روزپاره

➖نوشتن؛ چاشنیِ لحظه‌ها.

 

➖«روزپاره» میزِ‌ی‌ست تا آموخته‌های هر روزم را بچینم روی آن.

 

➖چشم هنگامی می‌بیند که پرسشی بگشایدش.

 

➖چشم‌انتظار کدام پرسشم؟

 

➖هوس لغت‌نامه می‌کنم، به «نیم» می‌رسم:
نیم‌کرده-نیم‌کش-نیم‌کشت-نیم‌کشته-نیم‌کوب-نیم‌کور-نیم‌گاه-نیم‌لخت-نیم‌مرد-نیم‌گفته
پیر دامن را ز گفت‌وگو فشاند
نیم‌گفته در دهان ما بماند
-مولوی

 

➖چه هدف نابی: واژه‌اندوزی.

 

➖این نوشته به‌تدریج در طول روز کامل می‌شود.

 

➖آغازک | نخستین جمله‌ی رمان «نسیمی در کویر» از مجید دانش‌آراسته:
بشارتی که از خواب بیدار شد -به عادت هر روز- کتری را روی سه‌فیتیله‌ای گذاشت.

 

➖کماکان منتظر دیداریادهای شما هستم:
nevisandesaz.ir/2025/11/01/didaryad/

 

➖کانال‌های برتر همسفران مدرسه نویسندگی بشناسید:
@behnevisa

 

➖پرسش‌هایتان در باب آموزش نویسندگی را در وبگاه نویسنده‌ساز بنویسید (هر سؤال در صفحه‌ی مخصوص خودش):
Nevisandesaz.ir

 

➖کلاس‌های امروز:
-تمرینجا (جلسه‌ی بازخورد نویسندگی خلاق)
-وبینار نویسنده‌ساز
-جلسه‌ی پنجم شعرماهی

 

➖دوره‌های توراهی:
-دوره‌ی آنلاین نویسندگی خلاق (دوره‌ی اصلی و پایه)
-دوره‌ی آنلاین شعرماهی (متمرکز بر شعر کوتاه و مدرن)
-کارگاه تخصصی تک‌جلسه (بزودی)
اطلاعات بیشتر در کانال دوره‌ها:
@kelasenevisandegi

 

➖ای جمع مشتاقان! می‌توانید نام و نام‌خانوادگی‌تان را برای شماره‌ی زیر پیامک کنید تا عضو پیامک‌نامه‌ی نویسنده‌ساز بشوید:
50002710041185

 

➖کتاب‌های تازه در کتابفروشی نویسنده‌ساز:
@nevisandesazshop

 

➖از بیدل دهلوی:
برو ای سایه! در خورشید گم شو
سیاهی‌کردنت داغِ حجاب است

 

➖مَثَل‌های فراموش (نقل از فرهنگ جامع ضرب‌المثل‌های فارسی):
گه می‌خورد و لطیفه می‌پندارد.
می‌ریند و تیز تیز می‌نگرد.
گه اندر گه آمد نُه اندر شمار
ریش تو صورتش خشک شد.
مردِ خشک‌ریشی است.
ریش از خایه آب می‌خورد.
غسل می‌کنم غسلِ پشه، می‌خواد بشه می‌خواد نشه.
به هفتاد آب شسته نمی‌شود.

 

➖کلمه‌برداری از «خط خاموش» نوشته‌ی سام گیوارد:
در غاری به اعماقِ چشمانِ سگی‌ام
تا توازی هذیان‌های من
تا نهایت استخوان‌هایم
بداهه‌سرای باد و حسرت
در امتدادهای بی تو
گورستانِ گمِ‌ گلوگاهت
چوب‌دار باد
سرشار از پایان‌های منی
بودِ بودن‌های دور!/شار مدامِ تن تو/نبودن بودهایِ من را/نشان بود
هذیانِ عقربه و عدد
انتزاع سنگ
درنگ رد بر رنگِ آونگ
نام‌ِ نگاهِ من باش
که رنگ از انگاره‌ی تو بر روی من نشست/انگار، رنگِ روی من از تو انکار شد
نقاش هیچ‌های نگاه من
نوانویس گیسویِ پندار
طربِ تنانِ تنیده به حسرت
شنگِ شانه‌هایت
منگِ رنگِ نگارینه‌ات
به تسلایِ تنی/که در گیسوت خورشید می‌بافد
این مینوییِ خرابِ خاک را/توبره به توبره بر نگاه خواهم برد
مدفونِ کان‌های کام‌دار آهک
بر آستانه‌ی خیال‌های خاکستری
تا سرباره‌ی کوره‌های هول‌بار
وعده‌ی فولاد/در نگاهم نورد شد
ساحلی بود از سازهای شکسته
مضربی از مضرابِ سینه‌سای‌ات

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *