نویسنده: شاهین کلانتری

از دست سومت

از فصلِ‌ پنجم سال که بنویسی از چهارمین ضلع مثلث یا از ضلع پنجمِ مربع از پلک‌های بلندِ‌ چشمی در میان چشمانت یا ماجرای روز

ادامه »

کیست این کلمه‌بازِ بزرگ؟

دلباخته‌ی زبان کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از

ادامه »

این یک یادداشت سحرآمیز است؟

برخی جمله‌ها را در آغاز یادداشت‌هایم می‌نویسم اما پیش از انتشار حذف می‌کنم. مثلن اینطوری شروع می‌کنم: «این یک یادداشت سحرآمیز است.»   سپس آزادانه

ادامه »

زبان‌مردگی

نه. اشتباه نکن. تعداد زبان‌های مرده‌ی دنیا خیلی بیش از این‌هاست. با پایان هر رابطه‌ی دیرنده، زبانی می‌میرد. به «عزیزِ‌ رفته از دست رفته» بیندیش

ادامه »

عشق‌پایه‌ها

یک پوشه هم دارم به این نام: «نرسیده به آفوریسم». لا و لوی آزادنویسی‌ها و پرسه‌گردی‌هام اگر سخنی شاداب سربرآورد، فرامی‌خانمش به این پوشه. گاه

ادامه »

ماه‌تنی در کلمات

دلباخته‌ی زبان کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از

ادامه »

چرا دست‌ِ پُر نمی‌آیی؟

رفیق بود و محض مراعاتِ حالِ استادِ‌ سال‌خورده بهم نهیب زد: «پیرمرد را این‌همه سرپا نگه ندار.» حق داشت. بیش از سیصد تا از کاریکاتورهایم

ادامه »

روح و اسکلت زبان

بهمن فرسی در آغاز جوانی ضرب‌المثل‌های فارسی را گردآوری می‌کرد. شاید بتوان زمینه‌ی زبان‌آوری او را در چنین مشغله‌ یا مشغله‌هایی جست. برای هر سخن‌دوست

ادامه »

نرسیده به آفوریسم

یک پوشه هم دارم به این نام: «نرسیده به آفوریسم». لا و لوی آزادنویسی‌ها و پرسه‌گردی‌هام اگر سخنی شاداب سربرآورد، فرامی‌خانمش به این پوشه. گاه

ادامه »

کارهایی که بی‌نوشتن نمی‌توان

گاه از یافتن برهانی تازه در باب علایقم همان‌قدر کیف می‌کنم که پنداری عتیقه‌یی یافته‌ام در کاروانسرایی دیرنده. برای مثال همواره مشتاقم استدلال‌هایی بیابم درباره‌ی

ادامه »

لیموشیرین‌های خاندنی

نخستین دوره‌ی کتابنقد امروز تمام شد و از شنبه‌ی هفته‌ی آتی دومین کارگاه را می‌آغازیم. سیاق کتابنقد چنین است که درهر دوره‌ی تازه محتوای آموزه‌ها

ادامه »

عسل‌رگِ واژه‌ها

دلباخته‌ی زبان کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی از

ادامه »

شاعر واژه‌آسا

پارسی است و پسوند. یعنی بینِ عناصر واژه‌ساز،‌ پسوندهای پارسی زایاتر و پویاترند. گاه می‌بینیم که شاعر یا نویسنده‌یی -خودآگاه یا ناخودآگاه- از پسوند خاصی

ادامه »