من به وجد آمدم امروز تو چرا می‌نایی؟

 

وجدآورِ امروزم شعر‌ی‌ست از تورگوت اویار:

 

«اگر یک روز بروم

از من چه چیزهایی باقی خواهد ماند؟

آری

تمام چیزهایی که ناتمام گذاشته‌ام*»

 

و این کار شاعر است: درهم‌کوفتنِ هر آنچه سخت و محکم به نگر می‌آید؛ چنین است که شاعر ماندگاری را در ناتمام‌ها می‌بیند.

 

و چه چیزی ناتمام‌تر از خود آدمی؟

«این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف

می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش»

 

راستی، کی بود که گفت: «هر کتابی، اثری ناتمام است»؟

 

این یادداشت هم ناتمام است، ولی ماندگار؟ نه به‌ خیالم.

 

*ترجمه‌ی سیامک تقی‌زاده، من فردای روز رفتن توام، ص۸۵

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *