نویسنده: شاهین کلانتری

عشقی که با ادبیات درمی‌یابی

ادبیات را دوست دارم چون نشانم می‌دهد چه چیزهایی را در خودم دوست بدارم، که یکسره متفاوتند با هرآنچه رسانه‌های عامه‌گیر دوست‌داشتنی جلوه می‌دهند.  

ادامه »

ترکیب تشتک‌پران

برخی واژه‌ها جان می‌دهند برای ترکیب‌سازی؛ ترکیب‌های تازه و تشتکپران. مثلن «فهرست»: فهرست آهخندها فهرست نوکار فهرست تناور فهرست کناره‌جویان فهرست فرابرنده‌ فهرست زشتکاری‌ها فهرست

ادامه »

در واژه‌های سایه‌خیز

دلباخته‌ی هر زبانی چه کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان

ادامه »

نویسندگان ترکیبی

شاید بهترین جمله‌‌قصار درباره‌ی جمله‌قصار را خولیو کوتاسار گفته باشد: «وقتی از دیگران نقل‌قول می‌کنیم، از خودمان نقل‌قول می‌کنیم.» یعنی گاه می‌بینی دیگری حرف دلت

ادامه »

مومیایی کلمات

می‌کوشی و می‌کوشی واژه‌ها مومی شوند در دست‌هایت سرانجام درمی‌یابی اما مومی هستی در دست کلمات    

ادامه »

چرا این‌همه کتاب می‌خری؟

۱. برای رفع دلتنگی. اگر خوش‌اقبال باشم، گاهی توی برخی از کتاب‌ها، یکی از آدم‌های ازدست‌رفته‌ی زندگی‌ام را در هیئت شخصیتی داستانی می‌بینم. و همین

ادامه »

خیال‌آباد کلمات

دلباخته‌ی هر زبانی، چه نیک است اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی

ادامه »

یک بوس خیلی کوچولو

عصری اولین جلسه‌ی حلقه‌ی چخوف برگزار شد، با جمعی از همسفران زلالِ مدرسه نویسندگی.   با قصه‌یی از خودِ چخوف آغازیدیم: «بوسه»؛ از آثار سرآمد

ادامه »

بدن در چاک‌وچیل روزمرگی

دنبال بدن می‌گردم توی زبانزدهای (اصطلاحات عامیانه)، فیلتر خوبی‌ست برای پرسه در واژه‌نامه‌ها؛ و با هم‌رسانی آن در اینجا، انگیزه‌یی فراهم می‌آورم برای ادامه‌کاری.  

ادامه »

از دیوار اتاق نویسنده

موسا اساسی روی دیوار اتاق خاب و اتاق کارش تنها یک جمله چسبانده: «شروع نوشتن بی‌نیاز از پیش‌نیاز است.» که یعنی لازم نیست برای پرهیز

ادامه »

از زهرآباد عشق تا گلمهر کلمات

کلمات هفته عنوان بخشی از ستون تردیدار است که هفته‌یی یک ‌بار هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سووآن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد

ادامه »

فهرست زبانزدهای چندش‌انگیز

به‌قول نیما یوشیج که گفت: «از این کلمه چندشم می‌آید.»، من هم از این زبانزدها (اصطلاحات) بدجور چندشم می‌آید:   «سفید کردیا.» (موهای طرف سفیده

ادامه »

ته ندارد این ایده

مهم نیست دیگران چقدر زیاد به یک ایده پرداخته‌اند، مهم هم‌داستانیِ تو با ایده است که، در صورت استمرار، به داستان‌های می‌انجامد. یعنی وقتی آنقدر

ادامه »

وقتی نو نیستی

موسا اساسی می‌نویسد: «کناره‌جویی بیاموز. تنهایی بهتر از آن است که به هر معاشرتی تن بدهی.» اما این حرف را، لااقل با این چهربندی، اصلن

ادامه »