برخی جملهها را در آغاز یادداشتهایم مینویسم اما پیش از انتشار حذف میکنم. مثلن اینطوری شروع میکنم:
«این یک یادداشت سحرآمیز است.»
سپس آزادانه مینویسم و هر جمله را با این پرسش میسنجم:
«آیا این جملهیی از جملاتِ یک یادداشت سحرآمیز است؟»
و سپستر پرسشهایی بنیادین:
«اصلن سحرآمیز یعنی چه؟»
«یک نوشتار سحرآمیز دقیقن چه میکند که چنین صفتی بهش میبرازد؟»
مینویسم و مینویسم تا به ایدهیی برسم که تازه جلوه کند، لبخند روی لبم بیاورد و ولولهی انتشار به جانم بیندازد.
به خود میگویم: سحرآمیز یعنی همین؛ یادداشتی که با نوشتنش حس کنی کاری خلاقانه کردهای.
این یادداشت هم یکی از همان نوشتههاست. اینبار اما جملهی نخست از ژرفساختِ جمله بیرون آمده، تا روی صحنه به شما تعظیم کند.