نویسنده: شاهین کلانتری

کوبش‌گاهِ بارانی

شوربختی یعنی همین که ستاینده‌ی باران باشی و ذلیلِ وسوسه‌ی باران، اما در یکی از خشک‌ترین جاهای دنیا زندگی کنی که تازه به خشکسالی هم

ادامه »

جمله‌های جلوگیر

دور از جان و مال و ناموس شما، الاحقر همین هفته‌ی پیش عن‌غریب بود که ریق رحمت را یک‌نفس سر بکشم. لاچاکِ جاده بودیم که

ادامه »

شوخی‌شوخی نوشتن، جدی‌جدی نو شدن

دو-سه روز است که با همسفران دوره‌ی نویسندگی خلاق دوباره سفره‌ی «با من بنویس» پهن کرده‌ایم و روزانه نیم‌ساعت آزادنویسی می‌کنیم هم‌زمان.   تجربه‌ی سال‌ها

ادامه »

واژه‌ی اژدهاخو

دلباخته‌ی هر زبانی چه کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان

ادامه »

تشبیه و تسکین

مثل بچه‌یی کتک‌خورده که می‌رود بزرگ‌ترش را می‌آورد، تا زندگی کتکم می‌زند قلم را می‌برم سرش. سرِ‌ سطر.    

ادامه »

کتابگویی چیست؟

«کتاب‌گویی» نامی‌ست که روی تمرینی شخصی نهاده‌ام:   پس از مطالعه‌ی ۱۰ صفحه یا کم‌تر، کتاب و یادداشت‌هایم را می‌گذارم جلویم و بخش‌های کلیدی آن

ادامه »

تایم داری گاهی بگی وقت؟

باید بین سره‌گرایی و سره‌زدگی فرق گذاشت. سره‌‌زدگی واقعیت زبان را انکار می‌کند. بیهوده می‌کوشد دورِ زبان دیوار بکشد، غافل از آنکه کلمات پرنده‌اند. هر

ادامه »

واژه‌های جهانتاب

دلباخته‌ی هر زبانی چه کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان

ادامه »

درس نثر از اسماعیل خویی

خویی سبک دارد، چه سبکی، چنان خودویژه که سطرکی از آن کافی‌ست تا بفهمی از خامه‌ی خویی‌ جوشیده، بی نیاز از نامِ نویسنده (که البته

ادامه »

ایده‌ی قصه‌زا: نگاه نوشتآدم

قصه‌نویسی ایده و انگیزه می‌طلبد. ایده و انگیزه هم مفتکی به چنگ نمی‌آید، لااقل همیشه. حالا چاره چیست؟ اینکه یک فهرست «ایده‌زا» بسازی؛ و مجموعه‌یی

ادامه »

روزپاره

➖نوشتن؛ چاشنیِ لحظه‌ها.   ➖«روزپاره» میزِ‌ی‌ست تا آموخته‌های هر روزم را بچینم روی آن.   ➖چشم هنگامی می‌بیند که پرسشی بگشایدش.   ➖چشم‌انتظار کدام پرسشم؟

ادامه »