نویسنده: شاهین کلانتری

چرا این‌همه کتاب می‌خری؟

۱. برای رفع دلتنگی. اگر خوش‌اقبال باشم، گاهی توی برخی از کتاب‌ها، یکی از آدم‌های ازدست‌رفته‌ی زندگی‌ام را در هیئت شخصیتی داستانی می‌بینم. و همین

ادامه »

خیال‌آباد کلمات

دلباخته‌ی هر زبانی، چه نیک است اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم. کلمات هفته عنوان بخشی

ادامه »

یک بوس خیلی کوچولو

عصری اولین جلسه‌ی حلقه‌ی چخوف برگزار شد، با جمعی از همسفران زلالِ مدرسه نویسندگی.   با قصه‌یی از خودِ چخوف آغازیدیم: «بوسه»؛ از آثار سرآمد

ادامه »

بدن در چاک‌وچیل روزمرگی

دنبال بدن می‌گردم توی زبانزدهای (اصطلاحات عامیانه)، فیلتر خوبی‌ست برای پرسه در واژه‌نامه‌ها؛ و با هم‌رسانی آن در اینجا، انگیزه‌یی فراهم می‌آورم برای ادامه‌کاری.  

ادامه »

از دیوار اتاق نویسنده

موسا اساسی روی دیوار اتاق خاب و اتاق کارش تنها یک جمله چسبانده: «شروع نوشتن بی‌نیاز از پیش‌نیاز است.» که یعنی لازم نیست برای پرهیز

ادامه »

از زهرآباد عشق تا گلمهر کلمات

کلمات هفته عنوان بخشی از ستون تردیدار است که هفته‌یی یک ‌بار هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سووآن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد

ادامه »

فهرست زبانزدهای چندش‌انگیز

به‌قول نیما یوشیج که گفت: «از این کلمه چندشم می‌آید.»، من هم از این زبانزدها (اصطلاحات) بدجور چندشم می‌آید:   «سفید کردیا.» (موهای طرف سفیده

ادامه »

ته ندارد این ایده

مهم نیست دیگران چقدر زیاد به یک ایده پرداخته‌اند، مهم هم‌داستانیِ تو با ایده است که، در صورت استمرار، به داستان‌های می‌انجامد. یعنی وقتی آنقدر

ادامه »

وقتی نو نیستی

موسا اساسی می‌نویسد: «کناره‌جویی بیاموز. تنهایی بهتر از آن است که به هر معاشرتی تن بدهی.» اما این حرف را، لااقل با این چهربندی، اصلن

ادامه »

فهرستم کن

۱. دوست ۲. دارم ۳. همه ۴. چیز ۵. را ۶. فهرست ۷. کنم. ۸. از ۹. جمله ۱۰. همین ۱۱. جمله ۱۲. را ۱۳.

ادامه »

واژه‌های غم‌سرشت

کلمات هفته عنوان بخشی از ستون تردیدار است که هفته‌یی یک ‌بار هوا می‌شود؛ برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سووآن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد

ادامه »

عذر می‌خاهمت به بانگ بلند

بارها تف کرده‌ام روی خودم که چه فایده دارد اگر بنویسی ولی اعتراف نکنی؟ اگر نوشتن نیفزاید به شهامت تو در عذرخاهی؟   این پرسش

ادامه »

موسا اساسی می‌نویسد

موسا اساسی در پندنامه‌یی به موهایش نوشت:   راحت باشید رو سرم. بخشی از خاطراتم را در خود حفظ کنید. پس از جدایی مرا از

ادامه »

تنها به جمله‌‌ی تو می‌آمدم

حوصله بودی کاش. می‌داشتمت. بوسه‌بوسه نزدیک شوم گوشه‌گوشه بوسم می‌دهی؟ بوسه بوسه گوشم می‌دهی؟ خورشید اگر بودم ایکاروس را جلو باباش ضایع نمی‌کردم. دریا بودم

ادامه »

حُسن بعضی نفرات

فهرستی هم دارم از دوستانم و گاه‌گاهی صفتی می‌افزایم برابر نامشان. نمونه‌اش:   فهیمه ادبی: خوش‌قلب، پویا، مصمم، باسلیقه باده علوی: دقیق، منظم، خلاق، رفیق مهدی

ادامه »

وقتی همه آنفالویم کردند

ایده برای نوشتن (۳):   شرح ایده: «جرقه» نطفه‌‌ی «ایده» دانست. جرقه ناقص و کم‌جان است و تنها زمانی می‌توان ایده نامیدش که شروع و

ادامه »