نام نانوشته‌ها

 

و گاه دیوانی می‌گشایم برای یافتن نامِ کتاب؛ کتاب‌هایی موهوم برای کتابخانه‌یی خیالی، بدون میلی به نوشتنشان؛ اما همیشه با یک پرسش: چنین عنوانی خبر از جور کتابی می‌دهد؟

 

حالیا نمونه؛ برچیده‌هام از دیوان خلیل‌الله خلیلی:

 

«گم‌گشته هدف‌ها و سراسیمه سفرها»

«شور بر سر، شعر بر لب»

«نیستان‌ها این چنین باید»

«خون چکد از چاک سحرها»

«از قرن‌های گمشده»

«از گداز ناچکیدن‌ها»

«منقار رنگین»

«مرگ ازو نام‌جوست»

«بازی کودکان نگر»

 

مثلن درباره‌ی کتابی به نام «شور بر سر، شعر بر لب» چنین خیال می‌پردازم که در آن شاعر شوریده‌یی پا به بادیه‌یی می‌گذارد و آنجا لبی گشوده‌ می‌یابد هفت برابر یک نهنگ. لبِ خالی. و بادیه‌نشینانی که لبه‌ی لب لمیده‌اند و به ملاببه مشغول…»

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

7 آذر 1403

7 آذر 1403

6 مرداد 1395

6 مرداد 1395

20 فروردین 1404

20 فروردین 1404

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *