آیا نوشتن به کشف فرصتهای نهان یاری میرساند؟
➖زبون چرا اینهمه اصرار داره خودشو بماله به دندون؟ عارت نمیاد؟ ➖ماریام در پی زیربغل خود؛ بنیانگذار نخستین کارخانهی تولید مام زیربغل با رایحهی
➖زبون چرا اینهمه اصرار داره خودشو بماله به دندون؟ عارت نمیاد؟ ➖ماریام در پی زیربغل خود؛ بنیانگذار نخستین کارخانهی تولید مام زیربغل با رایحهی
دلباختهی هر زبانی چه کار نیکی میکند اگر لغتنامهیی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان
با تنم بدم اگر نمینگرمش؛ چشم نمیدوزم به پوست دستم، پیچوتاب انگشتان پام. با تنم بدم اگر بین ذهن و جسم مرزی پررنگ میکشم اولی
در اعلان جدید دورهی پیشرفتهی نویسندگی خلاق نوشتهام: «همآمیزیِ شعر و نثر؟ نمونهی خامدستانهاش را دلنوشته مینامند و پختهترش میشود نثر ادبی یا نثر
روزهایم را مشتاقم با نوشتن در پاسخِ این پرسش بیاغازم: «چطور میتوانم کاری بکنم که بخش زیادی از افکاری امروزم ربطی به افکار دیروزم
چه خوشگل گفته آنگِلوس سیلِزیوس: «بی چراست گل میشکفد چون میشکفد اندیشهی خود نمیدارد نمیپرسد آیا میبینندش»* و خوشا اگر بنویسی و منتشر
در روزهای پُرمشغلگی یا کمحوصلگی که در خلوت مینویسم و چیزی برای عرضه در جلوت ندارم، بهجاش کلمه هوا میکنم اینجا؛ هر بار از یک
ادبیات را دوست دارم چون نشانم میدهد چه چیزهایی را در خودم دوست بدارم، که یکسره متفاوتند با هرآنچه رسانههای عامهگیر دوستداشتنی جلوه میدهند.
برخی واژهها جان میدهند برای ترکیبسازی؛ ترکیبهای تازه و تشتکپران. مثلن «فهرست»: فهرست آهخندها فهرست نوکار فهرست تناور فهرست کنارهجویان فهرست فرابرنده فهرست زشتکاریها فهرست
دلباختهی هر زبانی چه کار نیکی میکند اگر لغتنامهیی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان
واسه سبد کلمهبرداری گاه سری به آرامگاه واژگان فارسی میزنم. اما کلمات متروک آیا کاربردی هم دارند؟ بله، نخست آنکه شناخت آنها درک متون
آفرینش فکری و هنری نیازمند «ذهن دوم» هم هست؛ یعنی مجموعهی بهسامانی از آموختهها در بستری دیجیتال که همواره در دسترس باشد و از ذهن
شاید بهترین جملهقصار دربارهی جملهقصار را خولیو کوتاسار گفته باشد: «وقتی از دیگران نقلقول میکنیم، از خودمان نقلقول میکنیم.» یعنی گاه میبینی دیگری حرف دلت
میکوشی و میکوشی واژهها مومی شوند در دستهایت سرانجام درمییابی اما مومی هستی در دست کلمات
۱. برای رفع دلتنگی. اگر خوشاقبال باشم، گاهی توی برخی از کتابها، یکی از آدمهای ازدسترفتهی زندگیام را در هیئت شخصیتی داستانی میبینم. و همین
دلباختهی هر زبانی، چه نیک است اگر لغتنامهیی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی
عصری اولین جلسهی حلقهی چخوف برگزار شد، با جمعی از همسفران زلالِ مدرسه نویسندگی. با قصهیی از خودِ چخوف آغازیدیم: «بوسه»؛ از آثار سرآمد
بگیر و ببویشان. ازشان عطر بساز. جملههایی بساز تنمالیدنی. شعر به شعر بهشان نزدیکتر شو. جز شعر برای کار دیگری به کارشان نبر. خرشان شو،
دنبال بدن میگردم توی زبانزدهای (اصطلاحات عامیانه)، فیلتر خوبیست برای پرسه در واژهنامهها؛ و با همرسانی آن در اینجا، انگیزهیی فراهم میآورم برای ادامهکاری.