نوشتهام به درد میخورد؟
خیارت* را راحت کنم، بیشتر وقتها مضمون نوشتههایمان چنگی به دل نمیزند. یعنی همان حرفیست که هزار بار زدهایم و هزاران بار زدهاند و
خیارت* را راحت کنم، بیشتر وقتها مضمون نوشتههایمان چنگی به دل نمیزند. یعنی همان حرفیست که هزار بار زدهایم و هزاران بار زدهاند و
آداب کلمهبرداری را لابد خاندهاید؛ تمرینیست برای گسترش دایرهی واژگان. نخستین معیارمان این است: آیا این واژه را در گفتار یا نوشتارم، فعالانه به
ولگردی لابلای کتابها دومین راهکار من است برای ایدهیابی. (اولی آزادنویسی است با نهایت سرعت.) نه که ایده را قلفتی از تو کتاب
بگذار به دستهبندیهای دمدستیمان این یکی را هم بیفزاییم: بازندهی سازنده/بازندهی مخرب. بازندهی مخرب تاوان شکستش را از دیگران میگیرد. نه اینکه همیشه مستقیمن
#کلمات_هفته عنوان بخشی از ستون #تردیدار است که هفتهیی یک بار هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسووآنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد
محمدرضا باطنی در کتاب «زبان و تفکر» مینویسد: «هرچه تسلط به زبان مادری بیشتر باشد، موفقیت فرد در زندگی اجتماعی بیشتر و در مجموع،
در کلاس پشت یک میز مینشینند شعر شوخوشنگ نثر زبروزرنگ -علی باباچاهی دیدم بدک نیست هفتهیی یکبار برویم سراغ یکی از سرآمدان نثر
مثلن اتفاقی چشمت میفتد به: «دلمرده». همینجا درنگ کن و از خودت بپرس این کلمه از چه اجزایی تشکیل شده: «دل+مرده». بعد میتوانی
دوست ما کانال تلگرامش را بهروز نمیکرد، چون این کار هم برایش مثل خیلی از کارها پوچ و بیمعنا شده بود. بهش گفتم چند
ابراهیم هرندی نوشته بود: «انسان پیرامونی امروزی باید دربارهی یافتههای ذهنی خود دو دل -بلکه هزار دل- باشد و در همهی اندیشههای خود با
۱. صفحات صبحگاهی • چه میکنیم؟ هر روز صبح به محض بیداری، ۳ صفحه مینویسیم؛ فقط برونریزی ذهنی. • هدف: ساختن ذهنی زلال در آغاز
به هیجانواژههای زندگیتان اندیشیدهاید؟ نمیگویم کلمات محبوب، چون واژگان هیجانانگیز لزومن مثبت نیستند؛ میتوان هیجانواژههایی را برشمرد که خشم و اندوه برمیانگیزند.
انگار بچهیی را ببری شهربازی و ازش بخاهی ریاضی بخاند برای امتحان. گاه حس میکنم همین بلا را سر خودم میآورم؛ وقتهایی که آزادنویسی