از شنبه بازمیگردیم به تمرین «۱۰۰ جمله». یعنی در هر وبینار نویسندهساز با هم ۱۰۰ جملهی کوتاه مینویسیم. البته با وقفهی کوتاهی پس از نگارش هر ۱۰ جمله، برای نقل نکتهیی آموزشی.
(ماجرای تمرین ۱۰۰جمله را میتوانید در این پیوند بخانید.)
مشتاقم جملاتی را همرسان کنم که بناست به عنوان نمونه سنجاق کنم گوشهی وبینار تا دریابید شکلوشمایل تمرین چگونه است:
۱. با همسفرانِ نویسندهساز مینویسم، بداهه و بیپروا.
۲. با فهرستی از واژههای تازهیاب آمدهام تا جملههای جورواجور بسازم.
۳. منتظر ایده نمیمانم، میدانم که نوشته هنگام نوشتن شکل میگیرد.
۴. در نوشتن به نسخهی بهتری از خودم تبدیل میشوم.
۵. واژه را سوژه میکنم و به ژرفای زبان راه میبرم.
۶. به کلمات احساسِ ناکافی بودن نمیدهم.
۷. آنقدر مینویسم تا فاصلهی مغزم و دستم چنان کم شود که همهچیز را بهراحتی بیان کنم.
۸. خشنودم که به فارسی مینویسم، زبانِ فردوسی و سعدی و حافظ و مولانا.
۹. عجولانه مینویسم اما صبورانه منتشر میکنم.
دربارهی یکی از این جملات بالا بیشتر بگویم تا با آمادگی بیشتر به تمرین بپیوندید:
«با فهرستی از واژههای تازهیاب آمدهام تا جملههای جورواجور بسازم.»
نیکوست که از حالا فهرستی از کلمات و عبارات را از اینور و آنور گرد هم بیاورید تا هنگام تمرین گوشهچشمی به این واژهها داشته باشیم. اینطوری، هم سریعتر پیش میرویم، هم دایرهی واژگانمان را میگسترانیم.
برای مثال چنین فهرستی کاراست:
گروکشی
گروگان
گره از دل گشادن
گرهافتادگی
گرهافکن
گرهساز
گریبان چاک دادن
گریزپا
گریان
گزافهگو
رویدادنگار
روییدگی
رویندگی
رهآورد
رهتوشه
رهجو
تگنای قافیه
دل گماشتن
دل ناشادی
دلنهادگی
دلهرهآمیز
دم را ارج نهادن
دمساز شدن
دم فروبستن
دمبریده
دمخور
دمدار
گرگ دهنآلوده بودن
گرمرفتار
گرمگویی
گرموگیرا
خفتوخیز
خودپویی
خشمآگین
خشمآلودن
خمارآلود
خردورزانه
خردهگیرانه
خردهفرمایش
خر مرد رند بودن
خرمنسوخته
خروشیدگی
خودجوشی
خمشپذیری
ناکوک