بپندار: مدیر یک سازمانی و طرحی ریختهیی تا انجام یکی از کارها بهتر صورت بگیرد، اما گرفتوگیری در کار است که سبب شده برخی از نیروها به چالش بخورند و لب به گلایه بگشایند.
حالیا چه میکنی؟
آن کار را تغییر میدهی؟ یا نه، برای تبیین بهتر و دقیقترش میکوشی؟
گاه پاسخ ساده به چنگ میآید، اما غالبن اینطور نیست.
مثال دیگر میتواند در رفتاری شخصی باشند. همان تصمیم باستانی را مثال بزنم: سحرخیزی.
وقتی هر روز گوشی قوقولیقوقو میکند اما زرپت قمصورتر از آن است که برخیزی، ساعت بیداریات را تغییر میدهی؟ یا نه، میکوشی طوری سحرخیزی را برای خودت تبیین کنی که بهش پایبند بمانی؟
هملتِ درون من همواره در این تردید است، خاصه در رابطه با دیگران:
تغییر بدهم یا تبیین کنم؟ مسئله لیز است.