پیرهن پوش پوش میکندم
(پیوند فصل ۱) (پیوند فصل ۲) (پیوند فصل ۳) فصل ۴: «نیست در نیست را نیست که را/که را نیست در که
(پیوند فصل ۱) (پیوند فصل ۲) (پیوند فصل ۳) فصل ۴: «نیست در نیست را نیست که را/که را نیست در که
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفتهیی یک بار هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد
کمتر سراغ نوشتههای پیشینم میروم، جز برخی مقالههای آموزشیَ که نوعی احساسِ وظیفهی شیرین محرکِ بازنویسیشان است. باری، امروز وسط «یک ساعت نوشتن» هوس
بهفرض تصمیم میگیری که هر روز لغتنامه را ورق بزنی و چند واژه برگزینی و بیاوری توی یادداشت روزانهات. چند روزی هم به این
بابابزرگم لوبیا میکاشت، و سرگرمیم گشودن غلاف لوبیاها بود و خیره شدن به طرح و رنگ هر دانه لوبیا. امشب که این شعرک اسماعیل
در یادداشتهای روزانهمان مراقبت کنیم از خوبیها و خوشیهایِ اندکشمارِ زندگی. ته یادداشتی نوشته بودم: «مرسی که هستم»، نه از سر خودپسندی، بلکه برای
تشبیهْ تازه میکند، هر خیال و اندیشهیی را. واژهها را که واداری به تشبیه، مثل سنگِ آتشزنه جرقه میزنند و استعارهها و تمثیلهای نو
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هر پنجشنبه هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد مثال.
چگونه از نوشتن برای افزایش توانایی در سماجت و مداومت بهره بجوییم؟
نخست ببینیم که انگیزهی ادامهکاری از کجا میآید.
هزار سرچشمه دارد که روی این یکی بیشتر میتوان حساب کرد: یادآوری. چون بهسادگی در دسترس است و امکانات چندانی نمیطلبد.
«کلمهای که زندگی شما را تغییر میدهد [+]» عنوان کتاب و البته صفحات اندکش شوقم را برانگیخت، و حدود یک دهه است که به توصیهاش
و ده روزی گذشته. و بغض تازه امروز بیخ گلویم را میگیرد. ناگاه از خاب برمیخیزم و میبینم نه، مُردنش را برنمیتابم. و دریغ
دستهبندی سامان میبخشد. دستهبندی پوشیدهها و پریشیدهها را از نهان تاریکی به عیان روشنایی میآورد. دستهبندی کلید انتقال دانش است. دستهبندی نقصهایی هم دارد. گاه
اشاره: جمعهها از هدف هفتهام میگویم. شاید همهدف شدیم. نخستین گام تعریف فشردهی هدف است. سپس برای هر روز هدفکی برمیگزینیم. هدف هفته:
امشب در وبینار نویسندهساز از مثلث «دگرگرد» صحبت کردیم. مثلی برای تغییر و تحول در عرصههای مختلف زندگی. ۳ ضلع مثلث دگرگرد: نوشتن
به سیاق ریچارد براتیگان که گفت هر دختری را شعری باید، میتوان گفت هر آدمی را پرسشنامهیی باید. ماجرای «پرسشنامهی پروست» را میدانید لابد.
شاید مهمترین کار ما در نشستهای «تمرینجا*» گشتن پیِ کلمات اضافه است. بارها دیدهایم که گاه با حذف یک واژهی اضافه، جمله دوچندان
لابهلای زبانزدهای فرهنگ عامه میرسم به «پنج انگشت با هم برادرن اما برابر نیستن.» و باز میاندیشم به بسامد بالای تن در فارسی، و
بنا دارم شنبهها یکی از مطالب کلیدی وبگاهم را بازنویسی و فهرستی از بازنوشتهها را اینجا هوا کنم. نوشتار این هفته «فهرستی از