بی هم‌شعری نه

 

نوشتمش:

«بی‌ همشهری می‌توانم زیست اما بی‌ هم‌شعری نه اما، اصلن،‌ هرگز.»

هم‌شعری اما، تنها با تو شعر نمی‌خاند، تنها با تو شعر نمی‌نویسد، شعر را زندگی می‌کند،‌ زندگی را شعر می‌کند.

 

و حالا که حرف شعر است، هم‌شعرم باش در این شعر آنا اشویر:

 

«رنج من

برای من مفید است.

می‌گذارد 

در مورد رنج دیگران بنویسم.

رنج من مدادی است 

که با آن می‌نویسم.»*

 

*رنج و شادمانی، ترجمه‌ی دروتا سوآپا، ص۵۲

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

9 اسفند 1399

9 اسفند 1399

19 فروردین 1400

19 فروردین 1400

1 آذر 1403

1 آذر 1403

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *