نویسنده: شاهین کلانتری

نوشته‌ام به درد می‌خورد؟

  خیارت* را راحت کنم، بیشتر وقت‌ها مضمون نوشته‌هایمان چنگی به دل نمی‌زند. یعنی همان حرفی‌ست که هزار بار زده‌ایم و هزاران بار زده‌اند و

ادامه »

فعلیدن

  اول به عشق مضامین می‌نوشتم، عشق و آزادی بعدها به عشقِ نوشتن بعدتر به عشقِ جمله‌ها کلمه‌ها حالا به عشقِ فعل‌ها فقط، شاید می‌نویسم

ادامه »

لجن‌ کردن

  هم در نوشتن هم در خاندن، نگاهم به کلمات عینهو نگاه کارگردان است به بازیگران. در هر متنی برخی واژه‌ها نقش اصلی‌اند و برخی

ادامه »

نوشتن گفت

  امروز نوشتنی نوشتن باهام حرف زد: ‌ چه داری برایم ای نویسنده‌ی این سطور؟ می‌خاهی به کجا برسی ارباب من؟ …خیال کردی قول چراغ

ادامه »

قصه‌قشنگی

  «نمی‌دانم کی بود که فهمیدم پدربزرگم، پدرم نیست.»   همین یک جمله کافی بود تا دل بدهم به کتاب نفیسِ «غلامرضا تختی»، مجموعه عکس‌های

ادامه »

از سنجه‌های واژه‌اندوزی

آداب کلمه‌برداری را لابد خانده‌اید؛ تمرینی‌ست برای گسترش دایره‌ی واژگان.   نخستین معیارمان این است: آیا این واژه را در گفتار یا نوشتارم، فعالانه به

ادامه »

بازنده‌ی سازنده

  بگذار به دسته‌بندی‌های دم‌دستی‌مان این یکی را هم بیفزاییم: بازنده‌‌ی سازنده‌/بازنده‌ی مخرب. بازنده‌ی مخرب تاوان شکستش را از دیگران می‌گیرد. نه اینکه همیشه مستقیمن

ادامه »

قریحه‌ی نوذهنی

  #کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفته‌یی یک ‌بار هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سووآن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد

ادامه »

مامان فارسی

  محمدرضا باطنی در کتاب «زبان و تفکر» می‌نویسد: «هرچه تسلط به زبان مادری بیش‌تر باشد، موفقیت فرد در زندگی اجتماعی بیشتر و در مجموع،

ادامه »

نثرشناخت زبان فارسی

  در کلاس پشت یک میز می‌نشینند شعر  شوخ‌وشنگ نثر  زبروزرنگ -علی باباچاهی   دیدم بدک نیست هفته‌یی یکبار برویم سراغ یکی از سرآمدان نثر

ادامه »

نه که با معناست

  دوست ما کانال تلگرامش را به‌روز نمی‌کرد، چون این کار هم برایش مثل خیلی از کارها پوچ و بی‌معنا شده بود. بهش گفتم چند

ادامه »

نویسنده‌ی هزاردل

  ابراهیم هرندی نوشته بود: «انسان پیرامونی امروزی باید درباره‌ی یافته‌‏های ذهنی خود دو دل -بلکه هزار دل- باشد و در همه‌ی اندیشه‌‏های خود با

ادامه »

واژه‌کوش

  #کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفته‌یی یک ‌بار هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سووآن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد

ادامه »

انگشت‌نام

  توی کارگاه نوشتآرامی یک کاری هم کردیم، اینطور که روی هر ده انگشتمان اسم گذاشتیم. مثلن شست من شد همایون و هنوز هم به

ادامه »

دردشنیده

  در برخی رمان‌ها وقتی به عمق توصیفِ نویسنده از احساسات انسانی می‌رسم با خودم می‌گویم، برای نوشتن این‌ها: یا باید دردکشیده باشی یا دردشنیده.

ادامه »

به سوی پیامک‌نامه‌ی نویسنده‌ساز

  به هیجان‌واژه‌های زندگی‌تان اندیشیده‌اید؟   نمی‌گویم کلمات محبوب، چون واژگان هیجان‌انگیز لزومن مثبت نیستند؛ می‌توان هیجان‌واژه‌هایی را برشمرد که خشم و اندوه برمی‌انگیزند.  

ادامه »

امتحان ریاضی در شهربازی

  انگار بچه‌یی را ببری شهربازی و ازش بخاهی ریاضی بخاند برای امتحان. گاه حس می‌کنم همین بلا را سر خودم می‌آورم؛ وقت‌هایی که آزادنویسی

ادامه »