فعل‌ها همه شعرند

➖ویتگنشتاین در یادداشت‌های روزانه‌اش استعاره‌های فراوانی ساخته، یکی‌ش مثلن:
«کلمات همچون بلوطند که از آن، یک درختِ بلوط رشد تواند کرد.»

 

➖تا روی پرنده‌ها و گربه‌ها را کم نکرده آلودگی،‌ شهر هنوز جای زندگی‌ست. چه دلخوشیِ یاوه‌یی اما. (پس از دیدن هوای کدر شهر و پرندگان سیم‌نشین)

 

➖امروز دوره‌ی پیشرفته‌ی نویسندگی خلاق شروع می‌شود. با تمرکز بر نثر شاعرانه و قطعه‌ی ادبی. به همین مناسب پاره‌نوشتارِ کوتاهی بخانیم از کریستیان بوبن در کتاب «فرسودگی»:

 

«چهل سال دلم را بر دل کودکی سه ساله تکیه دادم. هرگز از پای نیفتاد. افکار و احساسات با تیکه بر این نقطه‌ی اتکای سه‌سالگی، قدرت خویش را می‌آزمودند. آنگاه که بی‌بهره از یاوری، دودل بودم که چه راهی در پیش گیرم، به این رخساره‌ی وحشی رو می‌کردم تا از آن آرامش گیرم. ما هرگز به این کودکی که در وجود ما است، به‌ اندازه‌ی کافی اعتماد نمی‌کنیم. آنجا که واژه‌ها درمی‌مانند، زبان به سخن می‌گشاید. آنجا که دیگر باز می‌مانیم، راه می‌گشاید.»
(ترجمه‌ی پیروز سیار، ص۲۱)

 

➖کمی هم صرف فعل:
من شکفته‌ام.
من مالیده‌ام.
من سرفیده‌ام.
من تارانیده‌ام.
من لیسیده‌ام.
من کاویده‌ام.
من نهاده‌ام.
من تابیده‌ام.
فعل‌ها همه شعرند،‌ «من‌»‌ها همه حشو.

 

➖کماکان منتظر دیداریادهای شما هستم:
nevisandesaz.ir/2025/11/01/didaryad/

 

➖کانال‌های برتر همسفران مدرسه نویسندگی بشناسید:
@behnevisa

 

➖پرسش‌هایتان در باب آموزش نویسندگی را در وبگاه نویسنده‌ساز بنویسید(هر سؤال در صفحه‌ی مخصوص خودش):
Nevisandesaz.ir

 

➖پرهیزیات امروز:
-اینستاگرام و توییتر و…

 

➖کلاس‌های امروز:
-نخستین جلسه‌ی دوره‌ی پیشرفته‌ی نویسندگی خلاق
-جلسه‌ی هفتگی حلقه‌ی چخوف

 

➖دوره‌های توراهی:
-دوره‌ی آنلاین نویسندگی خلاق (دوره‌ی اصلی و پایه)
-دوره‌ی پیشرفته‌ی نویسندگی خلاق (متمرکز بر نثر ادبی)
-دوره‌ی آنلاین شعرماهی (متمرکز بر شعر کوتاه و مدرن)
اطلاعات بیشتر در کانال دوره‌ها:
@kelasenevisandegi

 

➖ای جمع مشتاقان! می‌توانید نام و نام‌خانوادگی‌تان را برای شماره‌ی زیر پیامک کنید تا عضو پیامک‌نامه‌ی نویسنده‌ساز بشوید:
50002710041185

 

➖کتاب‌های تازه در کتابفروشی نویسنده‌ساز:
@nevisandesazshop

 

 

➖از بیدل دهلوی:
کردیم تماشای ترقی و تنزّل
آیینه‌ی ما هر نفس از ما بتری داشت

 

➖مَثَل‌های فراموش (نقل از فرهنگ جامع ضرب‌المثل‌های فارسی):
رو هست از زور بدتر.
رو داره قدِ طبق، مو داره مثلِ شبق.
سلیقه که نیست جان در عذاب است.
سیل مسجد و میخانه نمی‌شناسد.
شترِ‌ صالح به از مردِ صالح.

 

➖کلمه‌برداری از «عاشقی بود که صبحگاه دیر به مسافرخانه آمده بود» نوشته‌ی احمدرضا احمدی:

از جهل روز/ و گم‌شدن شب در شاخه‌ها

فقط از بیم زوال درختان و رویا است/که به تو پناه آوردم

از پرنده‌ای در کنار همهمه‌های مدام، سربی‌رنگ/که می‌خواهد دوباره به قفس برود/در قفس بمیرد/اما در خانه‌ی تو

از سفر که آمدم/خانه را باغ خطاب کردم/اما کسی باور نکرد

می‌گفتیم: ما راضی هستیم/عشق ما را باور نکند/اما باران باشد/اما مهتاب باشد

نام عاشقان زمین را/در دستان خویش/مخفی کرده بود

در سرای بامدادان/عطر چه گلی را باید دوست داشت/با اطمینان می‌گویم/جواب را می‌دانم

عطردان‌ها از فلز بودند/که اطلاق کلمه‌ی مس و مفرغ/بر آنها جسارت می‌خواست

جهان یک بشقاب چینی است/که ترک‌های فراوان دارد

تابستان/دیگر طاقت بهار را ندارد

در استعاره‌ی دریا خفته بودیم

که ستم پاییز را/عرف روز می‌دانست، نه عادت شب

انگور را به شور رسیدن/می‌رساند

در رشد گیاهی/که پس از سرفه‌ی ما/رشدش متوقف می‌شود

آرزوها و نیست‌های من

در دوزخ کلمات گم می‌شویم

دستم را به‌سوی این لغات جوان/که در باران/معنی یافته بودند/دراز کردم

پاییز بر پارچه‌های خانه‌ی ما ریخته بود

زود و فسفرآسا

فقط این دو و سه شعله‌ی سفید/که از لیوان یخ برمی‌خیزد/ما را نجات می‌دهد

شاعران جوان پس از من/به هنگام جدا کردن پرتقال از پوست/مرا به یاد می‌آورند/که پرتقال دوست داشتم

ما را به یک کلمه مهمان کن/نمی‌دانیم که معنی این کلمه چیست

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

4 فروردین 1397

4 فروردین 1397

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *