دیگر حق دارم از هر چه می‌خواهم حرف بزنم

مؤلفه‌ی شاخصِ شعر احمدرضا احمدی رؤیاست. او با منطقِ مه‌آلود و شناورِ رؤیاها می‌نویسد؛ کاری که بسیاری سودایش را در سر می‌پرورند، اما حاصل کارشان غالبن هذیانی‌ست که بدجور بوی «بیداری» و «هشیاری» می‌دهد.

 

در یک تقسیم‌بندیِ شتابزده می‌توان شعر احمدی را به دو دوره‌ی پیچیده‌نویسی و ساده‌نویسی تقسیم کرد. دوره‌ی دوم از دهه‌ی هفتاد آغاز می‌شود و در دهه‌ی هشتاد و نود به اوج می‌رسد.

نمونه‌یی از دوره‌ی نخستین:

«از کرانه‌ی پنجره‌ی تنهائی تا انتهای شب دویدیم

گلدان‌های شمعدانی به شب تکیه داده و انباشه از پرهای ماه بودند

در قلب شیشه‌ها و چشم شکوفه‌ها شب راه می‌رفت

و در قفس پرندگان آوای‌شان در سفال‌ها ایستاده بود

بر فراز درختان چشمانی گرم و شیرین می‌دویدند

در ساعت دیواریْ زنان و مردان مذاب در زنجیر بودند

در چشمان پیرمردان و دیرزنان کوچه‌هایی بن‌بست روزهایی می‌دویدند…»*

 

این نیز شعرکی از یکی از آخرین دفترهایش:

«دیگر حق دارم

از هر چه می‌خواهم

حرف بزنم

یک روز تعطیل

نخستین عشقم را

در اتوبوسِ قراضه

در حال حرکت

یافتم

دختر روس بود

بالابلند

گیسوان بر شانه‌ها

نمی‌دانم چگونه محو شد.»**

 

جالب اینکه عنصر مشترک هر دو دوره‌ی کار او همان منطقِ‌ مه‌آلودِ رویاست.

البته که احمدی ناقدانی هم داشت که این جنبه‌ی کار او را ضعف تلقی می‌کردند. از جمله عبدی کلانتری که گفته بود:

«تولید شعر آزاد، خب، کار خیلی سختیه، واقعاً دشواره، یعنی شعری که راحت تبدیل به نثر نشه، مثل احمدرضا احمدی همین‌جور بی‌در و پیکر هی بگه بگه تا شاعر خودش خسته بشه دست برداره. شعر آزاد یا شعر سپیدی که که چارچوب و ساختمانی داشته باشه، یک انسجام درونی، و امضای شاعرش روش مشخص باشه. کار آسونی نیست، نمونه‌های خوبش رو در کار اسماعیل نوری‌علاء یا میرزا آقا عسگری داریم.» (+)

 

گاه می‌اندیشم که احمدی چطور به این بیان سیال و بی‌دغدغه دست یافته. یک دلیلش را اصرارِ وسواس‌گونه‌ی او بر پُرکاری می‌پندارم. تا واپسین سال‌های عمر هر روز صبح، کارمندانه، برمی‌خاست و ساعت‌ها شعر می‌ساخت (بنگرید به مستند زندگی او: «وقت خوب مصائب»، اینکه چگونه به بهره‌وریِ هم‌نسلان خود می‌نازد.).

 

گاه گمان می‌کنم پُرنویسی در نشست‌های طولانی به نوعی خلسه می‌انجامد و حاصلش در کارِ شاعر خوش‌قریحه چیزی‌ست از جنس رؤیا، همنوایی واژه‌ها و شگفتی پندارها.

 

 

 

*طرح، نشر آوانوشت، ص۲۵

**خفتگان غرق در عسل و ابریشم، نشر اتفاق، ص۱۲

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

17 شهریور 1404

17 شهریور 1404

11 مرداد 1403

11 مرداد 1403

5 بهمن 1395

5 بهمن 1395

1 شهریور 1404

1 شهریور 1404

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *