چالش همواژه
هر هنگام که مجال و تمرکز چندانی برای مطالعه نیست، در لغتنامه پرسه میزنم. دیدم بدک نیست چند روزی چالش #همواژه راه بیندازیم.
هر هنگام که مجال و تمرکز چندانی برای مطالعه نیست، در لغتنامه پرسه میزنم. دیدم بدک نیست چند روزی چالش #همواژه راه بیندازیم.
(این فرسته نسخهی متنی وبینار امروز نویسندهساز است. لازم به ذکر است که طی چند روز آینده وبینارها ضبط و آپلود نخاهد شد.) (همچنین
تمرین نخستین روز برنامهی هفتگی روزنگاری گفتوگونویسی است؛ نوشتن دغدغههای شخصی در قالب دیالوگی درونی، بین دو من. دو منِ متفاوت و متضاد با
1️⃣ شنبه: در قالب مصاحبه بنویسیم: گفتوگویی میان دو سوی مختلف خودمان. بگذاریم این «من» و آن «من» با هم جدل کنند، ایده بورزند
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفتهیی یک بار هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد
به شوق نوشتن از تجربهی عشق آمدم سوی نوشتن. و عاشق نوشتن شدم. دیدم حالا که معشوق نوشتن است چرا ننویسم از عشق نوشتن؟
از وسوسههام یکی هم گردآوری تشبیهها و استعارههاییست که مرا به انجام کاری برانگیختهاند. یک نمونهاش این: «به قول یکی از بزرگان، بیدل
نخستین بندِ داستان «جانِ غریب»* را ببینید: «خلوتترین حالتِ خیابان، بیرهگذرترین امکانِ کوچه و آرامترین وضع بازار و محله، لابد سحرگاه روز سیزدهبدر
یکی از کارهایی که با همسفرانم در «کتابران» انجام دادیم مقایسهی خودِ روزمان با خودِ شبمان بود. چندی پیش در این رابطه نوشته بود
هر نویسندهیی چهبهتر که پیِ آبشخورهای ایده در زیستِ شخصی خودش باشد. این برای یکی از تاریخچهی خانوادگیست، برای دیگری تجربیات شغلی و برای
دربارهی مراحلی از مهارتآموزی فقط آدمهای تازهکار میتوانند خوب بنویسند. بهخاطر حسوحالی نابی که تنها در آغازِ گام نهادن به یک مسیر تجربه میشود.
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفتهیی یک بار هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد
ذرهبین بگیر روی واژهها تا ببینی چه آتشی به پا میکنند. هیچ مهم نیست کدام کلمه را میگذاری زیر ذرهبین. بنیهی ذرهبینی که
مینویسد چون حالش بهم میخورد از کلمات: از واژههای دستمالیشده، از هر لغتی که ذلیلِ روزمرگیست. مینویسد به لج عادت و عادتزدهها. مینویسد تا
و در واژه آبتنی نه، خاکتنی میکنم. در غبارِ روی کلمات ناجستنیها را میجویم و به شعر میرسم. شعر کلمه است اما شعرتر خودِ
ایدهی آنافورای عمری را یادتان هست؟ من سرانجام، آنافورایم را یافتم؛ اگر بنا باشد همهروزه چند جملهی تازه بنویسم که چند کلمهی آغازینشان
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفتهیی یک بار هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد
توی یکی از یادداشتهای قدیمیترم نوشتهام: «نگرانی چون ناتوانی یا ناتوانی چون نگرانی؟» حالا مدتهاست نه به نگرانی میاندیشم نه به ناتوانی. چسبیدهام