نویسنده: شاهین کلانتری

تایم داری گاهی بگی وقت؟

باید بین سره‌گرایی و سره‌زدگی فرق گذاشت. سره‌‌زدگی واقعیت زبان را انکار می‌کند. بیهوده می‌کوشد دورِ زبان دیوار بکشد، غافل از آنکه کلمات پرنده‌اند. هر

ادامه »

واژه‌های جهانتاب

دلباخته‌ی هر زبانی چه کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان

ادامه »

درس نثر از اسماعیل خویی

خویی سبک دارد، چه سبکی، چنان خودویژه که سطرکی از آن کافی‌ست تا بفهمی از خامه‌ی خویی‌ جوشیده، بی نیاز از نامِ نویسنده (که البته

ادامه »

ایده‌ی قصه‌زا: نگاه نوشتآدم

قصه‌نویسی ایده و انگیزه می‌طلبد. ایده و انگیزه هم مفتکی به چنگ نمی‌آید، لااقل همیشه. حالا چاره چیست؟ اینکه یک فهرست «ایده‌زا» بسازی؛ و مجموعه‌یی

ادامه »

روزپاره

➖نوشتن؛ چاشنیِ لحظه‌ها.   ➖«روزپاره» میزِ‌ی‌ست تا آموخته‌های هر روزم را بچینم روی آن.   ➖چشم هنگامی می‌بیند که پرسشی بگشایدش.   ➖چشم‌انتظار کدام پرسشم؟

ادامه »

فعل‌ها همه شعرند

➖ویتگنشتاین در یادداشت‌های روزانه‌اش استعاره‌های فراوانی ساخته، یکی‌ش مثلن: «کلمات همچون بلوطند که از آن، یک درختِ بلوط رشد تواند کرد.»   ➖تا روی پرنده‌ها

ادامه »

مارتابه‌های خسته‌خال

➖نویسنده که سانسور شد، سانسور نویسنده شد.   ➖کلمات را وقتی دوست داشت که جور دیگری تلفظشان کند،‌ نادرست.   ➖دیده بود که گاه دوباره‌‌چینیِ

ادامه »

هم‌بوسه‌ی کلمات

➖سال ۷۴ رضا براهنی کتابی منتشر کرد به اسم «خطاب به پروانه‌ها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم»، دفتر شعری به همراه بحثی در

ادامه »

شهر هول |‌ شهر را می‌نویسی؟

➖بگذریم از نوقلمانی که چون اغلب از راه ترجمه با داستان آشنا شده‌اند قصه‌هاشان تو پاریس و نیویورک می‌گذرد، به این خیال که اسم خیابان‌های

ادامه »

نی‌نو و نویسندگی

➖دیشب پس از سال‌ها دوباره از ژرفای جان احساس کودکی کردم. دارم از تمرین کارگاه «کودک‌نویس»‌ می‌گویم برایت. خوش ندارم تمرینی ارائه کنم اما خودم

ادامه »

در نامه‌ها شاعرتریم

➖در نامه‌یی برای شعرماهی‌ها نوشتم: «گفتم که چقدر مشتاقم برایت نامه بنویسم و تو هم برایم بنویسی. در نامه‌ها شاعرتریم. در نامه‌ها شاعریم. در نامه‌ها

ادامه »

نوشتن فلسفیدن است

➖نوشتن فلسفیدن است اول اینکه افسوس بخورم به حال خودم که چرا زودتر سراغ آثار رضا داوری اردکانی نرفتم؛‌ یکی نمونه‌ی دیگر رسانه‌زده‌گی، یعنی پذیرش

ادامه »