نرسیده به آفوریسم

یک پوشه هم دارم به این نام: «نرسیده به آفوریسم». لا و لوی آزادنویسی‌ها و پرسه‌گردی‌هام اگر سخنی شاداب سربرآورد، فرامی‌خانمش به این پوشه. گاه این قلم‌اندازها در قلمه‌زنی با سایر ایده‌‌هایم سامان می‌یابند و گاه همان‌جا می‌مانند. دیدم بهتر است دیگر همان‌جا نمانند و بیایند اینجا بمانند پیش شما. خدمت شما:

 

➖گاه گمان می‌کنی چنان کج‌فهمی که در حوصله‌‌ی برخی کتاب‌ها نمی‌گنجی.

➖ ناکوکم اگر ننویسم.

➖ نوشتن جن است و موبایل بسم‌الله.

➖ نثر دم است و شعر بازدم؟

➖ گفتمش: تو به‌اندازه‌ی احساس ناامنی‌ات موفق می‌شوی.

➖ ادبیات اصیل را می‌‌ستایم چون به من می‌گوید چه  چیزهایی را در خود بستایم.

➖در میان سنگ آسیایِ خاندن و نوشتن آرد می‌شوم، و نان؟ نمی‌دانم.

➖ ابرِ نوشتن به که می‌بارد؟

➖غصه بده،‌ قصه‌ بگیر.

➖ چرا این‌همه شعر می‌خانی؟ تا طوری بگویم «دوستت دارم» که بی‌درنگ باور کنی.

➖ خلق سادگی با پوسته‌ی دانش یا هسته‌ی آن؟ ساده بنویس نه ساده‌لوحانه.

➖ خلاقانه‌گویی حاصل پرهیز وسواس‌گونه از بیان بدیهیات است.

 

 

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *