دلباختهی زبان کار نیکی میکند اگر لغتنامهیی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من اینجا در پی این امرم.
کلمات هفته عنوان بخشی از ستون تردیدار است که هفتهیی یک بار هوا میشود؛ برگزیدهیی از واژههاییست که اینسو و آنسو دیدهام و پسندیدهام، همراه با شاهد مثال. با هدف تشویق به تمرین کلمهبرداری.
کلمات هفته:
سرماریزه
مثل گل در چنگ سرماریزه پژمردی
باغ در غروبت برگ میریزد
رنگها را با خودت بردی
سورنا پارسی، خسروان نوخسروانی، ص۲۹۵
کورچارگی
شب رسید و باز بیستارگی
یک غزل در کمین من
در کرانههای کورچارگی
محمدجلیل مظفری، خسروان نوخسروانی، ص۲۳۶
شالیشار
عشق: شعری که بر لبانت؟
نیمتاجی ستارهآجین
بر شالیشارِ گیسوانت
علی عباسنژاد، خسروان نوخسروانی، ص۱۶۳
نجوابار
بارانِ نجوابار
سوسوی نوری دور
شبهای شالیزار
علی عباسنژاد، خسروان نوخسروانی، ص۱۴۴
ماهتنی
ماه درآمد: سرش هوای جنونت…
چشم به جادوی توام…، وای! کدامی؟!
ماهتنی میکند چشمهی درونت!
علی عباسنژاد، خسروان نوخسروانی، ص۱۳۳
شولاوش
به همین ابر که از شادی و شیدایی
شعله افتاده شولاوَشِ خاکستریاش،
مهر میتابد از آن جا که تو میآیی..
محسن صلاحی راد، خسروان نوخسروانی، ص۱۱۰
غزلبوسه
مرا پناه بده در کنار بیخبری
-شب از خرابهی ذهنم نمیرود بیرون-
در آبگیر غزلبوسههای نامسکون
امیر دادویی، خسروان نوخسروانی، ص۳۸
ادامهکاری
مستعد برای شورشگری هستند، اما تنها کسر کوچکی از آنان اهل ادامهکاری و تشکلیابیاند.
محمدرضا نیکفر، تحلیل وضعیت و تبیینی از خطوط کلی یک سیاست جامعهگرای چارهجو
نفسناله
در دلم شور جنون سوخت چو خون جگرم
از نفسنالهی من سلسله برپاست بیا
تسلیم شیرازی
رویدادگاه
تآتر هنری جبنده و جاندار است، با چندوچون آن میبایسا روی صحنه، یا هرگونه رویدادگاه دیگرش، و بهطور تنبهتن درآویخت، تا جسم و جانش را به پوست و خون دریافت و شناخت.
بهمن فرسی، مقدمهی ترجمهی نمایشنامهی «سرزمین انقلاب»، سینما و ادبیات، ش۴۶، ص۲۱۰
قلمخراشه
و پیمان خودم با خودم آن بود که اندر چند و چون هر درگیری، یعنی هر بازی که میبینم، صرفا برای خودم قلمی بخراشانم بر سینهی کاغذ، و قلمخراشه را عجالتا بسپارم به تهیگاه چمدان یا تاقچه.
بهمن فرسی، مقدمهی ترجمهی نمایشنامهی «سرزمین انقلاب»، سینما و ادبیات، ش۴۶، ص۲۱۰
درونپرور
پیر درونپرور خلوتنشین
خلوتی پردهی اسرار دین
بهروز ثروتیان، جادوسخنِ جهان نظامی، ص۹
کدامیک از کلمات بالا را بیشتر میپسندید؟