اگر بگوییم: «اضطراب، گل و لایِ رودخانهی روانِ آدمیست.»، تنها استعارهیی نخنما به کار بردهایم که بیشتر به کار گپوگفت روزمره میآید.
اما وقتی ژان پل سارتر میگوید:
«گل و لای، اضطراب آب است.»، استعاره نو میشود و آشناییزدا.
بگذارید بر سنجههای سنجشِ پیشرفت در نویسندگی معیار دیگری بیفزاییم:
تشخیص استعارهی نو از کهن. مهمتر: آشنایی با شیوههای نو در بیان استعارههای کهنه.
و شاید نوعی تمرین:
نوسازی استعارههای کلنگی.
میتوانیم با ضربالمثلهای استعاری بیاغازیم.