسند. بهخاطر حسوحالی نابی که تنها در آغازِ گام نهادن به یک مسیر تجربه میشود.